نقد و بررسی
نقد جنایتکاران نوامبر (November Criminals) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
معمایی که از دل سوگ آغاز میشود «November Criminals» با مرگی ناگهانی و پرسشی ساده اما سنگین آغاز میشود: چه کسی دوست ادیسون را کشته و چرا؟ ادیسون، نوجوانی باهوش اما گوشهگیر، نمیپذیرد که مرگ کوین به گزارشی مختصر و چند حدس رسمی فروکاسته شود. او با کمک فیبی، دوست نزدیکش، راهی جستوجویی شخصی میشود؛ جستوجویی که قرار است هم پرده از حقیقت بردارد و هم او را با زخمهای خودش روبهرو کند.
فیلم در آغاز، با دقتی حسابشده کنجکاوی میآفریند و تماشاگر را در کنار ادیسون به دنبال نشانهها میفرستد. اما این وعدهٔ اولیه، در ادامه همیشه به تعلیقی همسنگ بدل نمیشود. اثر به کارگردانی Sacha Gervasi و با بازی Ansel Elgort و Chloë Grace Moretz، از رمان Sam Munson اقتباس شده است.
فیلم در ظاهر به قلمرو معمای جنایی تعلق دارد، اما علاقهاش تنها به یافتن عامل قتل محدود نمیماند. پرسش محوری آن، دستکم در بهترین لحظهها، این است که نوجوانی در مواجهه با فقدان چگونه میکوشد جهان را دوباره قابل فهم کند؛ حتی اگر حقیقتی که میجوید، آرامشبخش نباشد. ادیسون و میل به یافتن معنای فقدان ادیسون صرفاً کارآگاهی نوجوان نیست که با انگیزهای بیرونی وارد پرونده شود.
« ادیسون، نوجوانی باهوش اما گوشهگیر، نمیپذیرد که مرگ کوین به گزارشی مختصر و چند حدس رسمی فروکاسته شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
پیشتر نیز فقدانی شخصی را تجربه کرده و هنوز با اندوهی روبهروست که ظاهراً در زندگی روزمرهاش پنهان مانده است. پیگیری مرگ کوین، از این رو، هم تلاش برای احقاق حق دوستش است و هم نوعی مقاومت در برابر بیقدرتی: ادیسون نمیخواهد بپذیرد که رخدادی چنین هولناک ممکن است بیپاسخ بماند. این پیوند میان سوگ و کنجکاوی، ظرفیت عاطفی خوبی به فیلم میدهد.
ادیسون در جستوجوی حقیقت، بیش از آنکه یک قهرمان مسلط باشد، جوانی بیقرار است که میکوشد از طریق عملکردن بر آشفتگی درونی خود غلبه کند. همین ویژگی، رفتار او را گاه قابلدرک و گاه شتابزده میسازد. با این حال، فیلم همیشه مجال کافی نمیدهد تا این انگیزهها بهتدریج و با عمق بیشتری شکل بگیرند؛ بخشی از آشفتگی شخصیت در فیلمنامه باقی میماند، نه آنکه به تجربهای دراماتیک و کامل بدل شود.
پیوند ادیسون و فیبی؛ گرمایی در فضای سرد رابطهٔ ادیسون و فیبی از مهمترین منابع انرژی فیلم است. فیبی فقط همراهی برای پیشبردن تحقیق نیست؛ حضورش در برابر انزوای ادیسون، نوعی تعادل میسازد. او در عین صمیمیت، شخصیتی مستقل دارد و رابطهشان از همان ابتدا آمیزهای از دوستی، کشش عاطفی و تردیدهای معمول آستانهٔ بزرگسالی است.
« پیشتر نیز فقدانی شخصی را تجربه کرده و هنوز با اندوهی روبهروست که ظاهراً در زندگی روزمرهاش پنهان مانده است. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در لحظههایی که این دو با هماند، از خشکی و سنگینی معمای قتل فاصله میگیرد و به فضایی زندهتر دست مییابد. بازیهای Ansel Elgort و Chloë Grace Moretz نیز به این پیوند کمک میکنند. میان آنها راحتی و نوعی آشناییِ بیتکلف دیده میشود؛ کیفیتی که باعث میشود رابطهشان باورپذیرتر از بخشهایی از خط جنایی به نظر برسد.
فیبی به ادیسون نیرو و همراهی میدهد، اما فیلم گاهی او را بیش از حد تابع مسیر قهرمان میکند. شخصیتش میتوانست پیچیدگی و وزن مستقل بیشتری پیدا کند تا تصمیمهایش صرفاً در خدمت حرکت ادیسون نباشد. روایت جنایی و مسئلهٔ تعلیق «November Criminals» سرنخهایی پیش میکشد و مخاطب را به شک دربارهٔ روایتهای رسمی و انگیزههای پنهان دعوت میکند.
شروع رازآلود، وعدهٔ معمایی پرکشش را میدهد؛ با این حال، روند تحقیق بهتدریج پراکنده میشود. ادیسون از مسیری به مسیر دیگر میرود، اما اتصال میان برخی اطلاعات و نتیجهگیریهایش همیشه بهاندازهٔ کافی روشن نیست. گاه به نظر میرسد روایت بیش از آنکه از منطقِ دقیق تحقیق نیرو بگیرد، از نیاز به رساندن شخصیتها به موقعیت بعدی پیروی میکند.
