نقد و بررسی
نقد شورش در اداره (Office Uprising) | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با چاشنی محیط کار «Office Uprising» به سراغ برخوردی آشوبزده میان دو قلمرو میرود: روزمرگی بیروح اداره و خشونت اغراقشدهی فیلمهای زامبی. در کارخانهای که سلاح میسازد، نوشیدنی انرژیزای آلوده کارکنان را به موجوداتی مهاجم و خشن بدل میکند؛ دزموند، کارمند کمانگیزهای که از آن ننوشیده، ناگهان باید برای زندهماندن و نجات سامانتا راهی پیدا کند.
این پیشفرض بهتنهایی وعدهی تماشایی پرتحرک و کمدی سیاه میدهد، اما جذابیت فیلم بیش از آنکه از تازگی ایده سرچشمه بگیرد، در بازی با تضادهایش نهفته است: تشریفات خشک سازمانی در کنار فروپاشی نظم، و زبان آراستهی مدیریت در برابر خشونتی که دیگر نمیتوان پشت شعارهای شرکتی پنهانش کرد. فیلم را Lin Oeding کارگردانی کرده و بازیگرانی چون Brenton Thwaites، Jane Levy و Karan Soni در آن حضور دارند.
اداره بهمثابه ماشین فرسودگی محیط کار در فیلم صرفاً پسزمینهای برای حملهی زامبیها نیست؛ خود بخشی از شوخی مرکزی اثر است. Ammotech شرکتی است که ابزارهای خشونت میسازد، اما در ظاهر میکوشد با زبان بهرهوری، انگیزش و نظم اداری تصویری مطمئن از خود ارائه کند. چنین تناقضی زمینهی مناسبی برای طنز فراهم میآورد: کارکنانی که گرفتار سلسلهمراتب، گزارشها و مقرراتاند، حالا باید در همان ساختمان با پیامدهای وحشتناک محصولی روبهرو شوند که شرکت عرضه کرده است.
هجو فیلم در بهترین لحظاتش به همین فاصلهی میان تبلیغات شرکتی و واقعیت خشن تکیه میکند. بااینحال، «Office Uprising» این ظرفیت را تا حد یک نقد اجتماعی عمیق گسترش نمیدهد. نگاهش به فرهنگ محیط کار بیشتر وسیلهای برای ساخت موقعیتهای کمدی و بستر درگیری است تا واکاوی دقیق قدرت، استثمار یا بیگانگی شغلی.
« فیلم را Lin Oeding کارگردانی کرده و بازیگرانی چون Brenton Thwaites، Jane Levy و Karan Soni در آن حضور دارند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم اشاره میکند که سازوکارهای شرکت از پیش ناکارآمد و مضحکاند، اما کمتر مکث میکند تا این مضمون را به لایهای جدیتر بدل سازد. از این رو، فضای اداری بیش از آنکه موضوع اصلی اثر باشد، سکویی است برای نمایش فروپاشی نظم و تبدیل ابزارهای روزمره به وسایل بقا. دزموند و قهرمانی ناخواسته دزموند از الگوی قهرمان اکشن متعارف فاصله دارد.
او تنبل، بیانضباط و در آغاز بیش از آنکه به مسئولیتهایش وفادار باشد، در پی گریز از آنهاست. این ویژگی به فیلم امکان میدهد قهرمانش را نه با فضیلتهای باشکوه، بلکه با مجموعهای از ضعفها و واکنشهای ناگهانی تعریف کند. بحران، او را یکشبه به شخصیتی بینقص تبدیل نمیکند؛ بلکه شرایطی پیش میآورد که بیمیلی و خودخواهیاش بهتدریج با نیاز به تصمیمگیری و مراقبت از دیگران درگیر میشود.
Brenton Thwaites این نقش را با لحنی سبک و گاه عامدانه بیخیال پیش میبرد. اجرای او برای کمدی سیاه فیلم مناسب است، هرچند شخصیت دزموند همیشه به اندازهای پرداخت نمیشود که دگرگونیاش وزن عاطفی چشمگیری پیدا کند. رابطهی او با سامانتا نیز بخشی از نیروی محرک داستان است، اما گاهی بیش از آنکه رابطهای پیچیده و باورپذیر باشد، بهانهای برای پیشبردن مأموریت نجات به نظر میرسد.
