نقد و بررسی
نقد تعطیلات نیکولا (Nicholas on Holiday) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
تعطیلاتی که به چشم کودک بزرگتر از زندگیاند «Nicholas on Holiday» ساختهٔ Laurent Tirard، دنبالهٔ کمدی خانوادگی «Little Nicholas» است و شخصیت نیکولا را از فضای مدرسه و خانه به تعطیلاتی کنار دریا میبرد. با پایان سال تحصیلی، او همراه پدر و مادر و مادربزرگش در هتل بو-ریواژ اقامت میکند؛ جایی که آشنایی با چند پسربچه، بازیهای ساحلی و ماجراهای کوچک روزمره، روزهایش را شکل میدهند.
ورود الیزابت نیز نگرانی کودکانهٔ تازهای میسازد: نیکولا از شوخی بزرگترها دربارهٔ آیندهٔ مشترک آن دو، برداشتی جدی و اضطرابآلود پیدا میکند. فیلم بهجای آنکه تعطیلات را بستری برای دگرگونی عمیق شخصیت قرار دهد، آن را چون مجموعهای از تجربههای پراکنده و خاطرهانگیز میبیند. این انتخاب با جهان داستانی نیکولا سازگار است؛ در منطق او، مسئلهای کوچک میتواند به بحرانی عظیم بدل شود و یک روز معمولی، با چند اتفاق پیشبینینشده، صورت ماجراجویی پیدا کند.
فیلم از همین فاصله میان نگاه کودک و واقعیت بزرگسالان، هم موقعیت کمیک میسازد و هم نیروی عاطفیاش را میگیرد. تعطیلات بهمثابه جهان مستقل ساحل، هتل و جنگل در فیلم فقط پسزمینه نیستند؛ هرکدام قلمرویی جداگانه برای بازی و کشفاند. ساحل میدان رقابت و خیالپردازی است، هتل محل برخورد خانوادهها و بزرگترهای گوناگون، و جنگل فضایی برای ماجراجوییهایی که در ذهن کودکان اهمیتی بسیار بیش از اندازهٔ واقعیشان پیدا میکنند.
این جغرافیای محدود به فیلم وحدت میدهد، حتی وقتی رشتهٔ حوادث آن چندان محکم به هم گره نخورده است. فضای آفتابی و رنگآمیزی گرم، حس تعطیلات تابستانی را بهخوبی منتقل میکند. تماشاگر با مکانی روبهرو است که گویی از خاطرهای خوشرنگ بیرون آمده: روزهای کشدار، شن و آب، رفتوآمد میان اتاق و ساحل، و بزرگترهایی که سرگرم مسائل خود هستند.
« فیلم از همین فاصله میان نگاه کودک و واقعیت بزرگسالان، هم موقعیت کمیک میسازد و هم نیروی عاطفیاش را میگیرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
همین کیفیت، فیلم را خوشتماشا میکند؛ اما زیبایی فضا گاه بیش از آنکه به کشف سینمایی تازهای بینجامد، نقش پوششی دلپذیر برای روایتی کمشتاب و کمتنش را بر عهده میگیرد. منطق کودکانه و سرچشمهٔ کمدی هستهٔ طنز فیلم در فاصلهٔ میان آنچه بزرگترها میگویند و آنچه نیکولا از گفتههایشان میفهمد، قرار دارد.
شوخی دربارهٔ عروسی احتمالی او و الیزابت برای بزرگسالان بیضرر است، اما برای پسری که هنوز مرز میان شوخی، احتمال و تصمیم واقعی را درست نمیشناسد، به نگرانی جدی تبدیل میشود. فیلم این تفاوت در برداشت را نه با تمسخر کودک، بلکه با نزدیکشدن به منطق او به کمدی بدل میکند. این رویکرد از ویژگیهای دوستداشتنی اثر است: بزرگسالان لزوماً بدخواه یا بیملاحظه نیستند، اما گاهی فراموش میکنند کلماتشان در ذهن کودک چگونه پژواک مییابد.
بااینحال، فیلم همیشه از این ظرفیت به شکل تازه بهره نمیبرد. سوءتفاهمها بارها با الگوی مشابه بازمیگردند و مخاطب پیش از نیکولا حدس میزند که یک جمله یا رفتار چگونه به نگرانی بعدی منجر خواهد شد. بنابراین شوخیها در لحظاتی بامزهاند، اما گاه به تکرار و شیرینیِ بیش از اندازه نزدیک میشوند.
گروهی از کودکان، چند لحن متفاوت دوستان تازهٔ نیکولا هر یک با خصلتی روشن وارد داستان میشوند: یکی شکمو، دیگری قانونمدار، آن یکی زودگریان و دیگری آشنا با محیط ساحلی. این تفاوتها به گروه کودکانه تحرک میبخشد و اجازه میدهد شوخیها از برخورد خلقوخوها بیرون بیایند. در این جمع، نیکولا هم مرکز ماجراست و هم یکی از اعضای گروه؛ او در تلاش است موقعیت را بفهمد و بر آن مسلط شود، حال آنکه اتفاقها معمولاً از نقشههایش جلو میزنند.
« فیلم این تفاوت در برداشت را نه با تمسخر کودک، بلکه با نزدیکشدن به منطق او به کمدی بدل میکند. »
شخصیتها و اجرا
محدودیت این شیوه آن است که بسیاری از شخصیتها بیشتر بهصورت تیپهایی کمیک عمل میکنند تا آدمهایی با مسیر مستقل. این امر برای کمدی خانوادگی الزاماً ایراد بزرگی نیست؛ تماشاگر بهسرعت ویژگی هر کودک را درمییابد و از هماهنگی یا تضاد آنها لذت میبرد. بااینهمه، وقتی شوخیها بر یک ویژگی ثابت تکیه میکنند، فرصت چندانی برای غافلگیری یا رشد شخصیت باقی نمیماند.
