نقد و بررسی
نقد File not found. (Nine to Five) | 1980
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و جهان اداری آن «نه تا پنج» به کارگردانی Colin Higgins، کمدیای است که از دل محیطی آشنا و روزمره نیرو میگیرد: ادارهای با سلسلهمراتب خشک، قواعد نانوشتهٔ مردسالارانه و مدیری که اقتدارش را نه از شایستگی، بلکه از تحقیر و کنترل دیگران میگیرد. فیلم در ظاهر ماجرای سه کارمند است که از رفتارهای آزارندهٔ رئیسشان به ستوه آمدهاند؛ اما زیر لایهٔ سرگرمکنندهاش، تصویری انتقادی از تقسیم قدرت در محیط کار میسازد.
اهمیت فضای اداری در این است که فیلم آن را صرفاً پسزمینهای برای شوخیها نمیگیرد. میزها، تلفنها، پروندهها و اتاق رئیس، همگی نشانههای نظمی هستند که افراد را در جایگاههای ازپیشتعیینشده نگه میدارد. کارمندان زن باید کار را پیش ببرند، اما اختیار و اعتبار به مردی تعلق دارد که از تلاش آنان بهره میبرد.
این تضاد، موتور طنز فیلم است: سازمانی که مدعی کارآمدی است، در واقع با تکیه بر بیعدالتی و دورویی اداره میشود. طنز بهمثابه ابزار نقد طنز «نه تا پنج» تند و مستقیم است، اما به خطابه تبدیل نمیشود. فیلم نابرابری را در جزئیات رفتار روزانه نشان میدهد: نادیدهگرفتن توانایی کارکنان، مصادرهٔ دستاوردهای آنان و تبدیل زن شاغل به موضوع قضاوت و سوءظن.
« اهمیت فضای اداری در این است که فیلم آن را صرفاً پسزمینهای برای شوخیها نمیگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
رئیس خود را شایسته و مسلط میداند، حال آنکه اقتدارش از مجموعهای از عادتهای تبعیضآمیز و فریبکارانه تغذیه میکند. همین فاصله میان تصویری که او از خود دارد و واقعیتی که فیلم نشان میدهد، سرچشمهٔ بخش مهمی از کمدی است. نکتهٔ هوشمندانه آن است که فیلم فقط یک فرد را به سخره نمیگیرد؛ ساختاری را هدف میگیرد که چنین فردی را تقویت میکند.
بااینحال، لحن سبک و پرتحرک اثر گاهی تیزی نقد را نرم میکند. مخاطب بیش از آنکه با تحلیل عمیق سازوکارهای تبعیض روبهرو شود، از تماشای برهمخوردن نظم ناعادلانه لذت میبرد. این انتخاب، فیلم را عامهپسند و خوشتماشا میکند، اما دامنهٔ اجتماعیاش را نیز تا حدی محدود نگه میدارد. سه شخصیت و شیمی بازیگران سه بازیگر اصلی، Jane Fonda، Lily Tomlin و Dolly Parton، ترکیبی از انرژیها و شیوههای کمدی متفاوت را شکل میدهند.
شخصیتهایشان نسخههای یکسانی از «کارمند ناراضی» نیستند؛ هرکدام با تجربه و خلقوخوی خاص خود به موقعیت واکنش نشان میدهند. تفاوت میان آنان به فیلم امکان میدهد تا کمدی را از برخورد شخصیتها بیرون بکشد، نه فقط از شوخیهای نوشتهشده یا موقعیتهای تصادفی. هماهنگی گروه بازیگران از نقاط قوت آشکار فیلم است.
« همین فاصله میان تصویری که او از خود دارد و واقعیتی که فیلم نشان میدهد، سرچشمهٔ بخش مهمی از کمدی است. »
شخصیتها و اجرا
واکنشها و مکثها بهاندازهٔ گفتوگوها اهمیت دارند؛ یک نگاه یا تغییر لحن میتواند شوخی را کامل کند. Parton نیز با حضوری که هم صمیمی و هم خودآگاه است، در کنار دو بازیگر باتجربه تعادل مناسبی میسازد. در سوی مقابل، Dabney Coleman رئیس را با اعتمادبهنفسی مضحک و آزارنده بازی میکند؛ شخصیتی که هرچه بیشتر میکوشد بر دیگران مسلط شود، ناتوانی اخلاقیاش آشکارتر میشود.
ریتم، میزانسن و لذت تماشای کمدی فیلم در آغاز با ریتمی روشن و قابلفهم پیش میرود. موقعیتهای اداری و برخوردهای روزمره، زمینه را برای افزایش تدریجی تنش فراهم میکنند و تماشاگر بهسرعت درمییابد که قواعد محل کار چگونه به سود رئیس و به زیان کارمندان عمل میکند. حرکت از دل این واقعیت ملموس به سوی خیالپردازی کمدی، به اثر انرژی میدهد و آن را از یک هجو اداری خشک دور نگه میدارد.
