نقد و بررسی
نقد نورثنگر ابی (Northanger Abbey) | 2007
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازآفرینیِ خیال در قالب تصویر اقتباس تلویزیونیِ «Northanger Abbey» محصول ۲۰۰۷، بیش از آنکه صرفاً قصهای عاشقانه در جامهٔ تاریخی باشد، روایتی دربارهٔ فاصلهٔ میان آنچه آدمی میپندارد و آنچه واقعاً رخ میدهد است. کاترین مورلند با ذهنی پرورده از رمانهای گوتیک وارد جهان اجتماعیِ باث میشود؛ جهانی که در آن آشناییها، معاشرتها و نشانههای کوچک بهسرعت در ذهن او معنایی بزرگ مییابند.
فیلم این کشمکش را با طنز و خیالپردازیهای تصویری دنبال میکند و از همان ابتدا نشان میدهد که تخیل کاترین هم سرچشمهٔ لذت اوست و هم گاه سبب سوءبرداشتش از اطرافیان. این فیلم اقتباسی از رمان جین آستن است و فیلمنامهٔ آن را اندرو دیویس نوشته است. کاترین؛ معصومیت، کنجکاوی و خطای دید فلیسیتی جونز در نقش کاترین، بهجای آنکه شخصیت را به دختری سادهلوح و مضحک فروبکاهد، بر صداقت و کنجکاوی او تأکید میکند.
کاترین ممکن است در تفسیر رفتار دیگران شتابزده باشد، اما نیت بدی ندارد؛ همین فاصله میان خطاهایش و پاکی انگیزههایش، او را دوستداشتنی میسازد. بازی جونز لطافتی طبیعی دارد و تغییرات تدریجی شخصیت را بیآنکه به بلوغی ناگهانی یا تصنعی بدل کند، قابلباور نگه میدارد. فیلم همچنین از خیالپردازیهای کاترین برای آشکارکردن شیوهٔ نگاه او بهره میگیرد.
« این فیلم اقتباسی از رمان جین آستن است و فیلمنامهٔ آن را اندرو دیویس نوشته است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رخدادهای روزمره در ذهن او صورتی گوتیک پیدا میکنند و آدمهای واقعی گاه در نقشهایی داستانی ظاهر میشوند. این تمهید بصری به تماشاگر امکان میدهد همزمان با کاترین بخندد و بفهمد که چرا برداشتهای او شکل میگیرند. در بهترین لحظهها، خیال نه تزئینی روایی، بلکه بخشی از شخصیتپردازی است: راهی برای نشاندادن اینکه کاترین چگونه واقعیت را از پشت عینک رمانهای محبوبش میبیند.
هنری تیلنی و نیروی گفتوگو جی. جی. فیلد در نقش هنری تیلنی، جذابیتی آرام و شوخطبعانه به فیلم میبخشد. رابطهٔ او و کاترین بر گفتوگو، شوخی و کنجکاوی متقابل استوار است؛ نه بر شور عاشقانهای که از همان آغاز همهچیز را بپوشاند. هنری در برابر خیالپردازی کاترین نمایندهٔ عقل و تجربه است، اما فیلم رابطه را صرفاً به تقابل عقلِ مردانه و احساسِ زنانه تقلیل نمیدهد.
او نیز شخصیتی دارای ذوق و بازیگوشی است و همین ویژگی، پیوند میان دو نفر را زنده نگه میدارد. بااینحال، بخشی از تعامل آنها گاهی بیش از اندازه بر نقش هنری بهعنوان راهنمای کاترین تکیه میکند. در نتیجه، گفتوگوهایی که میتوانستند ظرافت طنز اجتماعی آستن را بازتاب دهند، بعضاً حالتی آموزشی مییابند.
« رخدادهای روزمره در ذهن او صورتی گوتیک پیدا میکنند و آدمهای واقعی گاه در نقشهایی داستانی ظاهر میشوند. »
شخصیتها و اجرا
شیمی میان دو بازیگر این ضعف را تا اندازهای جبران میکند و رابطه را گرم و دلپذیر نگه میدارد؛ اما فیلم همیشه به تعادل کامل میان شوخی، نقد و عاطفه نمیرسد. طنز اجتماعی و چهرههای فرعی باث در این اقتباس، فضای برخورد شخصیتها و نمایش تفاوتهای اجتماعی است. فیلم با دقتی سرگرمکننده نشان میدهد که چگونه ادب ظاهری، شایعه، منفعتطلبی و میل به کسب جایگاه، در رفتارهای روزانه حضور دارند.
خانوادهٔ تورپ و بهویژه ایزابلا، لایهای از جذابیت و فریبندگی به داستان میافزایند؛ کاترین برای شناخت آنان باید میان ظاهر دلنشین و انگیزههای واقعی فرق بگذارد. کری مولیگان در نقش ایزابلا، حضوری مؤثر و پرتحرک دارد و شخصیت را به تصویری یکبعدی از بدخواهی بدل نمیکند. او در جمع، شور و صمیمیتی نمایشی دارد که برای کاترین فریبنده است و همین امر، نقد فیلم بر اعتماد شتابزده را ملموستر میکند.
ویلیام بک نیز در نقش جان تورپ، با پرحرفی و خودپسندیِ آزارندهاش به کمدی اجتماعی اثر کمک میکند. این شخصیتها، هرچند مجال پرداختی عمیق ندارند، فضای باث را از پسزمینهای تزئینی به میدان آزمون قضاوت کاترین تبدیل میکنند. تصویر، فضا و ریتم فیلم در بازآفرینی جهان تاریخیاش بهدنبال شکوهی پرزرقوبرق نیست؛ جلوهٔ گرم و نسبتاً سادهٔ لباسها، خانهها و فضاهای عمومی، به اثر حس صمیمیت میدهد.
