نقد و بررسی
نقد No Offence | 2015
«No Offence» اثری است که از همان ابتدا میکوشد قواعد آشنای پلیسی را با انرژی، طنز سیاه و شخصیتهایی غیرمتعارف درهم بشکند. ساخته پل ابوت در مرز میان کمدی جنایی و درام پلیسی حرکت میکند و جذابیت اصلیاش نه صرفاً در معما، بلکه در گروهی از مأموران است که همزمان خشن، آسیبپذیر، شوخطبع و عمیقاً انسانیاند. حاصل، سریالی پرجنبوجوش و جسور است که گاهی از شدت علاقهاش به لحن خاص خود، تعادل روایی را به چالش میکشد.
وعده ژانری؛ وقتی پلیسی با کمدی سیاه برخورد میکند
«No Offence» از آن دسته آثاری است که پیش از آنکه بخواهد مخاطب را با داستانی پیچیده جذب کند، با لحن خود اعلام موجودیت میکند. اینجا با یک پلیسی متعارف مواجه نیستیم که در آن کارآگاهان با چهرههایی جدی، دیالوگهایی حسابشده و فضایی عمدتاً سرد به دنبال حل پروندهای جنایی باشند. سریال عمداً این الگو را برهم میزند و جهان پلیس را به محیطی پرهیاهو، بیپرده و گاه بیرحمانه خندهدار تبدیل میکند؛ محیطی که در آن شوخیهای رکیک، موقعیتهای مضحک، خشونت ناگهانی و لحظات عاطفی میتوانند در فاصلهای بسیار کوتاه از یکدیگر قرار بگیرند. همین ترکیب، نخستین و مهمترین امتیاز هویتی سریال است. این رویکرد البته شمشیری دولبه است. از یک سو، «No Offence» را از انبوه سریالهای پلیسی قابلپیشبینی جدا میکند و به آن شخصیت میبخشد؛ از سوی دیگر، مخاطبی که انتظار یک درام جنایی کاملاً جدی و واقعگرایانه داشته باشد، ممکن است در برابر پرشهای مداوم لحن مقاومت کند. منتقدان نیز دقیقاً در همین نقطه اختلاف نظر داشتهاند: برخی این آمیزش ژانری را تازه و هوشمندانه دیدهاند و برخی معتقد بودهاند که سریال گاهی هنوز تصمیم نگرفته است میخواهد کمدی باشد، درام جنایی باشد یا یک اثر پلیسی متعارف. T The Independent +1 با این حال، مشکل اصلی این نیست که سریال میان چند ژانر حرکت میکند؛ مسئله این است که آیا این ژانرها در نهایت به یک زبان واحد تبدیل میشوند یا نه. «No Offence» در بهترین لحظات خود دقیقاً موفق به انجام همین کار میشود. طنز، خشونت و احساسات نه بهعنوان عناصر جداگانه، بلکه بهعنوان اجزای یک جهان مشترک عمل میکنند. حتی آنجا که نتیجه کاملاً بینقص نیست، جسارت انتخاب مسیر ارزشمند است. «No Offence» پیش از آنکه یک معمای پلیسی باشد، یک آزمایش موفق و گاه نابرابر در تلفیق ژانرهاست.
