نقد و بررسی
نقد نه عقبنشینی، نه تسلیم (No Retreat, No Surrender) | 1986
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میراثی از سینمای رزمی دههٔ هشتاد «No Retreat, No Surrender» بیش از آنکه فیلمی خوشساخت و یکدست باشد، نمونهای پررنگ از سینمای رزمی عامهپسند دههٔ هشتاد است؛ سینمایی که در آن قهرمان نوجوان، تمرینهای نامتعارف، دشمنان اغراقشده و نبردهای نمایشی در کنار هم قرار میگرفتند. ساختهٔ Corey Yuen در سال ۱۹۸۶، از همان ابتدا با ترکیبی ناهموار از درام خانوادگی، کمدی نوجوانانه و اکشن رزمی پیش میرود.
همین ناهمواری هم نقطهضعف اصلی فیلم است و هم بخشی از جذابیت ویژهٔ آن: تماشاگر با اثری روبهروست که گاهی جدیتر از آن است که مضحک به نظر برسد و گاهی چنان از منطق فاصله میگیرد که دشوار است آن را جز با لبخند تماشا کرد. داستانی آشنا با چند انتخاب نامتعارف هستهٔ داستان ساده و آشناست: جیسون استیلول نوجوانی است که پس از خشونتی که به خانوادهاش تحمیل میشود، باید راهی برای دفاع از خود و نزدیکانش پیدا کند.
پدرش، که زمانی صاحب باشگاه کاراته بوده، از ادامهٔ خشونت پرهیز میکند؛ جیسون اما هنوز میخواهد در برابر تهدیدها و تحقیرها ناتوان نماند. چنین مسیری یادآور روایتهای آشنای بلوغ و آموزش در فیلمهای رزمی است: نوجوانی خام، استاد یا راهنمایی غیرمنتظره، دورهای از تمرین و سرانجام آزمونی برای سنجیدن آموختهها.
فیلم در این چارچوب، ایدههایی دارد که بهسادگی در ذهن میمانند؛ مهمتر از همه، حضور روح بروس لی بهعنوان مربی جیسون. این انتخاب، بهجای آنکه داستان را واقعگرایانهتر کند، آن را به قلمرو خیال و نمایش میبرد. فیلم نیز چندان علاقهای به توضیح دقیق یا توجیه این عنصر ندارد؛ آن را میپذیرد و به بخشی از جهان خود بدل میکند.
« این انتخاب، بهجای آنکه داستان را واقعگرایانهتر کند، آن را به قلمرو خیال و نمایش میبرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در مقابل، طرح کلی دربارهٔ زورگویی، رقابت میان باشگاهها و ساختن قهرمانی که بتواند پاسخ دهد، بسیار قابلپیشبینی است. فیلم بارها بهجای پرورش شخصیتها یا پیچیدهکردن تعارضها، به همان فرمول آشنا بازمیگردد. جیسون و مسئلهٔ قهرمانشدن جیسون، با بازی Kurt McKinney، قهرمانی است که فیلم میکوشد مسیر رشدش را از شیفتگی نوجوانانه به هنرهای رزمی تا آمادگی برای رویارویی با خطر دنبال کند.
بااینحال، شخصیتپردازی او به اندازهٔ ایدهٔ مرکزی فیلم پرورده نیست. تماشاگر میفهمد که جیسون در پی اعتمادبهنفس و مهارت است، اما فرصت کمتری برای دیدن لایههای درونی، ترسها و تناقضهای او پیدا میکند. گاهی آنچه باید بهتدریج به شکل دگرگونی شخصیتی آشکار شود، بیشتر نتیجهٔ گذر از یک صحنه به صحنهٔ بعدی به نظر میرسد.
رابطهٔ جیسون با پدرش ظرفیت دراماتیک قابلتوجهی دارد. اختلاف آنها فقط بر سر تمرینکردن یا نکردن نیست؛ در پس آن، دو نگاه متفاوت به خشونت و دفاع از خود قرار گرفته است. پدر میخواهد خانواده را از خطر دور کند، درحالیکه پسر دفاعکردن را راهی برای بازیابی اختیار میبیند. فیلم این تعارض را روشن و قابلفهم طرح میکند، اما همیشه به عمق آن نمیرسد.
