نقد و بررسی
نقد نجات در اقیانوس (Ocean Rescue) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ژانرِ پرکشش، قصهای آشنا «Ocean Rescue» یا «بحران اعماق» از همان آغاز وعدهٔ یک تریلر دریایی پرحادثه را میدهد: قتل متخصصی هستهای، ناپدیدشدن اطلاعات محرمانه و تهدیدی که در ژرفای آبها پنهان شده است. مأموران ضدتروریسم چین و نیروی دریایی باید پیش از آنکه طرحی هولناک به فاجعه بینجامد، سرنخها را به هم پیوند دهند و دشمن را متوقف کنند.
این پیشفرض، ظرفیت مناسبی برای تعلیق، تعقیبوگریز و نمایش نبردی نامتعارف در پهنهٔ دریا دارد؛ اما فیلم در پرداخت آن، بیش از آنکه به کشف مسیرهای تازه علاقهمند باشد، به الگوهای آشنای سینمای اکشن تکیه میکند. نتیجه اثری است که ایدهٔ مرکزیاش جذابتر از روایتی است که پیرامون آن شکل میگیرد.
فیلم میکوشد مأموریت امنیتی را با رابطهای عاطفی درهم آمیزد و قهرمانانش را فقط در مقام مهرههای عملیاتی نگه ندارد. این انتخاب میتواند به داستان گرما و بُعد انسانی بدهد، بهویژه در لحظههایی که گذشتهٔ مشترک شخصیتها با ضرورت همکاری دوبارهشان تلاقی میکند. بااینحال، هر دو مسیر ــ توطئهٔ تروریستی و تنش عاشقانه ــ گاه بیشتر از آنکه یکدیگر را غنی کنند، برای جلب توجه با هم رقابت میکنند.
آغاز پرتحرک و وعدهای که ادامه نمییابد نیمهٔ نخست، دستکم در شروع، انرژی قابلقبولی دارد. فیلم زود وارد فضای بحران میشود و چند صحنهٔ اکشن نخست با ضرباهنگی نسبتاً تند، حس خطر و حرکت ایجاد میکنند. بهرهگیری از محیط دریایی نیز بالقوه امتیازی مهم است: کشتی، ساحل و آب میتوانند محدودیتهایی متفاوت از میدان نبرد شهری بسازند و تعلیق را از دلِ جغرافیای داستان بیرون بکشند.
« نتیجه اثری است که ایدهٔ مرکزیاش جذابتر از روایتی است که پیرامون آن شکل میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در همین بخشها، فیلم نشانههایی از اثری سرگرمکننده و پرشتاب بروز میدهد. مشکل آن است که این شروع پرانرژی به الگویی پایدار تبدیل نمیشود. فاصلهٔ میان صحنههای اکشن با خردهماجراهایی پر میشود که یا به پیشبرد بحران کمکی نمیکنند یا اثرشان در ادامه محو میشود. در نتیجه، فیلم پیوسته به مخاطب وعدهٔ اوج تازهای میدهد، اما هر بار پیش از آنکه تنش به اندازهٔ کافی انباشته شود، مسیر را به رویدادی کماهمیتتر میکشاند.
وقتی اکشن کمتعداد باشد، هر صحنه باید وزن دراماتیک بیشتری پیدا کند؛ اینجا چنین وزنی همیشه فراهم نیست. فیلمنامه؛ میان توطئه و ملودرام طرح کلی، از عناصر آشنای تریلرهای ضدتروریستی بهره میگیرد: دشمنی سازمانیافته، اطلاعات محرمانه، سلاحی پرخطر و مأمورانی که با زمان مسابقه میدهند. این عناصر بهخودیخود ایراد ندارند؛ ژانر اکشن بارها با الگوهای شناختهشده توانسته تعلیق مؤثر بسازد.
مسئله، نحوهٔ اتصال این اجزاست. فیلمنامه در بخشهایی اطلاعات را چنان شتابزده عرضه میکند که پیوند علّی رخدادها کمرنگ میشود، و در بخشهایی دیگر مکثهایی طولانی میسازد که نه شخصیتها را عمیقتر میکنند و نه خطر را ملموستر. رابطهٔ عاطفی نیز در چنین ساختاری کارکردی دوگانه دارد. از یک سو، به قهرمانان انگیزهای فراتر از انجام مأموریت میبخشد و امکان میدهد اعتماد و دلخوریهای گذشته در میانهٔ بحران آزموده شوند.