روایت و ریتم؛ سرعتی که همیشه یکنواخت نمیماند
یکی از ویژگیهای برجسته سریال، ریتم پرتحرک آن است. روایت علاقهای ندارد مدت زیادی در یک وضعیت ثابت بماند و معمولاً با تغییر موقعیت، ورود یک شخصیت، کشف اطلاعات تازه یا یک چرخش ناگهانی، انرژی صحنه را دوباره بالا میبرد. این سرعت، بهخصوص در قسمتهای ابتدایی، باعث میشود «No Offence» بسیار سرزنده به نظر برسد. تماشاگر احساس میکند دائماً چیزی در حال رخ دادن است و سریال از افتادن در دام سکون بسیاری از درامهای پلیسی فاصله میگیرد. اما همین ویژگی در ادامه میتواند به نقطهضعف تبدیل شود. داستان گاهی چنان مشتاق حفظ ضرباهنگ است که فرصت کافی برای تهنشین شدن برخی موقعیتها یا پیامدهای احساسی آنها ایجاد نمیکند. در یک درام جنایی، صرفاً حرکت مداوم کافی نیست؛ مخاطب باید بتواند اطلاعات را پردازش کند، به روابط شخصیتها نزدیک شود و اهمیت اتفاقات را احساس کند. «No Offence» در بعضی مقاطع این فاصله را رعایت میکند و در بعضی لحظات، بیش از اندازه به جلو میتازد. ساختار سریال نیز از همین دوگانگی تأثیر میپذیرد. پرونده اصلی، ستون فقرات داستان را تشکیل میدهد، اما پروندههای فرعی و موقعیتهای روزمره پلیس نیز سهم قابل توجهی در روایت دارند. این ترکیب کمک میکند جهان سریال محدود به یک معمای واحد نباشد و شخصیتها فرصت پیدا کنند خارج از خط اصلی داستان نیز زندگی کنند. در عین حال، پراکندگی همین خطوط فرعی گاهی موجب میشود تمرکز دراماتیک کاهش پیدا کند و برخی بخشها بیشتر شبیه نمایش توانایی نویسنده در خلق موقعیتهای عجیب باشند تا پیشبرد ضروری داستان. T The Guardian +1 نکته مهم این است که سریال در لحظات موفق، بهجای آنکه صرفاً «سریع» باشد، «ریتمیک» است. تفاوت این دو بسیار مهم است. سرعت یعنی اتفاقات پشت سر هم رخ دهند؛ ریتم یعنی هر اتفاق زمان و جای مناسب خود را پیدا کند. «No Offence» گاهی به اولی دست پیدا میکند و در بهترین لحظات به دومی نیز میرسد.
شخصیتها و بازیها؛ قلب تپنده سریال
اگر قرار باشد یک عنصر را مهمتر از سایر اجزای «No Offence» بدانیم، بدون تردید باید سراغ شخصیتها و بازیگران برویم. سریال بهجای ساختن مأموران پلیسی بهعنوان ماشینهای حل پرونده، آنها را انسانهایی با عادتهای عجیب، ضعفهای شخصی، روابط پیچیده و اخلاقیات گاه متناقض میسازد. همین مسئله باعث میشود تماشای آنها حتی زمانی که پرونده چندان جذاب نیست، همچنان ارزشمند باقی بماند. در رأس این مجموعه، Vivienne Deering با بازی Joanna Scanlan قرار دارد؛ شخصیتی که بهراحتی میتوانست صرفاً یک رئیس پلیس پرخاشگر و اغراقشده باشد، اما نویسندگی و اجرای بازیگر اجازه نمیدهد به چنین کلیشهای محدود شود. Deering خشن است، زبان تندی دارد و برای رعایت ظرافتهای معمول اجتماعی چندان اهمیتی قائل نیست، اما پشت این پوسته، نوعی مسئولیتپذیری و دلبستگی عمیق به گروهش وجود دارد. Scanlan بهخوبی میفهمد که راز ماندگاری این شخصیت، صرفاً در شوخیها و رفتارهای غیرمتعارف او نیست؛ بلکه در فاصله میان ظاهر زمخت و لایه انسانی شخصیت نهفته است. T The Guardian +1 Elaine Cassidy در نقش Dinah Kowalska نیز نقش مهمی در ایجاد تعادل دارد. Dinah در مقایسه با Deering، ظرافت و حساسیت بیشتری دارد، اما سریال هرگز او را به شخصیتی منفعل تبدیل نمیکند. در کنار او، Alexandra Roach در نقش Joy Freers و دیگر اعضای گروه، تصویری جمعی از نیروی پلیسی ارائه میدهند که در آن زنان صرفاً نقش همراه یا قربانی ندارند، بلکه موتور اصلی روایت و تصمیمگیریاند. این انتخاب نه به شکل شعاری، بلکه در دل ساختار داستان صورت گرفته است؛ شخصیتها ابتدا انسان و مأمور پلیساند و جنسیت آنها یکی از ویژگیهایشان است، نه تمام هویتشان. T The Guardian +1 از سوی دیگر، Paul Ritter و بازیگران نقشهای مکمل نیز کمک میکنند فضای سریال بیش از حد حول قهرمانان اصلی متمرکز نشود. گروه پلیس در اینجا واقعاً یک گروه است؛ شخصیتها از طریق واکنش به یکدیگر معنا پیدا میکنند و شوخیها نیز اغلب حاصل برخورد شخصیتها با یکدیگرند، نه صرفاً دیالوگهای از پیش طراحیشده برای خنداندن مخاطب. این ویژگی یکی از دلایلی است که باعث میشود جهان سریال زنده و اجتماعی به نظر برسد. جذابیت «No Offence» بیش از آنکه از پروندهها بیاید، از آدمهایی میآید که درگیر آنها هستند.
