نقد و بررسی
نقد شب در بهشت (Night in Paradise) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مرثیهای در جامهٔ جنایی «شب در بهشت» بیش از آنکه دربارهٔ مناسبات پیچیدهٔ باندهای تبهکار باشد، مرثیهای است برای آدمهایی که پیش از آنکه مجال زندگی پیدا کنند، در مدار خشونت گرفتار شدهاند. پارک هون جونگ، نویسنده و کارگردان فیلم، از طرحی آشنا آغاز میکند: تهگو، آدمکشی حرفهای، پیشنهاد پیوستن به باند رقیب را رد میکند؛ پیامد این تصمیم، فقدانی خانوادگی و زنجیرهای از انتقام و تعقیب است.
اما موتور اصلی اثر نه معمای جنایی، بلکه اندوهی ممتد است؛ اندوهی که حتی در لحظههای آرام نیز از قاب بیرون نمیرود. فیلم در نخستین برخورد، وعدهٔ یک تریلر گنگستری متعارف را میدهد، اما بهتدریج کانون توجه را جابهجا میکند. پرسش اصلی فقط این نیست که چه کسی دست بالا را خواهد داشت؛ مسئله آن است که پس از عبور از چنین جهانی، چه چیزی از آدمها باقی میماند.
همین انتخاب، «شب در بهشت» را از یک روایت صرفاً انتقامجویانه دور میکند و به تجربهای تلختر و تأملبرانگیزتر بدل میسازد. ججو؛ بهشتی با آسمان ابری جزیرهٔ ججو در فیلم تصویری دوگانه دارد. از یک سو، پهنهٔ دریا و گسترهٔ طبیعت نوید فاصله گرفتن از آشوب شهر را میدهند؛ از سوی دیگر، این منظره هرگز به پناهگاهی واقعی تبدیل نمیشود.
زیبایی جزیره زیر لایهای از سکوت، هوای گرفته و حس تهدید قرار دارد. فیلم از تضاد میان نام «بهشت» و واقعیت تیرهٔ زندگی شخصیتها بهره میگیرد: مکان زیباست، اما زیباییاش قادر نیست گذشته را پاک کند یا آیندهای امن بسازد. این تضاد در طراحی بصری اثر نیز دیده میشود. رنگها اغلب سرد و خاموشاند و قابها، حتی در فضاهای باز، حالتی محصور دارند.
« فیلم در نخستین برخورد، وعدهٔ یک تریلر گنگستری متعارف را میدهد، اما بهتدریج کانون توجه را جابهجا میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ججو در اینجا کارتپستالی و دلفریب نیست؛ منظرهای است که تنهایی را برجستهتر میکند. طبیعت نه راه نجات، بلکه شاهدی خاموش بر رنج آدمهاست. باران، آسمان ابری و سکوت محیط به زبان عاطفی فیلم بدل میشوند و حالوهوایی میسازند که پس از پایان تماشا نیز در ذهن میماند. تهگو و جهیون؛ نزدیکی در آستانهٔ فقدان رابطهٔ تهگو و جهیون هستهٔ انسانی فیلم است.
هر دو به شکلی متفاوت با مرگ و فقدان روبهرو هستند: یکی زیر بار اندوهی تازه و خشمی فروخورده حرکت میکند، و دیگری با آگاهی از محدود بودن فرصت زندگیاش. این اشتراک، پیوندی آرام و بیادعا میان آنها پدید میآورد؛ پیوندی که بیش از آنکه بر گفتوگوهای توضیحی تکیه کند، از مکثها، نگاهها و لحظههای روزمره نیرو میگیرد.
فیلم در پرداخت این نزدیکی شتاب نمیکند. همین کندی گاه به سود اثر است، زیرا به شخصیتها فرصت میدهد در حضور یکدیگر از نقشهای آشنای خود فاصله بگیرند. تهگو دیگر فقط مردی خشن و کارآمد نیست و جهیون نیز بهسادگی در جایگاه قربانی قرار نمیگیرد. با این حال، رابطهٔ آنها از خطر احساساتیشدن یا تکیه بر الگوهای آشنا مصون نمیماند.
فیلم گاهی به نشانههای پررنگ و آشنای ملودرام متوسل میشود؛ اما بازیهای کنترلشده کمک میکنند عاطفه، دستکم در بسیاری از لحظهها، تصنعی به نظر نرسد. بازیها؛ خشونت با چهرهای انسانی اوم تهگو، در نقش تهگو، حضور کمحرف و سنگینی دارد که با شخصیتش سازگار است. او رنج را با فورانهای مداوم و پرهیاهو نمایش نمیدهد؛ بیشتر میگذارد اندوه در حرکات محدود، چهرهٔ بسته و سکوتهای طولانی رسوب کند.
« ججو در اینجا کارتپستالی و دلفریب نیست؛ منظرهای است که تنهایی را برجستهتر میکند. »
شخصیتها و اجرا
این خویشتنداری باعث میشود خشونتهای بعدی، تنها کنشهایی هیجانانگیز نباشند، بلکه از دل شخصیتی زخمی و فرسوده برخیزند. جون یو بین نیز به جهیون استقلال و سرسختی میبخشد. شخصیت او در برابر تهگو صرفاً نیرویی برای آرام کردن مردی گرفتار نیست؛ اراده و نگاه خودش را دارد و حضورش، رابطه را از یکسویه شدن نجات میدهد.
چا سونگوون در نقش مدیر ما نیز تهدیدی متمایز میسازد: خونسردی و محاسبهگری او، خشونتش را هولناکتر میکند. مجموعهٔ بازیها به جهان فیلم وزن میدهد و باورپذیری رابطهٔ مرکزی را تقویت میکند، هرچند برخی چهرههای پیرامونی کمتر از آن فرصت مییابند از چارچوب نقشهای گنگستری آشنا فراتر بروند.
