نقد و بررسی
نقد نیکا زایدار (Nikka Zaildar) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در کمدی رمانتیک پنجابی «نیکا زایلدَر» ساختهٔ سیمِرجیت سینگ، کمدیرمانتیکی پنجابی است که جهانش را نه بر پایهٔ بحرانهای بزرگ، بلکه بر سوءتفاهمهای خانوادگی، خواستگاریهای ناموفق و شتابزدگی جوانی بنا میکند. نیکا، دانشجوی خانوادهای مرفه، به منراج دل میبندد؛ اما پاسخ او، که انتخاب همسر را به خانوادهاش واگذار کرده، مسیر این عشق را به رشتهای از نقشهها و بدفهمیها میکشاند.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ یک سرگرمی سبک و سرزنده را میدهد و بیش از آنکه بخواهد درام عاشقانهای پرتنش بسازد، به دنبال خلق موقعیتهایی است که از برخورد میل فردی با مناسبات خانوادگی خنده میگیرند. این خاستگاه، هم نقطهٔ قوت اثر است و هم محدودیت اصلی آن: فیلم در لحظههای خوشساختش دلنشین است، اما در کلیت داستان کمتر به چیزی فراتر از سرگرمی میرسد.
روایت؛ زنجیرهای از نقشهها و بدفهمیها موتور روایی فیلم بر تصمیمی ساده اما پرپیامد میچرخد: نیکا میخواهد رضایت خانوادهها را برای ازدواج با منراج جلب کند و برای این کار دست به تدبیرهایی میزند که قرار است راه را هموار کنند. اما هر کوشش، پیچ تازهای در مناسبات دو خانواده ایجاد میکند و ماجرا بهجای حلشدن، بیشتر در گرههای کمدی فرو میرود.
فیلم از این الگوی آشنا برای ساختن موقعیتهای نمایشی بهره میگیرد؛ مخاطب معمولاً زودتر از شخصیتها میفهمد که سوءتفاهمی در راه است و همین فاصله، زمینهٔ خنده را فراهم میکند. بااینحال، آشنایی بیش از اندازهٔ این الگو گاه به زیان قصه تمام میشود. برخی گرهها بیشتر به این دلیل دوام میآورند که داستان به آنها نیاز دارد، نه به این دلیل که از رفتار شخصیتها به شکلی کاملاً طبیعی برآمدهاند.
« بااینحال، آشنایی بیش از اندازهٔ این الگو گاه به زیان قصه تمام میشود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در نتیجه، تماشاگر ممکن است بهجای آنکه پیگیر سرنوشت عاطفی شخصیتها شود، منتظر بماند ببیند سوءتفاهم بعدی چگونه به راه میافتد. فیلم در طراحی لحظههای کمیک موفقتر از پرورش پیوستهٔ کشمکش مرکزی است. کمدی؛ نیروی محرک و امتیاز اصلی طنز فیلم بیش از هر چیز به موقعیت و واکنش وابسته است: یک تصمیم شتابزده، گفتوگویی که درست فهمیده نمیشود یا دخالت اطرافیان، ماجرا را از مسیر معمول خارج میکند.
همین سادگی به اثر انرژی میدهد. شوخیها قرار نیست زیرمتنی پیچیده بسازند؛ کارکردشان روشن است و در بسیاری از صحنهها بهخوبی مخاطب را با خود همراه میکنند. «نیکا زایلدَر» بهویژه هنگامی جان میگیرد که مجال میدهد کنشها و واکنشها بهجای توضیحهای طولانی، خودشان خنده بسازند. بخشی از کامیابی این کمدی نیز به زبان و بافت محلی آن مربوط است.
شوخیهایی که بر آهنگ گفتار، اصطلاحها و رفتارهای آشنای پنجابی تکیه دارند، برای مخاطبی که با این زمینه آشناست طنین بیشتری پیدا میکنند. در ترجمه یا تماشای ناآشنا با زبان، بخشی از ظرافت و ضرباهنگ کلام ممکن است کمرنگ شود؛ بااینحال، کمدی تصویری و موقعیتهای آشکار فیلم همچنان قابلفهم و سرگرمکنندهاند.
مادربزرگ؛ حضوری که صحنهها را تصاحب میکند در میان بازیگران، نیرمال ریشی در نقش مادربزرگ نیکا از برجستهترین عناصر فیلم است. حضور او تنها به افزودن چند شوخی محدود نمیماند؛ شخصیتش با اقتدار، سرسختی و واکنشهای تند، مرکز ثقل بسیاری از موقعیتها را به خود میکشد. تضاد میان جایگاه بزرگتر خانواده و روحیهٔ پرجنبوجوش او، ظرفیت کمیک فراوانی ایجاد میکند و بازیگر نیز این ظرفیت را با زمانبندی مناسب به کار میگیرد.
« فیلم در طراحی لحظههای کمیک موفقتر از پرورش پیوستهٔ کشمکش مرکزی است. »
شخصیتها و اجرا
مادربزرگ هر بار که وارد قاب میشود، توجه را به سوی خود میبرد؛ گویی فیلم در این لحظهها بیش از هر چیز به حضور او اعتماد دارد. رابطهٔ او با پدربزرگ نیز رنگی از آشنایی و واقعنمایی به فضای اثر میبخشد. این دو، صرفاً ابزارهایی برای تولید شوخی نیستند؛ رفتارشان نوعی صمیمیت روزمره دارد که میتواند برای تماشاگر یادآور زوجهای سالخوردهٔ خانواده باشد.
