نقد و بررسی
نقد Number Seventeen | 1932
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کارنامه هیچکاک «شمارهٔ هفده» از آثار آغازین دورهٔ بریتانیایی Alfred Hitchcock است؛ فیلمی کوتاه که از یک موقعیت آشنا در قصههای جنایی بهره میگیرد: گروهی خلافکار در ساختمانی دورافتاده گرد میآیند و کارآگاهی با هویتی پنهان در میان آنان حضور دارد. اما اثر بیش از آنکه معمایی منظم و دقیق باشد، آمیزهای نامتوازن از دلهره، کمدی و ماجرای تعقیبوگریز است.
همین دوگانگی، هم سرچشمهٔ بخشی از جذابیت فیلم است و هم علت اصلی ناپایداری آن. از تماشاگر امروز انتظار میرود فیلم را نه بهعنوان نمونهای کامل از مهارت پختهٔ هیچکاک، بلکه بهمثابه تجربهای گذار در مسیر شکلگیری زبان سینمایی او ببیند. نشانههایی از دغدغههای بعدیاش در آن دیده میشود: بازی با اطلاعات ناقص، هویتهای مبهم، اشیایی که آدمها را به حرکت درمیآورند و مکانی که از پسِ ظاهر خاموشش، تهدیدی دائمی میتراود.
بااینحال، این عناصر هنوز به وحدتی استوار نرسیدهاند. خانهای که به تله بدل میشود نقطهٔ قوت روشن فیلم، فضای خانهٔ متروک است. فضای تاریک و خالی بنا، راهپلهٔ پیچان و درگاههایی که ورود و خروج از آنها مدام مسیر صحنه را تغییر میدهد، از همان آغاز حس ناامنی میآفریند. خانه فقط پسزمینهٔ رویدادها نیست؛ نوعی تلهٔ روایی است که شخصیتها را در خود نگه میدارد و هر حرکتشان را در معرض نگاه دیگران قرار میدهد.
تماشاگر نیز مانند آنان باید از میان نشانههای پراکنده، حدس بزند چه کسی چه میداند و چه کسی چیزی را پنهان کرده است. در این بخش، کارگردانی بیش از دیالوگها به نور، سایه و حرکت دوربین تکیه میکند. ورود به خانه و کشف نشانههای نخستین، با فضاسازیای همراه است که به فیلم کیفیتی کابوسوار میدهد.
« اما اثر بیش از آنکه معمایی منظم و دقیق باشد، آمیزهای نامتوازن از دلهره، کمدی و ماجرای تعقیبوگریز است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گاهی این تأکید بصری بیش از اندازه نمایشی میشود، اما در مجموع به فضای اثر هویت میبخشد. خانهٔ شمارهٔ هفده همانقدر که جای اختفا است، صحنهای برای سوءظن و نمایش نیز هست: هر گوشه ممکن است شاهدی خاموش باشد و هر پله، امکان غافلگیری تازهای فراهم کند. تعلیق، سوءظن و هویت پنهان بخش بزرگی از کشش داستان از بیاعتمادی میان شخصیتها میآید.
دزدان گرد هم آمدهاند، اما اتحادشان شکننده است؛ هرکس ممکن است چیزی بداند که دیگران از آن بیخبرند، یا خود را به جای کسی دیگر جا بزند. حضور کارآگاه پنهان در این جمع، این بیاعتمادی را تشدید میکند. تماشاگر نهفقط منتظر میماند تا نقشهٔ خلافکاران روشن شود، بلکه میکوشد دریابد چه کسی واقعاً در حال هدایت ماجرا است.
این بازی با اطلاعات، ظرفیت مناسبی برای تعلیق دارد. فیلم گاهی با تأخیر در افشای هویتها، کنجکاوی را زنده نگه میدارد و فضای جمعی خانه را پرتنش میکند. بااینحال، مرز میان ابهامِ حسابشده و آشفتگی همیشه حفظ نمیشود. بخشی از پیچشها بهجای آنکه نتیجهٔ سرنخهایی باشند که پیشتر با دقت کاشته شدهاند، ناگهان از راه میرسند.
