نقد و بررسی
نقد نمای زیبا (Nice View) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان امید و فشارِ زمان «Nice View» ساختهٔ ون مویه، در ظاهر دربارهٔ جوانی است که برای نجات خواهر بیمارش وارد کسبوکاری پرخطر میشود؛ اما فیلم بهتدریج دامنهٔ خود را از یک ماجرای خانوادگی فراتر میبرد و به قصهٔ آدمهایی میرسد که در شهری پرشتاب، برای پیدا کردن جایی امن و راهی برای ادامهدادن تقلا میکنند.
جینگهاو در شنژن، شهری که فرصت و بیثباتی را همزمان در خود دارد، میان مراقبت از خواهر خردسالش و دشواریهای زندگی روزمره گرفتار است. نیاز فوری به پول، او را به مسیری میکشاند که هر قدمش میتواند امیدی تازه بسازد یا همهچیز را از نو به خطر بیندازد. فیلم از این موقعیت برای ایجاد تعلیق استفاده میکند، اما ارزش اصلیاش فقط در پرسشِ «آیا او موفق میشود؟» خلاصه نمیشود.
تنش واقعی از فاصلهٔ میان خواسته و امکان میآید: از اینکه جینگهاو مسئولیتی سنگین بر دوش دارد، درحالیکه ابزار و پشتوانهٔ چندانی برای انجام آن در اختیارش نیست. همین شکاف، هر تصمیم کاری را به انتخابی اخلاقی و عاطفی بدل میکند. «Nice View» بدون آنکه پایان یا پیچش اصلی را افشا کند، از همان ابتدا روشن میسازد که با داستانی دربارهٔ امید روبهرو هستیم؛ امیدی که قرار نیست رایگان یا آسان به دست آید.
رابطهای که به قصه جان میدهد هستهٔ عاطفی فیلم، رابطهٔ جینگهاو و خواهرش جینگتونگ است. پیوند این دو از جنس احساسات نمایشی و جملههای بزرگ نیست؛ بیشتر در رفتارهای کوچک، توجههای روزمره و شیوهٔ مراقبت برادر از خواهر شکل میگیرد. فیلم بهخوبی نشان میدهد که محبت در چنین رابطهای تنها یک احساس نیست، بلکه مسئولیتی مداوم است: در تصمیمهای دشوار حضور دارد و حتی وقتی شخصیتها از بیان نگرانیهایشان ناتواناند، از میان رفتارشان دیده میشود.
« همین شکاف، هر تصمیم کاری را به انتخابی اخلاقی و عاطفی بدل میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
جینگتونگ در قصه صرفاً وسیلهای برای برانگیختن ترحم نیست. حضور او به زندگی جینگهاو معنا میدهد، اما رابطهشان حالتی یکطرفه ندارد؛ لحظات صمیمانه و گاه بازیگوشانهٔ آنها اجازه میدهد خواهر و برادر را پیش از آنکه در چارچوب بیماری و گرفتاری ببینیم، همچون دو انسان نزدیک به هم بشناسیم.
همین شناخت است که فشارهای داستان را مؤثرتر میکند. تماشاگر نه فقط نگران سرنوشت یک مسئلهٔ پزشکی، بلکه دلنگران آیندهٔ رابطهای میشود که فیلم با حوصله و ظرافت بنا کرده است. بازی جکسون یی و واقعیتِ رنج جکسون یی در نقش جینگهاو بار اصلی فیلم را به دوش میکشد و از مهمترین عوامل اثرگذاری آن است.
او شخصیت را با اغراقهای مرسوم نقشهای قهرمانانه پیش نمیبرد. جینگهاو گاهی سرسخت و جاهطلب است، گاهی خسته و هراسان، و در لحظاتی نیز ناچار میشود احساساتش را پشت سکوت و تمرکز پنهان کند. یی این تغییرها را بیشتر با نگاه، حالت بدن و مکثهای حسابشده منتقل میکند تا با نمایش پرهیاهوی اندوه یا عزم.
این بازی کنترلشده کمک میکند سختیهای شخصیت قابلباور بماند. جینگهاو نه نابغهای است که همیشه پاسخ درست را میداند و نه قهرمانی شکستناپذیر که مشکلات را بیهزینه پشت سر میگذارد. او بارها در موقعیتهایی قرار میگیرد که از توان و تجربهاش فراترند، اما باز هم برای خواهرش و برای آیندهای که تصور کرده میکوشد.
