نقد و بررسی
نقد راهی به بیرون نیست (No Way Out) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نئونی که حقیقت را پنهان میکند «No Way Out» تریلری جنایی است که از همان آغاز، لسآنجلس را نه فقط بهمنزلهٔ پسزمینه، بلکه همچون نیرویی شکلدهنده در زندگی شخصیتها به کار میگیرد: شهری از نورهای مصنوعی، جاهطلبی، مصرفگرایی و وعدههای اغواگر. نیک، عکاسی جوان که تازه به این شهر آمده، در جهان پرشتاب مد و روابط پرخطر آن با تسّا روبهرو میشود؛ زنی که گویی هم به افسون این محیط تن داده و هم از آن دلزده است.
درخواست تکاندهندهٔ تسّا، رابطهای را که در ابتدا رنگوبوی عاشقانه دارد به سوی خشونت و بحران اخلاقی میبرد. داستان دربارهٔ نزدیکی دو نفر است، اما پرسش اصلیاش این است که عشق تا چه اندازه میتواند بهانهای برای عبور از مرزهای درست و نادرست شود. «No Way Out» به کارگردانی Azi Rahman و با بازی Joey Bicicchi و Maia Mitchell ساخته شده است.
شهری زیبا، جهانی بیقرار تصویر لسآنجلس در فیلم از دو وجه متضاد نیرو میگیرد. از یک سو، نورهای نئون، ظاهر آراستهٔ دنیای مد و جاذبهٔ زندگی پرزرقوبرق، چشماندازی دیدنی و فریبنده میسازند؛ از سوی دیگر، همین جلوهها بیثباتی و تهیبودن روابط را برجسته میکنند. شهر به شخصیتها امکان میدهد خود را از نو بسازند، اما این امکان با فشار برای دیدهشدن، موفقیت و دسترسی به لذتهای فوری همراه است.
« درخواست تکاندهندهٔ تسّا، رابطهای را که در ابتدا رنگوبوی عاشقانه دارد به سوی خشونت و بحران اخلاقی میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بدینترتیب، زرقوبرق فیلم صرفاً آرایهای بصری نیست: پوششی است که میتواند اضطراب و خشونت زیر سطح را پنهان کند. این تناقض در قابهای مربوط به عکاسی و مد نیز حضور دارد. عکاس با ثبت تصویر، لحظهای را ثابت میکند؛ اما در این داستان، تصویر ثابت هیچ تضمینی برای شناخت واقعیت نیست. آدمها میتوانند در برابر دوربین و دیگران جذاب و مطمئن به نظر برسند و در خلوت، با ترسها و انگیزههایی پیچیدهتر دستوپنجه نرم کنند.
فیلم از این تقابل سود میبرد، هرچند همیشه آن را به کاوشی عمیق بدل نمیکند. زیبایی بصری گاه بیش از آنکه معنایی تازه به درام بیفزاید، به شکلدادن حالوهوای کلی بسنده میکند. عاشقانهای که به وسواس نزدیک میشود رابطهٔ نیک و تسّا هستهٔ عاطفی فیلم است. نیک با نگاهی تازه به لسآنجلس وارد میشود؛ تسّا، در مقابل، کسی است که دیگر به افسون شهر اعتماد ندارد.
همین ناهمخوانی، از ابتدا در میان آنها نوعی کشش میسازد: یکی در پی تجربه و امکان است و دیگری ظاهراً از سرابهای همان جهان آگاهتر. بااینحال، فیلم عمداً اجازه نمیدهد این رابطه در چارچوب عاشقانهای آرام باقی بماند. جذبشدن به دیگری، بهتدریج با وابستگی، خطرپذیری و میل به تصاحب درهم میآمیزد.
« بدینترتیب، زرقوبرق فیلم صرفاً آرایهای بصری نیست: پوششی است که میتواند اضطراب و خشونت زیر سطح را پنهان کند. »
شخصیتها و اجرا
بازی Joey Bicicchi و Maia Mitchell در نگهداشتن توجه مخاطب سهم مهمی دارد. هر دو نقش را با جدیتی عاطفی اجرا میکنند و رابطهٔ پرتنش میان شخصیتها را باورپذیرتر میسازند؛ بهویژه زمانی که صمیمیت و بیاعتمادی تقریباً همزمان در رفتارشان دیده میشود. این اجراها به فیلم امکان میدهند حتی در بخشهایی که فیلمنامه شتابزده یا مبهم میشود، پیوند میان دو شخصیت را محور توجه نگه دارد.
بااینهمه، باورپذیری بازیها همیشه به معنای قانعکنندگی انگیزهها نیست: گاه مخاطب شدت احساسات را میپذیرد، اما برای فهم چرایی آنها به نشانههای بیشتری نیاز دارد. میان تریلر جنایی و درام عاشقانه یکی از دشواریهای فیلم، یافتن تعادلی پایدار میان دو گونهٔ متفاوت است. نیمهٔ نخست به شکلگیری رابطه و آشنایی نیک با دنیای تسّا اختصاص دارد؛ سپس داستان با ورود تصمیمی هولناک به قلمرو تریلر جنایی و انتقام قدم میگذارد.
این تغییر، بالقوه میتواند اثرگذار باشد: آنچه ابتدا خیالپردازی عاشقانه به نظر میآید، با آشکارشدن حقیقتی تاریک از نو معنا پیدا میکند. اما جابهجایی میان صمیمیت عاطفی و تعلیق جنایی گاهی نرم و تدریجی نیست و فیلم در تعیین اولویت خود مردد میماند. شروع کند، از همینجا اهمیت پیدا میکند.
