نقد و بررسی
نقد جهان انسیتی: آخرین آغاز (NCT Universe: Lastart)
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
مسابقهای دربارهٔ ساختهشدن، نه فقط پیروزی «انسیتی یونیورس: لستآرت» در ظاهر برنامهای رقابتی دربارهٔ انتخاب اعضای یک گروه موسیقی است؛ اما نیروی اصلیاش از تماشای مرحلهبهمرحلهٔ ساختهشدن یک گروه میآید. ده کارآموز در برابر دوربینها آموزش میبینند، برای اجرا آماده میشوند و در موقعیتی قرار میگیرند که هر تمرین میتواند هم فرصتی برای درخشش باشد و هم آزمونی برای دوامآوردن.
از همین رو، برنامه صرفاً مجموعهای از اجراهای پشتسرهم نیست؛ تلاشی است برای ثبت فاصلهٔ میان استعداد خام و هنرمندی که باید در صحنه حضور مطمئن داشته باشد. عنوان برنامه نیز با این ایده همخوانی دارد: «آخر» و «آغاز» را کنار هم میگذارد و وعده میدهد که رقابت، هم نقطهٔ پایانی بر گسترش بیپایان انسیتی باشد و هم شروع تیمی تازه.
این دوگانگی به برنامه هویتی روشن میدهد. مخاطب از همان ابتدا میداند که نتیجه فقط سرنوشت چند شرکتکننده نیست؛ قرار است بخشی از تصویر بزرگتر یک گروه شناختهشده نیز شکل بگیرد. موتور درام: فشار زمان و رقابت فضای پرانرژی برنامه یکی از امتیازهای آشکار آن است. تمرینها و مأموریتها بهگونهای چیده شدهاند که فرصت چندانی برای درجا زدن باقی نمیماند.
شرکتکنندگان باید مهارتهای خود را در شرایطی نشان دهند که همکارانشان رقیب مستقیم آنها هستند و ارزیابیها پیوسته بر جایگاهشان اثر میگذارد. این فشار، ریتم روایت را بالا نگه میدارد و مخاطب را وادار میکند به جز کیفیت نهایی اجرا، به مسیر رسیدن به آن نیز توجه کند. بااینحال، همین سازوکار گاهی از پیش قابلحدس میشود.
« این دوگانگی به برنامه هویتی روشن میدهد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
برنامههای استعدادیابی معمولاً از الگوهای آشنایی بهره میبرند: تمرین دشوار، اضطراب پیش از اجرا، واکنش مربیان و نتیجهای که جایگاه افراد را جابهجا میکند. «لستآرت» نیز در بسیاری از لحظات به همین دستور زبان تکیه دارد. بنابراین هیجان بیشتر از آنکه از غافلگیری روایی ناشی شود، از سرمایهگذاری عاطفی بیننده روی شرکتکنندگان و انتظار برای دیدن اجرای بعدی میآید.
تعلیق وجود دارد، اما همیشه به اندازهای نیست که مسیر رقابت را پیشبینیناپذیر کند. اجراها بهمثابه آزمون شخصیت مهمترین دارایی برنامه، اجراهای صحنهای آن است. هر مأموریت به مخاطب امکان میدهد مهارتهایی چون هماهنگی گروهی، حضور صحنهای، کنترل بدن و توانایی سازگاری با قالبهای متفاوت را بسنجد.
اجراها نیز فقط نتیجهٔ تمرین نیستند؛ در چارچوب برنامه به شواهدی بدل میشوند که مربیان و مخاطبان بر اساس آنها دربارهٔ آمادگی هر کارآموز داوری میکنند. حرکت، انرژی و جلوهٔ دیداری صحنه، لحظاتی سرگرمکننده میآفریند و به برنامه امکان میدهد از فضای بستهٔ تمرین فاصله بگیرد. اما تأکید مداوم بر خروجی اجرایی، تصویری دوگانه میسازد.
