نقد و بررسی
نقد نیو کیدز نیترو (New Kids Nitro) | 2011
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در جهان «نیوکیدز» «New Kids Nitro» دنبالهای هلندی بر «New Kids Turbo» و ساختهٔ Steffen Haars و Flip van der Kuil است؛ دو فیلمسازی که اینبار همان گروه پنجنفرهٔ آشنای خود را از دل یک کمدی آشوبمحور به قلمرو زامبیها میبرند. گِری، ریچارد، ریکرت، رابی و بری، درگیر خصومت با اهالی شایندلاند؛ اما ظهور تهدیدی تازه، دامنهٔ ماجرا را از رقابت محلی فراتر میبرد.
فیلم از همان ابتدا وعدهٔ قصهای منسجم و متعارف نمیدهد: نیروی محرک اصلی آن، برخورد شخصیتهای زمخت و بیپروا با موقعیتهایی است که پیوسته از حد انتظار فراتر میروند. همین انتخاب، هم منشأ جذابیت اثر است و هم سرچشمهٔ اصلی ضعفهایش. کمدیِ بیپروایی و افراط طنز فیلم بر ظرافت کلام یا موقعیتپردازی دقیق تکیه ندارد؛ سازوکارش بیشتر بر تکرار رفتارهای نابهنجار، پرخاشگری، بیادبی و واکنشهای غلوشده بنا شده است.
این نوع کمدی میتواند بهسرعت فرسوده شود، اما فیلم گاهی با چنان جدیتی این جهان بیقاعده را پیش میبرد که فاصلهٔ میان خشونت و خنده بهطرزی غریب از میان میرود. شوخیها، بهویژه وقتی از تضاد میان دعوای روستاییها و بحران زامبیها نیرو میگیرند، گاه واقعاً مؤثرند؛ نه به سبب پیچیدگی، بلکه به دلیل غافلگیری و بیاعتنایی کاملشان به آداب معمول قصهگویی.
با اینحال، بیپروایی با تازگی یکی نیست. فیلم بسیاری از ابزارهایش را از همان لحظهٔ نخست آشکار میکند و پس از آن بیشتر بر شدتدادن به همان لحن تکیه دارد تا گسترش آن. تماشاگر یا با این افراط همراه میشود و از تکرار شوخیها لذت میبرد، یا احساس میکند فیلم هر بار همان ضربه را با صدای بلندتری تکرار میکند.
« همین انتخاب، هم منشأ جذابیت اثر است و هم سرچشمهٔ اصلی ضعفهایش. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
خندههای پراکنده و پرقدرت فیلم نمیتوانند همیشه جای تنوع طنز را بگیرند. برخورد دو جهانِ ناسازگار ایدهٔ مرکزیِ پیوندزدن نزاعی محلی با هجوم زامبیها، به فیلم انرژی و آشفتگی خاصی میبخشد. دو طرفی که پیشتر سرگرم دشمنیهای کوچک خود بودهاند، ناگهان با خطری بزرگتر روبهرو میشوند؛ اما «Nitro» این تغییر مقیاس را بهانهای برای بازنگری جدی در رفتار شخصیتها نمیکند.
بحران تازه بیشتر بهانهای برای تولید برخوردها و موقعیتهای عجیبوغریب است تا بستری برای ساخت تعلیق یا کشف لایههای انسانی تازه. در نتیجه، دو بخش فیلم همیشه بهخوبی در هم حل نمیشوند. نزاع روستاییها و عناصر زامبیمحور گاهی کنار هم قرار میگیرند، بیآنکه ارتباطی محکم میانشان شکل بگیرد.
این گسست میتواند برای مخاطبی که در پی داستانی حسابشده است آزاردهنده باشد؛ اما برای تماشاگرِ مشتاق کمدی آشفته، همین حس بیمهاری بخشی از تجربه است. فیلم بهجای آنکه از آشوب خود نظمی تازه بسازد، بارها از آشوب بهعنوان مقصد استفاده میکند. شخصیتها و منطقِ روایی پنج شخصیت اصلی بیش از آنکه در مسیر تحول یا کشمکش درونی قرار بگیرند، حامل همان خصلتهای آشناییاند که از پیش هویت گروه را ساختهاند.
وفاداری میان دوستان و پیوندهای شخصیشان گهگاه به رفتارهایشان رنگی انسانی میدهد، اما فیلم بهندرت مکث میکند تا این روابط را عمیقتر کند. بازیگران نیز در خدمت لحن اغراقآمیز اثرند: اجراها عمداً زمخت و برونگرا هستند و از شخصیتها تیپهایی پرسروصدا میسازند، نه آدمهایی با روانشناسی پیچیده.
« خندههای پراکنده و پرقدرت فیلم نمیتوانند همیشه جای تنوع طنز را بگیرند. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب با جهان فیلم سازگار است، اما هزینه دارد. رفتار شخصیتها در بسیاری از لحظهها نه از منطق داستان، بلکه از نیاز فوری به راهانداختن شوخی یا تشدید هرجومرج پیروی میکند. برخی دیالوگها نیز بهدلیل لحن، لهجه و ریتم گفتار برای مخاطبی که با زبان و زمینهٔ فرهنگی فیلم آشنا نیست، دشوارتر فهمیده میشوند.
وقتی خود قصه هم پیوستگی محکمی ندارد، این مانع زبانی میتواند فاصلهٔ تماشاگر را از موقعیتها بیشتر کند. ضرباهنگ و زبان سینمایی «New Kids Nitro» کوتاه و پرشتاب است و کمتر فرصت میدهد آشفتگیاش به سکون بدل شود. تدوین و حرکت مداوم میان درگیریها، شوخیها و موقعیتهای پرتنش، به آن حالوهوای کمدیِ شلوغ و شبانه میدهد.