در نتیجه، مخاطب ممکن است بهجای لذت بردن از کشف ارتباطها، برای دنبال کردن آنها تقلا کند. معما هنگامی مؤثر است که پس از گشوده شدن، بتوان مسیر منطقی آن را به عقب بازشناخت؛ «شمارهٔ هفده» همیشه چنین فرصتی را فراهم نمیکند. شخصیتها و بازیها شخصیتهای فیلم بیش از آنکه از زندگی درونی و انگیزههای روشن برخوردار باشند، مهرههایی در بازی هویت و تعقیباند.
« گاهی این تأکید بصری بیش از اندازه نمایشی میشود، اما در مجموع به فضای اثر هویت میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
هرکدام وظیفهای روایی دارند، اما فرصت چندانی برای آنکه به فردی پیچیده و باورپذیر تبدیل شوند نمییابند. همین کمبود باعث میشود خطرهای پیشآمده همیشه وزن عاطفی کافی پیدا نکنند. وقتی شخصیتها بیشتر برای جابهجایی نقشه به کار میروند تا برای ساختن رابطه و کشمکش انسانی، هیجان داستان نیز گاه سطحی میماند.
بازیها نیز از نوسانی مشابه رنج میبرند. برخی لحظهها با جدیتی دلهرهآور پیش میروند و برخی دیگر به اغراق کمیک نزدیک میشوند. این تفاوت میتوانست بخشی از طراحی آگاهانهٔ فیلم باشد، اما گذار میان این دو لحن همیشه نرم و دقیق نیست. شوخیهای بدنی و واکنشهای نمایشی گاهی به فضای تعلیق ضربه میزنند؛ تماشاگر بهتازگی درگیر خطر شده است، اما فیلم ناگهان با لحنی سبکتر آن را بیاثر میکند.
بااینحال، همین بیقاعدگی به اثر حالوهوایی نامتعارف میدهد که آن را از یک تریلر کاملاً متعارف جدا میسازد. از اتاقهای تاریک تا تعقیبوگریز فیلم در بخش آغازین، محدودهٔ خانه را بهخوبی به کار میگیرد. راهروها، پلهها و اتاقهای کمنور امکان میدهند شخصیتها از دید یکدیگر پنهان شوند، ناگهان ظاهر شوند یا در مسیرهای محدود با هم برخورد کنند.
این محدودیت مکانی، بهویژه در لحظههایی که کسی نمیداند دیگری کجاست، تعلیقی کارآمد میسازد. اما اثر سرانجام از فضای بسته فراتر میرود و به سوی تعقیبوگریزی پرتحرک میچرخد؛ تغییری که مقیاس فیلم را ناگهان گسترش میدهد. بخشهای پایانی، با قطار و وسایل نقلیه، از نظر بصری جسورانهاند و نشان میدهند هیچکاک حتی در پروژهای نهچندان منسجم، به تجربه با امکانات تصویر علاقه دارد.
« هرکدام وظیفهای روایی دارند، اما فرصت چندانی برای آنکه به فردی پیچیده و باورپذیر تبدیل شوند نمییابند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
استفاده از نماهای پرتحرک و جلوههای مبتنی بر مدل، به صحنهها انرژی میدهد؛ هرچند امروز ممکن است مصنوعی بودن برخی تمهیدها آشکار باشد. این جهش از فضای محصور خانه به حرکت بیرونی، به فیلم ضرباهنگ تازهای میبخشد، اما از سوی دیگر، پیوند میان معما و نمایش حادثه را سستتر میکند. تعقیبوگریز تماشایی است، ولی همیشه از منطق روشن روایی نیرو نمیگیرد.