فضا و فرم؛ منچستر بهعنوان بخشی از هویت اثر
یکی از عناصر مهم سریال، انتخاب منچستر بهعنوان بستر داستان است. شهر در اینجا صرفاً یک پسزمینه جغرافیایی نیست؛ بخشی از شخصیت اثر محسوب میشود. زبان، نوع شوخی، ریتم گفتوگوها، روابط اجتماعی و حتی نوع نگاه سریال به طبقات مختلف جامعه، همگی از این محیط تأثیر میگیرند. «No Offence» از تصویر تمیز و بیش از حد کنترلشدهای که برخی آثار پلیسی از شهر ارائه میکنند فاصله میگیرد و محیطی پرتناقض، شلوغ و زمختتر میسازد. از نظر بصری نیز سریال بیش از آنکه به زیباییشناسی سرد و مینیمالیستی بسیاری از آثار جنایی متکی باشد، انرژی و آشفتگی جهان خود را در میزانسن و حرکت دوربین بازتاب میدهد. این انتخاب با شخصیت داستان هماهنگ است. جهان «No Offence» مرتب و هندسی نیست؛ آدمهایش نیز مرتب و هندسی نیستند. بنابراین نوعی بینظمی کنترلشده در فرم وجود دارد که به فضای کمدی و جنایی اثر کمک میکند. یکی از نکات قابل توجه، فاصله گرفتن سریال از آن تصور رایج است که برای ساختن یک اثر جنایی جدی، همهچیز باید خاکستری، افسرده و سنگین باشد. «No Offence» میتواند در فضایی پررنگتر و پرتحرکتر درباره موضوعات ناخوشایند صحبت کند. البته این انتخاب همیشه بیهزینه نیست؛ برخی صحنهها ممکن است برای بخشی از مخاطبان بیش از اندازه شوخطبعانه یا بیپرده به نظر برسند، خصوصاً وقتی موضوع مورد بحث از نظر اخلاقی و انسانی حساس است. همین مسئله در واکنشهای انتقادی به سریال نیز بارها محل بحث بوده است. T The Guardian +1 در واقع، فرم سریال بخشی از استدلال آن است: زندگی حرفهای این مأموران نیز مانند خود شهر، ترکیبی از تراژدی، ابتذال روزمره، شوخی و خشونت است. گاهی خنده نه برای سبک کردن یک صحنه، بلکه برای نشان دادن روش آدمها در مواجهه با شرایط غیرقابلتحمل به کار میرود. شهر در «No Offence» دکور نیست؛ بخشی از شخصیت جمعی داستان است. طنز سیاه و مرزهای اخلاقی؛ جسارت یا زیادهروی؟ طنز «No Offence» یکی از آشکارترین امضاهای پل ابوت است. دیالوگها بیپروا، گاه رکیک و گاهی عمداً توهینآمیزند؛ اما هدف اصلی آنها صرفاً شوکه کردن نیست. سریال از طنز برای شکستن زبان رسمی پلیس و تبدیل مأموران به انسانهایی واقعیتر استفاده میکند. آنها در مواجهه با جنایت همیشه با جملات سنگین و حرفهای حرف نمیزنند؛ گاهی عصبی میشوند، حرف نامناسب میزنند، شوخی میکنند یا برای تحمل فشار کاری به شوخی پناه میبرند. این رویکرد وقتی موفق است که طنز از شخصیت بیرون بیاید. در بسیاری از صحنهها دقیقاً همین اتفاق رخ میدهد: شوخی نه یک قطعه مستقل برای خنداندن مخاطب، بلکه ادامه طبیعی شخصیتپردازی است. Deering به شکلی حرف میزند که اگر ناگهان بسیار مؤدب و رسمی شود، شخصیتش آسیب میبیند. به همین دلیل، بیپروایی زبانی او بخشی از طراحی کاراکتر است. با این حال، سریال گاهی به مرز حساسیت اخلاقی نزدیک میشود و حتی از آن عبور میکند. استفاده از موضوعات سنگین برای ساختن موقعیتهای کمدی میتواند برای مخاطب جسور جذاب باشد، اما خطر تبدیل شدن تراژدی به ابزار شوک را نیز به همراه دارد. بهخصوص در خط داستانی مربوط به قربانیان دارای معلولیت ذهنی، انتخاب لحن سریال میتواند محل مناقشه باشد. واکنشهای متفاوت به همین مسئله نشان میدهد که «No Offence» آگاهانه یا دستکم عملاً به قلمرویی وارد میشود که در آن مرز میان تابوشکنی و بیحسی اخلاقی بسیار باریک است. C
