نقد و بررسی
نقد Neerja | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم و شیوهٔ روایت «نیِرجا» به کارگردانی رام مادوانی، درام زندگینامهای و دلهرهآوری است که ماجرای ربودهشدن پرواز شمارهٔ ۷۳ پاناَم در سال ۱۹۸۶ را از منظر نیِرجا بانوت، مهماندار ارشد پرواز، روایت میکند. فیلم نه صرفاً بازسازی یک واقعهٔ تاریخی است و نه فقط ستایشی قهرمانانه از زنی شجاع؛ میکوشد نشان دهد تصمیمهای سرنوشتساز چگونه از دلِ شخصیت و تجربههای روزمرهٔ یک انسان برمیآیند.
این انتخاب، مرکز ثقل اثر را از حادثه به نیِرجا منتقل میکند: به فردی که پیش از آنکه در موقعیتی استثنایی قرار بگیرد، دختر خانوادهای دوستداشتنی، زنی با تجربههای تلخ و انسانی صاحب ترس و تردید است. فیلم با کنار هم گذاشتن لحظههایی از زندگی شخصی نیِرجا و فضای پرتنش هواپیما، پیوند میان گذشته و اکنون را میسازد.
این شیوه به شخصیت عمق میدهد و مانع میشود که او تنها به نمادی بینقص از فداکاری بدل شود. بااینحال، رفتوبرگشتهای زمانی همیشه به یک اندازه روان نیستند. گاهی فلشبکها درست هنگامی وارد میشوند که تنش صحنه به اوج رسیده و از شتاب روایت میکاهند. آنها برای شناخت شخصیت ضروریاند، اما جایگذاری و طول برخی از آنها میتوانست سنجیدهتر باشد.
نیِرجا؛ انسانی پیش از آنکه قهرمان باشد یکی از امتیازهای فیلم این است که شجاعت را همچون ویژگیای فراانسانی و از پیش تضمینشده تصویر نمیکند. نیِرجا در موقعیت خطرناک، با ترس و فشار روبهروست؛ آنچه او را متمایز میکند، توانایی تصمیمگرفتن و توجه به دیگران در همان وضعیت دشوار است. تصویر او از خلال رفتارهای کوچک شکل میگیرد: مسئولیتپذیری در کار، دلبستگی به خانواده و احترامی که برای جان مسافران قائل است.
« این شیوه به شخصیت عمق میدهد و مانع میشود که او تنها به نمادی بینقص از فداکاری بدل شود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
ازاینرو، فداکاری او نه حرکتی نمایشی و ناگهانی، بلکه ادامهٔ منطقیِ منش و نگاهش به جهان به نظر میرسد. این رویکرد، تأثیر عاطفی ماجرا را افزایش میدهد. تماشاگر با زنی روبهروست که زندگیاش پیش از واقعه نیز پیچیدگی و آسیبپذیری داشته است. اشاره به تجربهٔ ازدواج ناموفق و پیوند او با خانواده، گذشته را به شرححال خشک بدل نمیکند؛ این بخشها نشان میدهند نیِرجا چگونه استقلال خود را بازمییابد و به زندگی حرفهایاش معنا میدهد.
البته همین پرداخت گاه به قیمت مکث در روایت اصلی تمام میشود. فیلم در لحظاتی میان ساختن تصویری کاملتر از شخصیت و حفظ ضرباهنگ تعلیق در رفتوآمد است و همیشه تعادل این دو را یکسان حفظ نمیکند. بازی سونام کاپور و گروه بازیگران اجرای سونام کاپور از نقاط قوت اصلی «نیِرجا» است. او نقش را با ترکیبی از آرامش بیرونی، اضطراب فروخورده و صمیمیت شخصی پیش میبرد؛ بهویژه در بخشهایی که نیِرجا باید هم حرفهای بماند و هم با خطری روبهگسترش کنار بیاید.
بازی او از اغراق قهرمانانه فاصله میگیرد و به همین سبب، نیِرجا را باورپذیر میسازد. حضور او در صحنههای جمعی نیز اهمیت دارد: شخصیت بهجای آنکه همهچیز را با گفتار توضیح دهد، از نگاه، مکث و واکنشهای سنجیده ساخته میشود. شبانه آزمی در نقش مادر نیِرجا، عاطفهای گرم و استوار به فیلم میآورد.
رابطهٔ مادر و دختر، در کنار فضای هولناک هواپیما، رشتهای انسانی و آرامتر پدید میآورد که بار احساسی اثر را غنی میکند. بازیگران نقشهای مکمل نیز به ایجاد حس جمعی کمک میکنند؛ حضور مسافران و کارکنان پرواز، حادثه را از قاب قهرمانمحور بیرون میآورد و یادآور میشود که بحران، گروهی از آدمها با واکنشها و ترسهای متفاوت را دربر گرفته است.
« ازاینرو، فداکاری او نه حرکتی نمایشی و ناگهانی، بلکه ادامهٔ منطقیِ منش و نگاهش به جهان به نظر میرسد. »
شخصیتها و اجرا
بااینهمه، برخی نقشهای فرعی فرصت چندانی برای شکلگیری مستقل پیدا نمیکنند و بیشتر در خدمت پیشبرد واقعهاند. فضای هواپیما و آفرینش تعلیق بخش عمدهای از توان فیلم به استفاده از فضای بستهٔ هواپیما بازمیگردد. راهروهای باریک، صندلیهای ردیفشده و محدودیت حرکت، حس محصورشدن را به تماشاگر منتقل میکنند.
