نقد و بررسی
نقد سگ های پیر (Old Dogs) | 2009
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کمدی خانوادگی «Old Dogs» محصول سال ۲۰۰۹، به کارگردانی Walt Becker، کمدیای خانوادگی دربارهٔ دو دوست و شریک کاری است که ناگهان با مسئولیتی روبهرو میشوند که هیچیک برای آن آماده نیستند. فیلم از همان ابتدا دو مسیر را کنار هم میگذارد: تلاش برای نهاییکردن قراردادی مهم و کوشش برای کنارآمدن با دو کودک هفتساله.
این تقابل، موتور اصلی موقعیتهای کمیک و نیز زمینهٔ پیام آشنای فیلم است: گاهی آنچه زندگی را دگرگون میکند، برنامهای از پیش تعیینشده نیست، بلکه مسئولیتی ناخواسته و رابطهای تازه است. با این حال، فیلم بیش از آنکه بخواهد این ایده را با ظرافت بپروراند، به سراغ کمدیهای پرتحرک و موقعیتهای اغراقآمیز میرود.
نتیجه اثری است که برای تماشای خانوادگی ساخته شده، اما کیفیت شوخیها و پیوستگی روایت در آن یکدست نیست. گاهی شلوغی و بیپرواییاش سرگرمکننده میشود؛ گاهی هم همان شلوغی، جای پرداخت شخصیت و ساختن لحظههای ماندگار را میگیرد. طرح داستان و کشمکش اصلی دن و چارلی سالهاست دوستان صمیمی و شریک کاریاند.
درست هنگامی که کسبوکارشان در آستانهٔ یک معاملهٔ بزرگ قرار دارد، گذشتهٔ دن با خبری غیرمنتظره به زمان حال بازمیگردد: او پدر دوقلوهایی است که تاکنون از وجودشان خبر نداشته است. مادر بچهها مدتی نمیتواند از آنها مراقبت کند و دن، با وجود ناآمادگی، مسئولیت را میپذیرد. چارلی نیز بهجای آنکه فقط از دور نظارهگر باشد، ناخواسته در ماجرا شریک میشود.
« نتیجه اثری است که برای تماشای خانوادگی ساخته شده، اما کیفیت شوخیها و پیوستگی روایت در آن یکدست نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این طرح، بهخودیخود ظرفیت فراوانی برای کمدی دارد. دو مرد بزرگسال که در کار خود اعتمادبهنفس دارند، در برابر نیازهای ساده و روزمرهٔ کودکان دستوپا گم میکنند؛ همزمان میکوشند ظاهر زندگی حرفهایشان را حفظ کنند. اما فیلم از دل این تضاد، بهندرت یک مسیر روایی کاملاً منسجم میسازد.
بعضی موقعیتها بیشتر شبیه زنجیرهای از لطیفهها و دردسرهای پراکندهاند تا گامهایی در داستانی که پیوسته پیش میرود. همین ویژگی سبب میشود کشمکش میان خانواده و کار، با وجود جذابیت اولیه، گاه از توان دراماتیک خود فاصله بگیرد. دو بازیگر در مرکز قاب مهمترین نیروی جاذبهٔ فیلم، حضور رابین ویلیامز و جان تراولتا در کنار یکدیگر است.
ویلیامز در نقش دن، مردی سختگیر و کنترلگر را تصویر میکند که میکوشد با نظمی از پیشساخته از پس موقعیت تازه برآید؛ اما هرچه بیشتر بر کنترل امور اصرار میکند، آشفتگی آشکارتر میشود. بازی او انرژی و انعطافی دارد که میتواند حتی از یک شوخی نهچندان تازه، لحظهای قابلتماشا بسازد. تراولتا در نقش چارلی، وجه راحتتر و بازیگوشتر این زوج را بر عهده میگیرد.