از یک سو، بیننده میبیند که موسیقی پاپ گروهی چگونه به انضباط، تکرار و هماهنگی وابسته است؛ از سوی دیگر، گاه فرصت فهمیدن فرایند درونی هر فرد را از دست میدهد. تمرکز بر اینکه چه کسی در اجرا موفقتر است، ممکن است پرسشهای جالبتری را به حاشیه براند: هر کارآموز چه چیزی را باید بیاموزد؟
« لستآرت» نیز در بسیاری از لحظات به همین دستور زبان تکیه دارد. »
شخصیتها و اجرا
چه تغییری در اعتمادبهنفس یا شیوهٔ کارش رخ داده است؟ و آیا ضعفهایش در حال تبدیلشدن به نقطهٔ قوتاند؟ برنامه پاسخهایی به این پرسشها میدهد، اما نه همیشه با عمق کافی. کارآموزان میان فردیت و نقش گروهی یکی از دشواریهای ساختاری «لستآرت» آن است که باید هم شخصیتهای جداگانه را معرفی کند و هم گروهی هماهنگ را از دل رقابت بیرون بکشد.
این دو هدف الزاماً با هم سازگار نیستند. مخاطب میخواهد هر شرکتکننده را بهعنوان فردی با خلقوخو، انگیزه و مسیر مخصوص خود بشناسد؛ در همان حال، برنامه باید نشان دهد که چه کسی میتواند در کنار دیگران کار کند و جایگاهی در یک گروه داشته باشد. این کشمکش بالقوه، موضوعی جذاب برای روایت است، اما زمان محدود قسمتها اجازه نمیدهد همهٔ چهرهها به یک اندازه مجال رشد پیدا کنند.
در نتیجه، برخی شرکتکنندگان بیشتر از طریق اجرا و ارزیابی شناخته میشوند تا از راه لحظههای شخصی یا گفتوگوهای مفصل. چنین انتخابی برای حفظ ضرباهنگ رقابت قابلفهم است، ولی از پیوند عاطفی مخاطب میکاهد. هرچه شناخت بیننده از کارآموزان محدودتر باشد، حذف یا عقبماندن احتمالی آنها نیز کمتر به تجربهای عمیق تبدیل میشود.
برنامه بهجای آنکه همیشه شخصیتها را از درون بپروراند، گاهی ناچار است آنها را در قالب نقشهای سریع و قابلتشخیص عرضه کند: فرد پرتلاش، اجراگر مطمئن یا استعداد نیازمند پیشرفت. مربیان و منطق ارزیابی حضور مربیان و چهرههای باتجربه به برنامه وزنی حرفهای میدهد. ارزیابیها یادآور میشوند که صحنه فقط جای نمایش استعداد نیست؛ کارآموز باید به استانداردی برسد که اجرای زنده و فعالیت گروهی از او انتظار دارد.
« چه تغییری در اعتمادبهنفس یا شیوهٔ کارش رخ داده است؟ »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازخوردها، بهویژه هنگامی که به جزئیات اجرا و هماهنگی میپردازند، به مخاطب کمک میکنند تماشای برنامه را از داوری سلیقهای فراتر ببرد. بیننده میتواند بفهمد چرا یک اجرای پرانرژی لزوماً اجرای کامل نیست و چرا حضور مؤثر در گروه به مهارتهای متعددی وابسته است. بااینهمه، نمایش مکرر رتبهبندی و داوری، فشار روانی را به یکی از موتیفهای دائمی اثر تبدیل میکند.
این فشار برای ساختن درام ضروری است، ولی گاهی به بهای کمرنگشدن وجه حمایتی آموزش تمام میشود. برنامه میان دو تصویر در نوسان است: آموزش بهمثابه فرصتی برای رشد، و ارزیابی بهمثابه سازوکاری برای حذف و انتخاب. هرگاه وجه رقابتی بر وجه آموزشی غلبه میکند، تمرینها کمتر به فرایند یادگیری شباهت دارند و بیشتر به آزمونی برای اثبات شایستگی بدل میشوند.
این انتخاب، تنش میآفریند، اما تصویر کاملتری از رشد هنری ارائه نمیدهد. تدوین و ریتم روایت تدوین برنامه عموماً در خدمت انرژی و حرکت است. گذار از تمرین به اجرا و سپس به داوری، ساختاری روشن و قابلدنبالکردن ایجاد میکند. این نظم برای مخاطبی که میخواهد رقابت را بدون سردرگمی دنبال کند مفید است.
