نقد و بررسی
نقد Noelle | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
افسانهای کوچک دربارهٔ مسئولیت و خودشناسی «نوئل» فیلمی کریسمسی و خانوادگی است که قصهاش را از یک جابهجایی ساده آغاز میکند: نیک کرینگل، وارث جایگاه بابانوئل، زیر فشار مسئولیتی که به او سپرده شده از قطب شمال میگریزد و خواهرش نوئل برای یافتن او راهی سفری به فینیکس میشود. این سفر، در ظاهر تلاشی برای بازگرداندن برادر و نجات برنامههای شب کریسمس است؛ اما در لایهٔ زیرین، فرصتی فراهم میآورد تا نوئل بفهمد شوق و تواناییهای خودش را نباید صرفاً در حاشیهٔ نقش دیگران تعریف کند.
فیلم از همان ابتدا خود را در قلمرو آشنای کمدیهای تعطیلات قرار میدهد: تقابل جهانی جادویی و روزمرگی شهری، خانوادهای که باید با تغییر کنار بیاید، و قهرمانی که در دل دردسرها معنای تازهای از وظیفه پیدا میکند. «نوئل» قصد ندارد این الگوها را دگرگون کند؛ بیشتر میکوشد آنها را با لحنی نرم، رنگآمیزی گرم و حضور بازیگری دوستداشتنی به سرگرمیای خوشنیت بدل سازد.
نوئل؛ قهرمانی با گرما، نه با پیچیدگی مهمترین سرمایهٔ فیلم، شخصیت اصلی آن است. نوئل از شور و سرزندگی سرشار است و در فضایی که نقشهای مهم را از پیش برای دیگران تعریف کرده، مدتها به جایگاه پشتیبان رضایت داده است. او روحیهٔ کریسمسی را نه در شعار، که در توجه به آدمها و تواناییِ برقراری ارتباط با آنان نشان میدهد.
« نوئل؛ قهرمانی با گرما، نه با پیچیدگی مهمترین سرمایهٔ فیلم، شخصیت اصلی آن است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
به همین سبب، حرکت او از قطب شمال به دنیای معمولی صرفاً یک ماجرای جغرافیایی نیست؛ سفر به سوی شناخت قابلیتی است که پیشتر چندان جدی گرفته نشده بود. Anna Kendrick نقش را با سبکی سبکبال و پرتحرک بازی میکند. جذابیت اجرا در آن است که نوئل را به شخصیتی صرفاً کودکانه یا سادهدل فرو نمیکاهد؛ مهربانی او انتخابی فعال است و در برخورد با موقعیتهای تازه، به شکلی از هوش عاطفی تبدیل میشود.
البته فیلم گاهی بیش از اندازه به همین شادابی بازیگر متکی میشود. در لحظههایی که فیلمنامه به شخصیت عمق یا کشمکش بیشتری نیاز دارد، حضور پرانرژی کندریک بخشی از خلأ را میپوشاند، بیآنکه آن را کاملاً برطرف کند. سفری میان قطب شمال و واقعیت روزمره قرار دادن قهرمانی از جهان افسانه در محیطی امروزی، امکان مناسبی برای ساختن موقعیتهای کمدی و مشاهدهٔ تفاوت دو شیوهٔ زندگی فراهم میآورد.
نوئل با قواعدی از راه میرسد که در قطب شمال طبیعیاند، اما در شهر معنای دیگری پیدا میکنند. این تضاد، هرچند بارها در آثار مشابه دیده شده، همچنان ظرفیت دلنشینی دارد: فیلم میتواند از شگفتیِ مواجهه با جهان واقعی، هم خنده بسازد و هم لطافتی انسانی. بااینحال، این بخش از ماجرا به اندازهای که وعده میدهد، از موقعیتهای خود بهره نمیگیرد.
« Anna Kendrick نقش را با سبکی سبکبال و پرتحرک بازی میکند. »
شخصیتها و اجرا
کمدی فیلم بیشتر بر واکنشهای شخصیت و شیرینی فضا متکی است تا بر شوخیهایی دقیق و بهیادماندنی. برخی لحظهها لبخند برمیانگیزند، اما ضرباهنگ طنز پیوسته نیست و شوخیها گاه پیش از آنکه فرصت گسترش پیدا کنند، پایان مییابند. نتیجه، فیلمی است که بیش از خنداندنِ پرقدرت، میخواهد تماشاگر را در حالوهوایی خوشایند نگه دارد.
رابطهٔ خواهر و برادر و معنای مسئولیت رابطهٔ نوئل و نیک، محور عاطفی قصه است. نیک نه هیولایی خودخواه است و نه وارثی که از سر بیتفاوتی شانه خالی کند؛ ترس او از مسئولیتی بزرگ، وجهی انسانی به کشمکش میدهد. همین نکته اجازه میدهد فیلم میان سرزنش و همدلی تعادل برقرار کند: مسئله فقط این نیست که چه کسی باید وظیفهای را بپذیرد، بلکه این است که چگونه میتوان از فشار انتظارات عبور کرد و نسبت خود را با آن وظیفه شناخت.
حضور Bill Hader به شخصیت نیک لحنی مردد و کموبیش آشفته میبخشد؛ اجرایی که در برابر سرزندگی نوئل تضاد مناسبی ایجاد میکند. این رابطه میتوانست از نظر عاطفی پیچیدهتر شود، اما فیلم معمولاً اختلافها را به سرعت در مسیر آشتی و تفاهم قرار میدهد. ازاینرو، پیوند خانوادگی گرم است، ولی تنشهای آن چندان فرصت نمییابند رسوب کنند یا به کشفی تازه برسند.