Community Living
با وجود این، نمیتوان انکار کرد که سریال در استفاده از طنز سیاه هویت مشخصی پیدا میکند. «No Offence» نمیخواهد اثر راحتی باشد. گاهی میخواهد مخاطب همزمان بخندد و احساس ناراحتی کند؛ و همین تضاد بخشی از منطق زیباییشناختی آن است. بهترین شوخیهای سریال برای فرار از تاریکی نیستند؛ آنها راهی برای زندگی کردن در دل تاریکیاند.
قوتها و ضعفها؛ سریالی که همیشه به اندازه جسارتش منسجم نیست
بزرگترین قوت «No Offence» را میتوان در اعتماد آن به شخصیت و لحن دانست. بسیاری از سریالهای پلیسی در تلاش برای متفاوت بودن، تنها ظاهر خود را تغییر میدهند، اما ساختار درونیشان همچنان همان الگوی آشنا باقی میماند. «No Offence» دستکم تلاش میکند جهان خودش را از پایه متفاوت بسازد. این تفاوت در دیالوگ، شخصیتها، روابط کاری و حتی نگاه به موضوعات اجتماعی دیده میشود. بازیهای قدرتمند نیز از ستونهای اصلی موفقیت اثرند. Joanna Scanlan توانسته شخصیتی بسازد که در یک صحنه خندهدار و در صحنهای دیگر جدی و تهدیدکننده باشد، بدون اینکه این تغییرات الزاماً مصنوعی جلوه کنند. گروه بازیگران مکمل نیز به جای آنکه صرفاً پیرامون شخصیت اصلی بچرخند، هویت مستقل دارند. نتیجه، گروهی است که شیمی میان اعضایش یکی از جذابترین عناصر سریال محسوب میشود. N New Statesman +1 اما همین سریال در روایت گاهی از استانداردی که برای شخصیتپردازی خود تعیین کرده عقب میماند. برخی پروندههای فرعی میتوانستند منسجمتر یا عمیقتر پرداخت شوند و در بعضی مقاطع، انرژی اولیه جای خود را به نوعی آشفتگی روایی میدهد. همچنین، اگرچه پیوند میان کمدی و درام یکی از جذابیتهای اثر است، این پیوند همیشه به یک اندازه طبیعی نیست. گاهی احساس میشود سریال بیش از آنکه اجازه دهد یک صحنه خودش را پیدا کند، اصرار دارد حتماً شوخی یا چرخش دیگری به آن اضافه کند. منتقدانی که نسبت به ادامه فصل نخست موضع محتاطانهتری داشتند نیز به همین مسئله اشاره کردهاند: در حالی که آغاز سریال انرژی و تازگی قابل توجهی دارد، بعضی قسمتها نمیتوانند همان شدت و تازگی را حفظ کنند و حتی گاهی به سمت احساساتگرایی بیشتری میروند. T The Independent +1
جایگاه اثر و مخاطب هدف؛ برای چه کسی ساخته شده است؟
