نقد و بررسی
نقد No Hard Feelings | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای نامتعارف، زیر لایهٔ کمدی «No Hard Feelings» با قراردادی عجیب آغاز میشود: مدی، زنی که برای حفظ خانهٔ دوران کودکیاش به پول نیاز دارد، میپذیرد با پرسی، پسر نوزدهساله و کمتجربهٔ زوجی ثروتمند، قرار بگذارد و او را برای ورود به دانشگاه از انزوایش بیرون بیاورد. این موقعیت از همان ابتدا زمینهای برای کمدیِ جسورانه فراهم میکند؛ اما فیلم صرفاً به شوخی با قرارهای نامتعارف و برخورد دو شخصیت نابرابر بسنده نمیکند.
در عمق روایت، پرسشی سادهتر و انسانیتر جریان دارد: آیا میتوان دیگری را به سوی بزرگشدن هل داد، بیآنکه اختیار و نیازهای واقعیاش را نادیده گرفت؟ فیلم بهتدریج از کمدی موقعیت به داستانی دربارهٔ استقلال، ترس از تغییر و فاصلهٔ میان تصور بزرگسالان از جوانی و تجربهٔ خود جوانان حرکت میکند.
این جابهجایی به روایت گرما میبخشد، هرچند همیشه به یک اندازه متوازن نیست. «No Hard Feelings» گاهی میخواهد هم بیپروا و خشنودکننده باشد و هم لطیف و تأملبرانگیز؛ تنشی که هم نیروی محرک فیلم است و هم منشأ بخشی از ناهماهنگیهایش. مدی و مسئلهٔ بازگشت به استقلال مدی در آغاز شخصیتی است که زندگیاش زیر فشار گرفتاریهای مالی و احساس ازدسترفتن جایگاه پیشینش پیش میرود.
خانهای که میخواهد حفظ کند فقط یک دارایی نیست؛ پیوندی است با گذشته و تصویری از ثباتی که اکنون از دسترسش دور شده است. از همین رو، پذیرفتن پیشنهاد والدین پرسی را نمیتوان صرفاً تصمیمی مالی دانست. این انتخاب از درماندگی میآید، اما در ادامه، مدی ناچار میشود با معنای تصمیمش و با آن تصویری که از خودش ساخته روبهرو شود.
« این جابهجایی به روایت گرما میبخشد، هرچند همیشه به یک اندازه متوازن نیست. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جنیفر لارنس این شخصیت را با حضوری پرتحرک و بیپرده بازی میکند. مدی میتواند پرخاشگر، مضحک، خودخواه و آسیبپذیر باشد، و بازی لارنس از آنکه این صفات را به یک تیپ کمدی ساده تقلیل دهد، پرهیز میکند. شوخیهای فیزیکی او از نقاط قوت اصلی فیلماند: بدن بازیگر بخشی از بیان طنز میشود و موقعیتهای بیقاعده را به لحظههایی واقعاً خندهدار بدل میکند.
بااینحال، فیلم گاه چنان مجذوب جسارت ظاهری این لحظات است که فرصت پرداخت عمیقتر به فشارهای زندگی مدی را از دست میدهد. پرسی؛ فراتر از نقش پسر خجالتی پرسی در نگاه نخست، هدفی آسان برای کمدی به نظر میرسد: جوانی خجالتی و بیتجربه که والدینش میخواهند پیش از رفتنش به دانشگاه او را از حصار آسایش بیرون بکشند.
اما فیلم بهتدریج این تصویر ساده را پیچیدهتر میکند. پرسی صرفاً کسی نیست که باید «درست» یا «آماده» شود؛ او خواستهها، مرزها و شیوهٔ خاص خودش را برای مواجهه با جهان دارد. همین تغییر نگاه، رابطهٔ او با مدی را از طرحی مکانیکی برای برانگیختن خنده، به برخورد دو نفر با نیازهای متفاوت تبدیل میکند.