سامانتا با بازی Jane Levy حضوری سرزنده دارد و از انفعال معمول نقشهای فرعی فاصله میگیرد، ولی سهم او در شکلدادن به مسیر داستان میتوانست پررنگتر باشد. گروه بازیگران و نیروی کمدی یکی از دلایل زندهماندن فیلم در لحظات کمرمق، انرژی جمعی بازیگران است. Karan Soni در نقش موراَد به گروه لحنی متفاوت میدهد و بخشی از شوخیها از تفاوت خصلتها و واکنشهای شخصیتها به بحران نیرو میگیرد.
« دزموند و قهرمانی ناخواسته دزموند از الگوی قهرمان اکشن متعارف فاصله دارد. »
شخصیتها و اجرا
Zachary Levi نیز با ایفای نقش مدیر شرکت، به جهان اداری فیلم صورتی نمایشی و نامعقول میبخشد. در مجموع، بازیگران میفهمند که با اثری روبهرو هستند که قرار نیست رفتارهایش را با واقعگرایی سختگیرانه توجیه کند؛ آنها به اغراق و طنز موقعیت مجال میدهند و همین سازگاری، گروه را از مجموعهای از نقشهای پراکنده به یک ترکیب نسبتاً سرگرمکننده بدل میسازد.
بااینهمه، همهی شوخیها به یک اندازه موفق نیستند. گاهی بازیگران با جدیتِ بیش از اندازه در برابر موقعیتی مضحک، تضادی خندهدار میسازند؛ اما گاهی دیگر، فیلم صرفاً بر صدای بلند، خشونت تصویری یا واکنشی اغراقآمیز تکیه میکند و انتظار دارد خود موقعیت خندهدار باشد. نتیجه، کمدیای ناهموار است: چند لحظهی واقعاً بامزه در کنار شوخیهایی که بهسرعت میگذرند یا اثر لازم را نمیگذارند.
ریتم، مقدمهچینی و حرکت روایت فیلم در آغاز میکوشد شخصیتها و مناسبات محل کار را معرفی کند تا هرجومرج بعدی زمینهای انسانی داشته باشد. این انتخاب در اصل قابلدفاع است؛ اگر مخاطب پیش از بحران تصویری از کارمندان و نگرانیهایشان نداشته باشد، نابسامانی پس از آن ممکن است صرفاً به رشتهای از زدوخوردهای بیمعنا تقلیل یابد.
مشکل آنجاست که مقدمهچینی گاهی بیش از اندازه طول میکشد و گفتوگوها پیش از آنکه به فضای تهدیدآمیز برسند، حس انتظار را کش میدهند. وقتی بحران به جریان میافتد، فیلم در بسیاری از صحنهها تحرک بهتری پیدا میکند. گریز در راهروها، مواجهه با همکاران دگرگونشده و بهرهگیری از امکانات یک کارخانهی تسلیحاتی، موقعیتهایی برای کنش و شوخی پدید میآورد.
« Zachary Levi نیز با ایفای نقش مدیر شرکت، به جهان اداری فیلم صورتی نمایشی و نامعقول میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما ریتم در سراسر فیلم یکنواخت نیست: میان سکانسهای اکشن، بخشهایی قرار میگیرند که نه به اندازهی کافی شخصیتها را عمیق میکنند و نه تعلیق را بالا میبرند. به همین سبب، اثر گاه میان مکثهای طولانی و شتاب ناگهانی نوسان دارد. خشونت، اکشن و جلوههای فنی خشونت در «Office Uprising» عمدتاً در خدمت کمدی سیاه است.
برخورد کارمندان با ابزارهای محیط کار و سلاحهای کارخانه، از همان تضاد محوری فیلم نیرو میگیرد: مکانی که برای تولید جنگافزار ساخته شده، ناگهان به صحنهی نبردی درونسازمانی بدل میشود. این زمینه چند موقعیت تصویری سرگرمکننده میسازد و فیلم هر جا که از تجهیزات و فضای کارخانه برای خلق کنش استفاده میکند، هویت متمایزتری پیدا میکند.