« بازیهای Ansel Elgort و Chloë Grace Moretz نیز به این پیوند کمک میکنند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین شتاب، بر تعلیق نیز اثر میگذارد. بعضی سرنخها زودتر از آنچه باید آشکار میشوند و برخی پیچشها برای آنکه غافلگیرکننده باشند، به زمینهچینی بیشتری نیاز دارند. فیلم در نتیجه نه به معمایی کاملاً پیچیده بدل میشود و نه تمام توان خود را صرف درام روانشناختی میکند. میان این دو مسیر معلق میماند: قتل و جستوجوی حقیقت خط اصلی را میسازند، اما روابط جوانانه و اضطرابِ گذار به بزرگسالی گاه از آن پیشی میگیرند.
لحن نوجوانانه و فضای بصری فضای سرد فیلم با موضوع سوگ و بیقراری شخصیتها تناسب دارد. «November Criminals» از نوجوانی تصویری پرزرقوبرق یا سادهانگارانه نمیسازد؛ جوانانش در آستانهٔ رفتن به دانشگاه، آینده را پیش رو دارند، اما از نظر عاطفی هنوز درگیر ترسها و فقدانهای نزدیکاند. این تضاد، به قصه کیفیتی ویژه میبخشد: زندگی ظاهراً در حال حرکت است، اما شخصیتها هنوز از گذشته جدا نشدهاند.
با این همه، لحن فیلم یکدست نمیماند. لحظههایی که قرار است تنش جنایی را افزایش دهند، در کنار صحنههای صمیمی و گاه سبکتر قرار میگیرند، بیآنکه گذار میانشان همیشه نرم باشد. به همین دلیل، فیلم در برخی بخشها نمیتواند تصمیم بگیرد که میخواهد تریلری نوجوانانه باشد یا درامی دربارهٔ فقدان و بلوغ.
« فیلم در نتیجه نه به معمایی کاملاً پیچیده بدل میشود و نه تمام توان خود را صرف درام روانشناختی میکند. »
قوتها و کاستیها
واشینگتن نیز، با وجود آنکه محل وقوع داستان است، چندان به نیرویی دراماتیک تبدیل نمیشود. شهر بیشتر پسزمینهای برای رخدادهاست تا محیطی که روابط، طبقهٔ اجتماعی یا تفاوتهای فرهنگی را بهشکلی مؤثر شکل دهد. بازیها و محدودیت شخصیتپردازی حضور بازیگران باتجربهای چون David Strathairn و Catherine Keener به فیلم وزنی آرام میبخشد.
نقش پدر ادیسون، در کنار فاصلهای که میان آن دو وجود دارد، میتوانست بستری برای پرداخت عمیقتر به سوگ خانوادگی باشد. اما فیلم از این امکان تنها به اندازهای بهره میگیرد که بر وضعیت عاطفی ادیسون نور بیندازد؛ رابطهٔ پدر و پسر فرصت نمییابد به خطی مستقل و کامل بدل شود. شخصیتهای فرعی نیز غالباً برای روشنکردن بخشی از معما یا پیشراندن ادیسون وارد میشوند و سپس از مرکز توجه کنار میروند.
در نتیجه، بازیها در بهترین لحظهها ظرافتی انسانی به فیلم میدهند، اما نمیتوانند همهٔ کمبودهای فیلمنامه را جبران کنند. برخی انگیزهها سربسته میمانند و بعضی واکنشها بیش از آنکه از تحول تدریجی شخصیتها برآیند، تابع اقتضای روایتاند. این ضعف بهویژه در بخشهایی آشکار میشود که فیلم میخواهد همزمان رازآلود، عاشقانه و تلخ باشد.
« واشینگتن نیز، با وجود آنکه محل وقوع داستان است، چندان به نیرویی دراماتیک تبدیل نمیشود. »
جمعبندی
جمعبندی «November Criminals» اثری است که ایدهٔ مرکزی جذابی دارد: نوجوانی که پس از قتل دوستش به جستوجوی حقیقت برمیخیزد، در همان حال با فقدانهای شخصی و بیقراریِ بزرگشدن دستوپنجه نرم میکند. فیلم در ایجاد کنجکاوی اولیه، ترسیم فضای سرد و شکلدادن به همراهی ادیسون و فیبی موفقتر است؛ این عناصر به روایت صمیمیت و حالوهوایی متمایز میدهند.
در سوی دیگر، تحقیق جنایی آن از انسجام و عمق لازم برخوردار نیست و شتاب روایت اجازه نمیدهد همهٔ سرنخها، انگیزهها و پیامدهای عاطفی بهاندازهٔ کافی جا بیفتند. فیلم بیش از آنکه معمایی محکم و پرپیچوخم باشد، پرترهای ناتمام از جوانی است که میخواهد با یافتن پاسخ، بر ناتوانی خود در برابر فقدان غلبه کند.
نتیجه اثری نابرابر اما گاه تأثیرگذار است؛ فیلمی که بهترین لحظههایش نه در پیچیدگی پرونده، بلکه در مکثهای میان دو دوست و در تلاش خاموش ادیسون برای فهمیدن آن چیزی شکل میگیرد که از دست داده است.



ثبت دیدگاه