نقد و بررسی
نقد برنامه تلویزیونی (NANA TOUR with SEVENTEEN) | 2024
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
سفری که بهانهای برای تماشای رفاقت میشود «نانا تور با سونتین» بیش از آنکه دربارهٔ دیدنیهای ایتالیا باشد، دربارهٔ کیفیتِ بودن در کنار یکدیگر است. نایونگسوک، تهیهکنندهای باتجربه در برنامههای سفر، این بار در قالب «راهنما نا» گروه سونتین را به تعطیلاتی هفتروزه میبرد؛ سفری که بهجای رقابت برای رسیدن به مقصدی بزرگ یا خلق حادثهای خارقالعاده، بر لحظههای کوچک و طبیعی تکیه دارد.
برنامه با غافلگیری آغاز میشود و خیلی زود روشن میکند که مقصد اصلیاش صرفاً ایتالیا نیست: تماشاگر قرار است گروهی را ببیند که پس از سالها کار و همراهی، فرصتی برای نفسکشیدن و کنار هم ماندن پیدا کردهاند. این رویکرد، هم امتیاز اصلی اثر است و هم منشأ محدودیتهای آن. ایتالیا؛ پسزمینهای زنده، نه کارتپستالی تصویر ایتالیا در برنامه چشمنواز است، اما جغرافیا هرگز به ویترینی بیجان از منظرههای زیبا تبدیل نمیشود.
خیابانها، میدانها، بناها و فضاهای شهری در دل تجربهٔ روزمرهٔ اعضا حضور دارند: هنگام قدمزدن، خوردن، شوخیکردن یا تلاش برای هماهنگشدن با برنامهٔ سفر. دوربین بهجای آنکه مدام بر عظمت جاذبهها تأکید کند، اجازه میدهد مکانها در کنار آدمها معنا پیدا کنند. حاصل، تصویری دلنشین از سفر است؛ تصویری که بیشتر از شوقِ بودن در یک شهر تازه میگوید تا از ارائهٔ راهنمایی جامع برای شناخت آن.
این انتخاب با روحیهٔ آسودهٔ مجموعه سازگار است، اما گاهی فرصت کشف بیشتر را هم محدود میکند. ایتالیا حضور دارد، ولی همیشه در مرکز توجه نمیایستد؛ بخش مهمی از سفر به تعامل اعضا و برنامههای گروهی اختصاص مییابد. برای بینندهای که در پی مستندی دقیق دربارهٔ فرهنگ، تاریخ یا زندگی محلی است، این نسبت شاید رضایتبخش نباشد.
« این رویکرد، هم امتیاز اصلی اثر است و هم منشأ محدودیتهای آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
بااینحال، برای برنامهای که سفر را بستری برای معاشرت میداند، این تمرکز کاملاً قابلفهم است. گروه بهمثابه شخصیت اصلی ساختار جمعی سونتین مهمترین سرمایهٔ برنامه است. اعضا نه به شکل چند چهرهٔ جداگانه که هرکدام مأمور ساختن لحظهای بامزه باشند، بلکه همچون گروهی با تاریخچه و زبان مشترک ظاهر میشوند.
شوخیها اغلب از شناخت متقابل میآیند: یک نگاه، واکنشی آشنا یا یادآوری رفتاری قدیمی کافی است تا موقعیتی ساده به صحنهای خندهدار تبدیل شود. همین آشنایی، به لحظههای آرام نیز وزن میدهد؛ سکوت یا استراحت گروهی الزاماً فاصلهای خالی میان دو بخش سرگرمکننده نیست، بلکه بخشی از حسِ صمیمیت سفر است.
برنامه از این ویژگی بهره میگیرد، بیآنکه همهچیز را به صمیمیتِ بیوقفه و بینقص بدل کند. اعضا گاهی رقابت میکنند، یکدیگر را دست میاندازند و از باختن یا برندهشدن واکنشهای متفاوت نشان میدهند. در این رفتوآمد میان همکاری و شیطنت، رابطهها باورپذیر میمانند. بااینحال، تماشاگرانی که با گروه آشنایی ندارند ممکن است در آغاز برای تشخیص تفاوت شخصیتها یا فهم ارجاعهای درونگروهی به زمان نیاز داشته باشند.