« جینگتونگ در قصه صرفاً وسیلهای برای برانگیختن ترحم نیست. »
شخصیتها و اجرا
کیفیت بازی یی در این است که پشت ارادهٔ شخصیت، فرسودگی و ترس را نیز زنده نگه میدارد. به همین سبب، تلاش او تنها مجموعهای از پیروزیهای متوالی به نظر نمیرسد، بلکه مسیری است که بهای انسانی دارد. شنژن؛ پسزمینهای فراتر از پسزمینه شنژن در «Nice View» صرفاً محل وقوع داستان نیست. شهر با فضای صنعتی، کارگاهها، رفتوآمدها و حضور پررنگ صنعت فناوری، به جهان مادی فیلم شکل میدهد.
تعمیر تلفن همراه و کار با قطعات، از جزئیات حاشیهای فراتر میروند و به زبان تصویری داستان بدل میشوند: وسایلی که ظاهراً معیوب یا بیمصرفاند، ممکن است با کار و مهارت دوباره به چرخهٔ زندگی بازگردند. این ایده در سطحی استعاری نیز با وضعیت آدمهای فیلم پیوند دارد؛ کسانی که در نگاه نخست آسیبپذیر یا کماهمیت به نظر میرسند، اما در کنار هم میتوانند کاری از پیش ببرند.
فیلم گاهی شنژن را به شکل شهری بزرگ و سخت نشان میدهد؛ جایی که فرصتهای فراوانش الزاماً به معنای دسترسی برابر به آنها نیست. جینگهاو در فضای شهری بهدنبال راهی برای پیشبردن زندگی است، اما این جستوجو آسان نیست و هر امکان تازهای با خطر و محدودیت همراه میشود. به این ترتیب، داستان فقط دربارهٔ کوشش یک برادر برای کمک به خواهرش نیست؛ دربارهٔ آدمهایی هم هست که میکوشند در ساختاری پرشتاب، سهمی از امنیت و آینده به دست آورند.
منتقدان نیز به همین وجه شهری و صنعتی فیلم و پیوند آن با داستان فردی قهرمان اشاره کردهاند. گروهی از آدمهای معمولی یکی از انتخابهای مؤثر فیلم آن است که راه جینگهاو را کاملاً به نیروی فردی او وابسته نمیکند. آدمهای پیرامونش، هرکدام با خلقوخو و تجربهای متفاوت، به تدریج در جهان قصه جای میگیرند.
« کیفیت بازی یی در این است که پشت ارادهٔ شخصیت، فرسودگی و ترس را نیز زنده نگه میدارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
حضور آنان به فیلم رنگ جمعی میدهد و یادآوری میکند که پشتکار، هرچند مهم است، همیشه بهتنهایی کفایت نمیکند. گاهی یک پیشنهاد، مهارت یا همراهی کوچک میتواند مسیر را تغییر دهد؛ گاهی نیز همین تفاوتهای شخصیتی، اصطکاک و دشواری به وجود میآورند. این گروه، فیلم را از تبدیلشدن به حکایتی ساده دربارهٔ یک قهرمان منفرد نجات میدهد.
لحظات همکاری و همدلی از گرمترین بخشهای اثرند، زیرا کمککردن در اینجا صرفاً راهی برای رساندن داستان به مقصد نیست؛ خود بخشی از معنای آن است. انسانها در وضعیت فشار، فقط با رقابت یا منفعت شخصی تعریف نمیشوند و میتوانند به پشتیبان یکدیگر نیز بدل شوند. بااینحال، فیلم در پرداخت برخی شخصیتهای فرعی مجال چندانی برای پیچیدهکردن زندگی درونی آنها ندارد.
آنان گاه بیش از آنکه مستقل از مسیر قهرمان باشند، نیرویی برای پیشبردن آن به نظر میرسند. قصهای آشنا با موانعی تکرارشونده ساختار روایی فیلم از الگوی آشنای تلاش، شکست و دوباره برخاستن بهره میبرد. جینگهاو به مانعی برمیخورد، راهی برای عبور مییابد و سپس با دشواری تازهای روبهرو میشود.
این الگو برای ساختن تعلیق و نگهداشتن توجه مخاطب کارآمد است، اما گاهی قابلیت پیشبینی قصه را نیز افزایش میدهد. تماشاگر ممکن است زودتر از شخصیتها حدس بزند که فشار زمانی چگونه عمل خواهد کرد یا داستان در کلیترین خطوط به کدام سو میرود. بااینهمه، قابلحدسبودن همیشه به معنای بیاثرشدن نیست.
