نقد و بررسی
نقد ورود آقایان ممنوع (No Men Allowed) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایده و جهان داستان «ورود آقایان ممنوع» از موقعیتی ساده اما پُرظرفیت آغاز میکند: مدرسهای دخترانه که مدیرش، خانم دارابی، حضور معلمان مرد را خط قرمز میداند، ناگهان برای آمادهسازی دانشآموزان المپیاد شیمی به دبیر مردی نیاز پیدا میکند. ورود آقای جبلی، آموزگاری آشفته و دستوپاچلفتی، این نظم سختگیرانه را برهم میزند؛ و شاگردان، به رهبری پریای جسور، ماجرا را به سمت نقشهای عاشقانه سوق میدهند.
فیلم بهجای آنکه از این پیشفرض برای ساختن طنزی تلخ یا جدلی جدی بهره بگیرد، آن را به موتور یک کمدی رمانتیک پرتحرک بدل میکند. «ورود آقایان ممنوع» ساختهٔ رامبد جوان و نوشتهٔ پیمان قاسمخانی است و در سال ۲۰۱۱ به نمایش درآمد. کمدیِ برخوردها و ریتم روایت توان اصلی فیلم در کنار هم نشاندن دو قطب متضاد است: دارابیِ منضبط، مسلط و سختگیر، و جبلیِ بیقرار و نامتوازن که ورودش به مدرسه بهخودیخود زمینهٔ سوءتفاهم و آشفتگی میسازد.
طنز از شکاف میان قواعد خشک مدرسه و رفتار پیشبینیناپذیر آدمها شکل میگیرد؛ بهویژه هنگامی که دانشآموزان میکوشند میان مدیر و معلم تازهوارد رابطهای بسازند که هیچیک از آن دو آشکارا برایش آماده نیستند. روایت با زنجیرهای از موقعیتهای بامزه پیش میرود و دیالوگها نقش مهمی در حفظ شتاب آن دارند.
شوخیها عموماً مستقیم و قابلفهماند و فیلم از تماشاگر نمیخواهد برای دنبالکردن طنز، لایههای پیچیدهای از کنایه را رمزگشایی کند. همین روش، اثر را خوشتماشا و مناسب مخاطبی میکند که از کمدیِ مبتنی بر شخصیت و موقعیت لذت میبرد. بااینحال، همین شتاب گاهی مجال نمیدهد که موقعیتها از سطح شوخی فراتر بروند یا پیامدهای عاطفی و اجتماعیشان بهقدر کافی کاویده شود.
« ورود آقایان ممنوع» ساختهٔ رامبد جوان و نوشتهٔ پیمان قاسمخانی است و در سال ۲۰۱۱ به نمایش درآمد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خانم دارابی؛ اقتدار و آسیبپذیری خانم دارابی مرکز ثقل فیلم است؛ شخصیتی که اقتدارش فقط از جایگاه اداریاش نمیآید، بلکه در شیوهٔ حرفزدن، تصمیمگیری و ادارهکردن دیگران هم حضور دارد. او با قواعد مدرسه و فاصلهگذاری دقیق، جهانی کنترلشده برای خود ساخته است. ورود جبلی، این جهان را نه با یک رویارویی بزرگ، بلکه با مجموعهای از اختلالهای کوچک تهدید میکند.
جذابیت شخصیت نیز از همین تناقض پدید میآید: زنی که در ظاهر مطمئن و نفوذناپذیر است، در موقعیتهای تازه ناچار میشود با واکنشهایی روبهرو شود که بهسادگی در چارچوب اقتدارش جا نمیگیرند. ویشکا آسایش این نقش را با انرژی و تسلط اجرا میکند. بازی او میان خشکیِ آمرانه و لحظههای ناخواستهٔ آشفتگی حرکت میکند، بیآنکه شخصیت را صرفاً به تیپی خشن یا مضحک فروبکاهد.
در مقابل، رضا عطاران از ناتوانی و بینظمی جبلی برای ساختن کمدی بهره میگیرد. تضاد اجرایی این دو، یکی از سرچشمههای اصلی سرزندگی فیلم است؛ هرکدام با ریتم و زبان بدنی متفاوتی به صحنه وارد میشوند و همین تفاوت، شوخیها را پررنگتر میکند. دانشآموزان و نقشآفرینی گروهی پریا و گروه همکلاسیهایش تنها تماشاگران ماجرا نیستند؛ آنان با دخالت در روابط بزرگترها، نیروی پیشبرندهٔ داستان میشوند.
این انتخاب به فیلم امکان میدهد فضای مدرسه را از پسزمینهای تزئینی به میدان کنش بدل کند. دانشآموزان نقشه میکشند، موقعیتها را دستکاری میکنند و از انرژی جمعی خود برای عبور از نظم رسمی بهره میگیرند. در نتیجه، رابطهٔ معلم و مدیر تنها خط داستانی فیلم نیست؛ گروه دختران نیز سهمی فعال در شکلدادن به مسیر کمدی دارد.
« او با قواعد مدرسه و فاصلهگذاری دقیق، جهانی کنترلشده برای خود ساخته است. »
شخصیتها و اجرا
پگاه آهنگرانی در نقش پریا جسارت و سرزندگی لازم برای هدایت این گروه را دارد. بااینهمه، پرداخت تعدادی از دانشآموزان بیشتر بر کارکرد کمدیشان تکیه میکند تا بر ویژگیهای فردی و تجربههای متمایزشان. آنان در لحظههای پرتحرک اثرگذارند، اما گاهی بیشتر به ابزار پیشبرد نقشهها شباهت پیدا میکنند تا شخصیتهایی با جهان مستقل.
