نقد و بررسی
نقد نیاد 2023 (NYAD) | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
رویا در برابر وسعت دریا «NYAD» در ظاهر دربارهٔ شناکردن از کوبا تا فلوریدا است؛ سفری طولانی و خطرناک که در آن بدن انسان باید ساعتها با آب، جریانهای ناپایدار و فرسودگی دستوپنجه نرم کند. اما فیلم، زیر این سطح ورزشی، پرسشی انسانیتر را دنبال میکند: آدمی در آستانهٔ پیری با رؤیایی که سالها ناتمام مانده چه میکند؟
دایانا نایاد در شصتسالگی تصمیم میگیرد آنچه را زمانی از دسترسش بیرون مانده دوباره دنبال کند؛ نه برای آنکه صرفاً رکوردی ثبت کند، بلکه شاید برای آنکه با گذشته و تصویر خودش از خویشتن روبهرو شود. فیلم بهخوبی میفهمد که درامِ این مسیر تنها از فاصلهٔ جغرافیایی نمیآید. هر بار که نایاد وارد آب میشود، با آزمونی جسمانی و روانی مواجه است؛ و هر بار که از آب بیرون میآید، باید تصمیم بگیرد آیا شکست پایان تلاش است یا مقدمهٔ دور بعدی.
این تکرار، ستون اصلی روایت است و در بهترین لحظات، فرسودگی را نه به شکل گزارشی از ورزش، بلکه به صورت تجربهای ملموس به تماشاگر منتقل میکند. دایانا نایاد؛ نیروی اراده و دشواری همدلی بزرگترین انتخاب فیلم آن است که نایاد را به قهرمانی بیعیبونقص تبدیل نمیکند. او مصمم، پرانرژی و پیگیر است، اما همین ویژگیها گاه به سرسختی افراطی و خودمحوری میرسند.
شخصیتش میتواند آزاردهنده باشد؛ نه چون فیلم در ترسیم او ناکام مانده، بلکه چون جاهطلبی و اطمینان بیتزلزلش هزینهای برای اطرافیان دارد. نایاد گاهی چنان در مسیر خود غرق میشود که نیازها و محدودیتهای دیگران را کماهمیت میبیند. این وجه، فیلم را از حکایتهای سادهٔ «اگر بخواهی، میتوانی» دور میکند.
« فیلم بهخوبی میفهمد که درامِ این مسیر تنها از فاصلهٔ جغرافیایی نمیآید. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
اراده بهتنهایی فضیلت نیست؛ گاهی همان نیرویی که آدم را از مانع عبور میدهد، به رابطههایش آسیب میزند. بااینحال، روایت همیشه این تضاد را با ظرافت کافی نمیکاود. نایاد در بعضی لحظهها بیش از آنکه پیچیدهتر شود، صرفاً سختگیر باقی میماند و تماشاگر باید خودش فاصلهٔ میان تحسین دستاورد و پذیرش شخصیت را پر کند.
آنِت بنینگ؛ ایفای نقشی بیتعارف آنِت بنینگ در نقش نایاد، شخصیتی را میسازد که بهسادگی رام نمیشود. بازی او بر تغییرات بزرگ و نمایشی تکیه ندارد؛ بیشتر از راه آهنگ گفتار، تنش عضلات، نگاه متمرکز و شیوهٔ حضور در جمع، سرسختی و بیقراری شخصیت را شکل میدهد. نایادِ بنینگ گاه خسته و آسیبپذیر به نظر میرسد، اما حتی در لحظههای فرسودگی نیز ذهنش از هدف جدا نمیشود.
این پیوستگی به نقش، آن را از تصویری صرفاً ستایشگرانه نجات میدهد. بنینگ از تیزگوشههای شخصیت نمیگریزد و برای دوستداشتنیکردن نایاد، خصلتهای دشوار او را تعدیل نمیکند. همین انتخاب، بازی را تماشایی میکند؛ هرچند ممکن است بخشی از مخاطبان را از خود شخصیت دور نگه دارد. فیلم بهجای آنکه از بازیگر بخواهد قهرمانی آمادهٔ تحسین عرضه کند، اجازه میدهد زبری و لجاجت نایاد در مرکز تصویر بماند.
بانی؛ رفاقتی که نقش تماشاگر ندارد جودی فاستر در نقش بانی استول، توازن عاطفی فیلم را برقرار میکند. بانی صرفاً مربیای نیست که برنامهٔ تمرین را پیش ببرد یا در لحظات دشوار تشویق کند؛ او دوستی است که نایاد را میشناسد، مراقب اوست و در عین حال حاضر نیست هر رفتاری را بیچونوچرا بپذیرد.
« اراده بهتنهایی فضیلت نیست؛ گاهی همان نیرویی که آدم را از مانع عبور میدهد، به رابطههایش آسیب میزند. »
شخصیتها و اجرا
رابطهٔ این دو از جذابترین لایههای اثر است، زیرا حمایت در آن با مرزبندی همراه میشود. فاستر در برابر انرژی متمرکز و گاه تند نایاد، حضوری زمینیتر و آرامتر دارد. واکنشهای کوتاه، مکثها و مداخلههای بهموقع او اغلب هم خنده میآفرینند و هم تنش را آشکار میکنند. بانی حرفهایی را میزند که دیگران شاید از گفتنش پرهیز کنند؛ و همین صراحت، رابطهٔ آن دو را از کلیشهٔ همراهی بیقیدوشرط بیرون میآورد.
