نقد و بررسی
نقد Neon Bull | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان گاو و نئون «Neon Bull» ساختهٔ Gabriel Mascaro، بیش از آنکه داستانی متعارف دربارهٔ رسیدن به هدف باشد، مکثی طولانی در دل یک زندگی سیار است؛ زندگیای که با جابهجایی دامها، نمایشهای گاوبازی و کارهای روزمره پیش میرود. ایرِمار در گروهی کار میکند که گاوها را از مکانی به مکان دیگر میبرد، اما ذهنش درگیر طرح لباسهایی است که هنوز فرصت دوختنشان را نیافته.
همین فاصله میان کار جسمانی و خیال خلاق، هستهٔ اصلی فیلم را میسازد: آدمی که در جهانی سخت و زمینی روزگار میگذراند، اما برای آیندهای متفاوت شکل و رنگی در ذهن دارد. عنوان فیلم نیز این دوگانگی را فشرده میکند. «گاو» به جسمانیت، سنت و نیروی خام زندگی اشاره دارد؛ «نئون» یادآور صنعت، مصرف و جلوههای مدرن است.
فیلم این دو قلمرو را در برابر هم نمیچیند تا یکی را پیروز اعلام کند. برعکس، نشان میدهد که مدرنیته حتی در دورافتادهترین جادهها و میان کاروانهای سیار هم رخنه کرده است؛ همانطور که میل به زیبایی و آراستگی در دل شغلی سخت و خشن خاموش نمیشود. نتیجه، تصویری از جامعهای در حال تغییر است که در آن گذشته و آینده، نه در دو سوی مرزی روشن، بلکه در کنار یکدیگر زندگی میکنند.
روایتِ زندگی بهجای حادثه فیلم از الگوی درام کلاسیک فاصله میگیرد. خبری از زنجیرهای فشرده از بحرانها و تصمیمهای سرنوشتساز نیست؛ روایت بیشتر از خردهلحظهها، جابهجاییها، گفتوگوهای روزمره و کارهای تکرارشونده شکل میگیرد. ایرِمار، گالگا و زِه در مسیرهای کاریشان زندگی میکنند و دوربین فرصت مییابد کارهایی را دنبال کند که معمولاً در داستانپردازی متعارف حذف میشوند: رسیدگی به حیوانات، آمادهکردن وسایل، استراحتهای کوتاه و شوخیهای میان اعضای گروه.
« عنوان فیلم نیز این دوگانگی را فشرده میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این شیوه به فیلم بافتی نزدیک به تجربهٔ زیسته میبخشد. تماشاگر نه فقط از بیرون دربارهٔ این افراد اطلاعات میگیرد، بلکه به ریتم روزهایشان خو میکند. در عین حال، همین انتخاب ممکن است برای مخاطبی که انتظار کشمکش پررنگ یا پیشرفت روایی آشکار دارد، کمکشش باشد. بعضی صحنهها بیش از آنکه داستان را به جلو برانند، حالوهوا و جزئیات جهان فیلم را میپرورانند.
این کندی را نمیتوان صرفاً نقص دانست؛ بخشی از نگاه فیلم به زمان است، هرچند همهٔ تماشاگران با آن همراه نخواهند شد. بدن، کار و میل به زیبایی یکی از مهمترین ویژگیهای «Neon Bull» توجه بیپردهاش به بدن است؛ بدنهایی که کار میکنند، عرق میریزند، خسته میشوند و در فضای باز و محیطهای صنعتی حضور دارند.
این تأکید، فیلم را از تصویرهای آرمانی و صیقلی زندگی روستایی دور میکند. کار با دامها صرفاً پسزمینهای چشمنواز نیست، بلکه نیرویی ملموس است که بر عادتها، روابط و حتی شیوهٔ حرکت شخصیتها اثر میگذارد. در برابر این جسمانیت، علاقهٔ ایرِمار به طراحی لباس قرار دارد. رؤیای او نه فرار ساده از کار روزمره، بلکه تلاشی برای آفریدن چیزی زیبا از دل همان جهان است.
