نقد و بررسی
نقد باباهای قدیمی (Old Dads) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با ظرفیتهای جذاب «Old Dads» کمدیای درباره سه دوست قدیمی است که در میانسالی، همزمان با مسئولیتهای پدرشدن، درمییابند زبان و عادتهایشان دیگر با جهان پیرامون سازگار نیست. جک، کانر و مایک با مدیران جوان شرکتی که زمانی در آن سهم داشتهاند، مدیران مهدکودک و والدینی روبهرو میشوند که قواعد تازهای برای رفتار و تربیت تعریف میکنند.
تقابل آنها با تغییرات فرهنگی، ماده خام مناسبی برای کمدی است؛ اما فیلم گاهی چنان شیفته غرغر قهرمانانش میشود که فرصت نمیکند از این موقعیت به پرسشی عمیقتر برسد: آیا تغییر زمانه واقعاً مشکل است، یا ناتوانی ما در پذیرفتن سهم خودمان از آن؟ سه مرد و سه شکل مواجهه با میانسالی جک، با بازی بیل بر، پرخاشگرترین عضو گروه است؛ مردی که واکنش فوری را به تأمل ترجیح میدهد و هر اختلافی را نشانهای از افراط یا بیمنطقی طرف مقابل میبیند.
کانرِ بابی کاناوله رفتاری نرمتر و اجتماعیتر دارد، اما او نیز در تلاش برای جوانماندن و کنارآمدن با انتظارات خانواده، گاه به نوعی خودفریبی پناه میبرد. مایکِ بوکیم وودبین، که در مرحلهای متفاوت از زندگی خانوادگی قرار دارد، امکان طرح مسئلهای تازه درباره پدری در سن بالاتر را فراهم میکند.
این سهگانه از حیث ترکیب بازیگران یکی از داراییهای فیلم است. هرکدام ریتم و حضور متفاوتی به جمع میآورند و رابطهشان حس رفاقتی دیرپا دارد؛ گویی شخصیتها پیش از آغاز فیلم هم سالها کنار هم وقت گذراندهاند. همین صمیمیت باعث میشود شوخیهای گروهی، حتی وقتی چندان تازه نیستند، گاه جان بگیرند.
« این سهگانه از حیث ترکیب بازیگران یکی از داراییهای فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، فیلم به تفاوتهای این سه مرد وفادار نمیماند و در بخشهایی آنان را به بلندگوهایی برای ابراز نارضایتیهای مشابه بدل میکند. طنزی که از خشم نیرو میگیرد بیل بر در نخستین تجربه کارگردانیاش، لحن آشنای کمدی تند و بیپرده را به فیلم میآورد. شوخیها از موقعیتهای روزمره، زبان نامناسب در جمعهای رسمی، برخورد با مدیران جوان و سوءتفاهمهای خانوادگی تغذیه میکنند.
برخی از این لحظات بهخوبی از تضاد میان شخصیتهای عبوس و محیطهایی که از آنان انتظار خویشتنداری دارند بهره میبرند. فیلم از این نظر میداند کجا باید اصطکاک بسازد و از انفجار کلامی یک موقعیت کمیک بیرون بکشد. مشکل آنجاست که بیپروایی بهتنهایی جای ظرافت کمدی را نمیگیرد. شوخی رکیک میتواند غافلگیرکننده باشد، اما وقتی به پاسخ پیشفرض فیلم برای هر تنش تبدیل شود، اثرش کاهش مییابد.
«Old Dads» بارها به جای ساختن موقعیتی که شخصیت را ناچار به انتخابی مضحک یا متناقض کند، او را در حال غرزدن نشان میدهد. تماشاگر میفهمد جک از چه چیزهایی خشمگین است، اما همیشه روشن نیست این خشم چه چیزی درباره او آشکار میکند. شکاف نسلی؛ موضوعی که به کاریکاتور نزدیک میشود برخورد نسلها میتوانست قلب فکری فیلم باشد.
تغییر زبان محیط کار، حساسیتهای اجتماعی، تعریف تازه از پدر خوب و شیوههای نوین تربیت کودک، همگی پرسشهایی واقعیاند. فیلم نیز بهدرستی میبیند که کنارآمدن با تغییر برای مردانی که عادت دارند اقتدارشان را بدیهی بدانند، آسان نیست. اما بهجای کاوش متوازن این تعارض، اغلب دو سوی آن را به تصویرهایی سادهشده تبدیل میکند: مردان میانسالِ زودرنج در یک سو و مدیران یا والدین جوانِ متظاهر و خودرأی در سوی دیگر.
« فیلم از این نظر میداند کجا باید اصطکاک بسازد و از انفجار کلامی یک موقعیت کمیک بیرون بکشد. »
شخصیتها و اجرا
در چنین چارچوبی، اختلاف نظر کمتر به گفتوگویی میان آدمهایی با تجربههای متفاوت بدل میشود و بیشتر به مسابقهای برای اثبات حقانیت یک طرف. فیلم گاهی به رفتارهای افراطی نسل تازه میخندد، اما کمتر میپرسد چرا این قواعد پدید آمدهاند یا آیا بخشی از آنها واقعاً میتواند زندگی دیگران را بهتر کند.
از آن سو، کاستیهای پدران میانسال نیز معمولاً بهانهای برای شوخی میشود، نه فرصتی برای فهمیدن ترس، ناامنی یا مسئولیتگریزی پشت رفتارشان. حاصل، طنزی است که موضوعش بالقوه پیچیده است اما نگاهش اغلب یکسویه میماند. پدرشدن و مسئولیتی که به حاشیه میرود عنوان فیلم وعده میدهد که تجربه پدرشدن در سنین بالاتر، چیزی بیش از پسزمینهای برای شوخیهای نسلی باشد.