رابطهٔ میان این دو، با تفاوت خلقوخو و واکنشهایشان جان میگیرد: یکی میخواهد همهچیز را سر جای خود نگه دارد و دیگری بیشتر با جریان اتفاقات پیش میرود. فیلم از این تضاد سود میبرد، زیرا بازیگران با جدیت و شور کامل وارد موقعیتهای مضحک میشوند. گاه به نظر میرسد حضور پرانرژی آنها از خود فیلمنامه نیرومندتر است؛ نقطهقوتی که همزمان محدودیت اثر را نیز نشان میدهد.
« این طرح، بهخودیخود ظرفیت فراوانی برای کمدی دارد. »
شخصیتها و اجرا
استعداد بازیگران نمیتواند همواره جای خالی شوخیهای پرداختشده یا ساختار محکم را پر کند. بچهها و تصویر پدرشدن دوقلوها تنها ابزاری برای بههمریختن برنامهٔ دو مرد نیستند؛ آنها فرصتی فراهم میکنند تا شخصیت دن با چیزی فراتر از کار و نظم شخصی روبهرو شود. فیلم بهسادگی نشان میدهد که مراقبت از کودک صرفاً مجموعهای از دستورها و تدابیر نیست.
صبر، توجه و توانایی برقراری ارتباط نیز اهمیت دارند؛ مهارتهایی که دن باید در عمل بیاموزد، نه با تکیه بر عادتهای پیشینش. با این همه، نگاه فیلم به فرزندپروری بیشتر بر موقعیتهای کمیک استوار است تا کاوشی جدی در رابطهٔ پدر و فرزند. کودکان گاهی به محرک ماجراهای شلوغ بدل میشوند و کمتر فرصت مییابند به شخصیتهایی مستقل و چندلایه تبدیل شوند.
با وجود این، حضور آنان برای مخاطب کمسنوسال جذاب است و فضای فیلم را بهسوی سرگرمی خانوادگی میبرد. تفاوت واکنش تماشاگران نیز از همینجا میآید: برخی از سادگی و مسخرهبازی فیلم لذت میبرند، حال آنکه برخی دیگر آن را کممایه و پراکنده مییابند. شوخیها؛ از لحظههای بامزه تا تکرار «Old Dogs» به کمدی موقعیت، شوخیهای بدنی و اغراق متکی است.
شخصیتهایی که در انجام کارهای عادی درماندهاند، واکنشهای بزرگ و دردسرهای پیدرپی میسازند. بخشی از طنز فیلم از جدیگرفتن موقعیتهایی میآید که اساساً مضحکاند؛ بهویژه وقتی دن و چارلی میکوشند در برابر آشفتگی تازه، همچنان شبیه آدمهایی مسلط و قابلاعتماد رفتار کنند. بعضی لحظهها، بهخصوص برای تماشاگرانی که با کمدی سبک و بیتکلف همراه میشوند، واقعاً خندهدارند.
« استعداد بازیگران نمیتواند همواره جای خالی شوخیهای پرداختشده یا ساختار محکم را پر کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما فیلم به این اندازه از موفقیت بسنده نمیکند. شمار زیادی از شوخیها یا پیشبینیپذیرند یا پس از شکلگیری موقعیت، بیش از اندازه ادامه پیدا میکنند. همچنین همهٔ شوخیها از یک جنساند و ریتمی یکنواخت میسازند؛ به این معنا که تماشاگر گاهی پیش از رسیدن لطیفه، مسیر آن را حدس میزند. در چنین لحظههایی، انرژی بازیگران به جای آنکه طنز را غنیتر کند، صرف بلندترکردن صدای شوخی میشود.
این همان نقطهای است که مسخرهبازی برای یک گروه از مخاطبان دلپذیر و برای گروهی دیگر خستهکننده به نظر میرسد. ریتم، فیلمنامه و پراکندگی یکی از دشواریهای اصلی فیلم، حفظ تعادل میان خط خانوادگی و ماجرای کاری است. هر دو خط در آغاز نوید کشمکشی روشن میدهند، اما فیلمنامه همیشه نمیتواند آنها را چنان درهمتنیده کند که هر اتفاق به شکل طبیعی از اتفاق قبلی بیرون بیاید.
