نقد و بررسی
نقد Neighbors | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
کمدیِ برخورد دو جهان «Neighbors» ساختهٔ Nicholas Stoller کمدیای است که از برخورد دو شیوهٔ زندگی نیرو میگیرد: خانوادهای جوان که با تولد فرزندشان میکوشند نظمی تازه بسازند، و انجمنی دانشجویی که خانهٔ همسایه را به قلمرو جشنهای بیوقفه تبدیل میکند. مک و کلی، با بازی Seth Rogen و Rose Byrne، در پی آرامش و خواباند؛ تدی و دوستانش، به رهبری Zac Efron، آزادی را در هیاهو و بیقیدی میجویند.
این تضاد بهانهای برای جنگی کمیک میشود، اما ظرفیت فیلم فراتر از شوخی ساده دربارهٔ همسایههای پرسروصداست: «Neighbors» دربارهٔ دشواری عبور از جوانی به بزرگسالی، و تردید در برابر نقشی است که زندگی تازه بر دوش آدم میگذارد. فیلم از همان آغاز میداند در چه قلمرویی حرکت میکند. با کمدیای روبهرو هستیم که به شوخیهای بدنی، جنسی و گاه زمخت تکیه دارد و قصد ندارد خود را اثری ظریف یا واقعگرایانه جا بزند.
مزیت این آگاهی آن است که فیلم با انرژی و جسارت به سراغ موقعیتهای اغراقآمیزش میرود؛ ضعفش نیز آنکه هر شوخیای به همان اندازه که بلند و بیپرواست، لزوماً خندهدار از کار درنمیآید. قصهای دربارهٔ بزرگشدن، نه فقط سروصدا در سطح داستانی، ماجرا ساده و مستقیم است: آرامش خانوادهٔ رادنر با ورود انجمن دانشجویی به خانهٔ کناری برهم میخورد و تذکرهای اولیه به سلسلهای از تلافیها میانجامد.
این چارچوب برای یک کمدی پرتحرک کفایت میکند، اما جذابیت اصلی در تفاوت انگیزههای دو طرف نهفته است. مک و کلی صرفاً همسایههایی عصبانی نیستند؛ آنها هنوز دلبستگیهایی به زندگی آزادتر و بیمسئولیتتر گذشته دارند و در عین حال ناچارند با واقعیتهای والدشدن روبهرو شوند. در سوی مقابل، تدی و رفقایش نیز تنها نماد شلوغی و جوانی نیستند؛ شور و سرخوشی آنان آمیزهای از میل به دیدهشدن و هراس از پایانیافتن یک دوره است.
« فیلم از همان آغاز میداند در چه قلمرویی حرکت میکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم این لایه را بهصورت موضوعی فرعی و سبکبال حفظ میکند، نه آنکه آن را به درامی جدی بدل سازد. همین انتخاب با حالوهوای اثر سازگار است، اما گاهی مانع میشود کشمکشها عمق بیشتری پیدا کنند. روایت بیشتر به حرکت بعدی و شوخی بعدی میاندیشد تا به پیامدهای روانی یا اخلاقی رفتار شخصیتها.
بنابراین، مضمون گذار به بزرگسالی در فیلم حاضر است، اما همیشه به اندازهٔ ظرفیتش پرورده نمیشود. شیمی بازیگران و مرکز ثقل فیلم یکی از مهمترین برگهای برندهٔ «Neighbors» هماهنگی بازیگران اصلی است. Seth Rogen با تکیه بر مکثها، دستپاچگی و شوخطبعی آشنای خود، مک را شخصیتی میسازد که میان اعتمادبهنفس نمایشی و نگرانی واقعی در نوسان است.
او نه پدری کاملاً جاافتاده است و نه جوانی که بتواند گذشته را بیهزینه ادامه دهد. این دوگانگی به شخصیت جان میدهد و از او صرفاً هدف شوخیها نمیسازد. Rose Byrne در نقش کلی حضوری بهویژه درخشان دارد. بازی او سرزنده و دقیق است و شخصیت را از جایگاه «همسرِ همراه» بیرون میآورد. کلی در بسیاری از لحظات نهتنها شریک مک در نبرد همسایگی است، بلکه انرژی و ابتکار لازم برای پیشبردن آن را نیز فراهم میکند.
