نقد و بررسی
نقد از پدران و پسران (Of Fathers and Sons) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت به خانهای که جنگ در آن ساکن است «Of Fathers and Sons» مستندی از طلال درکی است که بهجای شرح مستقیم میدان نبرد، به فضایی نزدیکتر و در عین حال نگرانکنندهتر نظر میکند: خانهای در سوریه که جنگ از آستانهاش گذشته و به بخشی از زندگی روزمره بدل شده است. درکی با جلب اعتماد خانوادهای اسلامگرای افراطی، بیش از دو سال در کنار آنان میماند و دوربینش را بیش از همه به سوی دو پسر خانواده، اسامه و ایمن، میگیرد.
حاصل، گزارشی صرفاً درباره یک گروه مسلح نیست؛ فیلم میکوشد نشان دهد ایدئولوژی چگونه در مناسبات خانوادگی، بازی کودکان، اطاعت از پدر و تصور آینده نفوذ میکند. کودکی در سایه اقتدار پدر مرکز ثقل فیلم، رابطه پدر و پسر است؛ رابطهای که در آن محبت، اقتدار و آموزش با خشونت و تلقین درهم میآمیزند.
ابواسامه برای فرزندانش فقط پدر نیست، بلکه الگوی مردانگی و مرجع تعیین مسیر زندگی نیز هست. کودکان به او علاقه دارند و از او حرفشنوی میکنند، اما همین پیوند عاطفی، انتقال باورهای پدر را مؤثرتر و هراسانگیزتر میسازد. فیلم بهجای آنکه این فرایند را با توضیحهای بیرونی صورتبندی کند، آن را در صحنههای روزانه و رفتارهای کوچک آشکار میسازد: آنچه کودک میشنود، آنچه میآموزد و آنچه بهتدریج طبیعی میپندارد.
« ابواسامه برای فرزندانش فقط پدر نیست، بلکه الگوی مردانگی و مرجع تعیین مسیر زندگی نیز هست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در این میان، تفاوت اسامه و ایمن اهمیت ویژهای دارد. یکی بیش از دیگری به راهی که پدر پیش پایش میگذارد نزدیک میشود؛ دیگری میل دارد به مدرسه بازگردد. این تقابل، فیلم را از تصویری یکدست و سادهسازانه دور میکند. کودکان در این خانه نسخههای همسانی از یک عقیده نیستند؛ هر یک واکنشی متفاوت به جهانی دارند که بزرگسالان برایشان ساختهاند.
همین اختلاف کوچک، پرسشی بزرگ را پیش میکشد: در محیطی که انتخابها از پیش محدود شدهاند، اراده فردی تا کجا مجال بروز دارد؟ روزمرگی در کنار خشونت یکی از دستاوردهای برجسته فیلم، کنار هم نشاندن لحظات عادی و موقعیتهای هولناک است. بازی، شوخی و کنجکاوی کودکانه در همان جهانی رخ میدهد که آموزش نظامی و حضور جنگ در آن امری دور از دسترس نیست.
این همنشینی، نه برای ایجاد هیجان نمایشی، بلکه برای نشاندادن فرسایش مرزهاست: خشونت دیگر رخدادی استثنایی نیست که زندگی را ناگهان قطع کند؛ در بافت روزمره رسوخ کرده و به بخشی از نظم آشنا تبدیل شده است. درکی از این تضاد برای ساختن تأثیر عاطفی بهره میگیرد، اما فیلم کمتر به سمت احساساتیگری آشکار میرود.
« در این میان، تفاوت اسامه و ایمن اهمیت ویژهای دارد. »
شخصیتها و اجرا
بهجای موسیقی یا توضیحهای هدایتگر، تماشاگر با موقعیتهایی روبهرو میشود که خودشان بار اخلاقی و عاطفی سنگینی دارند. کودکی که باید امکان تجربه و آزمون جهان را داشته باشد، در محیطی قرار گرفته که آیندهاش پیشاپیش به زبان وفاداری، مبارزه و اطاعت تعریف میشود. تکاندهندگی فیلم از همین فاصله میان ظرفیت طبیعی کودکی و سرنوشت تحمیلشده بر آن سرچشمه میگیرد.
دوربین نزدیک، قضاوت محدود درکی در جایگاه ناظری بیرونی و بیخطر نمیایستد. او برای دسترسی به خانواده، خود را به آنان نزدیک میکند و در نتیجه دوربینش به فضایی راه مییابد که معمولاً از نگاه مستندهای جنگی پنهان میماند: حریم خانه و مناسبات صمیمی. این نزدیکی، نیروی اصلی فیلم است؛ زیرا تماشاگر بهجای مواجهه با چهرهای انتزاعی از افراطگرایی، با آدمهایی روبهرو میشود که غذا میخورند، با هم حرف میزنند و پیوندهای خانوادگی دارند.
چنین رویکردی دشواری اخلاقی اثر را نیز افزایش میدهد: نزدیکی به سوژه به معنای تأیید او نیست، اما تماشاگر را ناچار میکند انسانیت روزمره را در کنار باورهای خشونتبار ببیند. فیلم در بیشتر لحظات از داوری صریح پرهیز میکند و اجازه میدهد کردارها و گفتارها خودشان گویای جهانبینی خانواده باشند.