« کمدی فیلم بیشتر بر واکنشهای شخصیت و شیرینی فضا متکی است تا بر شوخیهایی دقیق و بهیادماندنی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بیشتر به آشتیِ دلنشین علاقه دارد تا کاوش عمیق در ریشههای اختلاف. بازیگران مکمل و جهان رنگین فیلم بازیگران مکمل به جهان قصه رنگ میبخشند. Shirley MacLaine در نقش Polly حضوری جاافتاده و آرام دارد و به فضای افسانهای فیلم نوعی وقار میافزاید. شخصیتهای پیرامونی گاه برای پیشبرد ماجرا یا تأکید بر تفاوت میان سنت و دنیای جدید به کار گرفته میشوند؛ بهویژه در بخشهایی که سازوکارهای مدرن و محاسبهگرانه در برابر معنای انسانی کریسمس قرار میگیرند.
این تقابل ایدهای روشن دارد، اما پرداخت آن بیشتر در حد نشانه باقی میماند و کمتر به تعارضی جدی بدل میشود. از نظر بصری، فیلم به رنگهای شاد و نشانههای آشنای کریسمس تکیه دارد تا حس تماشای خانوادگی را تقویت کند. طراحی جهان قطب شمال و رفتوآمد میان آن و محیط شهری، فضایی میسازد که برای قصهای سبک و فانتزی کفایت میکند.
بااینحال، جلوههای بصری در همهٔ لحظهها یکدست نیستند و گاهی ساختگیبودنشان از خیالانگیزی صحنه میکاهد. فیلم در این زمینه بیش از آنکه جهان تازهای بیافریند، از تصویرهای شناختهشدهٔ سینمای کریسمسی بهره میبرد. کلیشهها، پیشبینیپذیری و محدودیت فیلمنامه فیلمنامه از مسیری آشنا حرکت میکند و نشانههای مقصد را زود آشکار میسازد.
« فیلم بیشتر به آشتیِ دلنشین علاقه دارد تا کاوش عمیق در ریشههای اختلاف. »
قوتها و کاستیها
تماشاگر بهسرعت درمییابد که سفر نوئل قرار است به چه نوع دگرگونی و چه معنایی ختم شود. این پیشبینیپذیری بهتنهایی برای چنین اثری نقصی قاطع نیست؛ بسیاری از فیلمهای کریسمسی بخشی از لذت خود را از بازگشت به الگوهای امن و آشنا میگیرند. مشکل آنجاست که «نوئل» در بیشتر مسیر، ایدههای آشنای خود را با پیچش روایی یا مشاهدهای تازه غنی نمیکند.
در نتیجه، بعضی خطهای داستانی و شخصیتهای فرعی بیشتر کارکردی تزئینی دارند تا سازندهٔ تحول. کشمکشِ اصلی روشن است، اما پلههای رسیدن به آن گاه چنان سرراستاند که حس تعلیق یا شگفتی چندانی پدید نمیآورند. فیلم همچنین پرسشهایی دربارهٔ سنت، شایستگی و تغییر را پیش میکشد، ولی معمولاً آنها را در قالبی بیخطر و سریع حلوفصل میکند.
پیامش دلپذیر است، اما از آزمودن کامل پیامدهای همان ایدهها پرهیز میکند. گرمای دلنشین و کارکرد یک فیلم فصلی در نهایت، ارزش «نوئل» را باید در نسبت آن با حالوهوای مورد نظرش سنجید. این فیلم ادعای یک کمدی پیچیده یا اثری ماندگار دربارهٔ خانواده و مسئولیت را ندارد؛ میخواهد برای مدتی کوتاه، جهانی مهربان و روشن پیش چشم بگذارد.
« تماشاگر بهسرعت درمییابد که سفر نوئل قرار است به چه نوع دگرگونی و چه معنایی ختم شود. »
جمعبندی
در این هدف، تا اندازهای موفق است. تماشاگرانی که از فیلمهای کریسمسی، فضای گرم، پیامهای امیدبخش و شخصیتهای دوستداشتنی لذت میبرند، احتمالاً با آن همراه میشوند. اما کسانی که به کمدی تیز، روایت غافلگیرکننده یا پرداخت عمیق شخصیتها نیاز دارند، ممکن است آن را کمرمق بیابند. جمعبندی «نوئل» اثری خوشقلب و خانوادگی است که نیروی اصلیاش را از بازی دلنشین Anna Kendrick و فضای کریسمسیِ گرم خود میگیرد.
فیلم دربارهٔ یافتن جایگاه خویش و فهمیدن این نکته است که مسئولیت واقعی همیشه با عنوانی از پیش تعیینشده همراه نیست؛ گاه از توجه به دیگران و تواناییِ ایجاد امید آغاز میشود. در برابر این امتیازها، کمدی کماثر، قصهٔ کلیشهای، برخی جلوههای ناهماهنگ و مسیری قابلحدس قرار دارند. حاصل، فیلمی است که شاید شگفتی بزرگی به تماشاگر ندهد، اما برای شبی آرام و خانوادگی، شیرینی ساده و بیادعایی دارد.
« اما کسانی که به کمدی تیز، روایت غافلگیرکننده یا پرداخت عمیق شخصیتها نیاز دارند، ممکن است آن را کمرمق بیابند. »
ثبت دیدگاه