نقد و بررسی
نقد Night Owls | 1930
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی کوچک با ظرفیت آشوبی بزرگ «Night Owls» کمدی کوتاهی از جیمز پاروت است که نیروی محرکهاش از تناقضی ساده میآید: مأموری که باید جلوی سرقتها را بگیرد، برای حفظ شغلش خودش نقشهٔ سرقتی ترتیب میدهد. او استن و اولی را به ورود به خانهٔ رئیس پلیس ترغیب میکند تا پس از دستگیریشان، خود را مأموری کاردان جلوه دهد؛ اما از همان آغاز روشن است که این نقشه بر پایهٔ شناختی خوشبینانه از تواناییهای این دو بنا شده است.
فیلم در حدود بیست دقیقه، همین موقعیت را به رشتهای از تلاشهای ناکام، سوءتفاهمها و برخوردهای فیزیکی تبدیل میکند. سادگی طرح در نگاه نخست ممکن است محدودکننده به نظر برسد، اما برای کمدی صامتوار و بدنی فیلم، زمینهای کارآمد فراهم میآورد. ماجرا به جای آنکه با پیچشهای روایی متعدد پیش برود، بر تکرار و تغییر تدریجی یک مانع استوار است: ورود به خانه باید بیسروصدا انجام شود، اما هر اقدام برای پنهانکاری، خود منبع صدای تازهای میشود.
همین فاصله میان قصد شخصیتها و نتیجهٔ کارشان، موتور اصلی خنده است. معماری کمدی: از پنجره تا فاجعه بخش مهمی از جذابیت فیلم در طراحی گگهای مکانی است. پنجره، در، دیوار و اشیای پیرامون خانه، هر یک به مانعی تبدیل میشوند که شخصیتها بارها با آن روبهرو میشوند. ورود دشوار است، عبور از مانع بهسادگی ممکن نمیشود و راهحلهای موقت نیز معمولاً مشکل تازهای میسازند.
فیلم بهخوبی میفهمد که برای یک کمدی فیزیکی، خود فضا میتواند همچون شخصیتی مستقل عمل کند: محیط نه تسهیلکنندهٔ نقشه، بلکه حریفی خاموش و لجوج است. الگوی تکرار در اینجا هم سرچشمهٔ لذت است و هم یکی از محدودیتهای اثر. تماشاگر زود درمییابد که قرار نیست کارها طبق برنامه پیش برود؛ بنابراین بخشی از خنده از پیشبینی شکست میآید، نه از غافلگیری کامل.
« همین فاصله میان قصد شخصیتها و نتیجهٔ کارشان، موتور اصلی خنده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، تغییر جزئی در هر تلاش و افزایش تدریجی آشوب، مانع از آن میشود که شوخیها صرفاً نسخههای یکسان یکدیگر باشند. فیلم در بهترین لحظات، از تکرار برای ساختن انتظار استفاده میکند و سپس با یک برخورد یا واکنش نامتناسب، آن انتظار را به خنده بدل میسازد. استن و اولی؛ دو شیوهٔ متفاوتِ شکست هستهٔ عاطفی و کمیک «Night Owls» رابطهٔ استن و اولی است؛ رابطهای که از اختلاف خلقوخو و ناهماهنگی در عمل نیرو میگیرد.
اولی معمولاً میکوشد اوضاع را تحت کنترل نشان دهد، اما اعتمادبهنفسش با واقعیت فاصله دارد. استن نیز با ظاهر معصوم و منطق کودکانهاش، اغلب در لحظهای نامناسب واکنشی نشان میدهد که وضع را پیچیدهتر میکند. هیچیک بهتنهایی تمام بار خنده را بر دوش نمیکشد؛ کمدی از برخورد دو روش متفاوت برای مواجهه با مسئله شکل میگیرد.
