نقد و بررسی
نقد راهی به بالا نیست (No Way Up) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای پرکشش، میان فاجعه و وحشت «No Way Up» از همان آغاز بر برخورد دو هراس آشنا و مؤثر بنا میشود: سقوط هواپیما و حضور کوسهها در آبهای آزاد. گروهی از مسافران با پیشینهها و سنوسالهای متفاوت، پس از سانحهای هوایی در اقیانوس آرام گرفتار میشوند؛ هواپیما در عمق آب فرود آمده و بازماندگان باید پیش از تمام شدن هوای قابلتنفس، راهی برای خروج پیدا کنند.
خطر فقط از بیرون نمیآید: فضای محدود و آسیبدیدهٔ هواپیما نیز بهتدریج به تهدیدی جدی بدل میشود. کارگردانی فیلم را Claudio Fäh بر عهده داشته و فیلمنامه را Andy Mayson نوشته است؛ بازیگرانی چون Sophie McIntosh، Colm Meaney و Phyllis Logan نیز در آن حضور دارند. این ترکیب، در نگاه نخست، ظرفیت ساختن یک فیلم بقای پرتنش را دارد.
هواپیما محیطی آشنا اما پس از سقوط، به مکانی غریب و ناپایدار تبدیل میشود؛ اقیانوس نیز همزمان پناهگاه و دام است. شخصیتها نه میتوانند بهسادگی در فضای بسته بمانند و نه بیمحابا به آب بزنند. همین تناقض، هستهٔ تعلیق فیلم را شکل میدهد: هر انتخاب ممکن است راه نجاتی باشد، یا آغاز خطری تازه.
« خطر فقط از بیرون نمیآید: فضای محدود و آسیبدیدهٔ هواپیما نیز بهتدریج به تهدیدی جدی بدل میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تعلیق در فضای بسته یکی از موفقیتهای فیلم، استفاده از تنگنای مکانی برای ساختن اضطراب است. صندلیها، راهروهای باریک و بخشهای آسیبدیدهٔ بدنه، امکان حرکت آزادانه را از شخصیتها میگیرند. این محدودیت، بیش از آنکه به جلوههای بصری وابسته باشد، از وضعیت خود بازماندگان نیرو میگیرد: هر حرکت نیازمند تصمیم است و زمان برای تأمل نامحدود نیست.
هنگامی که هوای در دسترس رو به پایان میرود، حتی مکثها نیز معنایی تهدیدآمیز پیدا میکنند. فیلم در بخشهایی که میان ماندن در لاشه و تلاش برای خروج نوسان میکند، بهخوبی از دو ترس همزمان بهره میبرد. فضای داخلی امن به نظر نمیرسد، اما بیرون نیز تاریک و ناشناخته است. این دوگانگی میتواند تماشاگر را در جایگاهی مشابه بازماندگان قرار دهد: میل به فرار با ترس از آنچه در انتظار است، در تعارض میافتد.
چنین موقعیتی برای یک فیلم بقا جذاب است، زیرا خطر را به چیزی فراتر از یک تهدید بیرونی تبدیل میکند؛ خودِ تصمیمگیری نیز فشار روانی میآفریند. ریتم و سرگرمی «No Way Up» برای آنکه مخاطب را مدت زیادی در انتظار حادثه نگه دارد، ساخته نشده است. فیلم با سرعت به بحران میرسد و پس از آن میکوشد با مجموعهای از موقعیتهای اضطراری، تماشاگر را درگیر نگه دارد.
« تعلیق در فضای بسته یکی از موفقیتهای فیلم، استفاده از تنگنای مکانی برای ساختن اضطراب است. »
شخصیتها و اجرا
این رویکرد به اثر ضرباهنگی پرحادثه میدهد و مانع از آن میشود که ایدهٔ مرکزیاش در توضیحات طولانی گم شود. مدتزمان نسبتاً کوتاه فیلم نیز با همین هدف سازگار است: تمرکز بر یک موقعیت محدود و تشدید پیاپی خطرها. البته شتاب روایت همیشه به سود آن نیست. فیلم گاهی بهجای آنکه موقعیت را آرام و دقیق بپروراند، بیدرنگ به بحران بعدی میرسد.
در نتیجه، تنش پیوسته است، اما فرصت چندانی برای رسوبکردن ندارد. بااینحال، اگر انتظار اصلی از فیلم سرگرمی پرحادثه باشد، همین سرعت میتواند نقطهٔ قوت محسوب شود. اثر میداند که قرار نیست تأملی طولانی دربارهٔ بقا ارائه کند؛ میخواهد تماشاگر را در مسیر خطر نگه دارد و تقریباً بیوقفه از یک موقعیت اضطراری به موقعیت دیگر ببرد.
شخصیتها و منطق فیلمنامه مسافران از گروههای گوناگون آمدهاند و تفاوت سن، رابطه و جایگاه اجتماعیشان میتواند زمینهای برای شکلگیری تعارض و همکاری باشد. حضور یک کودک، همراهی اعضای خانواده و اختلافنظر میان بزرگسالان، امکان خلق موقعیتهایی عاطفی و اخلاقی را فراهم میکند. فیلم از این تنوع برای نشان دادن مسئولیتپذیری و تلاش جمعی استفاده میکند؛ در شرایطی که هر کس میتواند تنها به نجات خود فکر کند، تصمیمهای گروهی اهمیتی ویژه مییابند.
