نقد و بررسی
نقد Necessary Evil: Super-Villains of DC Comics | 2013
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
شرارت بهمثابه نیروی محرک روایت «Necessary Evil: Super-Villains of DC Comics» مستندی بلند درباره جایگاه ابرشرورها در جهان دیسی است؛ اثری که بهجای تمرکز بر یک شخصیت یا داستان مشخص، از مجموعهای از چهرههای بدنام این جهان ــ از جوکر و لکس لوتر تا دارکساید و سینسترو ــ برای طرح پرسشی گستردهتر بهره میگیرد: قهرمان بدون دشمنی همسنگ چه معنایی پیدا میکند؟
فیلم در پی آن است که نشان دهد شرورها صرفاً مانعی بر سر راه قهرمانان نیستند؛ آنها نیروییاند که تعارض، خطر و در بسیاری موارد، خودِ روایت را به حرکت درمیآورند. از این منظر، عنوان فیلم نیز به ایدهای مرکزی اشاره میکند: شرارت در داستانهای ابرقهرمانی، هرچند ویرانگر، گاه ضرورتی روایی دارد.
ساختار و شیوه روایت مستند ساختاری موضوعمحور دارد و با گفتوگوهایی با نویسندگان، هنرمندان، بازیگران و دیگر چهرههای مرتبط با کمیک و اقتباسهای آن پیش میرود. بهجای آنکه مسیر زندگی یک ابرشرور را از آغاز تا پایان دنبال کند، فیلم میان شخصیتها و ایدههایی چون انگیزه، تقابل با قهرمان، جذابیت تماشاگرپسند و دگرگونی در گذر زمان رفتوآمد میکند.
این انتخاب دامنه بحث را گسترده نگه میدارد و اجازه میدهد گونههای متنوعی از شرارت در کنار یکدیگر قرار گیرند؛ اما بهایش آن است که کمتر شخصیتی فرصت مییابد در یک بررسی پیوسته و موشکافانه مرکز توجه بماند. این شیوه برای تماشاگر ناآشنا با جهان دیسی کارکردی آشناییبخش دارد: نامها، نقشها و برخی ویژگیهای شاخص شخصیتها در بستری کلی معرفی میشوند.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برای مخاطبی که با تاریخ این جهان آشناست، اما، ساختار گاه بیشتر یادآور مرور فشردهای از دانستههای پیشین است تا پژوهشی تازه و ژرف. در نتیجه، فیلم همزمان مقدمهای قابلفهم و گفتوگویی نسبتاً آشنا برای طرفداران قدیمی به شمار میرود. ابرشرورها؛ آینه و نقطه مقابل قهرمان از جذابترین جنبههای مستند، توجه به پیوند میان قهرمان و دشمن اوست.
ابرشرور صرفاً برای شکستدادن قهرمان در صحنه حاضر نمیشود؛ او میتواند ضعفهای قهرمان را آشکار کند، مرزهای اخلاقیاش را بیازماید و تصویری وارونه از ارزشهایی باشد که قهرمان از آنها دفاع میکند. در این چارچوب، دشمنی لکس لوتر با سوپرمن تنها تقابل قدرتهای متفاوت نیست، بلکه رویارویی دو تصور از توانایی، برتری و جایگاه انسان است.
جوکر نیز از آن رو برای بتمن اهمیتی ویژه دارد که آشوب و بیقاعدگی او، نظم و انضباط قهرمان را به پرسش میکشد. فیلم با طرح این نسبتها یادآوری میکند که شخصیت شرور میتواند بیش از یک مانع داستانی باشد: او گاه موضوع اصلی کشمکش فکری اثر است. این ایده ظرفیت تحلیلی بالایی دارد و فیلم در بهترین لحظاتش بهخوبی آن را منتقل میکند.
بااینحال، بحث اغلب در سطح کلی باقی میماند و کمتر به تفاوتهای ظریف میان شرورهایی میپردازد که انگیزه، جهانبینی یا نسبتشان با قهرمان اساساً یکسان نیست. گفتوگوها و ارزش دیدگاه سازندگان حضور نویسندگان و هنرمندان، مستند را از یک فهرست تصویریِ شخصیتها فراتر میبرد. مشارکتکنندگان درباره تصمیمهای خلاقانه، ساخت شخصیت و معناهایی که در طول زمان به شرورها نسبت داده شده است سخن میگویند.
« در نتیجه، فیلم همزمان مقدمهای قابلفهم و گفتوگویی نسبتاً آشنا برای طرفداران قدیمی به شمار میرود. »
شخصیتها و اجرا
چهرههایی چون زک اسنایدر، گیرمو دلتورو، جیم لی و ریچارد دانر در میان گفتوگوشوندگان قرار دارند؛ ترکیبی که به فیلم امکان میدهد از زاویه کمیک، سینما، تلویزیون و دیگر صورتهای اقتباس به جهان ابرشرورها نگاه کند. ارزش این بخشها بیش از آنکه در افشای رازهای ناشنیده باشد، در آشکارکردن حساسیتهای سازندگان است: اینکه کدام ویژگی یک شخصیت ماندگارش میکند، چگونه دشمنی میتواند جهان داستان را غنیتر سازد و چرا برخی چهرهها بارها بازتفسیر میشوند.
در عین حال، شمار بالای صداها گاهی مجال بحث طولانی و پیوسته را میگیرد. ایدهای مطرح میشود، چند نفر دربارهاش نظر میدهند و فیلم پیش از آنکه آن را به نتیجهای تازه برساند به موضوع بعدی میرود. بنابراین، تنوع دیدگاهها هم نقطه قوت مستند است و هم یکی از علتهای پراکندگی آن. لحن، صدا و مواد تصویری روایت کریستوفر لی به فیلم هویتی شنیداری میبخشد.