نکتهٔ مهم این است که این دو فقط قربانی بداقبالی نیستند؛ خودشان نیز در زنجیرهٔ خطاها سهم دارند. هر بار که میکوشند حرکت بعدی را حسابشده انجام دهند، هماهنگیشان بههم میریزد و نتیجه به فاجعهای کوچک میانجامد. از همین رو، «گربهبازی» و تقلیدهایشان از صداها و رفتارهای دیگران بیش از آنکه صرفاً شوخیهایی پراکنده باشند، جلوهای از تلاش ناشیانهٔ آنها برای سازگارشدن با موقعیتی است که از ابتدا مهارناپذیر به نظر میرسد.
ادگار کندی و وارونگی اقتدار حضور ادگار کندی به فیلم بُعدی فراتر از بازیهای دونفرهٔ استن و اولی میدهد. مأمور کندی ظاهراً نمایندهٔ نظم است، اما در عمل همان کسی است که نظم را برای منفعت شخصی خود دستکاری میکند. نقشهٔ او بر این فرض بنا شده که میتواند دیگران را مانند مهرههای یک نمایش هدایت کند؛ اما هرچه بیشتر میکوشد صحنه را کنترل کند، احتمال برملاشدن و آشفتگی بیشتر میشود.
« اولی معمولاً میکوشد اوضاع را تحت کنترل نشان دهد، اما اعتمادبهنفسش با واقعیت فاصله دارد. »
شخصیتها و اجرا
کمدی فیلم از این وارونگی اقتدار بهره میگیرد: مأمور قانون نه ناظر بیرونیِ ماجرا، بلکه یکی از سرچشمههای اصلی آن است. این ایده ظرفیت طنز اجتماعی بیشتری دارد، اما فیلم آن را بهطور جدی پی نمیگیرد. انگیزهٔ کندی بیشتر وسیلهای برای بهراهانداختن ماجراست تا موضوعی برای نقد نظام پلیسی یا فساد اداری.
بااینحال، انتخاب این موقعیت به کمدی طعنهای کوچک میافزاید: کسی که باید مراقب خلافکاران باشد، خود برای اثبات شایستگیاش به خلافی ساختگی متوسل میشود. این وارونگی، داستان ساده را اندکی از یک سلسله خرابکاری صرف فراتر میبرد. جیمز فینلیسن و بازی با انتظار جیمز فینلیسن، در نقش خدمتکار خانه، به تنش کمیک صحنهها کمک میکند.
حضور او به فیلم امکان میدهد که گربهبازی و تلاش برای پنهانکاری را به بازیِ واکنشها پیوند بزند: صدایی از بیرون شنیده میشود، کسی مشکوک میشود، و شخصیتهای پنهانکار باید در کسری از لحظه توضیحی بداهه بسازند. خنده در چنین موقعیتهایی فقط به خود حرکت وابسته نیست؛ به فاصلهٔ میان آنچه تماشاگر میداند و آنچه شخصیت حاضر در صحنه باور میکند نیز بستگی دارد.
فیلم گاه از این فاصله بهرهٔ خوبی میبرد، اما همیشه نمیتواند آن را به اوج برساند. برخی از شوخیها پیش از اجرا قابل حدساند و واکنشها نیز همیشه تنوع کافی ندارند. بااینهمه، حضور بازیگرانی که به زبان بدن و مکث کمیک تسلط دارند، به صحنهها انسجام میدهد. فینلیسن، کندی و زوج اصلی، هرکدام ریتم خاص خود را وارد کمدی میکنند و همین تفاوتها از یکنواختی کامل جلوگیری میکند.