حضور Byrne به فیلم تعادل میدهد: وقتی شوخیها به سمت اغراق صرف میروند، بازی او اغلب واکنشی سنجیده و انسانی به موقعیت عرضه میکند. Zac Efron نیز با خودآگاهی خوشایندی از تصویر عمومیاش بهره میبرد. تدی در ظاهر پیکرهٔ جذاب و مطمئن جوانی است، اما بازی Efron اجازه میدهد زیر این ظاهر، ناامنی و ترس از عقبماندن نیز دیده شود.
« فیلم این لایه را بهصورت موضوعی فرعی و سبکبال حفظ میکند، نه آنکه آن را به درامی جدی بدل سازد. »
شخصیتها و اجرا
تقابل او با Rogen، بهجای آنکه صرفاً تضاد نسلها باشد، نوعی رقابت میان دو مرد در آستانهٔ تغییر را شکل میدهد. شیمی میان این بازیگران به موقعیتهایی که روی کاغذ ممکن است تصنعی به نظر برسند، جان و ضرباهنگ میبخشد. طنزِ پرانرژی و مرز میان جسارت و لودگی «Neighbors» از کمدیِ مبتنی بر تلافی نیرو میگیرد.
هر حرکت یک طرف، زمینهٔ واکنش طرف دیگر را فراهم میکند و همین رفتوبرگشت، فیلم را به رشتهای از موقعیتهای نمایشی و پرتحرک بدل میسازد. مهمانیها، نقشههای عجیب و برخوردهای ناگهانی، ریتمی دیداری ایجاد میکنند که با فضای پرهیاهوی اثر همخوان است. فیلم در بهترین لحظاتش از تصادف میان امر روزمره و رفتار نامعقول خنده میسازد؛ خانه و محله، که باید پناهگاه آرامش باشند، به صحنهٔ رقابتی کودکانه تبدیل میشوند.
بااینحال، طنز فیلم بیش از آنکه بر ظرافت زبانی یا مشاهدهٔ دقیق متکی باشد، بر شوک و اغراق تکیه دارد. بعضی شوخیها بهدلیل جسارتشان مؤثرند، اما برخی دیگر صرفاً از حد متعارف عبور میکنند بیآنکه به ایدهای خلاقانه برسند. در چنین لحظاتی، فیلم میان بیپروایی و لودگی مرز روشنی نمیکشد و نتیجه میتواند برای بخشی از تماشاگران خندهدار و برای بخشی دیگر توی ذوقزننده باشد.
این نوسان از ویژگیهای اصلی تجربهٔ تماشای فیلم است: لحظههایی واقعاً بامزه در کنار لحظههایی که گویی تنها برای پرکردن فاصلهٔ میان دو شوخی بهتر طراحی شدهاند. ریتم و انسجام روایی از نظر ریتم، فیلم در بخشهایی موفق میشود با رفتوآمد سریع میان خانواده و انجمن، انرژی خود را حفظ کند.
« تقابل او با Rogen، بهجای آنکه صرفاً تضاد نسلها باشد، نوعی رقابت میان دو مرد در آستانهٔ تغییر را شکل میدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما هرچه بازی تلافیها ادامه مییابد، تکرار الگوی «اقدام، واکنش، تشدید» گاه آشکار میشود. وقتی هر موقعیت باید از قبلی پرصداتر و نامعقولتر باشد، خطر فرسودگی نیز افزایش مییابد. در پارهای از لحظات، قصه بیش از اندازه به شوخیهای منفرد تکیه میکند و پیوند میان آنها شل و پراکنده به نظر میرسد.
این آشفتگی بهویژه از آنجا پدید میآید که فیلم میخواهد هم کمدیای پر از صحنههای تماشایی باشد و هم داستانی دربارهٔ مسئولیت و هویت بسازد. هر دو مسیر بهتنهایی قابلفهماند، اما اتصالشان همیشه یکدست نیست. گاهی شخصیتها از یک موقعیت به دیگری میلغزند، بیآنکه تغییرات درونیشان با همان دقت دنبال شود.
در نتیجه، بعضی بخشها کشدار به نظر میرسند و پایانبندیِ کلی روایت نیز میتوانست فشردهتر و منسجمتر باشد؛ بیآنکه لازم باشد برای این نکته به جزئیات داستانی اشاره کرد. کارگردانی و فضای محله کارگردانی Nicholas Stoller بر برخورد میان محیط آرام حومه و آشوب خانهٔ دانشجویان تأکید میکند.