از سوی دیگر، پرداخت این رابطه گاه به میانپردههایی نزدیک میشود که ریتم اصلی را متوقف میکنند. احساسات در فیلم حضور دارند، اما همیشه از دلِ تصمیمها و کنشهای شخصیتها برنمیآیند؛ گاهی بیشتر شبیه لایهای افزودهاند که قرار است میان دو بخش پرحادثه فاصله بیندازد. شخصیتها و بازیها قهرمان مرد در قالب مأمور کارآزموده و مصمم ظاهر میشود؛ تیپی آشنا که بیشتر با جایگاهش در عملیات تعریف میشود تا با تناقضها و پیچیدگیهای درونی.
« در همین بخشها، فیلم نشانههایی از اثری سرگرمکننده و پرشتاب بروز میدهد. »
شخصیتها و اجرا
شخصیت زن، در مقابل، حضور پررنگتری دارد و ترکیب وظیفه، گذشتهٔ شخصی و استقلال عملیاتی به او مجال میدهد از قالب همراهِ صرف قهرمان فاصله بگیرد. بازی Jingjing Qu دلنشین و اثرگذار است؛ او به شخصیتش سرزندگی میبخشد و در لحظههای عملیاتی نیز حضوری باورپذیر دارد. همین حضور از نقاط قوت فیلم است، هرچند فیلمنامه همیشه ابزار کافی برای بسط شخصیت او فراهم نمیکند.
دیگر چهرهها عمدتاً در خدمت پیشبرد مأموریت باقی میمانند. برخی شخصیتهای فرعی، با وجود آنکه میتوانستند تنوعی به فضای نظامی و امنیتی بدهند، فرصت چندانی برای رشد پیدا نمیکنند. از سوی دیگر، چهرههای منفی نیز اغلب بیش از آنکه شخصیتی چندوجهی داشته باشند، نقش تهدید را ایفا میکنند.
این سادگی در فیلمی پرشتاب میتواند پذیرفتنی باشد، اما وقتی کنشها و گفتوگوها نیز کلیشهایاند، فاصلهٔ میان قهرمان و ضدقهرمان به تقابلهایی کمعمق بدل میشود. اکشن و جغرافیای دریا صحنههای اکشنِ آغازین از معدود بخشهاییاند که فیلم در آنها به ظرفیت سرگرمکنندهٔ خود نزدیک میشود.
حرکات و درگیریها در لحظههایی خوشساخت و پرتحرکاند و نوید میدهند که محیط دریایی نقش فعالی در طراحی تعقیب و خطر داشته باشد. بااینحال، تعداد این صحنهها برای فیلمی که هویت خود را بر عملیات ضدتروریستی دریایی بنا میکند، چندان زیاد نیست. بخشهایی که باید تنش را حفظ کنند، به جای آنکه به سوی درگیری بعدی پل بزنند، پراکنده و کماثر میشوند.
« همین حضور از نقاط قوت فیلم است، هرچند فیلمنامه همیشه ابزار کافی برای بسط شخصیت او فراهم نمیکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
دریا در عنوان و طرح داستان جایگاهی محوری دارد، اما فیلم همیشه از این امکان بهرهٔ بصری یا دراماتیک کامل نمیبرد. محیط آبی گاه بیشتر پسزمینهای برای رخدادهاست تا عنصری که شکل و قواعد کنش را تعیین کند. ازاینرو، اثر در خلق حس محصوربودن، بیپناهی یا خطرِ ناشی از عمق و فاصله، به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیاش موفق نیست.
چند لحظهٔ قابلتوجه وجود دارد، اما پیوستگی و وضوح صحنهها همواره به سود تعلیق عمل نمیکند. افت ریتم در نیمهٔ دوم ضعف ریتم در نیمهٔ دوم آشکارتر میشود. فیلم بهجای آنکه خطوط داستانی را بهتدریج فشرده کند و هر رخداد را به بحران اصلی نزدیکتر سازد، گاه قصه را با پیچوخمهایی گسترش میدهد که تأثیر کافی ندارند.