جک باید میان خشم مهارنشده خود و نیازهای فرزندش تعادل برقرار کند؛ کانر در زندگی زناشویی و تربیت کودک با انتظاراتی متفاوت روبهرو است؛ و زندگی مایک نیز او را با چشماندازی پیشبینینشده مواجه میکند. این مسیرها امکان میدهند فیلم از غرولند درباره جهان بیرون به پرسشهای شخصیتر برسد: پدر خوب بودن چه معنایی دارد و آیا تجربه و سن، لزوماً به بلوغ عاطفی میانجامد؟
فیلم گاهی به این پرسشها نزدیک میشود، اما پیگیریشان یکنواخت نیست. رابطه پدران با فرزندان میتوانست نقطه اتکای احساسی و اخلاقی روایت باشد؛ در عوض، بخشهایی از آن زیر سایه موقعیتهای شلوغ و شوخیهای تند قرار میگیرد. همین امر سبب میشود تغییر شخصیتها در لحظههایی بیشتر تابع نیاز داستان باشد تا نتیجه روندی پیوسته و باورپذیر.
« حاصل، طنزی است که موضوعش بالقوه پیچیده است اما نگاهش اغلب یکسویه میماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلمنامه و ریتم نامتعادل «Old Dads» از چند خط داستانی بهره میبرد: فروش کسبوکار قدیمی، کنارآمدن با رئیس جوان، تنشهای مهدکودک و بحرانهای خانوادگی. هر خط بهتنهایی ظرفیت کمدی دارد، اما پیوند میان آنها همیشه استوار نیست. فیلم گاه از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میپرد، بیآنکه تضادهای قبلی را به نتیجهای دراماتیک برساند.
این پراکندگی بهخصوص در بخشهایی از روایت، حس کشآمدن و ناهماهنگی ایجاد میکند. ساختار فیلم نیز بیش از آنکه بر تحول منظم شخصیتها استوار باشد، شبیه رشتهای از قطعات کمدی است که بعضی از آنها بهتر از بقیه کار میکنند. این شیوه برای کمدیهای مبتنی بر بداهه و حضور بازیگر میتواند مؤثر باشد، اما در اینجا گاهی داستان را از حرکت بازمیدارد.
فیلم ایدههای کافی دارد؛ آنچه کم دارد، انتخاب و تمرکز است. اگر چند خط فرعی محدودتر میشدند و رابطه میان پدران و خانوادههایشان سهم بیشتری مییافت، طنز اثر میتوانست هم دقیقتر و هم عاطفیتر باشد. کارگردانی و کیفیت اجرا حضور بیل بر در مرکز فیلم، هم امتیاز آن است و هم محدودیتش. او برای بازی در نقش مردی تندخو و زبانتلخ مناسب است و انرژی کلامیاش به صحنهها فوریت میدهد.
اما وقتی شخصیت اصلی به جهانبینی شناختهشده بازیگر نزدیک است، فاصلهگذاری انتقادی دشوارتر میشود: گاه به نظر میرسد فیلم رفتار جک را به چالش میکشد، و گاه همان رفتار را وسیلهای برای پیروزی کمیک او قرار میدهد. این دوگانگی به شخصیت پیچیدگی میبخشد، اما در نهایت موضع فیلم را مبهم میکند.
« هر خط بهتنهایی ظرفیت کمدی دارد، اما پیوند میان آنها همیشه استوار نیست. »
قوتها و کاستیها
کاناوله و وودبین در شکلدادن به شیمی گروهی نقش مهمی دارند. حضورشان به کمدی وزن میدهد و اجازه نمیدهد تمام صحنهها بر خشم جک متمرکز بمانند. بااینحال، محدودیت فیلمنامه در پرداخت شخصیتها به بازیگران نیز منتقل میشود؛ بعضی از لحظاتشان بیش از آنکه لایه تازهای از زندگی آنان را آشکار کند، برای حرکت دادن شوخی یا پیشبرد رویدادها به کار میرود.
جمعبندی «Old Dads» کمدیای پرانرژی و گاه واقعاً خندهآور است که از صمیمیت سه بازیگر اصلی و جسارت شوخیهای بیپردهاش سود میبرد. تقابل نسلها، پدرشدن در میانسالی و احساس عقبماندن از زمانه، مجموعهای غنی از موقعیتهای بالقوه فراهم میکنند. اما فیلم غالباً به جای گسترش این ظرفیتها، به تکرار غرولندها و تصویرهای آشنای دو نسل بسنده میکند.
شخصیتها از عمق کافی برخوردار نیستند، خطهای داستانی همیشه بهخوبی به هم نمیرسند و لحن میان هجو اجتماعی و درام خانوادگی نوسان دارد. بااینهمه، اثر کاملاً بیثمر نیست: شیمی بازیگران و چند موقعیت کمیک موفق، آن را به سرگرمیای قابلتماشا بدل میکند. قوتش در لحظههایی است که از اصطکاک واقعی میان آدمها خنده میسازد؛ ضعفش در زمانی است که تصور میکند خودِ خشم، بینیاز از پرسش و دگرگونی، برای ساختن طنز کافی است.
« کاناوله و وودبین در شکلدادن به شیمی گروهی نقش مهمی دارند. »
ثبت دیدگاه