نقد و بررسی
نقد کشتی نوح 2024 (Noah's Ark) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ماجراجویی کلاسیک در لباسی تازه «کشتی نوح» (۲۰۲۴) از افسانهای آشنا آغاز میکند، اما مرکز ثقلش را از نوح و خانوادهاش به دو موش نوازنده منتقل میسازد: وینی، شاعری خیالپرداز که از حضور در برابر جمع میهراسد، و تیتو، گیتاریستی دلنشین و عملگرا. ورود پنهانی آنها به کشتی، در کنار جانورانی که ناچارند در فضایی محدود و پرتنش کنار هم بمانند، بستری برای ماجراجویی، موسیقی و آزمودن دوستی فراهم میآورد.
فیلم در همین جابهجاییِ کانون روایی، هم فرصتی برای بازخوانی یک حکایت کهن مییابد و هم خطر پراکندگی را به جان میخرد: کشتی شلوغ است، شخصیتها بسیارند و هرکدام خواهان سهمی از توجهاند. دوستی در قلب روایت رابطهٔ وینی و تیتو، روشنترین نیروی عاطفی فیلم است. تفاوت خلقوخوی آنها ــ یکی مردد و شاعرانه، دیگری مطمئن و اهل عمل ــ بهسادگی قابلفهم است و برای مخاطب کمسنوسال راهی سرراست به درون داستان میگشاید.
بااینحال، دوستیشان صرفاً ترفندی برای پیشبرد ماجرا نیست: ترس و اعتماد، استقلال و وفاداری، در جریان سفر پیوسته با یکدیگر برخورد میکنند. گاهی فیلم این کشمکش را با شتاب از سر میگذراند و فرصت مکثی عمیقتر نمیدهد، اما شالودهٔ رابطه بهاندازهای گرم هست که تماشاگر را در مسیر همراه نگه دارد.
« دوستی در قلب روایت رابطهٔ وینی و تیتو، روشنترین نیروی عاطفی فیلم است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
کشتی بهمثابه جامعهای کوچک یکی از ایدههای بالقوه نیرومند فیلم، کنار هم نشاندن جانورانی است که در جهان بیرون ممکن است شکارچی و شکار باشند. محدودیت فضای کشتی، کمبود آزادی و اضطرابِ سیلاب، اختلافهایی را که در شرایط عادی پنهان میمانند به سطح میآورد. موسیقی در این میان فقط سرگرمی نیست؛ تلاشی است برای جایگزینکردن زور با گفتوگو و برای ساختن لحظهای از همزیستی در دل ترس.
فیلم بهدرستی میفهمد که کنار هم بودن با کنار آمدن یکی نیست، اما در پرداخت این ایده همیشه به اندازهٔ ظرفیتش پیش نمیرود. تنشهای اجتماعی گاه به کشمکشهای سادهٔ قهرمان و مخالف فروکاسته میشوند و پیچیدگی مناسبات جمعی مجال چندانی برای رشد نمییابد. موسیقی؛ هویت و ابزار آشتی ترانهها و فضای موزیکال، وجه متمایز فیلم را میسازند.
پیوند اثر با میراث وینیسیوس دِ مورائس، به آن رنگوبویی برزیلی میدهد و موسیقی را از تزئین صرف فراتر میبرد: آوازها قرار است جانوران را به هم نزدیک کنند و به قهرمانان امکان دهند در برابر خشونت و سوءتفاهم واکنش نشان دهند. این انتخاب از نظر مضمون بجاست، زیرا داستانی دربارهٔ تفاوت و همزیستی به هنری جمعی تکیه میکند.
« محدودیت فضای کشتی، کمبود آزادی و اضطرابِ سیلاب، اختلافهایی را که در شرایط عادی پنهان میمانند به سطح میآورد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، ترانهها همیشه در ذهن نمیمانند و گاه میان پیشبرد روایت و توقف آن مرددند. وقتی قطعهای نتواند بار عاطفی یا نمایشی تازهای بیفزاید، بخش موزیکال بهجای آنکه داستان را اوج دهد، ریتمش را کند میکند. تصویر و جهان رنگارنگ کشتی نوح ظرفیت بصری فراوانی دارد: جمعیت گونههای مختلف، فضای بستهٔ عرشه و انبارها، و تضاد میان تهدید بیرونی و آشوب درونی.