«No Offence» برای مخاطبی ساخته شده که از پلیسیهای بیش از حد رسمی و قابلپیشبینی خسته شده، اما در عین حال نمیخواهد یک کمدی صرف تماشا کند. این سریال برای کسی مناسب است که از برخورد میان ژانرها لذت میبرد و میتواند بپذیرد که یک صحنه جنایی جدی، لحظاتی بعد به موقعیتی absurd و خندهدار تبدیل شود. اگر مخاطب به لحنهای بیپرده، شوخیهای تیره و شخصیتهای پررنگ علاقه داشته باشد، احتمالاً مهمترین نقطه قوت سریال را پیدا خواهد کرد. در مقابل، کسانی که از تغییر مداوم لحن، شوخیهای رکیک یا بیپروایی اخلاقی ناراضی میشوند، احتمالاً با اثر ارتباط کمتری برقرار خواهند کرد. همچنین مخاطبی که در یک سریال پلیسی بیش از هر چیز به دقت رویههای تحقیقاتی، واقعگرایی سازمانی و معماری بسیار منظم معما اهمیت میدهد، ممکن است گاهی احساس کند شخصیتمحوری و طنز، بر منطق پرونده غلبه کرده است. با این همه، اهمیت «No Offence» بیش از آن است که صرفاً با میزان موفقیت هر معمای جنایی سنجیده شود. سریال در تلاش است نوع دیگری از پلیس تلویزیونی را عرضه کند؛ پلیسی که در آن قهرمانان نه نابغههای منزوی و نه انسانهای بیخطا، بلکه گروهی از آدمهای عجیب و ناقصاند که در محیطی دشوار سعی میکنند کار خود را انجام دهند. این رویکرد به اثر گرمایی انسانی میدهد که حتی در تاریکترین موقعیتها نیز حضورش احساس میشود. منتقدان نیز بر همین ترکیب میان شوخطبعی، گرما، تنوع شخصیتها و نگاه انسانی تأکید کردهاند. C Channel 4 +1 «No Offence» زمانی بهترین نسخه خود را نشان میدهد که اجازه میدهد شخصیتها از قواعد ژانر جلو بزنند.
جمعبندی؛ آشوبی دوستداشتنی با هویتی مستقل
«No Offence» در نهایت سریالی است که ارزش اصلیاش را باید در شخصیت و لحن جستوجو کرد، نه در ادعای ساختن بینقصترین معمای پلیسی. پل ابوت جهانی خلق کرده که در آن خشونت و شوخی، بیرحمی و همدلی، حرفهایگری و بینظمی، همزمان کنار یکدیگر وجود دارند. این جهان گاهی از کنترل خارج میشود، اما حتی در لحظات نابرابر نیز هویت خود را از دست نمیدهد. بزرگترین موفقیت اثر آن است که شخصیتهایش را به چیزی بیش از مهرههای پرونده تبدیل میکند. مخاطب به مرور نه فقط برای دانستن سرنوشت ماجرا، بلکه برای دیدن تعامل اعضای گروه، واکنش آنها به فشارهای کاری و شناخت بیشتر از زندگیشان بازمیگردد. این همان نقطهای است که «No Offence» از یک پلیسی سرگرمکننده فراتر میرود و به یک کمدی ـ درام شخصیتمحور تبدیل میشود. ضعفهای سریال نیز دقیقاً از همان جایی میآیند که قوتهایش آغاز میشوند. جسارت لحن گاهی به افراط نزدیک میشود، ریتم پرانرژی گاه جای انسجام را میگیرد و تلفیق کمدی و تراژدی همیشه به یک اندازه متعادل نیست. با این حال، حتی این لغزشها نیز نشان میدهند که اثر حاضر نیست برای رسیدن به فرمولی امن، ویژگیهای متمایز خود را قربانی کند. در نهایت، «No Offence» اثری است برای تماشاگرانی که پلیسی متفاوت میخواهند؛ اثری پرسرعت، بیپروا، گاه خشن و گاه عاطفی که به جای ساختن قهرمانانی دستنیافتنی، گروهی از انسانهای عجیب و دوستداشتنی را در مرکز جهان خود قرار میدهد. این سریال ممکن است همیشه در کنترل لحن و روایت به یک اندازه موفق نباشد، اما آنقدر شخصیت، انرژی و جسارت دارد که بهراحتی در میان آثار پلیسی متعارف حل نشود. T T C Sources



ثبت دیدگاه