جذابیت روابط واقعی است، اما بخشی از لذت آن از پیشزمینهای میآید که طرفداران دیرینه در اختیار دارند. راهنما نا و نقش کارگردانی نایونگسوک صرفاً مجری یا ناظری بیرون از قاب نیست؛ حضورش سازوکار برنامه را شکل میدهد. او در مقام راهنما، مسیر سفر را پیش میبرد و همزمان با شناختی که از سرگرمی تلویزیونی دارد، موقعیتهایی میسازد تا واکنشهای اعضا مجال بروز پیدا کنند.
« بااینحال، برای برنامهای که سفر را بستری برای معاشرت میداند، این تمرکز کاملاً قابلفهم است. »
شخصیتها و اجرا
نکتهٔ دلپذیر این است که برنامه معمولاً بهجای تحمیل هیجان، از تفاوت میان انتظار و واکنش واقعی نیرو میگیرد. راهنما نا گاهی نقش تنظیمکنندهٔ بازی را دارد و گاهی خود به بخشی از شوخی جمع تبدیل میشود. این روش، تعادلی میان برنامهریزی و خودانگیختگی به وجود میآورد، اما کاملاً بیطرف نیست.
سفرِ فیلمبرداریشده ناگزیر از انتخاب، تدوین و طراحی موقعیتها تأثیر میپذیرد؛ بنابراین آنچه میبینیم تعطیلاتی بیواسطه و خام نیست. حضور بازیها و مأموریتها به برنامه ضرباهنگ میدهد و به گروه بهانهای برای واکنش و رقابت میبخشد، اما گاهی حس میشود قالب تلویزیونی بر خودِ گشتوگذار پیشی میگیرد.
این مسئله ضعف بنیادی اثر نیست، ولی مرزی را آشکار میکند که میان ثبت سفر و ساختن سرگرمی قرار دارد. ریتم آرام و لذتِ مکث «نانا تور» عمداً پرشتاب نیست. برنامه از تنشهای بزرگ، بحرانهای مصنوعی و رقابتهایی با پیامد جدی فاصله میگیرد و بهجای آن، لذتی تدریجی میسازد: خندهای که از یک اشتباه کوچک میآید، غذایی که بهانهٔ گفتوگو میشود یا لحظهای که گروه بدون عجله در کنار هم است.
این ریتم برای تماشاگر خسته از هیاهوی دائمی تلویزیون واقعنما، آرامشبخش است. بهجای انتظار برای رویداد بعدی، میتوان در جریان معاشرتها ماند و از جزئیات لذت برد. اما همین آرامش ممکن است برای همه کار نکند. کسانی که از برنامهٔ سفر انتظار ماجراجویی، کشفهای پیدرپی یا رقابت پرتنش دارند، احتمالاً بخشهایی را کشدار خواهند یافت.
« نکتهٔ دلپذیر این است که برنامه معمولاً بهجای تحمیل هیجان، از تفاوت میان انتظار و واکنش واقعی نیرو میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بازیها و مأموریتهای تکرارشونده نیز گاه از تازگی تجربهٔ ایتالیا میکاهند؛ وقتی الگویی آشنا دوباره بازمیگردد، اثرگذاری آن به واکنش اعضا وابسته میشود. اگر آن واکنشها برای بیننده جذاب نباشند، بخش مربوطه ممکن است بیش از اندازه طولانی به نظر برسد. بنابراین ریتم آرام برنامه، انتخابی آگاهانه است، نه ویژگیای که بیقیدوشرط برای هر سلیقهای مناسب باشد.