لحن و ریتم «شمارهٔ هفده» میان چند گونهٔ سینمایی در رفتوآمد است: تریلر جنایی، معمای هویت، کمدی اغراقآمیز و فیلم تعقیبوگریز. این ترکیب در اصل میتوانست به اثری سرزنده و بازیگوش بینجامد، اما فیلم در کنترل تغییر لحن موفقیت یکدستی ندارد. برخی شوخیها از دل شخصیتها و موقعیت بیرون میآیند، ولی برخی دیگر چنان برجستهاند که تهدید موجود را به حاشیه میرانند.
به همین دلیل، تماشاگر ممکن است نداند باید صحنهای را با اضطراب دنبال کند یا با فاصلهای طنزآمیز تماشا کند. ریتم نیز از همین ناپایداری اثر میپذیرد. در خانه، انتظار و مکث میتواند به شکلگیری سوءظن کمک کند، اما میانهٔ فیلم گاه از حرکت بازمیماند. سپس رویدادها با شتابی زیاد روی هم انباشته میشوند و فرصت کافی برای فهم انگیزهها یا سنجیدن پیامدها باقی نمیگذارند.
حاصل، تجربهای است که در لحظههایش گاه سرگرمکننده و در مجموع نامتوازن است: فیلم میتواند تماشاگر را با یک تصویر یا موقعیت درگیر کند، اما حفظ این درگیری از ابتدا تا انتها آسان نیست. ارزش سینمایی و تماشای امروز ارزش «شمارهٔ هفده» بیش از هر چیز در مشاهدهٔ کوششهای فرمی آن است. حرکت دوربین در فضای بسته، بازی با تاریکی، ترکیب عناصر کمیک و تهدیدآمیز و گذار به تعقیبوگریز، همگی نشانههایی از ذهنی هستند که به ظرفیت تصویر برای ساختن اضطراب و شگفتی میاندیشد.
« تعقیبوگریز تماشایی است، ولی همیشه از منطق روشن روایی نیرو نمیگیرد. »
قوتها و کاستیها
این فیلم از آن دسته آثاری نیست که همهٔ ایدههایش به نتیجهای صیقلی برسند؛ اما ناتمامیاش نیز آن را به سندی جالب از دورهای تبدیل میکند که کارگردان هنوز در حال آزمودن ابزارهایش بود. برای تماشاگر علاقهمند به سینمای کلاسیک و مسیر شکلگیری آثار هیچکاک، فیلم تجربهای قابلتأمل است؛ بهویژه اگر انتظار یک معمای کاملاً سرراست و شخصیتپردازی ژرف از آن نداشته باشد.
جذابیتش در لحظههای فضاسازی، بازی با پنهانکاری و برخی صحنههای پرتحرک نهفته است، نه در استحکام کامل داستان. تماشای آن همچنین یادآور میشود که حتی فیلمی ناهماهنگ میتواند در جزئیات بصری خود، نشانههایی از حساسیت و کنجکاوی سینمایی داشته باشد. جمعبندی «شمارهٔ هفده» تریلری ناهموار اما دیدنی است؛ فیلمی که خانهٔ متروک و فضای تیرهاش را به بستری مناسب برای سوءظن و هویتهای پنهان بدل میکند، ولی در پرداخت شخصیتها و چیدن پیچشها به انسجامی پایدار نمیرسد.
کمدیهای اغراقآمیز گاهی از نیروی تعلیق میکاهند و شتاب روایت در بخشهایی جای منطق تدریجی را میگیرد. در برابر این کاستیها، فضاسازی مؤثر، محدودیت مکانی خلاقانه و تجربهگری بصری، اثر را از یک کنجکاوی صرف فراتر میبرند. فیلم نه نمونهای بینقص از سینمای هیچکاک، بلکه طرحی پرنوسان از دغدغههایی است که بعدها در آثار پختهتر او با دقت و قدرت بیشتری شکل گرفتند.
« جذابیتش در لحظههای فضاسازی، بازی با پنهانکاری و برخی صحنههای پرتحرک نهفته است، نه در استحکام کامل داستان. »
ثبت دیدگاه