« حضور آنان به فیلم رنگ جمعی میدهد و یادآوری میکند که پشتکار، هرچند مهم است، همیشه بهتنهایی کفایت نمیکند. »
قوتها و کاستیها
در این فیلم، پیوند خواهر و برادر، بازی جکسون یی و حضور جمعیِ آدمهای اطراف جینگهاو باعث میشوند توجه تماشاگر تنها متوجه مقصد نباشد؛ کیفیت مسیر نیز اهمیت پیدا میکند. فیلم در صحنههای مرتبط با تعمیر و جداسازی قطعات، از دل جزئیات کاری تنش میسازد و به فعالیتی ظاهراً فنی، ضرباهنگی دراماتیک میبخشد.
همین لحظهها نشان میدهند که حتی وقتی نتیجهٔ کلی قابلپیشبینی است، نحوهٔ مواجهه با مانع میتواند تماشایی بماند. خوشبینی؛ نیروی محرک و نقطهٔ آسیبپذیر «Nice View» آشکارا به پشتکار و امکان تغییر باور دارد. این باور به فیلم انرژی میدهد و مانع از آن میشود که رنج شخصیتها به تصویری ایستا از درماندگی فروکاسته شود.
بااینحال، تأکید اثر بر این ایده که تلاش بیشتر میتواند راه خروجی فراهم کند، گاهی بیش از اندازه مستقیم و گلدرشت میشود. وقتی دشواریهای ساختاری و نابرابریهای اقتصادی با نیروی ارادهٔ فردی پاسخ داده میشوند، این خطر وجود دارد که سهم بخت، شرایط اجتماعی و یاری دیگران کمرنگ شود. خود فیلم در بخشهایی با نشاندادن پشتیبانی اطرافیان، این نگاه فردگرایانه را تعدیل میکند.
جینگهاو تنها به اتکای نیروی شخصی پیش نمیرود؛ آدمهای دیگر هم در شکلگیری امکانها و ادامهدادن مسیر نقش دارند. اما این توازن همیشه کامل نیست و لحن انگیزشی اثر گاه بر پیچیدگی واقعیت غلبه میکند. از همین رو، خوشبینی فیلم برای برخی تماشاگران دلگرمکننده خواهد بود و برای برخی دیگر شاید بیش از حد آرمانی به نظر برسد.
« خوشبینی؛ نیروی محرک و نقطهٔ آسیبپذیر «Nice View» آشکارا به پشتکار و امکان تغییر باور دارد. »
جمعبندی
پایانبندی نیز در همین حالوهوای امیدوارانه حرکت میکند، بیآنکه لازم باشد برای بیان این نکته از جزئیات آن سخن بگوییم. جمعبندی «Nice View» فیلمی است که با تکیه بر رابطهٔ گرم خواهر و برادر، بازی مؤثر جکسون یی و تصویری زنده از شنژن، داستانی ساده و آشنا را به تجربهای عاطفی تبدیل میکند.
قدرتش در آن است که از دل یک ماجرای کاری و اقتصادی، به موضوعاتی چون مسئولیت، همبستگی و جستوجوی راهی برای ادامهدادن میرسد. در مقابل، پیشبینیپذیری برخی مسیرهای داستانی و تأکید گاه شعاری بر پشتکار، از پیچیدگی اثر میکاهند؛ خوشبینی پررنگ آن نیز ممکن است با تجربهٔ همهٔ تماشاگران سازگار نباشد.
با وجود این کاستیها، فیلم در شخصیتپردازی رابطهٔ مرکزی و ایجاد حس همراهی موفق است. «Nice View» بیش از آنکه با غافلگیری روایی به یاد بماند، با گرمای عاطفی و توجهش به آدمهایی ماندگار میشود که در دل دشواری، یکدیگر را تنها نمیگذارند. حاصل، درامی دلنشین و امیدبخش است که هرچند پاسخهایش همیشه پیچیده نیستند، پرسش مهمی را پیش میکشد: در شهری سخت و بیقرار، چه چیزی به آدمها امکان میدهد از فروپاشی فاصله بگیرند و دوباره راهی پیش روی خود ببینند؟
« با وجود این کاستیها، فیلم در شخصیتپردازی رابطهٔ مرکزی و ایجاد حس همراهی موفق است. »



ثبت دیدگاه