ریتم؛ سکون، انتظار و کشآمدگی «شب در بهشت» آگاهانه در بخشهایی از مسیر آرام میگیرد. فیلم میخواهد تماشاگر در کنار شخصیتها بماند، سکوت محیط را حس کند و پیش از انفجار بعدی، سنگینی انتظار را تجربه کند. این تصمیم به ساختن فضای غمگین اثر کمک میکند و اجازه میدهد ججو صرفاً پسزمینهٔ تعقیبوگریز نباشد.
در چنین لحظههایی، آرامش ظاهری به اندازهٔ خود خشونت اهمیت پیدا میکند. با این همه، مرز میان مکثِ معنادار و اطاله همیشه بهخوبی حفظ نمیشود. بعضی صحنهها بیش از اندازه ادامه مییابند و اطلاعات عاطفی یا روایی تازهای نمیافزایند. فاصله گرفتن فیلم از اکشن نیز برای برخی تماشاگران ممکن است به افت انرژی بینجامد؛ بهویژه آنکه داستان در میانه گاه حس میشود دور خودش میچرخد.
« جون یو بین نیز به جهیون استقلال و سرسختی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کوتاهتر شدن چند بخش میتوانست تمرکز روایت را بیشتر کند، بیآنکه از تأثیر فضای مالیخولیایی بکاهد. خشونت؛ نیروی دراماتیک یا نمایش افراط؟ خشونت در فیلم بخشی اساسی از زبان آن است. صحنههای درگیری اغلب ناگهانی، نزدیک و بیرحمانهاند و از زرقوبرق قهرمانانهٔ اکشنهای مرسوم فاصله میگیرند.
کارگردانی با نمایش ضربه و پیامدهای جسمانی آن، جهانی میسازد که در آن بدنها به ابزار و میدان تسویهحساب بدل شدهاند. هرچه پیوند عاطفی تماشاگر با شخصیتها قویتر شود، همین خشونت نیز سنگینتر احساس میشود. اما فیلم گاهی از حدی میگذرد که خشونت، به جای تعمیق مضمون، خود به جاذبهٔ اصلی بدل میشود.
تکرار تصاویر خشن میتواند اثر عاطفی آنها را کاهش دهد یا تماشاگر را از رنج شخصیتها دور کند. این مسئله بهخصوص وقتی برجسته میشود که فیلم پیشتر برای ساختن پیوندی انسانی میان تهگو و جهیون وقت گذاشته است؛ در آن لحظهها، شدت بصری برخی صحنهها ممکن است بیش از آنکه اندوه را منتقل کند، بر تماشاگر فشار بیاورد.
روایت آشنا، پرداختی اندوهبار وفاداری، خیانت، انتقام و رقابت میان گروههای تبهکار، مصالح تازهای نیستند. «شب در بهشت» نیز قرار نیست با طرحی کاملاً نامنتظر، قواعد ژانر را دگرگون کند. بخشهایی از مسیر آن قابلحدساند و شخصیتهای باندی گاه به نقشهایی آشنا نزدیک میشوند. آنچه فیلم را از تکرار محض نجات میدهد، بیش از تازگی پیرنگ، کیفیت حالوهوای آن و تأکید بر فرسودگی آدمهایی است که در چرخهای بیپایان گرفتارند.
« کوتاهتر شدن چند بخش میتوانست تمرکز روایت را بیشتر کند، بیآنکه از تأثیر فضای مالیخولیایی بکاهد. »
قوتها و کاستیها
پارک هون جونگ در کنار لحظههای شاعرانه و تأملی، به صحنههای اکشن پرتنش نیز میدان میدهد. این دو وجه همیشه کاملاً همتراز نیستند: گاهی فیلم میان درام اندوهمحور و تریلر گنگستری رفتوآمدی ناهماهنگ دارد. با این حال، همین برخورد میان سکون و انفجار، بخشی از شخصیت اثر را میسازد. فیلم میخواهد هم تماشاگر را در غم شخصیتها شریک کند و هم با خشونت ناگهانی از این آرامش بیرون بکشد؛ موفقیتش در این کار یکدست نیست، اما در بهترین لحظهها مؤثر است.
جمعبندی «شب در بهشت» فیلمی است که بیش از تازگی داستان، با فضای سنگین، بازیهای قوی و تصویر اندوهبارش در خاطر میماند. رابطهٔ تهگو و جهیون به روایت جنایی آن مرکز عاطفی میدهد و ججو را به منظرهای زیبا اما بیپناه تبدیل میکند. در مقابل، ریتم نامتوازن، برخی کشآمدگیها، تکیه بر الگوهای آشنا و خشونت گاه افراطی مانع از آن میشوند که فیلم در همهٔ بخشها به یک اندازه اثرگذار باشد.
با این حال، اثر در ساختن حس فقدان و انتظار تواناست و میان لحظههای آرام و انفجارهای خشن، تضادی ماندگار پدید میآورد. تماشاگرانی که از روایتهای گنگستری آهستهسوز، تلخ و کمامید استقبال میکنند، احتمالاً در جهان فیلم چیزی برای همراهی خواهند یافت؛ بهویژه اگر بدانند این بهشت، از آغاز، بیش از آنکه وعدهٔ رهایی باشد، نامی شاعرانه برای تبعید و تنهایی است.
« پارک هون جونگ در کنار لحظههای شاعرانه و تأملی، به صحنههای اکشن پرتنش نیز میدان میدهد. »
ثبت دیدگاه