نقد و بررسی
نقد راه رفتن روی یخ نازک (Of Walking on Thin Ice) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفر بهمثابه کنش اخلاقی «Of Walking on Thin Ice» مستندی دربارهٔ پیادهرویای اعتراضی از لندن به گلاسگو است؛ سفری که در آستانهٔ نشست اقلیمی کاپ۲۶ شکل میگیرد و میکوشد صدای نگرانیهای زیستمحیطی را به رهبران جهان برساند. اما فیلم بیش از آنکه شرحی خبری از یک کارزار باشد، به تجربهٔ خودِ راه رفتن علاقه نشان میدهد: تکرار گامها، گذر از چشماندازها و پیوستن آدمهایی که شاید تنها بخشی از مسیر را همراه شوند.
در اینجا حرکت از نقطهای به نقطهٔ دیگر، استعارهای از پایداری و مسئولیت جمعی است؛ عملی کوچک که معنایش از تداوم و همراهی نیرو میگیرد. عنوان فیلم نیز همین وضعیت ناپایدار را تداعی میکند: راه رفتن بر یخی نازک، گویی ایستادن در لحظهای است که زمین و آیندهاش آسیبپذیرند. اثر پاسخ روشنی برای این پرسش ندارد که آیا یک ردپا میتواند وجدان جمعی را تغییر دهد؛ در عوض، پرسش را در مرکز تجربهٔ تماشاگر میگذارد.
همین انتخاب، فیلم را از بیانیهای مستقیم دور میکند، هرچند همیشه هم به روایتی منسجم و پرشتاب نمیانجامد. جغرافیای پیادهروی و حس زیارت نقطهٔ قوت اصلی فیلم، تبدیل مسافت به تجربهای حسی است. راه در اینجا صرفاً فاصلهای میان لندن و گلاسگو نیست؛ زمانی برای دیدن، شنیدن و نزدیک شدن به طبیعت و آدمهایی است که در مسیر با یکدیگر برخورد میکنند.
« همین انتخاب، فیلم را از بیانیهای مستقیم دور میکند، هرچند همیشه هم به روایتی منسجم و پرشتاب نمیانجامد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
دوربین همراه پیادهروها حرکت میکند و به جای آنکه سفر را از چشمانداز بیرونی و بیطرفانه روایت کند، تماشاگر را تا حدی درون آن قرار میدهد. مناظر، بدنهای در حرکت و جمعی که پیوسته تغییر میکند، فضای یک زیارت مدنی و زیستمحیطی را میسازند. تعبیر «زیارت» برای این مسیر صرفاً استعارهای شاعرانه نیست.
آیینوارگیِ پیادهروی، تکرار روزها و استمرار گامها به سفر کیفیتی تأملی میدهد. در این منطق، کنش سیاسی فقط در سخنرانی یا حضور در یک نشست رسمی خلاصه نمیشود؛ ممکن است در مراقبت از هممسیران، صرف وقت و پذیرش دشواری راه نیز شکل بگیرد. فیلم این معنا را با توضیحهای نظری سنگین تحمیل نمیکند و بیشتر میکوشد آن را از خودِ حرکت بیرون بکشد.
جمعی ناهمگون، تجربهای مشترک بیش از هزار نفر، از کودکان تا سالمندان، در بخشهایی از مسیر همراه راهپیمایان میشوند. این تنوع به مستند بُعدی انسانی میبخشد: کنش اقلیمی در قاب فیلم نه به یک چهرهٔ مشهور محدود است و نه صرفاً به گروهی از فعالان حرفهای. آدمها با انگیزهها و عواطف متفاوت کنار هم قرار میگیرند و همین حضور، معنای «جمعی» را از شعار به تجربهای ملموس نزدیک میکند.
« مناظر، بدنهای در حرکت و جمعی که پیوسته تغییر میکند، فضای یک زیارت مدنی و زیستمحیطی را میسازند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در کنار امید، اندوه، ترس و دلبستگی به طبیعت را نیز به رسمیت میشناسد. این عواطف متناقض، از تبدیل مستند به اثری تبلیغاتی و یکدست جلوگیری میکنند. نگرانی دربارهٔ بحران اقلیمی در اینجا احساسی انتزاعی نیست؛ با خاطره، تعلق و تصور آینده پیوند میخورد. با این حال، گستردگی جمع گاه به بهای شناخت فردی تمام میشود.
برخی شرکتکنندگان بیشتر حامل صدایی یا نمونهای از یک نگرش باقی میمانند تا شخصیتهایی که زندگی و انگیزههایشان بهتدریج و با عمق کافی آشکار شود. تصویر و صدا: سینمایی همپای قدمها زبان بصری فیلم به فضای شاعرانهٔ آن کمک میکند. ثبت مسیر بر نگاتیو شانزدهمیلیمتری و استفاده از تصویر سیاهوسفید، به سفر بافتی ملموس و اندکی خاطرهگون میدهد.
این انتخاب با موضوع اثر تناسب دارد: فیلم به دنبال شفافیت سردِ گزارش تلویزیونی نیست، بلکه میخواهد تجربهٔ زیستهٔ راه را حفظ کند؛ ردّ زمان، بدن و مکان را در خود تصویر جای دهد. قابها گاه بیش از آنکه توضیح دهند، مکث میکنند و به تماشاگر فرصت میدهند چشمانداز را تماشا کند. صدا نیز در ساخت این کیفیت نقش دارد.