این کاستی از لذت جمعی فیلم نمیکاهد، ولی عمق فضای مدرسه را محدود میکند. عاشقانهای سبکبال و آشنا رابطهٔ محوری فیلم بر تغییر تدریجی نسبت دو شخصیت ناسازگار بنا شده است: یکی به نظم و کنترل خو گرفته و دیگری با بیاحتیاطی و دستپاچگی، همان نظم را پیدرپی برهم میزند. چنین الگویی برای کمدی رمانتیک آشناست و فیلم نیز چندان در پی واژگونکردن قواعد آن نیست.
تماشاگر میتواند جهت کلی کشمکش را حدس بزند؛ بنابراین جذابیت بیش از آنکه از پرسش «چه خواهد شد؟» سرچشمه بگیرد، از دیدن برخوردها، مکثها و گفتوگوهای میان شخصیتها میآید. نقشهٔ شاگردان برای نزدیککردن دارابی و جبلی، فرصتی برای شوخی و سوءتفاهم فراهم میکند، اما گاهی بار عاشقانهٔ داستان بر ظرافت روابط غلبه مییابد.
بعضی موقعیتها به جای آنکه از شناخت دقیق شخصیتها برخیزند، در خدمت چرخاندن چرخ روایت قرار میگیرند. با این حال، فیلم با لحن سبک خود از سنگینکردن بیدلیل ماجرا پرهیز میکند و رابطه را در بستری از بازیگوشی و آشوب پیش میبرد. طنز جنسیتی و مرزهای آن عنوان و پیشفرض فیلم توجه را به محدودیت حضور مردان در مدرسه جلب میکند و از همین راه، زمینهای برای شوخی با قواعد جنسیتی و کلیشههای رفتاری میسازد.
« پگاه آهنگرانی در نقش پریا جسارت و سرزندگی لازم برای هدایت این گروه را دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تقابل دارابی با معلم مرد میتواند به پرسشهایی دربارهٔ اقتدار، تعصب و مناسبات زن و مرد راه ببرد؛ اما فیلم عمدتاً این مواد را در خدمت کمدی رمانتیک نگه میدارد. مسئلهٔ نابرابری جنسیتی بیش از آنکه موضوعی مستقل برای واکاوی باشد، بخشی از سازوکار طنز و مانع آغازین رابطه است. این انتخاب برای حفظ لحن سرگرمکنندهٔ اثر قابلفهم است، اما دامنهٔ انتقادی آن را نیز محدود میکند.
رفتار سختگیرانهٔ دارابی بیشتر به مانعی برای تحول عاشقانه تبدیل میشود تا نشانهای از ساختارهای اجتماعی پیچیدهتر. ازاینرو ممکن است برخی تماشاگران احساس کنند فیلم با کلیشههای جنسیتی بازی میکند، بیآنکه پیامدهای آنها را تا پایان دنبال کند. ارزش اثر در این زمینه نه در ارائهٔ پاسخی جامع، بلکه در آشکارکردن تنشی است که میان قواعد رسمی، تمایلات فردی و نقشهای ازپیشتعریفشده شکل میگیرد.
کارگردانی و لحن بصری رامبد جوان فیلم را با لحنی روشن و بیتکلف هدایت میکند. فضای مدرسه، رفتوآمد شخصیتها و تغییر موازنهٔ قدرت میان مدیر، معلم و دانشآموزان، همگی در خدمت پیشبرد کمدی قرار دارند. کارگردانی بیشتر بر میزانسنهای قابلخواندن، واکنش بازیگران و زمانبندی شوخیها تکیه میکند تا بر خودنمایی بصری.
این سادگی به نفع ریتم است، هرچند گاهی باعث میشود صحنهها بیش از اندازه تابع گفتوگو باشند و ظرفیت بصری فضای مدرسه کمتر به کار گرفته شود. فیلم در عوض، بر هماهنگی گروه بازیگران سرمایهگذاری میکند. حضور چهرههای مختلف در موقعیتهای جمعی، به مدرسه حس مکانی زنده و پرجنبوجوش میدهد؛ جایی که هر اتفاق کوچک میتواند به دخالت دیگران و زنجیرهای از واکنشها بینجامد.
« مسئلهٔ نابرابری جنسیتی بیش از آنکه موضوعی مستقل برای واکاوی باشد، بخشی از سازوکار طنز و مانع آغازین رابطه است. »
قوتها و کاستیها
این ویژگی، همراه با دیالوگهای خوشریتم، به اثر هویتی آشنا و صمیمی میبخشد. جمعبندی «ورود آقایان ممنوع» کمدی رمانتیکی خوشانرژی است که از تضاد شخصیتی و فضای مدرسه برای ساختن موقعیتهای سرگرمکننده بهره میگیرد. بازیهای پرتحرک، بهویژه نقشآفرینی ویشکا آسایش و رضا عطاران، و حضور فعال دانشآموزان به فیلم جان میبخشند.
در سوی دیگر، آشنایی پیشفرض، اتکای گاهوبیگاه به تیپسازی و پرداخت محدودتر موضوع نابرابری جنسیتی، مانع میشود که اثر از قالب کمدی رمانتیک فراتر رود. بااینهمه، فیلم در هدف اصلی خود موفق است: ساختن تجربهای سبک، روان و سرزنده که شوخیهایش از برخورد آدمهایی با عادتها و خواستههای متفاوت جان میگیرد.
آنچه پس از تماشا در ذهن میماند، بیش از پیچیدگی پیرنگ، انرژی بازیگران و شخصیت مقتدر اما انسانیِ خانم دارابی است؛ نیرویی که به این کمدیِ آشنا، هویت و ماندگاری میبخشد.
« این ویژگی، همراه با دیالوگهای خوشریتم، به اثر هویتی آشنا و صمیمی میبخشد. »


ثبت دیدگاه