« این ایده ظرفیت طنز اجتماعی بیشتری دارد، اما فیلم آن را بهطور جدی پی نمیگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ضربه، لباس و زبان بدن «Night Owls» بیش از هر چیز به کمدی جسمانی متکی است. برخوردها، زمینخوردنها، ضربهخوردنها و پرتاب کفش، عناصر تزئینی نیستند؛ زبان اصلی فیلماند. بدن بازیگران میدان اصلیِ روایت میشود و هر مانع، نشانی فیزیکی بر آن میگذارد. پارهشدن لباسها نیز از همین منطق پیروی میکند: آشفتگی نقشه فقط در چهره و حرکت شخصیتها دیده نمیشود، بلکه ظاهرشان هم بهتدریج از نظم میافتد.
این خشونتِ کارتونی در چارچوب اغراق کمیک عمل میکند، اما همچنان به دقت اجرایی وابسته است. ضربه باید بهاندازهای روشن باشد که تماشاگر آن را حس کند و همزمان چنان اغراقشده اجرا شود که به جای تلخی، خنده برانگیزد. فیلم در بسیاری از این لحظات موفق است؛ بهویژه وقتی یک حادثهٔ فیزیکی به حادثهای دیگر راه میدهد و شخصیتها فرصت بازیابی کنترل را پیدا نمیکنند.
بااینحال، تکیهٔ مکرر بر ضربه و خرابکاری ممکن است برای برخی تماشاگران پس از مدتی از تازگی بیفتد. ریتم، صدا و محدودیتها کوتاهبودن فیلم به آن کمک میکند که پیش از فرسودگی کامل ایده به پایان برسد، اما بهتنهایی تضمینی برای ریتم بینقص نیست. میان گگهای مؤثر، بخشهایی وجود دارد که پیشروی ماجرا کندتر احساس میشود.
تکرار تلاش برای ورود، هرچند اصل کمدی را میسازد، گاهی بیش از اندازه بر همان سازوکار تکیه میکند. در نتیجه، بخشی از مخاطبان ممکن است پیش از رسیدن به شوخی بعدی، مسیر آن را حدس بزنند. کیفیت صدا نیز میتواند بر تجربهٔ تماشا اثر بگذارد؛ بهخصوص در اثری که بخشی از طنزش به تشخیص صداها و واکنش شخصیتها به آنها وابسته است.
« ضربه، لباس و زبان بدن «Night Owls» بیش از هر چیز به کمدی جسمانی متکی است. »
قوتها و کاستیها
این مسئله از ارزش اجرای فیزیکی فیلم کم نمیکند، اما ممکن است وضوح بعضی لحظات را کاهش دهد. همچنین، فیلم ایدهٔ روایی چندان پیچیده یا تازهای ندارد و بهندرت به تصویری واقعاً ماندگار میرسد. قوت آن نه در نوآوری بزرگ، بلکه در اجرای مطمئن چند سازوکار آشناست. جمعبندی «Night Owls» کمدی کوتاهی است که بر طرحی ساده، بازیهای بدنی و رابطهٔ همیشگیِ ناهماهنگ استن و اولی تکیه میکند.
نقشهٔ مأمور کندی، موقعیت مناسبی برای آشوب فراهم میآورد و ورودهای نافرجام، گربهبازیها، ضربهها و کفشهای پرتابشده، لحظات سرگرمکنندهای میسازند. فیلم از نظر داستانپردازی چندان بلندپرواز نیست؛ بعضی شوخیهایش قابل پیشبینیاند، ریتمش گاه افت میکند و کیفیت صدا ممکن است آزاردهنده باشد.
بااینحال، توانایی بازیگران در تبدیل شکستهای کوچک به زنجیرهای از خرابکاریهای دیدنی، اثر را سرپا نگه میدارد. حاصل، کمدیای جمعوجور و خوشتماشا است: نه اثری که هر لحظهاش غافلگیر کند، بلکه فیلمی که در بخشهای موفقش با زبان بدن و بازیِ گربهوموش، لبخند را بهسادگی برمیانگیزد.
« این مسئله از ارزش اجرای فیزیکی فیلم کم نمیکند، اما ممکن است وضوح بعضی لحظات را کاهش دهد. »



ثبت دیدگاه