« این رویکرد به اثر ضرباهنگی پرحادثه میدهد و مانع از آن میشود که ایدهٔ مرکزیاش در توضیحات طولانی گم شود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما شخصیتپردازی به اندازهٔ ایدهٔ اولیه پرورش پیدا نمیکند. برخی از بازماندگان بیشتر در حکم کارکردهای روایی ظاهر میشوند تا آدمهایی با انگیزهها و ویژگیهای روشن. همین مسئله باعث میشود پیوند عاطفی با آنان در همهٔ لحظهها یکسان نباشد. افزون بر این، چند تصمیم مهم به اندازهٔ کافی زمینهسازی نمیشوند و رفتار بعضی شخصیتها گاه چنان تابع نیاز فیلمنامه به ایجاد خطر تازه است که باورپذیری موقعیت را کاهش میدهد.
وقتی تماشاگر بهجای نگران شدن برای شخصیتها، سرگرم پرسیدن این میشود که چرا چنین انتخابی کردهاند، تعلیق بخشی از اثر خود را از دست میدهد. بازیها و اجرای بازیگران بازیگران در فضایی محدود و زیر فشار خطر، باید بخش مهمی از هیجان را با واکنشهای چهره و بدن منتقل کنند. Sophie McIntosh در مرکز روایت قرار میگیرد و باید روندی از هراس و سردرگمی به سوی ابتکار و مسئولیتپذیری را بازتاب دهد.
Colm Meaney نیز با حضور آشنای خود به گروه نوعی ثبات میبخشد؛ نقشی که اهمیتش بیش از هر چیز به جایگاه او در میان بازماندگان وابسته است. در کنار آنان، بازیگران جوانتر سهمی در ایجاد حس آسیبپذیری و بیثباتی دارند. بااینهمه، بازیها همیشه نمیتوانند محدودیت متن را جبران کنند. بعضی واکنشها بهجای آنکه از ویژگیهای فردی شخصیتها برآیند، به الگوهای آشنای فیلمهای فاجعه نزدیک میشوند: وحشت، اعتراض، تصمیم عجولانه و سپس تلاش برای اصلاح پیامدها.
« اما شخصیتپردازی به اندازهٔ ایدهٔ اولیه پرورش پیدا نمیکند. »
قوتها و کاستیها
به همین سبب، اجراها در لحظههای پرتنش بهتر از گفتوگوهای توضیحی عمل میکنند. وقتی خطر در فضای تصویر و کنش مستقیم حاضر است، بازیگران فرصت بیشتری دارند تا اضطراب را منتقل کنند؛ اما در صحنههایی که فیلم به اطلاعات یا تصمیمهای روایی نیاز دارد، دیالوگها گاه تصنعی به گوش میرسند. تصویر، جلوهها و فضای اقیانوس فیلم برای ایجاد حس خطر به تاریکی، محدودیت دید و نزدیکی تهدید تکیه میکند.
اقیانوس در اینجا منظرهای آرام و باشکوه نیست؛ فضایی است که ناپیداییاش، امکان غافلگیری را افزایش میدهد. همین انتخاب بصری با طرح کلی داستان هماهنگ است: تماشاگر، مانند شخصیتها، همیشه نمیداند چه چیزی بیرون از محدودهٔ دید قرار دارد. در چنین فیلمی، طراحی صحنه و جلوههای ویژه باید پیوند میان فضای بستهٔ هواپیما و محیط بیرونی را باورپذیر کنند.
بااینحال، جلوههای رایانهای و طراحی کوسهها در همهٔ لحظات کیفیت یکسانی ندارند. هرجا تصویر مصنوعی به نظر میرسد، خطر از چیزی محسوس به نشانهای نمایشی تبدیل میشود و قدرت ترسانندگی آن افت میکند. این کاستی بهویژه در فیلمی اهمیت دارد که بخش مهمی از جذابیتش بر حضور شکارچیان دریایی استوار است.
« به همین سبب، اجراها در لحظههای پرتنش بهتر از گفتوگوهای توضیحی عمل میکنند. »
جمعبندی
اگرچه تاریکی و برشهای سریع گاه به پنهان ماندن ضعفها کمک میکنند، همیشه نمیتوانند جایگزین یکپارچگی بصری شوند. از این نظر، فیلم بیشتر با موقعیت اضطراریاش اثر میگذارد تا با واقعنمایی کامل جهان زیر آب. جمعبندی «No Way Up» فیلمی است که بهترین برگ برندهاش را در خودِ ایده و تنگنای موقعیت پیدا میکند: بازماندگانی در هواپیمایی غرقشده، هوایی محدود و خطری که در آبهای اطراف کمین کرده است.
این ترکیب، زمینهٔ مناسبی برای تعلیق فراهم میکند و ریتم پرحادثهٔ فیلم نیز آن را به تماشایی نسبتاً روان و سرگرمکننده بدل میسازد. اثر در لحظاتی که از فضای بسته، تاریکی و شتاب زمان بهره میگیرد، موفقتر است. در مقابل، ضعفهای فیلمنامه و ناپایداری جلوههای بصری مانع میشوند که فیلم به اثری کاملاً قانعکننده در ژانر بقا تبدیل شود.
تصمیمهای نامعقول، شخصیتپردازی کمعمق و گرهگشاییهایی که بیش از اندازه به نیازهای لحظهای روایت وابستهاند، از قدرت دراماتیک آن میکاهند. با این حال، اگر مخاطب به فیلمهای فاجعه و کوسه علاقه داشته باشد و انتظار روایتی واقعگرایانه یا شخصیتهایی پیچیده نداشته باشد، «No Way Up» میتواند انتخابی خوشایند برای یک بار تماشا باشد: اثری پرهیجان که ایدهٔ جذابش را بهتر از اجرای همهٔ جزئیات آن به کار میگیرد.
« از این نظر، فیلم بیشتر با موقعیت اضطراریاش اثر میگذارد تا با واقعنمایی کامل جهان زیر آب. »



ثبت دیدگاه