او با پارچه، برش و شکل لباس فکر میکند؛ فعالیتی که بهظاهر با فضای گاوبازی بیگانه است، اما در عمق فیلم از همان میل به لمسکردن و تغییرشکلدادن ماده سرچشمه میگیرد. طراحی برای ایرِمار امکانی است تا نگاه و سلیقهاش را جدی بگیرد، حتی وقتی دیگران او را عمدتاً از خلال شغلش میشناسند. فیلم در اینجا میان مردانگی، کار یدی و خلاقیت هنری رابطهای پیچیده میسازد و از کلیشهٔ سادهٔ «فرار از گذشته» فاصله میگیرد.
« این شیوه به فیلم بافتی نزدیک به تجربهٔ زیسته میبخشد. »
شخصیتها و اجرا
فضا، تصویر و حسِ اقلیم قدرت فیلم تا حد زیادی از فضاسازی آن میآید. چشماندازهای شمالشرقی برزیل، جادهها، کامیون و محوطههای نگهداری دامها تنها مکان وقوع رویدادها نیستند؛ به بخشی از معنای اثر بدل میشوند. تصویرها به تماشاگر اجازه میدهند با محیطی آشنا شود که در سینمای جریان اصلی کمتر دیده شده است.
نور، رنگ و بافت فضاها، از خاک و عرق تا تکههای پارچه و روشناییهای مصنوعی، تضاد میان طبیعت و صنعت را بدون نیاز به توضیح مستقیم پیش چشم میگذارند. دوربین بهجای آنکه پیوسته در پی لحظههای نمایشی باشد، اغلب ناظر میماند. این فاصلهگذاری نوعی اعتماد به جزئیات میسازد: یک حرکت کوچک یا سکوت میان دو شخصیت میتواند بیش از یک گفتوگوی توضیحی دربارهٔ رابطهٔ آنها اطلاعات بدهد.
در عین حال، همین نگاه مشاهدهگر گاه خطر آن را دارد که شخصیتها را به عناصر دیداری در یک منظره تبدیل کند. فیلم در بهترین لحظههایش میان تأمل بصری و نزدیکی عاطفی تعادل برقرار میکند؛ در لحظههای ضعیفتر، زیبایی قاب بر ضرورت دراماتیک صحنه غلبه مییابد. جمعِ سیار و رابطههای باورپذیر ایرِمار در خلأ زندگی نمیکند.
گالگا، دخترش و دیگر اعضای گروه، محیطی میسازند که هم خانه است و هم محل کار؛ جمعی که اعضایش ناچارند در فضای محدود کامیون و جاده با یکدیگر کنار بیایند. رابطهٔ میان آنها از طریق حرکات و رفتارهای کوچک شکل میگیرد: شوخیکردن، همکاری، خستگی مشترک و لحظههایی که هرکس راهی برای خلوتکردن با خواستههای خود پیدا میکند.
« فضا، تصویر و حسِ اقلیم قدرت فیلم تا حد زیادی از فضاسازی آن میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
همین جزئیات، حس خانوادهای نامتعارف اما باورپذیر را پدید میآورد. بازیها طبیعی و کمتکلفاند. بازیگران نمیکوشند هر احساس را با تأکیدهای نمایشی برجسته کنند؛ حضورشان بیشتر بر عادتهای روزمره و واکنشهای ظریف تکیه دارد. Juliano Cazarré در نقش ایرِمار، هم سنگینی جسمانی کار را منتقل میکند و هم حساسیتی را که در علاقهاش به طراحی نهفته است.
Maeve Jinkings نیز گالگا را به شخصیتی صرفاً تابع نقش مادری یا سرگرمی بدل نمیکند؛ او در متن زندگی گروه حضوری مستقل دارد. با این همه، پرداخت روانشناختی برخی شخصیتها محدود میماند. آنها گاهی بیش از آنکه مسیر تحول مفصلی را طی کنند، حامل کیفیتها و امیال مشخصاند؛ انتخابی سازگار با روایت مشاهدهگر فیلم، اما نه بیهزینه.
