نقد و بررسی
نقد Nefta Football Club | 2018
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
طرحی ساده با ظرفیتهای پنهان در فیلم کوتاه «باشگاه فوتبال نفتا»، یک برخورد تصادفی در بیابان، زنجیرهای از سوءتفاهمها را به حرکت درمیآورد. دو برادر که دلبستهٔ فوتبالاند، با الاغی گمشده روبهرو میشوند؛ حیوانی که هدفون بر گوش دارد و بارهایی از پودر سفید حمل میکند. تصمیم آنها برای بردن بارها به روستا، ماجرایی میسازد که میان شوخی و خطر در نوسان است.
فیلم در همین هستهٔ رواییِ موجز، امتیاز اصلی خود را مییابد: موقعیتی نامتعارف که بیآنکه به توضیحهای طولانی نیاز داشته باشد، مخاطب را کنجکاو میکند و آمادهٔ غافلگیری نگه میدارد. یِو پیات با انتخاب چنین نقطهٔ شروعی، از الگوی آشنای برخورد آدمهای عادی با چیزی خطرناک بهره میگیرد، اما آن را به سمت کمدی میبرد.
این جابهجایی لحن، هم خنده میآفریند و هم تعلیق را حفظ میکند: تماشاگر میداند که ماجرا بالقوه میتواند جدی باشد، اما قهرمانان جوان آن را با منطق ساده و روزمرهٔ خود میسنجند. تضاد میان بزرگی پیامدهای احتمالی و کوچکیِ تصمیمهای آنها، سرچشمهٔ اصلی طنز فیلم است. کمدیِ سوءتفاهم و معصومیت طنز «باشگاه فوتبال نفتا» بیشتر از آنکه بر شوخیهای کلامیِ مستقل تکیه کند، از فاصلهٔ میان آنچه مخاطب میفهمد و آنچه شخصیتها درمییابند پدید میآید.
« تصمیم آنها برای بردن بارها به روستا، ماجرایی میسازد که میان شوخی و خطر در نوسان است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
موقعیتها بر اطلاعات نابرابر بنا شدهاند: هر کس بخشی از ماجرا را میبیند و رفتار خود را بر همان برداشت ناقص استوار میکند. در نتیجه، کنشهای معمولی رنگی مضحک و گاه نگرانکننده پیدا میکنند. معصومیت دو برادر در این سازوکار نقش مهمی دارد. آنها نه قهرمانانی زیرکاند که همهچیز را از پیش طراحی کنند و نه شخصیتهایی که بار سنگین اخلاقیِ ماجرا را با گفتوگوهای جدی به دوش بکشند.
تصمیمهایشان از کنجکاوی و فرصتطلبی کودکانه میآید؛ همین سادگی، رفتارشان را باورپذیر میکند و کمدی را از تصنع دور نگه میدارد. بااینحال، فیلم گاهی بیش از اندازه به کارکرد موقعیتیِ شخصیتها بسنده میکند. برادران برای پیشبردن زنجیرهٔ اتفاقات مؤثرند، اما جهان درونیشان چندان گسترش نمییابد.
فوتبال بهمثابه زبان مشترک فوتبال در فیلم تنها علاقهای شخصی یا جزئی از پسزمینه نیست؛ به زبان مشترکی بدل میشود که جهان نوجوانان را به هم پیوند میدهد. نام فیلم نیز همین اهمیت را پیشاپیش گوشزد میکند. بازی، خیالِ تعلق و رقابت را وارد فضایی میکند که در ظاهر از امکانات و فرصتهای محدود برخوردار است.
« در نتیجه، کنشهای معمولی رنگی مضحک و گاه نگرانکننده پیدا میکنند. »
شخصیتها و اجرا
در بیابان و حاشیهٔ روستا، فوتبال همچون سرگرمیای در دسترس باقی میماند؛ چیزی که به روزمرگی معنا و هیجان میبخشد. حضور فوتبال همچنین به پیات امکان میدهد تا شوخیها را از دل زیست شخصیتها بیرون بکشد، نه آنکه آنها را به فیلم تحمیل کند. علاقهٔ برادران به بازی، به شیوهٔ نگاهشان به اتفاقات شکل میدهد و با معصومیتشان هماهنگ است.
با وجود این، فیلم فرصت چندانی برای بسط این وجه پیدا نمیکند. فوتبال بیشتر نقش نشانهای دقیق و خوشاثر را دارد تا موضوعی مستقل که رابطهٔ برادران با یکدیگر یا با محیط پیرامون را عمیقتر کند. جغرافیا و تصویر؛ بیابانِ زنده بیابان در «باشگاه فوتبال نفتا» صرفاً منظرهای دیدنی نیست. مرز، دورافتادگی و گستردگیِ محیط، به حسِ معلقبودن ماجرا کمک میکنند: شخصیتها در فضایی قرار گرفتهاند که فاصلهها در آن محسوس است و هر حرکت میتواند آنها را از محدودهٔ آشنای روستا دورتر ببرد.
تضاد میان سکونِ چشمانداز و آشفتگیِ رویدادها نیز به فیلم نیروی بصری میبخشد. بازی نور و سایه، سطحهای خاکی و افق باز، فضایی میسازند که هم واقعگراست و هم اندکی تمثیلی به نظر میرسد. بیابان، با سکوت و خلوت خود، خصلت رازآلودِ موقعیت را تقویت میکند؛ درعینحال، فیلم از تبدیل فضا به پسزمینهای تزئینی پرهیز میکند و آن را در ساختن تعلیق سهیم میسازد.