کارگردانی رام مادوانی بهجای تکیهٔ مداوم بر هیجان بیرونی، از انتظار و ندانستن بهره میگیرد: چه کسی اوضاع را در دست دارد؟ کدام حرکت ممکن است خطر را بیشتر کند؟ و آدمهای معمولی در برابر تهدیدی ناگهانی چه واکنشی نشان میدهند؟ این پرسشها تعلیق را زنده نگه میدارند. فیلم در بهترین لحظاتش تنش را از راه جزئیات میسازد.
سکوت، جابهجایی نگاهها و مکث میان دستورها میتوانند بهاندازهٔ کنش آشکار اضطرابآفرین باشند. همین پرهیز از شتابزدگی، فضای هواپیما را ملموس میکند و تماشاگر را به تجربهٔ محصور و پرخطر مسافران نزدیک میسازد. در برابر، فیلم گاهی برای بازگشت به زندگی شخصی نیِرجا، ناگهان از فشار صحنه فاصله میگیرد؛ حاصل، افتوخیزهایی در ضرباهنگ است که ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار یک تریلر پیوسته دارند محسوس باشد.
تصویر، صدا و موسیقی طراحی بصری اثر، بیش از آنکه بر شکوه و چشمنوازی تکیه کند، در پی بازسازی موقعیتی محدود و اضطرابآلود است. فضای هواپیما به صحنهای بدل میشود که در آن فاصلهها اهمیت مییابند: نزدیکشدن یا دورماندن، نشستن یا برخاستن، دیدهشدن یا پنهانماندن. فیلم از همین جغرافیای کوچک برای تشدید حس خطر بهره میبرد.
« بااینهمه، برخی نقشهای فرعی فرصت چندانی برای شکلگیری مستقل پیدا نمیکنند و بیشتر در خدمت پیشبرد واقعهاند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
استفاده از صدا نیز به ساختن فضای انتظار کمک میکند؛ سکوتها و صداهای محیطی اجازه میدهند اضطراب بدون توضیحهای پیدرپی در صحنه جریان یابد. موسیقی در لحظات بسیاری همراه فضای دراماتیک حرکت میکند، اما انتخابهای موسیقایی و لحظههای آوازی ممکن است برای همه یکسان کار نکنند. در روایتی چنین فشرده و واقعگرایانه، هر فاصلهگرفتن از بحران میتواند توجه تماشاگر را از وضعیت فوری داستان منحرف کند.
از همین رو، بعضی لحظات موسیقایی ممکن است برای بخشی از مخاطبان با حالوهوای اثر ناسازگار جلوه کنند. این نکته بیش از آنکه نقصی فراگیر باشد، یادآور دشواری هماهنگکردن زبان سینمایی یک فیلم هندی با مادهٔ داستانیِ تلخ و واقعگراست. پیوند با واقعیت و بار عاطفی آگاهی از آنکه فیلم بر واقعهای واقعی تکیه دارد، تجربهٔ تماشای آن را سنگینتر میکند.
این دانستن، تعلیق را از میان نمیبرد؛ بلکه معنای صحنهها را تغییر میدهد. رفتارهای کوچک، تصمیمهای لحظهای و نگرانی برای مسافران، دیگر صرفاً اجزای یک پیرنگ سینمایی نیستند و به یادآوریِ مسئولیت آدمها در موقعیتهای دشوار بدل میشوند. فیلم از این نیروی عاطفی بهره میگیرد، اما در بیشتر لحظات میکوشد شخصیت را زیر سایهٔ نمادپردازی کامل پنهان نکند.
در عین حال، «نیِرجا» گاه به سوی عاطفهای مستقیم و آشکار حرکت میکند؛ بهویژه در بخشهایی که یاد و میراث نیِرجا برجسته میشوند. این صراحت میتواند برای تماشاگر اثرگذار باشد، اما گاهی فرصت تأمل آرامتر را کم میکند. عکسها و یادآوریهای پایانی نیز تأثیر خود را از همین پیوند میان سینما و واقعیت میگیرند.
« از همین رو، بعضی لحظات موسیقایی ممکن است برای بخشی از مخاطبان با حالوهوای اثر ناسازگار جلوه کنند. »
قوتها و کاستیها
چون تماشاگر پیشتر با نیِرجا بهمثابه انسانی ملموس همراه شده، ارجاع به زندگی واقعی او صرفاً ضمیمهای اطلاعاتی نیست؛ ضربهای عاطفی است که معنای تماشای پیشین را بازمیتاباند. جمعبندی «نیِرجا» فیلمی است که نیروی اصلیاش را از همنشینیِ شخصیتپردازی انسانی و تعلیقِ فضای بسته میگیرد.
بازی سنجیدهٔ سونام کاپور، نقشآفرینی عاطفی شبانه آزمی و توجه کارگردانی به جزئیات موقعیت، روایتی میسازند که هم پرتنش است و هم اندوهبار. در سوی دیگر، فلشبکهایی که گاه از شتاب قصه میکاهند و بعضی انتخابهای موسیقایی که ممکن است از فضای حادثه فاصله بگیرند، از یکدستی تجربه کم میکنند.
بااینهمه، ارزش فیلم تنها در بازسازی یک واقعهٔ هولناک نیست. «نیِرجا» قهرمانی را به یاد میآورد که پیش از هر چیز انسانی با پیوندهای عاطفی، تجربههای دشوار و مسئولیت حرفهای بود. همین نگاه است که داستانش را از بازگویی صرفِ یک حادثه فراتر میبرد و آن را به تأملی دربارهٔ شجاعت، مراقبت از دیگری و معنای انجام وظیفه در لحظهٔ آزمون بدل میکند.
« جمعبندی «نیِرجا» فیلمی است که نیروی اصلیاش را از همنشینیِ شخصیتپردازی انسانی و تعلیقِ فضای بسته میگیرد. »
ثبت دیدگاه