طنز، سکوت و ریتم تأمل طنز فیلم از جنس شوخیهای پرصدا یا طراحی موقعیتهای کمیکِ آشکار نیست. اغلب در فاصلهٔ میان رفتار شخصیتها و جدیتی که محیط به آن تحمیل میکند شکل میگیرد. لحظههای نامتعارف، گاه با چنان خونسردی روایت میشوند که خنده و شگفتی همزمان در تماشاگر بیدار میشود. این طنز از جهان اثر جدا نیست؛ بخشی از سازوکار بقاست، راهی برای زیستن در روزهایی که کار طاقتفرسا و آینده نامطمئن است.
سکوت نیز جایگاه مهمی دارد. فیلم اصرار نمیکند که همهٔ خواستهها و ترسها به زبان آورده شوند. گاه مکث، نگاه یا حضور یک شخصیت در کنار دیگری کافی است تا رابطهای را حس کنیم. این رویکرد به اثر لحنی شاعرانه میدهد، اما شاعرانهبودن آن به معنای رمانتیزهکردن فقر یا دشواری نیست. «Neon Bull» زیبایی را در دل واقعیت میجوید، نه به بهای انکار زبری آن.
« همین جزئیات، حس خانوادهای نامتعارف اما باورپذیر را پدید میآورد. »
قوتها و کاستیها
با این حال، ریتم آرام و تکرار موقعیتها ممکن است فاصلهای عاطفی ایجاد کند؛ تماشاگر باید حاضر باشد بهجای انتظار برای اوجهای پیدرپی، در آهنگ زندگی گروه شریک شود. رؤیاهای کوچک در جهانِ بزرگ رؤیای ایرِمار در ظاهر مشخص و ملموس است: طراحی و دوخت لباس. همین وضوح، به خواستهٔ او نیرویی ویژه میدهد.
او بهدنبال آرمانی انتزاعی نیست؛ تصویری از کاری را در ذهن دارد که میخواهد انجام دهد. اما فیلم رؤیا را به وعدهای آسان برای رهایی تبدیل نمیکند. فاصله میان تصور آینده و محدودیتهای اکنون همچنان باقی میماند، و میل به تغییر در کنار ضرورت ادامهدادن زندگی روزمره حضور دارد. از این جهت، «Neon Bull» دربارهٔ امیدی واقعبینانه اما شکننده است.
شخصیتها به زندگی بهتر فکر میکنند، بیآنکه فیلم تضمین کند تلاششان به نتیجهای روشن خواهد رسید. این نگاه، اثر را از داستانهای سادهٔ موفقیت جدا میکند. رؤیا در اینجا گاه مقصد نیست؛ نیرویی است که به زندگی تکراری معنا میدهد و آدمی را وامیدارد خود را فراتر از شغل و موقعیت اجتماعیاش تصور کند.
جمعبندی «Neon Bull» تجربهای آرام، حسی و آگاهانه نامتعارف است؛ فیلمی که بیش از آنکه بر پیرنگ پرحادثه تکیه کند، از مشاهدهٔ بدنها، فضاها و رابطههای روزمره معنا میسازد. تصویرپردازی چشمنواز، بازیهای صمیمی و ترکیب طنز با تأمل، جهانی متمایز و ماندگار خلق میکنند. در مقابل، روایت اپیزودیک، کشمکش محدود و پرداخت کمعمقتر برخی شخصیتها ممکن است تماشاگرانی را که به درام پرشتاب خو گرفتهاند، از اثر دور کند.
« رؤیاهای کوچک در جهانِ بزرگ رؤیای ایرِمار در ظاهر مشخص و ملموس است: طراحی و دوخت لباس. »
جمعبندی
ارزش فیلم در آن است که به زندگی گروهی سیار با کنجکاوی و احترام نگاه میکند و میل به خلاقیت را در جایی مییابد که شاید کمتر انتظارش را داشته باشیم. این اثر برای مخاطبی مناسبتر است که از سینمای آهسته و مشاهدهگر لذت میبرد؛ سینمایی که بهجای توضیحدادن همهچیز، از تماشاگر میخواهد به ریتم زندگی و معنای جزئیات گوش بسپارد.
ثبت دیدگاه