« طنز اجتماعی و چهرههای فرعی باث در این اقتباس، فضای برخورد شخصیتها و نمایش تفاوتهای اجتماعی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این کیفیت با لحن کمدی رمانتیک آن سازگار است: تماشاگر بهجای آنکه محو نمایش تجمل شود، فرصت مییابد رفتارها و رابطهها را دنبال کند. موسیقی و طراحی صحنه نیز در خدمت حالوهوای دلپذیر و سبک فیلماند و از سنگینشدن روایت جلوگیری میکنند. ریتم روان، یکی از امتیازهای روشن اقتباس است. فیلم در زمانی فشرده، مسیر آشناییها و دگرگونیهای کاترین را پیش میبرد و از ماندن طولانی بر جزئیاتی که حرکت داستان را کند میکنند پرهیز دارد.
این چابکی، تماشای اثر را آسان میکند؛ اما همین اختصار گاهی به بهای کاستن از پیچیدگی روابط و پیامدهای عاطفی تمام میشود. بخشهایی از داستان که به رشد تدریجی قضاوت کاترین یا پیوند او با خانوادهٔ تیلنی مربوطاند، میتوانستند مجال بیشتری برای نفسکشیدن داشته باشند. خیال گوتیک؛ نیروی خلاق یا اغراق تصویری؟
فیلم با افزودن خیالپردازیهای گوتیک میکوشد درون ذهن کاترین را روی پرده بیاورد. این انتخاب در اصل مناسب است: بهجای آنکه صدای روایت فقط دربارهٔ ذهن او توضیح دهد، تصویر میتواند ترسها و انتظارهایش را به تجربهای زنده بدل کند. در لحظههای موفق، این بخشها طنزآمیزند و فاصلهٔ میان ماجراهای پرهیجان رمانها و زندگی روزمره را برجسته میکنند.
« موسیقی و طراحی صحنه نیز در خدمت حالوهوای دلپذیر و سبک فیلماند و از سنگینشدن روایت جلوگیری میکنند. »
قوتها و کاستیها
اما برخی از این صحنهها، بهویژه خیالپردازیهای جنسی و اغراقشده، لحن اثر را از هجو ظریف و بازیگوشانه دور میکنند. آنها گاه بیش از آنکه شناختی تازه از کاترین به دست دهند، برای جلب توجه به کار گرفته شدهاند و در نتیجه، طنز رمان اصلی کمرنگ میشود. این تغییر در برداشت از شخصیت نیز اثر دارد: کنجکاوی ادبی کاترین بهجای آنکه عمدتاً دریچهای برای نقد خیالپردازی و قضاوت باشد، گاهی به نشانهای از بیداری جنسی او تبدیل میشود.
چنین تأکیدی برای برخی تماشاگران ممکن است جذاب باشد، اما پیوند میان طنز و نقد ادبی را سست میکند. تغییرات اقتباس و پیامدهایشان مهمترین پرسش دربارهٔ فیلم این است که تغییرهایش چه چیزی را از معنای داستان جابهجا میکنند. حذف یا فشردهسازی برخی رویدادهای پایانی، از جمله آشتی هنری و کاترین با ژنرال تیلنی، پایان را شتابزدهتر و تقابل را قطعیتر میکند.
در نتیجه، داستان از طنزی دربارهٔ قدرت، اطاعت و مناسبات خانوادگی، به جمعبندیای سادهتر دربارهٔ پیروزی عاشقانه نزدیک میشود. این انتخاب از نظر ضرباهنگ قابلفهم است، اما بخشی از پیچیدگی اخلاقی روایت را کنار میزند. سوزاندن کتابها نیز تغییری نمادین و بحثبرانگیز است. در رمان، مسئله این نیست که کاترین باید از خواندن دست بکشد؛ بلکه باید بیاموزد مرز میان داستان و واقعیت را بشناسد.
« چنین تأکیدی برای برخی تماشاگران ممکن است جذاب باشد، اما پیوند میان طنز و نقد ادبی را سست میکند. »
جمعبندی
وقتی فیلم این رشد را با کنارگذاشتن یا نابودکردن کتابها پیوند میدهد، بهنظر میرسد خودِ مطالعه را مسئلهساز میداند، نه قضاوت ناپختهای را که ممکن است از آن سرچشمه بگیرد. از این رو، پایانبندی احساسی فیلم هرچند گرم و خوشایند است، از نظر مضمون به سادگیِ موردنظرش نمیرسد. جمعبندی «Northanger Abbey» محصول ۲۰۰۷ اثری خوشتماشا، گرم و بازیمحور است که با اجرای دلپذیر فلیسیتی جونز و جی.
جی. فیلد، طنز اجتماعی و خیال گوتیک را به زبانی تصویری درمیآورد. فیلم در ساختن فضای تاریخی و پیشبردن قصه موفق است و کاترین را با مهربانی و شوخطبعی به تماشاگر نزدیک میکند. در سوی دیگر، افزودههای اغراقشده و تغییرهای پایانی گاه معنای ظریف داستان آستن را مخدوش میکنند؛ بهخصوص آنجا که عشق کتابخوانی کاترین بهجای آنکه پالوده و پخته شود، به چیزی برای ترککردن بدل میگردد.
حاصل، اقتباسی جذاب اما نه کاملاً وفادار به روح اثر است: فیلمی که بهتنهایی میتواند سرگرمکننده و دوستداشتنی باشد، اما در برابر رمان، سادهسازیهایی دارد که از اهمیت تخیل، مطالعه و قضاوت مستقل میکاهند.
« از این رو، پایانبندی احساسی فیلم هرچند گرم و خوشایند است، از نظر مضمون به سادگیِ موردنظرش نمیرسد. »



ثبت دیدگاه