گاهی روایت بهجای آنکه موقعیتها را به سوی نقطهای مشخص هدایت کند، از یک دردسر به دردسر بعدی میپرد. چنین ساختاری با کمدی سبک ناسازگار نیست، اما وقتی تنوع و دقت کافی در طراحی شوخیها نباشد، حاصل به پراکندگی نزدیک میشود. ریتم اثر نیز از همین مسئله تأثیر میپذیرد. زمان اجرای نسبتاً کوتاه فیلم مانع از آن نشده که برخی بخشها کشدار احساس شوند؛ زیرا طول یک صحنه تنها به مدت آن وابسته نیست، بلکه به پیشرفت روایی و تازگی شوخیهایش نیز بستگی دارد.
اگر یک موقعیت پس از آنکه نکتهٔ اصلیاش روشن شده همچنان ادامه یابد، سرعت فیلم افت میکند. از این رو، تماشاگرانی که انتظار کمدیای موجز و دقیق دارند ممکن است با لحظههایی روبهرو شوند که حوصلهشان را میآزماید. کارگردانی و لحن خانوادگی Walt Becker فیلم را با لحنی روشن و بیتکلف پیش میبرد.
« اما فیلم به این اندازه از موفقیت بسنده نمیکند. »
قوتها و کاستیها
«Old Dogs» نه قصد دارد واقعگرایی تلخی دربارهٔ پدرشدن ارائه دهد و نه میخواهد در پیچیدگیهای روانشناختی شخصیتهایش توقف طولانی کند. معیارش بیشتر این است که موقعیتهای قابلفهم و سرگرمکنندهای بسازد که تماشاگران گوناگون بتوانند با آنها همراه شوند. در این چارچوب، حضور کودکان و چهرههای آشنا به فیلم حالوهوای یک سرگرمی خانوادگی میدهد.
بااینحال، لحن خانوادگی همیشه به معنای هماهنگی کامل نیست. فیلم در برخی لحظهها به شوخیهای عام و سبک تکیه میکند و در برخی دیگر میخواهد بر اهمیت پیوند خانوادگی و تغییر نگاه شخصیتها تأکید کند. این دو وجه میتوانستند در کنار هم کار کنند، اما گذار میان آنها همیشه روان نیست. در نتیجه، پیام عاطفی اثر گاهی ساده و صمیمی جلوه میکند و گاهی زیر انبوه شوخیهای پراکنده کمرنگ میشود.
جمعبندی «Old Dogs» کمدیای است که بیش از هر چیز به شیمی میان رابین ویلیامز و جان تراولتا و انرژی بیپروای آن دو تکیه دارد. حضورشان، همراه با چند موقعیت واقعاً بامزه و فضای مناسب برای تماشای جمعی، به فیلم جذابیت میبخشد. در سوی دیگر، ریتم کند و نامتوازن، شوخیهایی که یکی پس از دیگری به نتیجه نمیرسند و داستانی که گاه انسجام خود را از دست میدهد، مانع از آن میشوند که اثر به کمدیای واقعاً خوشساخت تبدیل شود.
تماشاگرانی که با کمدی سبک، شلوغ و اندکی احمقانه کنار میآیند، ممکن است از انرژی بازیگران و لحظههای بامزهاش لذت ببرند؛ بهویژه اگر هدفشان سرگرمی سادهای برای یک دورهمی باشد. اما کسانی که به فیلمنامهای منظم، طنزی تازه و پرداخت عمیقتر شخصیتها اهمیت میدهند، احتمالاً با کمبودهایی روبهرو خواهند شد.
« در این چارچوب، حضور کودکان و چهرههای آشنا به فیلم حالوهوای یک سرگرمی خانوادگی میدهد. »
جمعبندی
حاصل، فیلمی نابرابر است: گاهی خندهآور و دوستداشتنی، گاهی کشدار و آشفته؛ اثری که بهترین لحظههایش را بیشتر از بازیگرانش میگیرد تا از داستانی که برایشان نوشته شده است.
ثبت دیدگاه