غیبت سونگچول و معنای جای خالی غیبت سونگچول از سفر، در تجربهٔ تماشای برنامه محسوس است. گروهی که در مرکز مجموعه قرار دارد با یک عضو کمتر به ایتالیا رفته، و در نتیجه تصویری که از جمع شکل میگیرد، هرچند گرم و کامل به نظر میرسد، خالی از یادآوری این فقدان نیست. نکتهٔ انسانیتر آن است که غیبت او لزوماً به حذفشدن از فضای عاطفی جمع نمیانجامد: اعضا گاه با یادکردن از او نشان میدهند که پیوند گروه فقط به حضور فیزیکی محدود نیست.
همین اشارهها میتواند برای طرفداران هم دلگرمکننده باشد و هم اندوهی آرام به همراه بیاورد. در عین حال، چنین لحظههایی جای حضور واقعی او را نمیگیرند. پویایی یک گروه بزرگ به ترکیب همهٔ اعضا وابسته است و نبودن یک نفر میتواند در شوخیها، تقسیم نقشها و حس کلی جمع اثر بگذارد. برنامه این غیبت را به محور دراماتیک یا بهانهای برای ملودرام تبدیل نمیکند؛ آن را بهعنوان بخشی از واقعیت سفر میپذیرد.
این خویشتنداری مناسب است، هرچند ممکن است آرزوی دیدن همین تعطیلات با حضور کامل گروه را در ذهن بیننده برجستهتر کند. تدوین، سرگرمی و مخاطبِ مناسب تدوین مجموعه میان ثبت لحظههای خودمانی و ساختن کمدی تلویزیونی رفتوآمد میکند. واکنشها، نگاهها و شوخیهای کوتاه اغلب بهاندازهٔ خودِ بازیها اهمیت دارند و تدوین میکوشد از آنها ضربآهنگ بسازد.
« اگر آن واکنشها برای بیننده جذاب نباشند، بخش مربوطه ممکن است بیش از اندازه طولانی به نظر برسد. »
قوتها و کاستیها
در بهترین لحظهها، این کار بیتکلف به نظر میرسد: دوربین به اعضا مجال میدهد تا با یکدیگر باشند و کمدی از شخصیتهایشان بیرون بیاید، نه از شوخیهای تحمیلی. در لحظههای کماثرتر، تکرار بازی یا تأکید تدوینی بر واکنشی ساده، تازگی موقعیت را کاهش میدهد. به همین دلیل، مخاطب مناسب برنامه کسی است که از معاشرت و مشاهدهٔ گروهی آشنا لذت میبرد و بهدنبال روایتی کمتنش است.
تماشاگرِ علاقهمند به سفر نیز از مناظر و حالوهوای ایتالیا بهره میبرد، هرچند بهتر است انتظار یک سفرنامهٔ فرهنگیِ عمیق نداشته باشد. و برای بینندهای که با سونتین آشنا نیست، مجموعه میتواند دریچهای به شیمی گروه باشد، اما احتمالاً همهٔ لطیفههای درونگروهی از همان ابتدا به یک اندازه اثر نخواهند کرد.
جمعبندی «نانا تور با سونتین» برنامهای دربارهٔ حادثههای بزرگ نیست؛ ارزشش در مشاهدهٔ آسودهٔ آدمهایی است که کنار هم میخندند، رقابت میکنند و از فرصتی برای دورشدن از روزمرگی بهره میبرند. ایتالیا به این جمع پسزمینهای چشمنواز میدهد، نایونگسوک با تجربهاش به سفر شکل تلویزیونی میبخشد و اعضا با رابطهٔ صمیمانهشان گرمای اصلی مجموعه را تأمین میکنند.
در مقابل، ریتم آرام، مأموریتهای تکرارشونده و غیبت سونگچول مانع از آن میشوند که برنامه برای همه بینقص باشد. بااینهمه، اگر مقصود از تماشای آن یافتن هیجان مداوم نباشد، بلکه تجربهکردن حس رفاقت و آسودگی باشد، این سفر بهسادگی در خاطر میماند؛ نه بهخاطر مقصدهایش بهتنهایی، بلکه بهخاطر جمعی که آنها را با هم پیموده است.
« در لحظههای کماثرتر، تکرار بازی یا تأکید تدوینی بر واکنشی ساده، تازگی موقعیت را کاهش میدهد. »
ثبت دیدگاه