اندرو بارت فلدمن با ترکیبی از دستپاچگی، کنجکاوی و آسیبپذیری، به پرسی بُعد میدهد. بازی او از افتادن در دام سادهلوحیِ اغراقشده فاصله میگیرد و شخصیت را انسانیتر میکند، بهویژه در لحظههایی که فیلم از شوخی فاصله میگیرد و به سکوت یا مکث مجال میدهد. پرسی در برابر مدی فقط شاگردی نیست که باید چیزی بیاموزد؛ حضور او مدی را نیز وادار میکند نسبت خود را با بلوغ، صمیمیت و مسئولیت دوباره بسنجد.
« جنیفر لارنس این شخصیت را با حضوری پرتحرک و بیپرده بازی میکند. »
شخصیتها و اجرا
رابطهای که با اعتماد جان میگیرد بخش دلنشین فیلم، شکلگیری تدریجی اعتماد میان دو شخصیت اصلی است. رابطهٔ مدی و پرسی از معاملهای نابرابر آغاز میشود: یکی به پول نیاز دارد و دیگری در چارچوب برنامهای که والدینش چیدهاند قرار گرفته است. اما هرچه برخوردهایشان ادامه مییابد، این نظم اولیه کمتر قابل اتکا به نظر میرسد.
مدی نمیتواند پرسی را به پروژهای برای تغییر تبدیل کند و پرسی نیز در موقعیتی نیست که صرفاً مطابق انتظارات دیگران پیش برود. فیلم در بهترین لحظههایش از همین فاصلهٔ میان نیت و تجربهٔ واقعی بهره میگیرد. نزدیکی آنها نه یکباره شکل میگیرد و نه فقط بر پایهٔ شوخیهای موقعیتی استوار میماند؛ هر دو ناچارند دیگری را جدیتر ببینند.
این روند به فیلم بُعد انسانی میدهد، چون رشد را نه بهصورت درسگفتاری دربارهٔ «بزرگشدن»، بلکه از خلال اعتماد و آسیبپذیری نشان میدهد. بااینحال، برخی تغییرهای عاطفی آنقدر سریع رخ میدهند که مخاطب ممکن است احساس کند فیلم از مکث و پرورش بیشتر رابطه دریغ کرده است. طنز جسورانه و مرزهای آن کمدی فیلم بر تضاد میان موقعیت نامتعارف و واکنشهای ناهمگون شخصیتها بنا شده است.
مدی با صراحت و اعتمادبهنفسی که گاه از اضطرار میآید، به موقعیتها هجوم میبرد؛ پرسی در سوی دیگر، محتاط و کمتجربه است. این اختلاف، مواد خامی برای کمدی فیزیکی و شوخیهای بیپرده فراهم میآورد و در بسیاری از صحنهها نتیجهای مؤثر دارد. فیلم از خندهٔ راحت و سرگرمیِ بیتکلف نمیترسد و در این زمینه، انرژی اجرایی لارنس نقشی تعیینکننده دارد.
« رابطهای که با اعتماد جان میگیرد بخش دلنشین فیلم، شکلگیری تدریجی اعتماد میان دو شخصیت اصلی است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما جسارت همیشه به ظرافت تبدیل نمیشود. بعضی شوخیها بیش از آنکه از شخصیتپردازی یا مشاهدهٔ دقیق رفتار آدمها سرچشمه بگیرند، بر غافلگیری و عبور از انتظار تکیه میکنند. در چنین لحظههایی، فیلم برای حفظ ضرباهنگ کمدی از پیچیدگی عاطفی فاصله میگیرد. این مسئله بهخصوص وقتی محسوس است که روایت میخواهد از موقعیتهای خندهآور به صمیمیتی جدیتر برسد؛ گذار گاهی نرم است و گاهی چنان ناگهانی که دو لحن در کنار هم قرار میگیرند، بیآنکه کاملاً در یکدیگر حل شوند.