« تکاندهندگی فیلم از همین فاصله میان ظرفیت طبیعی کودکی و سرنوشت تحمیلشده بر آن سرچشمه میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خویشتنداری، از یکسو اثر را از موعظه دور نگه میدارد و به تماشاگر مجال اندیشیدن میدهد؛ از سوی دیگر، ممکن است برخی را در انتظار تحلیل روشنتر و چارچوبی تاریخی یا سیاسی گستردهتر بگذارد. دوربین به خانه راه دارد، اما این دسترسی بهتنهایی پاسخ همه پرسشهای مربوط به پیدایش و گسترش افراطگرایی را فراهم نمیکند.
تصویر، چهره و جغرافیای ویران زبان بصری فیلم بر چهرهها و چشماندازهای خشک و خشن تکیه دارد. صورت کودکان، در فاصلهای نزدیک، به سطحی برای مشاهده تغییرات و واکنشها بدل میشود؛ گاه چیزی را آشکار میکند که در گفتار مستقیم بیان نشده است. در برابر این نزدیکی، محیط پیرامون گسترده و بیرحم به نظر میرسد؛ جغرافیایی که نه پسزمینهای تزئینی، بلکه بخشی از تجربه زیستن در جنگ است.
این تقابل میان چهره نزدیک و افق خشن، به فیلم حسی از محصوربودن میبخشد: خانه ظاهراً پناهگاه است، اما از جهان بیرون و منطق آن جدا نیست. فیلمبرداری درکی بهدنبال شکوه بصری یا زیباسازی رنج نیست. تصویرها اغلب خام و مستقیماند و همین کیفیت، حس حضور در موقعیتی ناپایدار را تقویت میکند.
« تصویر، چهره و جغرافیای ویران زبان بصری فیلم بر چهرهها و چشماندازهای خشک و خشن تکیه دارد. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، نزدیکی دوربین همیشه بیطرفی کامل نمیآورد؛ انتخاب اینکه کدام لحظه دیده شود و کدام چهره در مرکز قاب قرار گیرد، خود نوعی تفسیر است. ارزش فیلم در آن است که این تفسیر را بیشتر از راه مشاهده پیش میبرد تا توضیح، هرچند این شیوه گاه لایههای زمینهای را ناگفته میگذارد. ریتم و محدودیتهای نگاه ریتم «Of Fathers and Sons» آرام و مبتنی بر انباشت صحنههای روزمره است.
این انتخاب به فیلم امکان میدهد تغییرات را تدریجی و باورپذیر نشان دهد؛ اما همین تداوم ممکن است برای مخاطبی که انتظار پیشرفت روایی سریع دارد، خستهکننده شود. برخی موقعیتها و مناسبات با تکرار بازمیگردند و گاهی احساس میشود فیلم بیش از آنکه مسیر تحلیلی تازهای بگشاید، بر همان وضعیت تثبیتشده مکث میکند.
البته این کندی، تا اندازهای با موضوع اثر سازگار است: شکلگیری باور و عادیشدن خشونت فرایندی تدریجی است، نه حادثهای ناگهانی. محدودیت دیگر به تمرکز فیلم بر یک خانواده بازمیگردد. این انتخاب، به اثر صمیمیت و عمق مشاهده میدهد، اما نمیتواند بهتنهایی نماینده همه تجربههای سوریه یا همه مسیرهای پیوستن افراد به جریانهای افراطی باشد.
« ریتم و محدودیتهای نگاه ریتم «Of Fathers and Sons» آرام و مبتنی بر انباشت صحنههای روزمره است. »
جمعبندی
فیلم بیشتر نشان میدهد باورها چگونه در یک خانه به ارث میرسند تا اینکه سازوکارهای سیاسی، تاریخی و اجتماعیِ گسترش آنها را بهطور جامع واکاوی کند. بنابراین بهتر است آن را مطالعهای نافذ در یک نمونه انسانی دانست، نه توضیحی فراگیر درباره علل یک پدیده پیچیده. جمعبندی «Of Fathers and Sons» مستندی ماندگار و ناآرامکننده است، زیرا از فاصله امنِ شعارها عبور میکند و پیامدهای ایدئولوژی را در نزدیکترین قلمرو ممکن، یعنی خانواده و کودکی، میجوید.
قوت اصلی آن در مشاهده صبورانه، تصویرهای چهرهمحور و تضاد دردناک میان بازیگوشی کودکان و آیندهای است که بزرگسالان برایشان ترسیم میکنند. در مقابل، ریتم کند و تکرارشونده و محدودماندن به یک خانواده، دامنه تحلیل اجتماعی فیلم را کاهش میدهد. بااینهمه، اثر در پرسشی که پیش مینهد نیرومند است: وقتی جنگ و باور افراطی به زبان تربیت و محبت درمیآیند، کودک چه اندازه فرصت دارد آیندهای بیرون از میراث پدر تصور کند؟
« بنابراین بهتر است آن را مطالعهای نافذ در یک نمونه انسانی دانست، نه توضیحی فراگیر درباره علل یک پدیده پیچیده. »
ثبت دیدگاه