صدای پرطنین و رازآلود او با موضوعی درباره شخصیتهای تاریک و تهدیدآمیز تناسب دارد و میان مصاحبهها و تصاویر آرشیوی پیوندی نمایشی ایجاد میکند. این انتخاب به مستند وقار و حالوهوایی قصهگو میدهد؛ گویی مخاطب به سفری در قلمرو سایههای جهان دیسی دعوت شده است. در کنار گفتوگوها، استفاده از نماهایی از فیلمها، مجموعههای تلویزیونی، بازیها و صفحات کمیک، ریتم بصری اثر را تقویت میکند.
این تصاویر به مخاطب یادآوری میکنند که ابرشرورها تنها شخصیتهایی روی کاغذ نیستند؛ آنها در رسانههای گوناگون بازآفرینی شدهاند و هر بازآفرینی بر برداشت عمومی از آنها اثر گذاشته است. بااینهمه، تصویرها همیشه به تحلیل عمیقتر نمیانجامند. گاه نقششان بیشتر تزئینی و تأییدی است: نمونهای آشنا را نشان میدهند، اما مکث کافی برای مقایسه برداشتهای متفاوت یا واکاوی زبان بصری هر نسخه وجود ندارد.
« در عین حال، شمار بالای صداها گاهی مجال بحث طولانی و پیوسته را میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
محدودیتها و فرصتهای ازدسترفته بزرگترین ضعف فیلم فاصله میان گستردگی موضوع و عمق پرداخت آن است. مستند میخواهد طیف وسیعی از چهرهها و پرسشها را پوشش دهد، اما در زمان محدودش ناچار است از بسیاری از شخصیتها تصویری فشرده ارائه کند. در نتیجه، انگیزهها و ویژگیهای برخی شرورها بیشتر به چند نشانه کلی فروکاسته میشود و کمتر روشن میشود که چه چیزی آنها را از همتایانشان متمایز میکند.
بحث درباره مفهوم شرارت نیز گاهی جای تحلیل دقیق تاریخ و دگرگونی شخصیتهای خاص را میگیرد. قالب مصاحبهمحور ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار روایتی پرتحرک یا ساختاری داستانی دارند، خشک به نظر برسد. هرچند تصاویر آرشیوی به تنوع بصری کمک میکنند، بخش بزرگی از فیلم همچنان بر گفتوگوهای پیاپی استوار است.
افزون بر این، انتخاب شخصیتها ناگزیر گزینشی است؛ برخی چهرههای مهمتر سهم بیشتری میگیرند و برخی دیگر کمرنگ میمانند یا اصلاً مجال حضور پیدا نمیکنند. همین امر، بهویژه برای طرفداران باسابقه، میتواند حس ناتمامبودن مرور را تقویت کند. مخاطب و ارزش تماشای دوباره مخاطب تازهوارد بیشترین بهره را از مستند میبرد.
فیلم تصویری کلی از نقش ابرشرورها در داستانهای دیسی میسازد و نشان میدهد چرا این شخصیتها برای جهان کمیک اهمیت دارند؛ حتی اگر تماشاگر هنوز تاریخچه هرکدام را نداند. طرفداران قدیمی نیز ممکن است از شنیدن دیدگاههای سازندگان و دیدن نمونههایی از اقتباسهای مختلف لذت ببرند، اما احتمالاً با مطالبی روبهرو میشوند که برایشان آشناست.
« محدودیتها و فرصتهای ازدسترفته بزرگترین ضعف فیلم فاصله میان گستردگی موضوع و عمق پرداخت آن است. »
قوتها و کاستیها
به همین دلیل، جذابیت اثر بیشتر در گردآوری و کنار هم گذاشتن صداها و تصاویر است تا کشف اطلاعات کاملاً تازه. از نظر تجربه تماشا، فیلم را میتوان مستندی خوشساخت و سرگرمکننده دانست که بیش از آنکه پروندهای جامع درباره شرورهای دیسی باشد، مدخلی برای تأمل درباره کارکرد آنهاست. تماشاگرانی که به تحلیل شخصیت، تاریخ کمیک یا روند اقتباس علاقه دارند، احتمالاً از پرسشهایی که فیلم مطرح میکند بهره خواهند برد؛ اما کسانی که انتظار پژوهشی دقیق و متمرکز درباره چند شخصیت مشخص دارند، ممکن است عمق کافی نیابند.
جمعبندی «Necessary Evil: Super-Villains of DC Comics» با ایدهای جذاب آغاز میکند: برای فهم قهرمانان، باید به دشمنانشان نیز نگاه کرد. گفتوگوهای سازندگان، روایت گیرا و بهرهگیری از مواد تصویری متنوع، فیلم را به سفری تماشایی در قلمرو ابرشرورهای دیسی بدل میکند. ارزش اصلی آن در برجستهکردن نقش شرورها بهعنوان موتور تعارض و آینهای برای قهرمانان است، نه در ارائه پژوهشی جامع درباره هر شخصیت.
بااینحال، گستردگی موضوع مجال تعمق را محدود میکند و قالب مصاحبهمحور گاه به پراکندگی و تکرار میانجامد. حاصل، مستندی خوشتماشا و آگاهیبخش برای مخاطب تازهوارد و اثری آشنا اما همچنان دلپذیر برای بخشی از طرفداران قدیمی است؛ فیلمی که پرسشهای خوبی درباره جذابیت شرارت مطرح میکند، هرچند همیشه تا ژرفترین پاسخها پیش نمیرود.
« به همین دلیل، جذابیت اثر بیشتر در گردآوری و کنار هم گذاشتن صداها و تصاویر است تا کشف اطلاعات کاملاً تازه. »
ثبت دیدگاه