نقد و بررسی
نقد Naam Shabana | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جایگاه فیلم در جهان «بیبی» «نام شبانا» فیلمی هندی در ژانر اکشن و جاسوسی است که بهجای ادامهدادن مسیر مأموران گروهیِ «بیبی»، به سراغ پیشینهٔ یکی از شخصیتهای آن فیلم میرود: شبانا خان، مأموری که اینبار در مرکز روایت قرار گرفته است. فیلم به کارگردانی شیوم نایر و با بازی تاپسی پانو ساخته شده و از همان آغاز میکوشد قهرمان زن خود را از حاشیهٔ یک گروه عملیاتی بیرون بیاورد و به محور داستان بدل کند.
این انتخاب، بالقوه ظرفیت دراماتیک چشمگیری دارد. شخصیتی که پیشتر در قالب حضوری کوتاه اما بهیادماندنی معرفی شده، میتواند در فیلمی مستقل صاحب گذشته، انگیزه و صدای ویژهٔ خود شود. «نام شبانا» نیز میخواهد از همین امکان بهره ببرد: تماشاگر را با مسیر شکلگیری یک مأمور آشنا کند و نشان دهد چگونه زنی با گذشتهای دشوار، وارد جهانی میشود که در آن اعتماد، انضباط و خطر دائماً درهمتنیدهاند.
بااینحال، میان ایدهٔ جذاب فیلم و کیفیت پرداخت آن فاصلهای محسوس وجود دارد؛ فاصلهای که گاه اجازه نمیدهد ظرفیت شخصیت اصلی به تمامی شکوفا شود. روایت و ساختار دراماتیک داستان، از زندگی شبانا و تجربههایی که او را در معرض توجه دستگاه اطلاعاتی قرار میدهند آغاز میشود و سپس به مأموریتی خطرناک میرسد: رویارویی با یک دلال بینالمللی اسلحه.
این مسیر، بهلحاظ کلی، چارچوبی آشنا برای فیلم جاسوسی فراهم میکند؛ قهرمانی با تواناییهای بالقوه، آموزش و آمادهسازی، تعقیب هدفی گریزان و مجموعهای از موانع که باید پشت سر گذاشته شوند. مسئله نه در آشنایی این الگو، بلکه در میزان تازگی و انسجامی است که فیلم به آن میبخشد. بخش آغازین میکوشد ریشههای عاطفی و روانی شبانا را توضیح دهد و به او زمینهای فراتر از مهارتهای رزمی بدهد.
« این انتخاب، بالقوه ظرفیت دراماتیک چشمگیری دارد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
این بخش، در اصل، میتوانست بنیان یک شخصیتپردازی قوی باشد؛ اما گاهی بیش از اندازه به انتقال اطلاعات و فراهمکردن مقدمات مأموریت وابسته میماند. هنگامی که فیلم وارد مسیر جاسوسی میشود، حرکت داستان بهجای آنکه پیوسته و فزاینده باشد، نوسان پیدا میکند. برخی رخدادها برای پیشبردن قصه کنار هم قرار گرفتهاند، بیآنکه پیوند عاطفی یا علّیشان به قدر کافی استوار باشد.
در نتیجه، روایت نه کاملاً به درام شخصیتمحور تبدیل میشود و نه تریلری بیوقفه و فشرده از کار درمیآید. فیلم میان این دو شیوه در رفتوآمد است؛ گاهی بر زندگی خصوصی شبانا مکث میکند و گاهی با شتاب به تعقیب و عملیات میپردازد. این دوگانگی، بهجای آنکه لایههای متنوعی بسازد، ریتم را ناپایدار میکند و از نیروی کلی داستان میکاهد.
شبانا؛ قهرمانی در جستوجوی استقلال بزرگترین امتیاز فیلم، تاپسی پانو است. او برای نقش شبانا انرژی و سرسختی مناسبی به همراه میآورد و در لحظات جسمانی، حضورش از انفعال دور میماند. بازی او در صحنههای اکشن، با کوشش آشکار برای نمایش توانایی بدنی و تمرکز همراه است؛ همچنین در بخشهای آرامتر، تلاش میکند زخمهای گذشته را بیآنکه شخصیت را به سوگواری دائمی فروبکاهد، در رفتار و نگاه او منعکس کند.