در نتیجه، موفقیت نایاد فقط داستان نیروی فردی نیست: فیلم ناخواسته یا آگاهانه نشان میدهد رؤیاها به کسانی وابستهاند که بارشان را همراه صاحب رؤیا به دوش میکشند. دریا بهمثابه صحنه و نیروی مخالف صحنههای شنا از مهمترین دستاوردهای فیلماند. آب در اینجا پسزمینهای تماشایی نیست؛ مانعی زنده است که با تغییر جریان، تاریکی، خستگی و خطر، پیوسته شکل تازهای به خود میگیرد.
دوربین با نزدیکشدن به سطح آب، محدودیت دید و تنهایی شناگر را برجسته میکند. گاهی فاصلهٔ کوتاه میان بدن و قایق پشتیبان، بهجای آنکه امنیت بیاورد، انزوای نایاد را پررنگتر میکند. ریتم این صحنهها در لحظات پرتنش مؤثر است: حرکت تکراری دستها، انتظار برای خبر از تیم و کشاکش میان پیشروی و فرسودگی، تماشاگر را به فضای آزمون نزدیک میکند.
بااینهمه، فیلم همیشه نمیتواند این شدت را حفظ کند. تکرار تلاشها و شرح موانع، گاهی از انرژی دراماتیک میکاهد و بخشهایی از مسیر را به گزارش رخدادها شبیه میکند. جزئیات میتوانند برای ساختن حس واقعگرایی سودمند باشند، اما وقتی روایت بیش از اندازه بر ثبت مرحلهها تکیه میکند، تنش بهجای اوجگرفتن پراکنده میشود.
« رابطهٔ این دو از جذابترین لایههای اثر است، زیرا حمایت در آن با مرزبندی همراه میشود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ساختار روایت و لغزش به سوی احساسات آماده کارگردانی الیزابت چای واسارهلیی و جیمی چین از تجربهٔ مستندنگاری آنها بهره میبرد؛ فیلم در تصویرکردن محیط و مخاطرات ملموس، حسی از مشاهدهٔ نزدیک دارد. اما «NYAD» همزمان میخواهد در قالب یک درام زندگینامهای الهامبخش حرکت کند و در این مسیر گاه به الگوهای آشنا پناه میبرد: بازگشت به گذشته، خاطرههایی که قرار است معنای اکنون را توضیح دهند، و تأکیدهای عاطفیای که احساس را پیشاپیش برای مخاطب صورتبندی میکنند.
این عناصر گاهی به شخصیت عمق میدهند، اما همیشه بهدرستی در بافت روایت حل نمیشوند. برخی لحظهها بیش از آنکه از دل رفتار و رابطهها بجوشند، شبیه نشانههایی برای آمادهکردن تأثیر احساسی به نظر میرسند. از همین رو، فیلم در صحنههایی بهجای اعتماد به پیچیدگی شخصیتها، به لحن آشنای آثار جایزهپسند و انگیزشی نزدیک میشود.
نتیجه، اثری است که میان صداقتِ تجربهٔ جسمانی و قراردادهای درام زندگینامهای در رفتوآمد است. پشتکار، سن و معنای پیروزی یکی از جذابیتهای «NYAD» تأکید آن بر سن بهعنوان مانعی اجتماعی است. تردید دیگران دربارهٔ توانایی نایاد، به پرسشی دربارهٔ انتظاراتی بدل میشود که از بدن و سن آدمها داریم.
فیلم نیروی این پرسش را خوب به کار میگیرد، اما همیشه از آن فراتر نمیرود. اینکه دیگران میگویند چنین کاری ممکن نیست، بهتنهایی برای پیشبرد یک درام بلند کافی نیست؛ تماشاگر نیاز دارد بفهمد این هدف برای خود شخصیت چه معنای عمیقتری دارد و چه چیزی او را وادار میکند هزینههایش را بپذیرد.
« این عناصر گاهی به شخصیت عمق میدهند، اما همیشه بهدرستی در بافت روایت حل نمیشوند. »
قوتها و کاستیها
فیلم پاسخهایی عرضه میکند، اما برخی از آنها کمرمق یا شتابزدهاند. انگیزهٔ نایاد گاه در حد پافشاری بر یک رؤیای قدیمی باقی میماند، در حالی که ظرفیت دارد به کشمکشی ژرفتر دربارهٔ هویت، گذر زمان و نیاز به معنا تبدیل شود. به همین دلیل، دستاورد او همزمان الهامبخش و دشوارفهم است: میتوان از پشتکارش تأثیر گرفت، بیآنکه ضرورت یا منطق عاطفی هر تصمیمش را پذیرفت.
جمعبندی «NYAD» فیلمی استوار بر دو بازی درخشان و رابطهای است که از ستایش سادهٔ قهرمانی فراتر میرود. بنینگ نایادی پیچیده و گاه ناخوشایند میسازد و فاستر با حضوری گرم و صریح، سویهٔ انسانی و رابطهای داستان را قوت میبخشد. صحنههای آب، بهویژه آنجا که فرسودگی و خطر را بیواسطه به تجربهٔ تماشاگر نزدیک میکنند، هیجان واقعی دارند.
در برابر این قوتها، روایت گاهی گرفتار تکرار، توضیحگری و احساساتیگریِ آشنا میشود. فیلم بیش از آنکه در همهٔ لحظات انگیزهٔ درونی نایاد را بکاود، بر نیروی اراده و مانعتراشی جهان بیرون تکیه میکند. بااینحال، بهترین وجهش در نشاندادن این حقیقت است که پشتکار، هرچند فردی به نظر میرسد، در خلأ شکل نمیگیرد: دوستی، مراقبت و همراهی دیگران بخشی از همان مسیریاند که قهرمان میخواهد بهتنهایی طی کند.
« فیلم پاسخهایی عرضه میکند، اما برخی از آنها کمرمق یا شتابزدهاند. »



ثبت دیدگاه