در نتیجه، بخش خانوادگی داستان بیشتر نقش زمینهچینی دارد تا اینکه به اندازهٔ نبردها و تمرینها به یک درام مستقل تبدیل شود. تمرینها و روح بروس لی؛ نیروی خیالانگیز فیلم یکی از ویژگیهایی که فیلم را از قالب معمول داستانهای قهرمانپروری بیرون میکشد، شیوهٔ آموزش جیسون است. تمرینها گاه عجیب، بازیگوشانه و عمداً دور از روشهای واقعگرایانهاند.
« فیلم بارها بهجای پرورش شخصیتها یا پیچیدهکردن تعارضها، به همان فرمول آشنا بازمیگردد. »
شخصیتها و اجرا
این بخشها قرار نیست به بیننده برنامهای معتبر برای یادگیری هنرهای رزمی بدهند؛ کارکردشان بیشتر نمایشی است: نشان میدهند جیسون چگونه با بدن، ترس و محدودیتهای خودش روبهرو میشود. همین آزادی تخیل، گاه صحنهها را مضحک میکند، اما به فیلم رنگوبویی میدهد که در آثار جدیتر و واقعگراتر کمتر دیده میشود.
حضور روح بروس لی نیز در همین فضای میان خیال و جدیت معنا پیدا میکند. او هم مربی است و هم تصویری از آرمان قهرمانی که جیسون میپرستد. این ایده در اجرای خود بیتکلف و حتی خام است، اما از همین خامی نیرویی به دست میآورد: فیلم نمیکوشد حضور روح را به استعارهای سنگین و پیچیده تبدیل کند.
نتیجه، ترکیبی است از احترام به شمایل بروس لی و نوعی بازیگوشی سینمایی که گاهی از منطق روایی مهمتر میشود. مبارزهها و زبان تصویری اکشن اکشن فیلم در لحظههایی که به مبارزه میرسد، از داستان جان بیشتری میگیرد. طراحی نبردها متحرک و پرانرژی است و از جابهجاییهای سریع، ضربههای نمایشی و واکنشهای پراغراق بهره میبرد.
در اینجا فیلم بیش از هر جای دیگر میداند که تماشاگر از آن چه میخواهد: حرکت، برخورد و حس پیشروی. مبارزهها صرفاً وقفهای میان بخشهای داستان نیستند؛ آنها نقطههاییاند که انرژی پراکندهٔ فیلم سرانجام شکل مشخص پیدا میکند. بااینهمه، اجرا همیشه ظرافت یا پیوستگی یک اکشن ممتاز را ندارد.
« حضور روح بروس لی نیز در همین فضای میان خیال و جدیت معنا پیدا میکند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تدوین و میزانسن در بعضی لحظهها ناهماهنگاند و گاهی میتوان خامی ساخت را بهروشنی دید. اما همین ناهماهنگی، در کنار اغراقهای بدنی و حالوهوای نمایشی، به بخشی از شخصیت فیلم تبدیل میشود. نبردها قرار نیست تصویری مستند از خشونت واقعی باشند؛ آنها بیشتر نوعی نمایش پهلوانیاند که در آن حرکتهای بزرگ، واکنشهای شدید و قهرمانیِ آشکار بر واقعنمایی اولویت دارند.
وندم و بازیگران؛ حضورهایی با وزن نابرابر Jean-Claude Van Damme در نقش ایوان، با وجود حضور محدود، یکی از نامهایی است که بیش از اندازهٔ حضورش در ذهن میماند. نقش او در این فیلم هنوز به آن جایگاه قهرمانانهای که بعدها در کارنامهاش شکل گرفت شباهت ندارد؛ او در اینجا در جایگاه دشمنی سرد و تهدیدآمیز قرار میگیرد.
