نقد و بررسی
نقد نلی رپ مامور هیولا (Nelly Rapp – Monster Agent) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای میان تعطیلات و جهان هیولاها «نلی رپ ـ مأمور هیولاها» فیلمی سوئدی برای مخاطبان جوان و تماشای خانوادگی است که از موقعیتی ساده آغاز میکند: نلی و سگش لندن برای گذراندن تعطیلات پاییزی به خانه عمویش هانیبال میروند. اما خانه روستایی و ساکت، خیلی زود پرده از زندگی نامتعارف صاحبش برمیدارد؛ هانیبال مأمور مقابله با هیولاهاست و نلی ناخواسته در دل جهانی قرار میگیرد که ارواح، خونآشامها و گرگینهها در آن حضوری واقعی دارند.
فیلم بر پایه مجموعه کتابهای کودکانهای به همین نام ساخته شده و آماندا آدولفسون آن را کارگردانی کرده است. این مقدمه، وعده ماجرایی پرتحرک و خیالانگیز را میدهد؛ ماجرایی که قرار نیست به وحشتی سنگین یا معمایی پیچیده بدل شود. فیلم بیشتر به دنبال آن است که تماشاگر را با قهرمانش وارد دنیایی غریب کند و از برخورد امر روزمره با امر فراطبیعی، موقعیتهای بامزه و کمی دلهرهآور بسازد.
حاصل، اثری است که بیش از آنکه بخواهد مخاطب را بترساند، او را به بازیگوشیِ جهانش دعوت میکند. نلی؛ قهرمانی در آستانه تغییر نلی فقط تماشاگرِ اتفاقها نیست؛ ورود به خانه هانیبال او را در برابر تجربههایی قرار میدهد که نگاهش به جهان و به خودش را به چالش میکشند. جذابیت شخصیت در همین نقطه نهفته است: او باید در محیطی ناشناخته راه خود را پیدا کند، با آدمها و موجوداتی روبهرو شود که پیشتر جایی در تصورش نداشتهاند و از پسِ موقعیتهایی برآید که برایش آماده نشده است.
« فیلم بر پایه مجموعه کتابهای کودکانهای به همین نام ساخته شده و آماندا آدولفسون آن را کارگردانی کرده است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم در پرداخت این دگرگونی، ساده و بیتکلف عمل میکند. نلی قهرمانی شکستناپذیر نیست و قرار هم نیست از آغاز همهچیز را بداند. این ناآشنایی، زمینهای مناسب برای مخاطب کودک فراهم میکند تا همراه او جهان قصه را کشف کند. بااینحال، فیلم گاهی فرصت نمییابد لایههای درونی شخصیت را به اندازهای بپرورد که دگرگونی او ژرف و ماندگار احساس شود.
نلی محور ماجراست، اما روایت در برخی لحظهها بیشتر دلمشغول پیشبردن اتفاقهاست تا مکث بر تجربه عاطفی او. خانه وهمآلود و هوای پاییزی یکی از امتیازهای روشن فیلم، فضاسازی آن است. تعطیلات پاییزی، خانهای مرموز در دل طبیعت و حضور موجوداتی که از افسانهها بیرون آمدهاند، ترکیبی آشنا اما خوشنشست میسازند.
عمارت هانیبال بهخوبی نقش دروازهای میان جهان معمولی و جهان ناشناخته را ایفا میکند: جایی که هر گوشهاش میتواند نشانهای از رازی تازه باشد و سکوتش، انتظارِ اتفاقی نامنتظر را در خود نگه دارد. طراحی صحنه و جلوههای ظاهری نیز به ساختن این حالوهوا کمک میکنند. فیلم با رنگها، پوششها و جزئیات بصری، از یک سو به فضای داستانهای هیولایی وفادار میماند و از سوی دیگر، آن را برای مخاطب جوان دلپذیر و غیرتهدیدکننده نگه میدارد.
« فیلم در پرداخت این دگرگونی، ساده و بیتکلف عمل میکند. »
شخصیتها و اجرا
گریم و طراحی لباسِ موجودات، بخشی از شخصیتپردازی آنهاست؛ هیولاها تنها ابزار ایجاد ترس نیستند، بلکه هر یک کیفیت و حضوری متمایز دارند. این توجه به ظاهر و صحنهآرایی از نقاط قوت تولید به شمار میآید. طنز و میزان ترس «نلی رپ» میان کمدی و وحشت خانوادگی تعادلی ملایم برقرار میکند. شوخیها غالباً از تضاد میان موقعیتهای عادی و حضور موجودات عجیب سرچشمه میگیرند؛ ترس نیز بیشتر در حد تعلیق سبک و غافلگیری باقی میماند.
همین انتخاب، فیلم را برای تماشای جمعی مناسب میکند: کودکان میتوانند از جهان هیولاها لذت ببرند، بیآنکه فضای اثر به کابوسی جدی بدل شود، و بزرگسالان نیز از لحن گرم و شوخطبعانه آن بهره ببرند. البته این خویشتنداری بهایی دارد. فیلم برای مخاطبی که انتظار تریلری پرتعلیق یا ترسی ماندگار دارد، چندان هولناک نخواهد بود.
لحظههای وهمآلود به ندرت فرصت پیدا میکنند تا تنش را به نقطهای واقعاً ناآرامکننده برسانند. در نتیجه، اثر بیشتر یک ماجرای فانتزی با چاشنی ترس است تا داستانی که سازوکارهای وحشت را با جدیت دنبال کند. این ویژگی برای مخاطب هدف امتیاز محسوب میشود، اما برای تماشاگر بزرگسالی که دنبال تجربهای تیرهتر است، ممکن است محدودکننده باشد.