اخلاقِ موقعیت و نقش والدین ایدهٔ مرکزی فیلم ظرفیت قابلتوجهی برای بررسی اخلاقی دارد. والدین پرسی میخواهند برای پسرشان تجربهای فراهم کنند، اما این تصمیم را در قالب ترتیبی مالی و از پیش طراحیشده پیش میبرند. مدی نیز با انگیزهای شخصی وارد ماجرا میشود. پرسش مهم این است که در چنین وضعی، رضایت و اختیار پرسی چه جایگاهی دارد و آیا نیت خیر میتواند شکل مداخله را توجیه کند؟
فیلم این پرسشها را لمس میکند، ولی معمولاً از ماندن طولانی در دشواریهایشان پرهیز دارد. در نتیجه، اخلاق موقعیت بیشتر نقش سکوی آغازین را پیدا میکند تا موضوعی که تا انتها با جدیت دنبال شود. والدین پرسی نیز گاه به ابزار پیشبرد داستان بدل میشوند و پیچیدگی محدودی مییابند؛ آنها نمایندهٔ نوعی نگرانی و کنترلاند، اما فیلم کمتر به جهانبینی یا تناقضهای شخصیشان میپردازد.
اگر روایت پیامدهای این تصمیمها را با دقت بیشتری دنبال میکرد، تعارض مرکزی میتوانست وزن دراماتیک بیشتری پیدا کند. حالوهوای تابستانی و ریتم روایت فضای ساحلی و تابستانی فیلم، زمینهای خوشایند برای برخورد دو شخصیت فراهم میکند. این محیط حس تعلیق میان دو مرحلهٔ زندگی را تقویت میکند: مدی درگیر گذشتهای است که نمیخواهد از دست بدهد و پرسی در آستانهٔ آیندهای قرار دارد که هنوز درست نمیشناسد.
« در چنین لحظههایی، فیلم برای حفظ ضرباهنگ کمدی از پیچیدگی عاطفی فاصله میگیرد. »
قوتها و کاستیها
مکانها و حالوهوای فصل، به روایت سبکی بصری میدهند که با کمدی پرتحرکش تناسب دارد؛ در عین حال، زیر این روشنی، اضطراب تغییر و ترس از جا ماندن جریان دارد. ریتم فیلم در بخشهای کمدی معمولاً سرزنده است، اما وقتی میخواهد به تأمل عاطفی برسد، گاهی شتاب میگیرد. بعضی ایدهها پیش از آنکه فرصت کافی برای اثرگذاری پیدا کنند، کنار گذاشته میشوند و برخی رابطهها یا انگیزهها نیز میتوانستند با جزئیات بیشتری بسط یابند.
این شتاب مانع از آن نیست که فیلم لحظههای صمیمانهای داشته باشد، اما باعث میشود پیوند میان کمدی نامتعارف و داستان بلوغ همواره یکدست به نظر نرسد. جمعبندی «No Hard Feelings» کمدیای است که از طرحی تحریکآمیز و نامتعارف آغاز میکند، اما بهترین دستاوردش در پرداخت تدریجی به استقلال و رابطهٔ انسانی نهفته است.
جنیفر لارنس با بازی پرانرژی و کمدی فیزیکی نیرومندش به فیلم جان میدهد و اندرو بارت فلدمن نیز پرسی را از قالب جوانی صرفاً دستپاچه بیرون میآورد. اعتماد میان این دو، لحظههایی گرم و باورپذیر میسازد و روایت را از شوخیهای موقعیتی فراتر میبرد. بااینهمه، فیلمنامه در سنجش پیامدهای اخلاقیِ موقعیت اصلی محتاط و کمعمق میماند؛ افزون بر این، برخی شوخیها به جسارت ظاهری بسنده میکنند و لحن میان کمدی بیپروا و داستانی عاطفی نوسان دارد.
حاصل، فیلمی بینقص یا کاملاً منسجم نیست، اما اثری سرگرمکننده و گاه صمیمی است که در زیر ظاهر شلوغش، دربارهٔ حق انتخاب و دشواریِ عبور به مرحلهای تازه از زندگی حرف میزند.
« ریتم فیلم در بخشهای کمدی معمولاً سرزنده است، اما وقتی میخواهد به تأمل عاطفی برسد، گاهی شتاب میگیرد. »



ثبت دیدگاه