« فیلم در کنار امید، اندوه، ترس و دلبستگی به طبیعت را نیز به رسمیت میشناسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تأکید بر صداهای مسیر و تأملات راهپیمایان، حس حضور در میان جمع را تقویت میکند. در بهترین لحظهها، تصویر و صدا نه برای اثبات یک گزاره، بلکه برای منتقل کردن حالوهوای سفر کنار هم قرار میگیرند. با این همه، همین رویکرد حسی ممکن است برای مخاطبی که انتظار روایت اطلاعاتی و منظم دارد، کممایه به نظر برسد.
فیلم بیشتر میخواهد مخاطب را در ریتم قدمها شریک کند تا اینکه سازوکار بحران اقلیمی یا جزئیات سیاسی نشست را شرح دهد. ریتم و ساختار: میان مراقبه و پراکندگی حرکت آرام، بخشی از ایدهٔ فیلم است. ریتمی که با شتاب رسانهای و قطعهای پیاپی فاصله دارد، به راه رفتن فرصت میدهد تا اثرش را بگذارد و تماشاگر را به مکث وادارد.
اما این تصمیم در همهٔ لحظهها به نتیجهای یکسان نمیرسد. گاهی تکرار تصاویر و پراکندگی روایت، به جای مراقبه، احساس ایستایی ایجاد میکند. فیلم از یک تجربهٔ جمعی بزرگ سخن میگوید، اما پیوند میان بخشهای مختلف سفر همیشه آنقدر روشن نیست که هر صحنه را به گامی ضروری در مسیر تبدیل کند. این مسئله به شخصیتپردازی نیز مربوط است.
« تأکید بر صداهای مسیر و تأملات راهپیمایان، حس حضور در میان جمع را تقویت میکند. »
قوتها و کاستیها
حضور افراد گوناگون بالقوه امکان ساختن روایتی چندصدایی را فراهم میکند، ولی برخی چهرهها پیش از آنکه مجال پیدا کنند پیچیدگی بیشتری بیابند، از قاب بیرون میروند یا در کلیت جمع حل میشوند. نتیجه آن است که فیلم در انتقال احساس همبستگی موفقتر از ترسیم مسیرهای شخصی و متمایز است. این محدودیت، اثر را بیارزش نمیکند، اما فاصلهای میان گسترهٔ موضوع و عمق روایت فردی به وجود میآورد.
سیاستِ نماد و حدود اثرگذاری «Of Walking on Thin Ice» بر کنشی نمادین تکیه دارد: راهی طولانی طی میشود تا پیام مردم به جایی برسد که تصمیمهای بزرگ دربارهٔ آیندهٔ اقلیم گرفته میشود. فیلم از این نماد نه با لحنی پیروزمندانه، بلکه با نوعی تردید استفاده میکند. آیا حضور بدنی و استمرار جمعی میتواند در ساختارهای سیاسی اثر بگذارد؟
آیا دیدهشدن یک حرکت، به تغییر واقعی میانجامد؟ مستند پاسخ قطعی نمیدهد و همین امتناع از نتیجهگیری سادهانگارانه با شکنندگی موضوعش سازگار است. البته تأکید بر امید و همبستگی گاه خطر آن را دارد که کنش را در سطح معنوی نگه دارد و فاصلهٔ میان اعتراض مدنی و تصمیمگیری سیاسی را کمتر از آنچه هست نشان دهد.
« نتیجه آن است که فیلم در انتقال احساس همبستگی موفقتر از ترسیم مسیرهای شخصی و متمایز است. »
جمعبندی
فیلم دربارهٔ قدرت نمادین راهپیمایی بسیار گویاست، اما سازوکارهای دقیق تأثیرگذاری آن را به تفصیل نمیکاود. از این رو، اثر بیش از آنکه گزارشی تحلیلی دربارهٔ سیاست اقلیم باشد، تأملی سینمایی دربارهٔ این است که چرا آدمها با وجود تردید، باز هم راه میافتند. جمعبندی «Of Walking on Thin Ice» مستندی شاعرانه و صمیمی است که پیادهروی از لندن تا گلاسگو را به فرصتی برای اندیشیدن دربارهٔ زمین، همبستگی و امکان کنش جمعی تبدیل میکند.
ارزش اصلی آن در ثبت حسِ سفر و کنار هم نشاندن امید، اندوه و نگرانی است؛ در اینکه مخاطب را دعوت میکند به جای دریافت صرفِ اطلاعات، با حرکت و مکث همراه شود. تصویر سیاهوسفید، صدای مسیر و حضور نسلی متنوع از راهپیمایان، این تجربه را به اثری انسانی و تأملبرانگیز بدل میکنند. در مقابل، روایت گاه پراکنده و کند میشود، بعضی شخصیتها فرصت کافی برای شکلگیری نمییابند و پایان میتواند برای مخاطبی که انتظار جمعبندی روشن دارد کماثر یا مبهم جلوه کند.
با این همه، این ابهام با پرسش مرکزی فیلم همخوان است: شاید هیچ سفری بهتنهایی تغییر را تضمین نکند، اما گامهای مشترک میتوانند نشان دهند که آینده هنوز موضوعی بیصاحب نیست. «Of Walking on Thin Ice» در نهایت بیش از آنکه پاسخ نهایی عرضه کند، ردّ همین پرسش را در ذهن تماشاگر باقی میگذارد.
« فیلم دربارهٔ قدرت نمادین راهپیمایی بسیار گویاست، اما سازوکارهای دقیق تأثیرگذاری آن را به تفصیل نمیکاود. »
ثبت دیدگاه