کمبودن حضورش ممکن است برای تماشاگرانی که فیلم را بهخاطر او انتخاب میکنند ناامیدکننده باشد، اما همین حضورهای کوتاه، بهویژه بهدلیل زبان بدنی و حالت نمایشیاش، به فضای عجیب فیلم کمک میکنند. بازی گروه بازیگران، در مجموع، چندان یکدست نیست. برخی اجراها خشک یا کمتجربه به نظر میرسند و گفتوگوها نیز گاه بیش از آنکه طبیعی باشند، صرفاً وظیفهٔ رساندن اطلاعات یا آمادهکردن صحنهٔ بعدی را دارند.
بااینحال، این ضعف فقط به بازیگری محدود نیست؛ کل فیلم در لحن خود میان جدیت، شوخی و ملودرام رفتوآمد میکند، بیآنکه همیشه بتواند این عناصر را هماهنگ سازد. به همین دلیل، تماشاگر ممکن است در یک صحنه با داستان همراه شود و در صحنهٔ بعدی از اغراق یا تصنع آن بخندد. ریتم، لحن و جذابیتِ آشفتگی ریتم فیلم یکی از مهمترین موانع تجربهٔ آن است.
« تدوین و میزانسن در بعضی لحظهها ناهماهنگاند و گاهی میتوان خامی ساخت را بهروشنی دید. »
قوتها و کاستیها
بخشهایی از روایت بیش از اندازه کش میآیند و بعضی صحنهها، بهخصوص در مسیر رسیدن به تمرینها و رویاروییها، چنان آرام پیش میروند که انرژی اکشن فروکش میکند. فیلم هر بار که از مرکز توجهش، یعنی جیسون و تمرین و مبارزه، فاصله میگیرد، احتمال دارد در جزئیات کماهمیت یا موقعیتهای کماثر متوقف شود.
این کندی، بهویژه برای تماشاگر امروزی که انتظار حرکت پیوستهتری دارد، محسوس است. اما «شلختگی» فیلم صرفاً عیب نیست؛ بهتدریج به بخشی از لذت تماشای آن بدل میشود. گذارهای نامنتظر، لحظههای نامتوازن و جدیتی که با موقعیتهای خندهدار کنار هم مینشیند، فضایی میسازند که نمیتوان آن را کاملاً سنجیده یا واقعگرا خواند.
فیلم گاه چنان بهراحتی از یک لحن به لحن دیگر میپرد که حاصل بیشتر به کلاژی از ایدهها شبیه میشود تا روایتی مهندسیشده. اگر بیننده پذیرای این بیقاعدگی باشد، فیلم لحظههایی برای سرگرمی و حیرت فراهم میکند؛ اگر انتظار درامی منسجم داشته باشد، همان آشفتگی میتواند خستهکننده شود. جمعبندی «No Retreat, No Surrender» فیلمی نیست که داستان یا شخصیتپردازیاش را بتوان نقطهٔ قوت اصلی دانست.
روایتش بر شالودهای آشنا و قابلپیشبینی بنا شده، ریتمش گاه افت میکند و بازیها نیز همیشه به شخصیتها جان نمیبخشند. در عوض، مبارزههای پرتحرک، تمرینهای نامتعارف، حضور خیالانگیز روح بروس لی و جلوههای اغراقشدهٔ سینمای رزمی دههٔ هشتاد، به آن هویتی مشخص میدهند. فیلم نه کاملاً موفق است و نه بهسادگی فراموششدنی: اثری خام و ناموزون که سرگرمیاش اغلب از همان عناصری میآید که مانع تبدیلشدنش به یک درام منسجم میشوند.
« این کندی، بهویژه برای تماشاگر امروزی که انتظار حرکت پیوستهتری دارد، محسوس است. »
جمعبندی
تماشای آن بیش از آنکه تجربهٔ مواجهه با یک فیلم رزمی بینقص باشد، دیدار با جهانی پرشور، عجیب و بیپروای سینمای عامهپسند دههٔ هشتاد است؛ جهانی که اگر با انتظار درست به آن نزدیک شویم، میتواند هم خندهدار باشد و هم صمیمانه دلنشین.



ثبت دیدگاه