بعضی ماجراها در لحظه اهمیت به نظر میرسند، اما در ادامه نتیجهٔ روشنی پیدا نمیکنند؛ در چنین وضعی، مخاطب نه با تعلیقی فزاینده روبهروست و نه با پیشرفتی محسوس در شناخت شخصیتها. کشآمدن نیمهٔ دوم، بهویژه پس از آنکه فیلم میتوانست به سوی جمعبندی حرکت کند، از انرژی اولیه میکاهد. مسئله فقط طول فیلم نیست، بلکه تناسب زمان با مقدار تحول داستان است.
وقتی رخدادهای تازه به گرههای پیشین معنای بیشتری نمیدهند، دقیقههای اضافه بهجای ایجاد تعلیق، احساس تکرار و فرسودگی میآفرینند. به همین دلیل، پایانی که باید حاصل طبیعیِ فشارهای داستان باشد، پس از مسیری ناهموار و کمضرباهنگ از راه میرسد. کارگردانی و لحن کارگردانی در شکلدادن به لحن واحد فیلم چندان کامیاب نیست.
« محیط آبی گاه بیشتر پسزمینهای برای رخدادهاست تا عنصری که شکل و قواعد کنش را تعیین کند. »
قوتها و کاستیها
اثر میان تریلر امنیتی، اکشن دریایی و ملودرام عاشقانه رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه بتواند این لحنها را در ترکیبی منسجم نگه دارد. همین نوسان گاه ناخواسته به فیلم حالوهوایی نامتعادل میدهد: لحظهای میکوشد جدی و پرمخاطره باشد و لحظهای بعد به موقعیتی میرسد که باورپذیری یا اجرای آن سست است.
برخی جزئیات و تمهیدهای تصویری نیز بهجای آنکه جهان داستان را معتبرتر کنند، یادآور ساختگیبودن موقعیتها میشوند. در تدوین و اجرای صحنهها نیز گاهی وضوح قربانی شتاب میشود. اکشن فقط به حرکت سریع نیاز ندارد؛ تماشاگر باید بداند شخصیتها کجا هستند، چه خطری تهدیدشان میکند و هر کنش چه پیامدی دارد.
هرگاه پیوند میان نماها یا منطق رخدادها مبهم شود، انرژی صحنه بهجای آنکه به هیجان بدل شود، پراکنده میماند. فیلم در لحظههایی سرگرمکننده است، اما انسجام اجرایی لازم را برای تبدیل آن لحظهها به تجربهای یکدست فراهم نمیکند. جمعبندی «Ocean Rescue» ایدهای مناسب برای تریلری دریایی دارد و شروع پرتحرک، چند صحنهٔ اکشن خوشساخت و بازی دلنشین Jingjing Qu به آن جذابیتهایی واقعی میبخشند.
آمیختن مأموریت ضدتروریستی با رابطهای عاطفی نیز میتوانست به داستان بُعدی انسانی بدهد. بااینحال، فیلمنامهٔ کلیشهای، شخصیتپردازی محدود، ماجراهای فرعی کمثمر و کمبود صحنههای اکشن، مانع از آن میشوند که فیلم از پیشفرض خود فراتر برود. اثر در نیمهٔ دوم بیش از اندازه کش میآید و کارگردانی و اجرای نابرابرش از تأثیر بحران میکاهد.
« در تدوین و اجرای صحنهها نیز گاهی وضوح قربانی شتاب میشود. »
جمعبندی
حاصل، فیلمی است که گهگاه سرگرم میکند، اما در ساخت تعلیق پیوسته و داستانی منسجم ناکام میماند. برای تماشاگر علاقهمند به اکشنهای ضدتروریستی، آغاز فیلم و حضور بازیگر زن میتوانند دلپذیر باشند؛ اما انتظاری بیش از چند لحظهٔ پرتحرک و ایدهای بالقوه جذاب، احتمالاً با ناامیدی روبهرو خواهد شد.
« حاصل، فیلمی است که گهگاه سرگرم میکند، اما در ساخت تعلیق پیوسته و داستانی منسجم ناکام میماند. »



ثبت دیدگاه