اکشنها نیز بهطور کلی بهاندازهای هستند که تماشای آخرشبی را پرتحرک نگه دارند، بیآنکه فیلم بهطور کامل به وحشت جدی تبدیل شود. در سوی دیگر، کیفیت اجرایی صحنهها همیشه همسطح نیست. برخی جلوههای ویژه و لحظات خشونتآمیز پرداختی شلخته دارند و گاهی بیش از آنکه حس شوک یا هیجان بسازند، به محدودیتهای تولیدی یادآوری میکنند.
این ناهمواری بهویژه زمانی محسوس است که فیلم میخواهد همزمان خونبار، کمیک و پرشتاب باشد، اما میزانسن یا جلوهی بصری توان پیوند دادن این لحنها را ندارد. بااینحال، چون اثر از ابتدا خود را چندان جدی نمیگیرد، این نارساییها همیشه مخرب نیستند؛ گاه حتی با حالوهوای خام و بیپروای فیلم جور درمیآیند.
« به همین سبب، اثر گاه میان مکثهای طولانی و شتاب ناگهانی نوسان دارد. »
قوتها و کاستیها
کمدی زامبی و مسئلهی تازگی ترکیب فضای اداری و هجوم زامبیها ظرفیت سرگرمکنندهای دارد، ولی «Office Uprising» در قلمرویی قدم میگذارد که پیشتر نمونههای فراوانی از آن دیدهایم. از این رو، فیلم برای متمایزشدن به شخصیتپردازی، طنز تیز یا زاویهی دید تازه نیاز دارد؛ عناصری که تنها بهصورت مقطعی و نه پیوسته در اختیارش قرار میگیرند.
داستان در چارچوب آشنای بقا و فرار حرکت میکند و بسیاری از لحظاتش به انتظار مخاطب از یک کمدی زامبی وفادار میمانند. مزیت اثر این است که از ادعای ژرفاندیشی یا وحشت ماندگار فاصله میگیرد. قصدش بیشتر ساختن سرگرمی پرهیاهو از برخورد اداره با آخرالزمانی کوچک است. همین رویکرد، در کنار شوخیهای سیاه و گروه بازیگران، گاهی به فیلم سرزندگی میدهد؛ اما در جاهایی نیز بهانهای میشود تا از پرداخت دقیقتر ایدهها صرفنظر کند.
فیلم نه آنقدر تازه است که قواعد ژانر را دگرگون کند و نه آنقدر منسجم که همهی ظرفیتهای آشنایش را به بهترین شکل به کار گیرد. جمعبندی «Office Uprising» کمدی ترسناکی است که جذابیت اصلیاش در برخورد میان روزمرگی اداری، فرهنگ شرکتی و خشونتی ناگهانی نهفته است. بازی گروهی بازیگران، چند شوخی موفق و صحنههای اکشنِ گاه خلاقانه، آن را به گزینهای مناسب برای تماشایی سبک و بیتکلف تبدیل میکند.
در مقابل، ایدهی نهچندان تازه، مقدمهچینی کشدار، شوخیهای نامتوازن و جلوههای ویژهی ناهموار مانع از آن میشوند که فیلم به اثری فراتر از سرگرمی گذرا بدل شود. برای مخاطبی که انتظار نوآوری ژانری، هراس جدی یا طنزی پیوسته و دقیق دارد، فیلم احتمالاً رضایت کامل فراهم نمیکند. اما اگر معیار، تماشای اثری پرتحرک با فضای نامتعارف، خشونت هجوآمیز و چند لحظهی خندهدار باشد، «Office Uprising» میتواند در همان محدودهی modest و بیادعای خود کارکرد داشته باشد: فیلمی برای رهاکردن ذهن، نه برای جستوجوی تجربهای ماندگار.
« مزیت اثر این است که از ادعای ژرفاندیشی یا وحشت ماندگار فاصله میگیرد. »
ثبت دیدگاه