فیلم بیشتر به انرژی جمعی گروه متکی است تا به تحول فردی اعضای آن. بازیها و تعادل میان کودک و بزرگسال Mathéo Boisselier در نقش نیکولا، کنجکاوی و جدیت کودکانهٔ شخصیت را بیتکلف عرضه میکند. او برای خنده گرفتن، بیش از اندازه بر اداهای نمایشی تکیه نمیکند؛ واکنشهایش اغلب از این میآیند که واقعاً اتفاقها را جدی گرفته است.
همین جدیت، کمدی را باورپذیر میکند. کودکان دیگر نیز به فضای جمعی جنبوجوش میبخشند و حضورشان به فیلم حس بازیگوشی میدهد. در سوی دیگر، Valérie Lemercier و Kad Merad نقش پدر و مادر را با ترکیبی از صمیمیت و سردرگمی بازی میکنند. آنها بزرگسالانیاند که میکوشند تعطیلات را اداره کنند، اما از نگاه نیکولا گاهی خودشان بخشی از آشوباند.
Dominique Lavanant نیز با حضور مادربزرگ، بر تنوع فضای خانوادگی میافزاید. بازیگران بزرگسال در کنار کودکان، جهانی میسازند که در آن دو نسل همزمان در یک مکاناند، اما لزوماً یک چیز را تجربه نمیکنند. ساختار روایی و مسئلهٔ تکرار فیلم از موقعیتهای متوالی و خردهماجراها ساخته شده است؛ ساختاری که با خاطرهپردازی کودکانه همخوانی دارد، اما همیشه به پیشروی داستانی نیرومند نمیانجامد.
« بااینهمه، وقتی شوخیها بر یک ویژگی ثابت تکیه میکنند، فرصت چندانی برای غافلگیری یا رشد شخصیت باقی نمیماند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بسیاری از صحنهها بهخودیخود سرگرمکنندهاند، ولی پیوند میانشان گاه بیشتر بر کنار هم قرار گرفتن حوادث استوار است تا بر رشد پیوستهٔ یک مسئله. نگرانی نیکولا دربارهٔ الیزابت، رشتهای برای اتصال بخشی از ماجراها فراهم میکند، اما سوءتفاهمهای تکراری از ظرفیت آن میکاهند. این پراکندگی سبب میشود ریتم فیلم در بخشهایی سرزنده و در بخشهایی قابلحدس باشد.
تماشاگر خانوادهدوست احتمالاً از تنوع موقعیتها و شوخیهای بیخطر استقبال میکند، اما مخاطبی که انتظار روایتی منسجمتر یا پیچیدهتر دارد، ممکن است احساس کند فیلم بارها به همان راهحلهای کمیک بازمیگردد. در مقایسه با فیلم نخست، این دنباله از تازگی کمتری برخوردار است: شخصیت و جهان از پیش معرفی شدهاند و فیلم بیشتر به گسترش همان فضای آشنا میپردازد تا به یافتن زاویهای کاملاً تازه.
طنز خانوادگی و دام شیرینیِ بیش از حد «Nicholas on Holiday» در اساس برای تماشای جمعی و خانوادگی ساخته شده است. شوخیهایش تند یا تلخ نیستند و در بیشتر مواقع از رفتارهای روزمره، برداشتهای اشتباه و بازیگوشی کودکان سرچشمه میگیرند. همین ملایمت به فیلم امکان میدهد مخاطبان کمسنوسال را جذب کند، بیآنکه برای بزرگسالان کاملاً بیمعنا شود.
بزرگترها میتوانند از مشاهدهٔ جهان نیکولا و تفاوت آن با دغدغههای خود لذت ببرند. اما ملایمت گاهی به بیخطر بودن افراطی بدل میشود. برخی شوخیها چنان آشکار و تکرارشوندهاند که پیش از رسیدن به نقطهٔ خنده، اثرشان را از دست میدهند. فیلم بهندرت از طنز خود برای ساختن لایهای عمیقتر دربارهٔ خانواده، گذر زمان یا حافظه بهره میگیرد.
« این پراکندگی سبب میشود ریتم فیلم در بخشهایی سرزنده و در بخشهایی قابلحدس باشد. »
قوتها و کاستیها
در نتیجه، بیشتر در محدودهٔ سرگرمی سبک باقی میماند؛ محدودهای که برای یک بعدازظهر خانوادگی مناسب است، اما الزاماً اثری ماندگار نمیسازد. جمعبندی «Nicholas on Holiday» تصویری گرم و بازیگوش از تعطیلاتی ساحلی ارائه میدهد؛ تصویری که نیروی اصلیاش از فضای دلنشین، گروه کودکان پرتحرک و فاصلهٔ خندهآور میان فهم نیکولا و دنیای بزرگسالان میآید.
بازیهای صمیمی و موقعیتهای کمیک، آن را به گزینهای مناسب برای تماشای خانوادگی بدل میکنند، بهویژه برای مخاطبی که با شخصیت نیکولا آشناست. در مقابل، داستان از سوءتفاهمهای تکراری و شوخیهایی استفاده میکند که همیشه به خنده نمیانجامند، و دنباله نسبت به فیلم نخست تازگی و گیرایی کمتری دارد.
حاصل، فیلمی دلپذیر اما نه چندان ماندگار است: تعطیلاتی سینمایی که بیش از آنکه با پیچیدگی روایی در ذهن بماند، با رنگهای روشن، بازیهای کودکانه و حالوهوای بیدغدغهاش خاطره میشود.



ثبت دیدگاه