« بازی Joey Bicicchi و Maia Mitchell در نگهداشتن توجه مخاطب سهم مهمی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
زمان زیادی صرف ساختن رابطه میشود، اما این زمان همیشه به شناخت عمیقتر شخصیتها نمیانجامد. درام میخواهد ابتدا کشش و وابستگی را بنا کند تا تصمیمهای بعدی وزن عاطفی داشته باشند؛ بااینحال، بعضی صحنهها بیشتر فضا را طولانی میکنند تا آنکه لایهٔ تازهای به شخصیتها بیفزایند. پس از آنکه روایت به مسیر جنایی وارد میشود، ریتم تندتر و رویدادها پیدرپیتر میشوند.
فیلم در این بخش سرگرمکنندهتر و پرتعلیقتر است، ولی شتاب آن گاه به بهای پرداخت کافیِ علتها و پیامدها تمام میشود. اخلاق در مهِ تعلیق عنوان «No Way Out» بر احساس گرفتارشدن دلالت دارد؛ نه فقط گرفتارشدن در موقعیتی خطرناک، بلکه محصورشدن در زنجیرهای از انتخابها. نیک با مسئلهای روبهرو میشود که پاسخ سادهای ندارد: وفاداری به کسی که دوستش دارد تا کجا قابل دفاع است؟
آیا نیت عاشقانه میتواند عملی خشونتآمیز را توجیه کند؟ فیلم بهجای ارائهٔ پاسخ اخلاقی صریح، شخصیتها را در فضایی قرار میدهد که مرز میان عشق، خودفریبی و انتقام پیوسته لغزان است. این ابهام از نقاط قوت بالقوهٔ اثر است، اما گاهی به ابهام روایی بدل میشود. تریلر برای حفظ تعلیق حق دارد بخشی از اطلاعات را پنهان کند؛ بااینحال، پنهانکاری زمانی ثمربخش است که پس از آشکارشدن جزئیات، تصویر کلی منسجمتر شود.
« زمان زیادی صرف ساختن رابطه میشود، اما این زمان همیشه به شناخت عمیقتر شخصیتها نمیانجامد. »
قوتها و کاستیها
در این فیلم، برخی پیچشها برای بینندهٔ آشنا با تریلرهای جنایی زودتر از موعد قابل حدساند و بعضی تغییر مسیرها بیش از آنکه از تحول شخصیتها برخاسته باشند، به نیاز روایت برای غافلگیری وابسته به نظر میرسند. در نتیجه، پرسش اخلاقی فیلم جذابتر از پاسخهایی است که داستان برای آن مهیا میکند.
تعلیق، پیچش و فرجامی کماثر «No Way Out» میکوشد با انباشتن خطر و تردید، مخاطب را تا پایان درگیر نگه دارد. تعلیق در بخشهایی که اطلاعات قطرهچکانی عرضه میشود و اعتماد میان شخصیتها فرومیریزد، کارآمد است. فیلم همچنین با پرهیز از آرامگرفتن طولانی در نیمهٔ دوم، انرژی حرکتی خود را حفظ میکند.
بااینحال، تندشدن ریتم بهتنهایی جایگزین پیوند علّی محکم نیست: هرچه رویدادها فشردهتر میشوند، ضرورت دارد انگیزهها و پیامدها روشنتر به یکدیگر متصل شوند. ضعف دیگر، فرجامی است که برای جمعبندی کشمکشها به اندازهٔ کافی قانعکننده احساس نمیشود. بدون ورود به جزئیات یا افشای پیچشهای داستان، میتوان گفت فیلم در رساندن شخصیتها به نقطهٔ پایانی، بیش از آنکه همهٔ لایههای درام را به نتیجهای بپرداخته برساند، بر اثرگذاری لحظهای تکیه میکند.
« در نتیجه، پرسش اخلاقی فیلم جذابتر از پاسخهایی است که داستان برای آن مهیا میکند. »
جمعبندی
از همین رو، ممکن است مخاطب پس از پایان، بیش از آنکه دربارهٔ معنای انتخابهای شخصیتها بیندیشد، به این فکر کند که آیا روایت مسیر خود را با انسجام کافی طی کرده است یا نه. جمعبندی «No Way Out» اثری دیدنی و پرکشش در چارچوب تریلر جنایی است که از فضای نئونوآر لسآنجلس، بازیهای صادقانهٔ دو بازیگر اصلی و رابطهای آمیخته با میل و خطر بهره میبرد.
بهترین لحظههایش زمانی شکل میگیرند که زرقوبرق محیط با اضطراب درونی شخصیتها برخورد میکند و پرسش از وفاداری به آزمونی اخلاقی بدل میشود. در برابر، آغاز کند، نوسان میان درام عاشقانه و تریلر، برخی پیچشهای قابلحدس و فرجامی نهچندان استوار، مانع از آن میشوند که فیلم به اثری کاملاً منسجم تبدیل شود.
تماشاگرانی که از تریلرهای رابطهمحور، فضای پرزرقوبرق و روایتهای سرشار از انتخابهای خطرناک لذت میبرند، احتمالاً با فیلم همراه خواهند شد؛ بهخصوص اگر انتظارشان تجربهای سریع و بینقص نباشد. «No Way Out» در ترسیم وسوسهٔ عشق و خشونت موفقتر است تا در حلوفصل پیامدهای آنها؛ و همین فاصله میان جاذبهٔ نخستین و پایانبندی، هم نقطهٔ ضعف اثر است و هم دریچهای برای تأمل دربارهٔ جهانی که در آن گاه زیباترین تصویرها، تاریکترین واقعیتها را پنهان میکنند.
ثبت دیدگاه