بااینهمه، افزایش شتاب در نیمهٔ دوم گاه به بهای انسجام تمام میشود. روایت از کمدیِ مبتنی بر روابط و فشارهای محیط کار به موقعیتهایی اغراقآمیزتر میرسد؛ از جمله ماجرای گروگانگیری که لحن فیلم را آشکارا به سمت فارس میبرد. این چرخش برای بخشی از مخاطبان رهاییبخش و خندهآور است، اما برای کسانی که با فضای واقعگرایانهتر آغاز فیلم همراه شدهاند، میتواند گسستی محسوس ایجاد کند.
« واکنشها و مکثها بهاندازهٔ گفتوگوها اهمیت دارند؛ یک نگاه یا تغییر لحن میتواند شوخی را کامل کند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بعضی صحنههای خیالپردازانه نیز بهاندازهٔ کافی در روایت جا نمیافتند و ضرباهنگ را نابرابر میسازند. فانتزی، رهایی و محدودیت باورپذیری خیالپردازی در فیلم صرفاً تزئین نیست؛ راهی است برای آشکارکردن خشم و آرزوهایی که در محیط رسمی اداره مجال بیان ندارند. فشارِ فروخوردهٔ شخصیتها به شکل تصویرها و موقعیتهای کمدی بیرون میریزد، و همین تغییر سطح واقعیت به تماشاگر اجازه میدهد تجربهٔ سرکوب را از منظری اغراقآمیز و رهاییبخش ببیند.
فیلم در این لحظهها به منطق رؤیا نزدیک میشود: آنچه در واقعیت ممنوع یا ناممکن است، در ذهن به صحنهای نمایشی بدل میشود. اما هرچه روایت بیشتر به اغراق تکیه میکند، پیوندش با نقد اجتماعی سستتر میشود. طرح داستان در بخشهایی بر تصادف و نامحتملبودن تکیه دارد؛ در نتیجه، تحول محیط کار گاهی بیش از آنکه حاصل کنش جمعی و تغییر پایدار باشد، نتیجهٔ بازی با موقعیتهای افراطی جلوه میکند.
این مسئله از جذابیت سرگرمکنندهٔ فیلم نمیکاهد، ولی مانع میشود که اثر تصویری پیچیده و کاملاً باورپذیر از اصلاح ساختارهای نابرابر ارائه دهد. میراث و خوانش امروزی تماشای «نه تا پنج» امروز نیز بهسبب موضوع مرکزیاش معنا دارد. شکلهای کار، زبان سازمانی و حساسیتهای اجتماعی تغییر کردهاند، اما مسئلهٔ اعتباربخشی به کار، تبعیض در ارتقا و استفادهٔ ابزاری از نیروی کارکنان همچنان قابلشناسایی است.
« بعضی صحنههای خیالپردازانه نیز بهاندازهٔ کافی در روایت جا نمیافتند و ضرباهنگ را نابرابر میسازند. »
قوتها و کاستیها
فیلم با زبانی ساده و شوخطبع نشان میدهد که بیعدالتی فقط در تصمیمهای بزرگ رخ نمیدهد؛ گاهی در عادتهای کوچک و تکرارشوندهای ریشه دارد که یک نفر را صاحب اختیار و دیگری را موظف به اطاعت میکند. البته نگاه فیلم به این مسائل از محدودیتهای کمدی عامهپسند زمان خود جدا نیست. اثر بیش از آنکه راهحلهای نهادی را بررسی کند، بر لذت وارونهشدن مناسبات و پاسخگرفتن از یک رئیس آزارگر تکیه دارد.
بنابراین، قدرتش در تشخیص و صورتبندی نارضایتی است، نه در ترسیم برنامهای جامع برای دگرگونی محیط کار. این تمایز کمک میکند فیلم را هم بهعنوان سرگرمی موفق ببینیم و هم بهعنوان اثری که نقد اجتماعیاش گاه در هیجان روایت سادهسازی میشود. جمعبندی «نه تا پنج» کمدیای سرزنده و خوشاجراست که با اتکا به شیمی سه بازیگر اصلی، ریتم پرانرژی و طنز موقعیت، تجربهٔ آشنای تحقیر و نابرابری در محیط کار را به نمایشی سرگرمکننده بدل میکند.
فیلم در بهترین لحظههایش، از خنده برای آشکارکردن پوچی اقتدار متعصبانه بهره میبرد و به شخصیتهایش امکان میدهد در برابر نظمی ناعادلانه صدایی پیدا کنند. در عین حال، اغراقهای نیمهٔ دوم، برخی صحنههای کماثر و نامحتملبودن بخشهایی از طرح، از انسجام و عمق انتقادی آن میکاهند. حاصل، اثری است که بیش از آنکه تحلیل نهاییِ قدرت در محیط کار باشد، فانتزیای شاداب دربارهٔ رهایی از آن است؛ فانتزیای که هنوز بهواسطهٔ انرژی بازیگران و موضوع ماندگارش تماشایی میماند.
« البته نگاه فیلم به این مسائل از محدودیتهای کمدی عامهپسند زمان خود جدا نیست. »
ثبت دیدگاه