تضاد مکانی، خود به ابزار طنز بدل میشود: دیوار و مرز خانهها که قرار است فاصلهای امن میان آدمها برقرار کنند، در عمل مانعی شکنندهاند. صدای مهمانی، رفتوآمدها و نزدیکی فیزیکی دو خانه، دعوا را به مسئلهای روزمره و ملموس تبدیل میکنند؛ حتی وقتی واکنش شخصیتها از منطق معمول فاصله میگیرد.
« اما هرچه بازی تلافیها ادامه مییابد، تکرار الگوی «اقدام، واکنش، تشدید» گاه آشکار میشود. »
قوتها و کاستیها
فیلم همچنین در استفاده از گروه بازیگران فرعی توانمند است. دوستان مک و اعضای انجمن، هرکدام به فضای جمعی اثر رنگ میدهند و از تبدیلشدن همهٔ صحنهها به دوئل تکراری زوج اصلی جلوگیری میکنند. بااینهمه، شخصیتهای فرعی بیشتر کارکرد کمیک دارند تا مسیر مستقل و کامل؛ حضورشان معمولاً برای تشدید هرجومرج یا افزودن شوخی تازه به کار میآید.
این انتخاب در چارچوب کمدی عامهپسند قابلقبول است، اما به گستردگی جهان فیلم کمک محدودی میکند. لحن و میزانسن اخلاقی فیلم از تماشاگر نمیخواهد دربارهٔ حقانیت مطلق یکی از دو طرف داوری کند. خانوادهٔ جوان حق دارد آرامش بخواهد و دانشجویان نیز میکوشند دورهای از زندگی را با شور و بیپروایی تجربه کنند؛ اما هر دو سوی ماجرا در خودخواهی و رفتار نابالغانه سهم دارند.
این توازن، دستکم در ایده، از سادهشدن قصه به نبرد «آدمهای خوب» و «آدمهای بد» جلوگیری میکند. مسئله فقط سروصدا نیست؛ هر طرف دیگری را تصویری مزاحم از چیزی میبیند که خودش از دست داده یا هنوز جرئت رهاکردنش را ندارد. بااینحال، فیلم این نگاه را بیشتر از مسیر شوخی و تقابل پیش میبرد تا تحلیل عمیق.
وقتی لحظهای عاطفی یا تأملبرانگیز شکل میگیرد، کمدی خیلی زود آن را قطع میکند یا بهانهای برای شوخی تازه میسازد. این کار گاه به نفع ضرباهنگ است، اما گاهی نیز اجازه نمیدهد مضمون بلوغ و مسئولیت در ذهن تماشاگر رسوب کند. «Neighbors» در بهترین حالت، این کشمکش را زیر لایهای از آشوب پنهان میکند؛ در ضعیفترین لحظات، آن را به حاشیه میراند.
« فیلم همچنین در استفاده از گروه بازیگران فرعی توانمند است. »
جمعبندی
جمعبندی «Neighbors» کمدیای پرجنبوجوش و بیپرواست که نیروی اصلی خود را از بازیگران هماهنگ، بهخصوص Rose Byrne و Zac Efron، و از تقابل کمیک میان زندگی خانوادگی و فرهنگ مهمانی میگیرد. شوخیهای تلافیجویانه و مهمانیهای شلوغ آن میتوانند لحظاتی بسیار خندهدار بسازند، اما فیلم در همهٔ لحظات به همان اندازه موفق نیست: بخشی از شوخیها لوس یا چندشآور از کار درمیآیند، روایت گاهی پراکنده میشود و ایدهٔ گذار به بزرگسالی به عمقی که وعده میدهد نمیرسد.
ارزش فیلم بیش از آنکه در انسجام داستانی یا ظرافت طنز باشد، در انرژی بازیگران و لذت آشوب کنترلشدهاش قرار دارد. تماشاگرانی که با کمدی زمخت و اغراقآمیز همراهاند، احتمالاً لحظات سرگرمکنندهٔ فراوانی خواهند یافت؛ کسانی که طنز سنجیدهتر و قصهای فشردهتر میخواهند، ممکن است میان خندهها با افت ریتم و شوخیهای ناموفق روبهرو شوند.
حاصل، اثری نابرابر اما سرزنده است که در بهترین لحظاتش از سادهترین تضاد، یعنی خواستِ آرامش در کنار میل به آشوب، کمدی مؤثری میسازد.
ثبت دیدگاه