فیلم در لحظههایی که ضربهٔ کمدی را بیمقدمه وارد میکند، از همین سرعت سود میبرد؛ اما شتاب مداوم گاه مانع آن میشود که صحنهها فرصت کافی برای شکلگرفتن پیدا کنند. بهجای افزایش تدریجی تنش، بسیاری از بخشها با جهش ناگهانی از یک رفتار افراطی به رفتار افراطی دیگری میرسند. این بیقراری همچنین بر کیفیت تعلیق اثر میگذارد.
عناصر زامبی، با وجود ظرفیت بالقوهشان برای ساخت وحشت یا انتظار، بیشتر به مادهٔ خامی برای کمدی و خشونت هزلآمیز تبدیل میشوند. فیلم علاقهای ندارد ترس را جدی بگیرد؛ حتی وقتی از نشانههای آشنای ژانر استفاده میکند، آنها را در خدمت لحن بیقاعدهٔ خود قرار میدهد. بنابراین نباید از آن انتظار اثری ترسناک یا روایتی دقیق از فروپاشی جامعه داشت؛ جذابیتش در برخورد نامتوازن و عامدانهٔ این عناصر است.
« این انتخاب با جهان فیلم سازگار است، اما هزینه دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نسبت با قسمت پیشین مقایسه با «New Kids Turbo» ناگزیر است، چون قسمت دوم همان شخصیتها و بخش بزرگی از همان دستور کمدی را حفظ میکند. «Nitro» با افزودن زامبیها دامنهٔ موقعیتها را گسترش میدهد، اما گسترش ماجرا لزوماً به معنای پیشرفت در شخصیتپردازی یا تازگی طنز نیست. مخاطبی که از جهان قسمت پیشین لذت برده باشد، احتمالاً با شناخت قبلی از لحن و تیپها سریعتر وارد فیلم میشود؛ بااینحال، برای برخی تماشاگران، همانندی شوخیها و نبودِ تغییر چشمگیر میتواند تجربه را تکراری جلوه دهد.
نکتهٔ مهم این است که ادامهٔ مجموعه بهجای بازسازی فرمول، آن را به سطحی پرهیاهوتر میبرد. این انتخاب برای مخاطبی که دقیقاً همان آشوب آشنا را میخواهد رضایتبخش است، ولی برای کسی که از دنباله انتظار گسترش جهان یا ابداعی تازه دارد، محدودکننده خواهد بود. «Nitro» بیشتر بر وفاداری به هویت مجموعه تکیه میکند تا دگرگونی آن.
تجربهٔ تماشا و مخاطب مناسب این فیلم بیش از آنکه برای تماشای متمرکز و تحلیلی طراحی شده باشد، به تجربهای جمعی و واکنشی نزدیک است. شوخیهایش وقتی در فضایی همراه با دوستان و با آمادگی برای پذیرش رفتارهای ابلهانه و اغراقآمیز دیده شوند، بهتر کار میکنند؛ خندهٔ جمعی میتواند از لحظههای نامتوازن فیلم لذت بیشتری بسازد.
در تنهایی، یا برای تماشاگرانی که به انسجام روایی، دیالوگهای روشن و طنز سنجیده اهمیت میدهند، همان ویژگیها ممکن است خستهکننده یا حتی آزاردهنده شوند. از این رو، مواجههٔ درست با «New Kids Nitro» نه چشمپوشی کامل از کاستیهایش، بلکه شناخت نوع لذتی است که عرضه میکند. فیلم در پی ساختن تجربهای منظم و چندلایه نیست؛ میخواهد مخاطب را به دل جهانی بیندازد که در آن منطق، خویشتنداری و تناسب اغلب عقب مینشینند.
« نکتهٔ مهم این است که ادامهٔ مجموعه بهجای بازسازی فرمول، آن را به سطحی پرهیاهوتر میبرد. »
قوتها و کاستیها
گاهی این بیقاعدگی نتیجهای خندهدار دارد و گاهی فقط یادآور ضعف قصه است. اختلاف میان این دو حالت، مرز اصلی میان دوستداشتن و پسزدن فیلم را شکل میدهد. جمعبندی «New Kids Nitro» کمدی زامبیِ شلوغ و عامدانهای است که نیروی خود را از برخورد دعوای روستاییها، رفتارهای بیپروا و موقعیتهای افراطی میگیرد.
فیلم در چند صحنه واقعاً خندهدار است و برای تماشای گروهی ظرفیت سرگرمکنندگی دارد، اما قصهٔ زامبیها پیوندی محکم با باقی ماجرا پیدا نمیکند و رفتارها و رخدادها بارها تابع منطق شوخیاند، نه روایت. تکرار فرمول قسمت پیشین و دشواری فهم بعضی دیالوگها نیز از تازگی و دسترسپذیری اثر میکاهد.
در نهایت، این فیلم بیشتر نمونهای از لذتِ «آنقدر بیقاعده که گاهی بامزه میشود» است تا کمدیای خوشساخت و ماندگار؛ اثری که اگر با انتظار درست و در جمع مناسب دیده شود، میتواند سرگرم کند، اما احتمالاً برای همه و برای تماشای دوباره به یک اندازه جذاب نخواهد بود.
« گاهی این بیقاعدگی نتیجهای خندهدار دارد و گاهی فقط یادآور ضعف قصه است. »
ثبت دیدگاه