بااینحال، همین شفافیت ممکن است به یکنواختی بینجامد: اگر هر بخش عمدتاً برای رساندن بیننده به اجرای بعدی طراحی شود، لحظههای آرامتر و تأملبرانگیز کمتر فرصت حضور مییابند. در یک برنامهٔ رقابتی موسیقایی، این مسئله اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا رشد واقعی همیشه در لحظهٔ اوج رخ نمیدهد. گاهی پیشرفت در تمرینی کمهیجان، در اصلاح یک حرکت یا در پذیرش نقدی دشوار آشکار میشود.
« بااینهمه، نمایش مکرر رتبهبندی و داوری، فشار روانی را به یکی از موتیفهای دائمی اثر تبدیل میکند. »
قوتها و کاستیها
پرداخت بیشتر به چنین لحظههایی میتوانست پیوند میان آموزش و نتیجه را قانعکنندهتر کند. «لستآرت» هرگاه به این فرایند نزدیک میشود، از قالب سرگرمی صرف فاصله میگیرد و به تصویری انسانیتر از رقابت دست مییابد؛ اما این وجه در کنار جذابیت اجراها و سرعت مسابقه، مجال محدودتری دارد. نسبت برنامه با جهان انسیتی اهمیت برنامه فقط به کارآموزان حاضر در آن محدود نیست.
«لستآرت» بخشی از روایتی بزرگتر دربارهٔ آیندهٔ انسیتی است و انتخاب اعضا را به مسئلهای هویتی برای طرفداران تبدیل میکند. ازاینرو، تماشای آن برای مخاطبانی که از پیش با جهان گروه آشنا هستند، لایهای اضافه دارد: هر اجرا نهتنها سنجش توانایی فردی، بلکه نشانهای از ترکیب و جهتگیری تیمی است که قرار است به این جهان بپیوندد.
این پیوند، هم نقطهٔ قوت برنامه است و هم محدودیت آن. آشنایی با انسیتی میتواند انگیزهٔ دنبالکردن رقابت را افزایش دهد، ولی ممکن است برخی بینندگان را از بیرونِ این جهان دور نگه دارد. برنامه در بخشهایی بیش از آنکه برای معرفی مستقل همهٔ ابعاد خود مکث کند، بر اهمیت انتخاب برای طرفداران تکیه دارد.
بنابراین تجربهٔ آن برای مخاطب آشنا با گروه پرمعناتر است، هرچند انرژی اجراها و ساختار رقابتی همچنان امکان دنبالکردن روایت را برای بینندهٔ تازهوارد فراهم میکند. جمعبندی «انسیتی یونیورس: لستآرت» برنامهای پرتحرک و سرگرمکننده است که جذابیت اصلیاش را از ترکیب اجرای صحنهای، تمرینهای فشرده و پیامدهای ملموس رقابت میگیرد.
« پرداخت بیشتر به چنین لحظههایی میتوانست پیوند میان آموزش و نتیجه را قانعکنندهتر کند. »
جمعبندی
اثر در نشاندادن سختی مسیر آمادهشدن برای حضور در یک گروه موسیقی موفق است و از تماشای شکلگیری یک تیم، روایتی انگیزهبخش میسازد. بااینحال، پیشبینیپذیری نسبی روند، زمان محدود برای شناخت شرکتکنندگان و غلبهٔ گاهبهگاه ارزیابی بر آموزش، مانع از آن میشود که همهٔ ظرفیت انسانی و روایی موضوع بهطور کامل شکوفا شود.
ارزش برنامه در نهایت بیش از آنکه به تعلیق غافلگیرکننده وابسته باشد، به این پرسش گره خورده است که چگونه افراد متفاوت زیر فشار یک هدف مشترک، مهارت و هویت گروهی میسازند. «لستآرت» همیشه برای پاسخدادن به این پرسش مکث کافی نمیکند، اما لحظههای پرانرژی و حس حرکت رو به جلو، تماشای آن را برای علاقهمندان به رقابتهای موسیقایی و جهان انسیتی دلپذیر میسازد.
ثبت دیدگاه