فیلم از رنگهای زنده و طراحیهای قابلتشخیص بهره میگیرد تا جهانش برای مخاطب خانوادگی جذاب بماند. صحنههای پرتحرک و حضور جانوران گوناگون، به تصویر تنوع و جنبوجوش میبخشند؛ بااینحال، کیفیت بصری بهتنهایی ضامن انسجام نیست. در بعضی لحظهها، حرکت و چیدمان بیش از آنکه شخصیت یا فضای صحنه را روشن کند، به شلوغی میانجامد.
نتیجه جهانی است خوشرنگ و دلپذیر، اما نه همیشه چنان دقیق و چشمگیر که تخیل تماشاگر را تا پایان درگیر نگه دارد. ریتم و انسجام داستانی پاشنهٔ آشیل اثر، پراکندگی روایت است. فیلم همزمان میخواهد دربارهٔ ورود مخفیانهٔ دو موش، رقابت میان حیوانات، خطر سیلاب، دوستی قهرمانان و نیروی پیونددهندهٔ موسیقی داستان بگوید.
« بااینهمه، ترانهها همیشه در ذهن نمیمانند و گاه میان پیشبرد روایت و توقف آن مرددند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این خطوط گاه بهخوبی به هم میرسند، اما گاه نیز کنار هم قرار میگیرند بیآنکه رابطهشان کاملاً محکم شود. برخی موقعیتها ظرفیت گسترش دارند ولی زود رها میشوند؛ بعضی لحظات هم بیش از آنکه تعلیق بسازند، توقفی در حرکت داستان پدید میآورند. از این رو، فیلم با وجود ایدههای متعدد، کشش یکنواختی ندارد و بخشهایی از آن بیش از اندازه طولانی یا کمرمق به نظر میرسند.
شوخیها و لحن لحن اثر میان حکایت اسطورهای، کمدی خانوادگی و شوخیهای امروزی در رفتوآمد است. ارجاعهای معاصر، از جمله اشارههایی به فرهنگ شبکههای اجتماعی، میکوشند فاصلهٔ قصهٔ کهن با تماشاگر امروز را کم کنند. گاهی این شوخیها به فضا انرژی میدهند، اما گاهی نیز چنان آشکار و ناگهانیاند که بهجای آنکه از دل شخصیتها یا موقعیت بیرون بیایند، همچون وصلهای بر روایت مینشینند.
این ناهماهنگی، بهویژه در کنار حالوهوای افسانهای و موسیقایی فیلم، میتواند یکپارچگی لحن را برهم بزند. کمدی اثر در بهترین لحظهها سبک و بیآزار است، اما کمتر به طنزی ظریف و ماندگار بدل میشود. صداپیشگی و مخاطب خانوادگی صداپیشگی نقش مهمی در قابلفهمکردن شخصیتهای متعدد دارد. وینی و تیتو به کمک تضاد رفتاریشان از میان جمعیت جانوران جدا میشوند و حضورشان در مرکز داستان حفظ میشود.
« این خطوط گاه بهخوبی به هم میرسند، اما گاه نیز کنار هم قرار میگیرند بیآنکه رابطهشان کاملاً محکم شود. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، در نسخهٔ دوبلهشده، غلظت لهجهٔ برخی شخصیتها ممکن است فهم گفتوگوها را دشوار کند؛ مسئلهای که در اثری پر از شخصیت و شوخی، بیش از یک لغزش کوچک اهمیت دارد. برای مخاطبان جوانتر، پیامهای روشن فیلم دربارهٔ همکاری، فداکاری و کنار آمدن با تفاوتها جذاب و قابلدریافتاند. بزرگسالان نیز میتوانند از پیوند موسیقی با میراث فرهنگی برزیل لذت ببرند، هرچند احتمال دارد از کمبود ظرافت در روایت و شوخیها بیشتر آگاه شوند.
جمعبندی «کشتی نوح» با ترکیب ماجراجویی حیوانات، موسیقی و مضمون همزیستی، فیلمی پرنیت و رنگارنگ میسازد که مهمترین امتیازش گرمای رابطهٔ دو قهرمان و تمایلش به یافتن راهی مسالمتآمیز برای اختلافهاست. اما ایدههای متعدد، درامی نابرابر و آهنگهایی که همیشه در خاطر نمیمانند، مانع از آن میشوند که این ظرفیت به تجربهای کاملاً منسجم بدل شود.
فیلم برای تماشای خانوادگی، بهویژه برای کودکانی که از حیوانات سخنگو و ماجراجویی موزیکال لذت میبرند، سرگرمیهایی دلپذیر دارد؛ ولی در مقام اثری سینمایی، بیش از آنکه به انسجام و عمق دست یابد، به نیت خوب و شور رنگارنگش متکی میماند.
ثبت دیدگاه