« این توجه به ظاهر و صحنهآرایی از نقاط قوت تولید به شمار میآید. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
ریتم و ساختار روایت روایت، بهویژه در آغاز، با اتکا به کشف تدریجی رازهای هانیبال و آشنایی با جهان پنهان هیولاها نیروی پیشبرنده دارد. پرسشهای کوچک و بزرگ، تماشاگر را به ادامه ماجرا ترغیب میکنند و تنوع موجودات نیز به قصه رنگوبویی ماجراجویانه میبخشد. فیلم در لحظههای پرتحرک و شوخطبعانه، سبک و روان پیش میرود و از پیچیدگیهای غیرضروری پرهیز میکند.
بااینحال، این حرکت همواره یکدست نیست. در بخشهایی، روایت از شتاب میافتد و برخی موقعیتها بیش از اندازه طول میکشند؛ در سوی دیگر، بعضی ایدهها که ظرفیت گسترش دارند، زود کنار گذاشته میشوند. این ناهمواری باعث میشود کشش داستان گاه کاهش یابد، بهخصوص برای بینندهای که انتظار دارد رازهای اولیه با نظمی محکمتر به هم پیوند بخورند.
همچنین فیلم در بخش پایانی تا حدی از حس رازآلود آغازین فاصله میگیرد و بیش از پیش به اجرای گروه جوان تکیه میکند؛ اجرایی که در همه لحظهها به یک اندازه طبیعی و متقاعدکننده نیست. بازیها و شخصیتهای مکمل ماتیلدا گروس در نقش نلی، تکیهگاه اصلی فیلم است. حضور او به قصه امکان میدهد که جهان عجیبش را از زاویه نگاه کودکی کنجکاو و در حال مواجهه با ناشناختهها روایت کند.
« فیلم در لحظههای پرتحرک و شوخطبعانه، سبک و روان پیش میرود و از پیچیدگیهای غیرضروری پرهیز میکند. »
قوتها و کاستیها
در کنار او، یوهان رئبوری در نقش هانیبال و ماریان مورک در نقش لناـسلاوا به فضای خانوادگی و نامتعارف داستان جان میبخشند. شخصیتهای بزرگسال، بهویژه هنگامی که میان جدیت و رفتارهای مضحک در نوساناند، ظرفیت طنز فیلم را تقویت میکنند. گروه هیولاها نیز به تنوع لحن کمک میکند: برخی تهدیدآمیز به نظر میرسند، برخی بامزهاند و برخی بهسبب ظاهر یا رفتارشان از کلیشههای رایج فاصله میگیرند.
بااینهمه، همه بازیها به یک اندازه استوار نیستند و در بعضی صحنهها، اجرای کمتجربهتر گروه جوان از نیروی موقعیت عقب میماند. این کاستی بهخصوص زمانی آشکار میشود که فیلم بهجای اتکا به طراحی بصری و فضای رازآمیز، بار عاطفی یا نمایشی صحنه را بر دوش بازیگران جوان میگذارد. خیالپردازی و مخاطب فیلم فیلم در نهایت، بر ارزشهایی متناسب با داستان کودکانهاش تکیه میکند: کنجکاوی، شجاعت، مواجهه با تفاوت و پذیرش اینکه ظاهر هر موجودی همه حقیقت او را نشان نمیدهد.
این مضمونها پیچیده یا تازهپردازیشده نیستند، اما در بستری سرگرمکننده قرار میگیرند و به قصه معنایی فراتر از تعقیب و گریز و دیدار با هیولاها میدهند. در عین حال، سادگی روایت را باید بخشی از انتخاب فیلم دانست، نه صرفاً نقص آن. «نلی رپ» برای مخاطبی ساخته شده که از ماجراجویی، موجودات عجیب و شوخیهای سبک لذت میبرد و به دنبال روایتی سرراست است.
« شخصیتهای بزرگسال، بهویژه هنگامی که میان جدیت و رفتارهای مضحک در نوساناند، ظرفیت طنز فیلم را تقویت میکنند. »
جمعبندی
بزرگسالان نیز میتوانند از حالوهوای پاییزی و طراحی جهان فیلم بهره ببرند، هرچند ممکن است ناهماهنگی ریتم یا سطح ملایم تعلیق برایشان محسوستر باشد. جمعبندی «نلی رپ ـ مأمور هیولاها» سرگرمی خانوادگیِ خیالانگیزی است که با عمارت وهمآلود، فضای پاییزی، هیولاهای متنوع و طنزی گرم، دنیایی دلنشین برای ماجراجویی میسازد.
فیلم در فضاسازی و طراحی ظاهری موفقتر از تعلیق و انسجام روایی عمل میکند؛ ریتم آن گاهی کند میشود و بازیها نیز یکدستی کاملی ندارند. بااینهمه، اثر بهخوبی میداند که قرار است چه نوع تجربهای فراهم کند: نه وحشتی جدی، بلکه سفری سبک و بازیگوشانه به جهان موجودات افسانهای. برای تماشای خانوادگی، بهویژه در روزهای پاییزی، فیلمی خوشنیت و سرگرمکننده است؛ به شرط آنکه از آن انتظار پیچیدگی یا ترس پرشدت نداشته باشیم.
ثبت دیدگاه