همین کیفیت، در کنار بازی کمیک نیرمال ریشی، به فیلم حسی گرمتر میدهد و آن را از مجموعهای صرفاً مکانیکی از موقعیتهای خندهآور دور میکند. بازیگران و روابط عاطفی امی ویرک در نقش نیکا، جوانی را تصویر میکند که جسارت عاشقانهاش با خامی و بیتجربگی همراه است. بازی او با لحن سبک فیلم هماهنگ است و شخصیت را به قهرمانی بیش از حد جدی بدل نمیکند.
سونام باجوا در نقش منراج نیز حضوری متناسب با جهان کمدیرمانتیک اثر دارد؛ شخصیت او در آغاز با مرزی روشن میان علاقهٔ شخصی و خواست خانواده تعریف میشود، هرچند فیلم فرصت چندانی برای کاوش عمیقتر در انگیزهها و تردیدهایش فراهم نمیکند. کرمجیت انمول در نقش بهولا، با انرژی و واکنشهای پرتحرک، به ضلع کمدی ماجرا کمک میکند.
بازیگران فرعی نیز در تکمیل فضای خانوادگی سهم دارند، اما همهٔ شخصیتها به یک اندازه پرداخت نمیشوند. برخی بیشتر برای پیشبردن سوءتفاهمها یا فراهمکردن موقعیتهای طنز حضور دارند تا آنکه مسیر عاطفی مستقلی پیدا کنند. ازاینرو، جذابیت فیلم بیش از آنکه بر تحول شخصیتها استوار باشد، از ترکیب بازیها و شیمی جمعی گروه میآید.
« رابطهٔ او با پدربزرگ نیز رنگی از آشنایی و واقعنمایی به فضای اثر میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
خانواده، انتخاب و سنت در پسِ ماجرای عاشقانه، پرسشی ساده اما مهم قرار دارد: تا چه اندازه باید خواست فردی را در برابر نظر خانواده قرار داد؟ منراج میگوید ازدواج را به انتخاب خانوادهاش میسپارد و نیکا میکوشد از راهی غیرمستقیم رضایت بزرگترها را به دست آورد. فیلم این موضوع را نه در قالب جدالی تلخ، بلکه با لحن شوخ و آشتیجویانه دنبال میکند.
خانواده در این جهان هم مانع است و هم پناهگاه؛ حضورش دردسر میسازد، اما پیوندها و تعلقی را نیز نمایندگی میکند که شخصیتها نمیخواهند بهسادگی از آن جدا شوند. بااینهمه، اثر چندان درنگ نمیکند تا تناقضهای این موقعیت را واکاوی کند. خواست جوانان و اقتدار خانواده بیشتر مصالح کمدیاند تا موضوعی برای تأمل اجتماعی.
این انتخاب با حالوهوای فیلم سازگار است، اما باعث میشود مضمون آن در سطحی آشنا باقی بماند. «نیکا زایلدَر» ترجیح میدهد اختلاف نسلها را به گرمای روابط و مصالحهٔ خانوادگی بسپارد، نه آنکه هزینهها و دشواریهای انتخاب را جدیتر بررسی کند. ریتم و فضای دیداریشنیداری ریتم فیلم در مجموع بهسوی سبکی و حرکت مداوم گرایش دارد.
جابهجایی میان موقعیتهای عاشقانه و خانوادگی، اجازه نمیدهد فضای داستان بیش از اندازه سنگین شود و موسیقی نیز در ساختن حالوهوای رمانتیک و پرنشاط سهم دارد. این ویژگی برای تماشاگرانی که خواهان فیلمی بیتکلف و خوشگذران هستند مناسب است؛ اثر خود را به پیچیدهگویی یا ساختن تعلیقی سنگین متعهد نمیکند.
« فیلم این موضوع را نه در قالب جدالی تلخ، بلکه با لحن شوخ و آشتیجویانه دنبال میکند. »
قوتها و کاستیها
در عوض، همین حرکت پیوسته گاهی جای مکثهای لازم را میگیرد. بعضی لحظهها میتوانستند با پرداخت بیشتر، رابطهٔ میان نیکا و منراج را باورپذیرتر کنند یا پیامد تصمیمهایشان را روشنتر سازند. فیلم بهسرعت از یک موقعیت به موقعیت بعدی میرود و گاهی فرصت نمیدهد احساسات شخصیتها به اندازهٔ کافی رسوب کند.
نتیجه، اثری خوشریتم در سطح سرگرمی، اما نه همیشه عمیق در پرداخت عاطفی است. جمعبندی «نیکا زایلدَر» کمدیرمانتیکی خوشقلب و خوشحالوهواست که تکیهگاه اصلیاش شوخیهای موقعیتی، فضای خانوادگی و بازی درخشان نیرمال ریشی است. فیلم برای یک تماشای سبک و بیدغدغه انتخابی مناسب به شمار میآید؛ بهخصوص برای مخاطبانی که با زبان و شوخیهای پنجابی ارتباط دارند.
در برابر این جذابیت، داستان گاه از انسجام و گیرایی لازم فاصله میگیرد و برخی شخصیتها و مضمونهایش بیشتر در خدمت پیشبردن کمدی میمانند تا آنکه بهطور کامل بسط یابند. ارزش اثر نه در تازگی طرح، بلکه در گرمای جمعی، لحظههای خندهآور و حضور بازیگری است که بارها صحنه را به سود خود تصاحب میکند.
« در عوض، همین حرکت پیوسته گاهی جای مکثهای لازم را میگیرد. »
ثبت دیدگاه