« علاقهٔ برادران به بازی، به شیوهٔ نگاهشان به اتفاقات شکل میدهد و با معصومیتشان هماهنگ است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جغرافیا در اینجا با قصه کار میکند: تنهاییِ مکان، اهمیتِ برخورد اتفاقی را دوچندان میکند. ریتم و تدوین؛ حرکت در دل آشفتگی تدوین پرانرژی فیلم، یکی از عوامل اصلی حفظ جذابیت آن است. روایت با مکثهای طولانی از حرکت نمیایستد و اطلاعات را بهاندازهای در اختیار تماشاگر میگذارد که کنجکاوی او زنده بماند.
برشها و جابهجایی میان شخصیتها، سوءتفاهمها را مرحلهبهمرحله تشدید میکنند؛ هر کنش، زمینهٔ کنشی تازه را فراهم میآورد و فیلم بهسرعت از یک موقعیت به موقعیتی دیگر میرسد. این سرعت برای اثری کوتاه انتخابی بجا است. پیات ناچار نیست با خردهروایتهای مفصل، فضای داستان را پر کند؛ در عوض، از اقتصاد روایی بهره میبرد و موقعیت مرکزی را به موتور حرکت بدل میسازد.
بااینهمه، همین شتاب گاه هزینهای دارد: فرصت اندکی برای مکث بر واکنشهای عاطفی شخصیتها باقی میماند. فیلم در مدیریت ضرباهنگ موفق است، اما این موفقیت به بهای کمرنگماندن لایههای شخصیتی تمام میشود. شخصیتها و محدودیتهای دراماتیک دو برادر هستهٔ عاطفی فیلماند، اما تصویرشان بیش از آنکه بر تحول استوار باشد، بر ویژگیهای اولیه و رابطهٔ سادهٔ میانشان تکیه میکند.
« جغرافیا در اینجا با قصه کار میکند: تنهاییِ مکان، اهمیتِ برخورد اتفاقی را دوچندان میکند. »
قوتها و کاستیها
تفاوتهای فردی آنها در جریان ماجرا بهقدر کافی بسط نمییابد تا هرکدام به شخصیتی مستقل با مسیر دراماتیک روشن تبدیل شود. برادرانهبودن رابطه، از طریق رفتارهای روزمره و واکنشها قابل دریافت است، اما عمق این پیوند کمتر از آن است که بتواند بار معناییِ گستردهای بر دوش بکشد. این محدودیت در شخصیتهای دیگر نیز دیده میشود.
آدمهای درگیر ماجرا بیشتر در مقام اجزای یک سازوکار کمدی عمل میکنند تا افرادی که تناقضها و انگیزههایشان بهتدریج آشکار شود. در فیلمی کوتاه، سادهسازیِ شخصیتها تا اندازهای ناگزیر است؛ بااینحال، میشد با چند جزئیات دقیقتر، تفاوتهایشان را روشنتر کرد و به رفتارهایشان وزن بیشتری بخشید.
خردهروایت قاچاقچیان حضور قاچاقچیان، سویهٔ خطرناک و بزرگسالانهٔ ماجرا را به داستان وارد میکند. آنها در برابر بیخبری و کنجکاویِ دو برادر قرار میگیرند و همین تقابل، یکی از منابع اصلی تعلیق و طنز موقعیت است. فیلم از این خردهروایت برای نشاندادن فاصلهٔ میان جهان کودکانه و مناسبات خشنتر پیرامون آن بهره میبرد، اما این خط داستانی به اندازهٔ ظرفیت اولیهاش گسترش نمییابد.
« این محدودیت در شخصیتهای دیگر نیز دیده میشود. »
جمعبندی
قاچاقچیان بهندرت از نقش کارکردی خود فراتر میروند و انگیزهها یا رابطهٔ میانشان عمق چندانی پیدا نمیکند. ازاینرو، حضورشان برای پیشبردن موقعیت ضروری است، ولی در پایانِ مسیر روایی، حسِ یک خردهداستانِ کاملاً پرداختشده را ایجاد نمیکند. فیلم در این بخش بیشتر به شوخی و غافلگیریِ ناشی از موقعیت علاقهمند است تا واکاوی پیامدهای اجتماعی یا اخلاقیِ آن.
جمعبندی «باشگاه فوتبال نفتا» فیلمی کوتاه، خوشساخت و سرزنده است که از ترکیب فوتبال، بیابان، معصومیت کودکانه و موقعیتی نامنتظر، کمدیِ تعلیقآمیزی میسازد. ایدهٔ مرکزی خلاقانه است، تدوین بهخوبی ضرباهنگ را نگه میدارد و فضای بصری جنوب تونس به قصه هویت و گیرایی میبخشد. فیلم در کوتاهمدت اثر میگذارد و از تماشاگر میخواهد تا پایان در مدار سوءتفاهمها و پیشبینیناپذیریها بماند.
محدودیت اصلی آن، کمعمقی نسبی شخصیتها و پرداخت ناکامل خردهروایت قاچاقچیان است. ماجرا بیش از آنکه به تحول درونی یا بازاندیشی عمیق برسد، به نیروی موقعیت و طنز متکی میماند. بااینحال، همین تمرکز بر یک ایدهٔ روشن و اجرای موجز، هویت فیلم را شکل میدهد. «باشگاه فوتبال نفتا» اثری سرگرمکننده و خوشریتم است که بیش از پیچیدگی روانشناختی، به تخیل روایی، فضای خاص و لذتِ تماشای زنجیرهای از برداشتهای نادرست متکی است.
« قاچاقچیان بهندرت از نقش کارکردی خود فراتر میروند و انگیزهها یا رابطهٔ میانشان عمق چندانی پیدا نمیکند. »



ثبت دیدگاه