این تلاشها سبب میشوند شبانا در بخشهایی از فیلم، حضوری زنده و قابل پیگیری داشته باشد. بااینحال، باورپذیری یک مأمور مخفی تنها از آمادگی جسمانی یا اجرای ضربههای رزمی حاصل نمیشود. چنین شخصیتی باید هوش عملیاتی، مهارت خواندن موقعیت و قدرت تصمیمگیری مستقل خود را نیز به نمایش بگذارد.
« هنگامی که فیلم وارد مسیر جاسوسی میشود، حرکت داستان بهجای آنکه پیوسته و فزاینده باشد، نوسان پیدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
فیلم در این زمینه گاه به اندازهٔ کافی به شبانا مجال نمیدهد. او در بخشهایی بیشتر موضوع هدایت و آموزش دیگران است تا نیرویی که با قضاوت و ابتکار خودش مسیر عملیات را شکل دهد. بنابراین، تناقضی میان جایگاه ظاهری او بهعنوان قهرمان اصلی و میزان استقلال واقعیاش در روایت پدید میآید. این مسئله به معنای ناتوانی بازیگر نیست؛ برعکس، پانو در مواردی میکوشد با شدت حضور خود خلأهای شخصیتپردازی را جبران کند.
اما هرگاه فیلم از او میخواهد صرفاً در موقعیتی از پیش تعیینشده واکنش نشان دهد، آن نیروی بالقوه محدود میشود. شبانا میتوانست شخصیتی پیچیدهتر باشد: مأموری که نهفقط جسم، بلکه ذهن و اخلاقش نیز در جریان مأموریت آزموده میشود. اکشن و تعلیق فیلم در صحنههای درگیری، تعقیب و آمادهسازی برای عملیات، گاه به هیجان قابل قبولی دست مییابد.
طراحی موقعیتها، در بهترین لحظات، حس خطر را به تماشاگر منتقل میکند و حضور شبانا در دل درگیریها به صحنهها هویت میبخشد. از آنجا که قهرمان زن در مرکز ماجراست، اکشن فیلم میتواند از قالب معمولِ مأمور مردِ شکستناپذیر فاصله بگیرد؛ دستکم در سطح ایده، امکان دارد که بدن، توانایی و آسیبپذیری قهرمان به شکلی متفاوت دیده شوند.
اما کیفیت صحنهها یکدست نیست. تدوین و میزانسن گاهی اجازه نمیدهند کنشها به روشنی خوانده شوند یا فشار موقعیت بهتدریج افزایش یابد. موسیقی پرهیجان نیز در برخی لحظات بهجای آنکه از دل فضای صحنه تعلیق بسازد، آشکارا به تماشاگر اعلام میکند که باید هیجانزده شود. در نتیجه، هیجان بیشتر به نشانههای بیرونی وابسته میماند تا به نگرانی واقعی دربارهٔ سرنوشت شخصیتها.
« فیلم در این زمینه گاه به اندازهٔ کافی به شبانا مجال نمیدهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم در مسیر جاسوسی خود، به جابهجایی مکانها و تعقیب هدف نیز تکیه میکند؛ اما گسترش جغرافیایی بهتنهایی جهان داستان را غنی نمیسازد. برای آنکه حس مأموریتی بینالمللی شکل بگیرد، جزئیات عملیاتی و پیوند میان مراحل تعقیب باید قانعکننده باشند. هرجا این جزئیات کمرنگ میشوند، فیلم به مجموعهای از موقعیتهای اکشن نزدیک میشود که به هم متصلاند، اما الزاماً از یک منطق پرکشش پیروی نمیکنند.
بازیگران مکمل و حضور آکشای کومار بازیگران مکمل، بهویژه مانوج باجپایی، به جهان فیلم وزن و اعتبار میبخشند. باجپایی با خویشتنداری و تسلطی که در بازیاش دارد، حتی در لحظاتی که نقش او مجال کنش چندانی پیدا نمیکند، حس تجربه و اقتدار را منتقل میکند. این کیفیت در داستانی دربارهٔ سازمان اطلاعاتی و سلسلهمراتب مأموریتها سودمند است؛ بااینحال، فیلم همیشه از توان بازیگرانش استفادهٔ کامل نمیکند و برخی شخصیتها بیشتر کارکردی دارند تا زندگی مستقل.
حضور آکشای کومار نیز یکی از عناصر بحثبرانگیز فیلم است. بازگشت او به جهان «بیبی» برای مخاطبان آن اثر میتواند جذاب باشد، اما حضورهای پراکنده و کوتاهش گاهی بیش از آنکه در خدمت مسیر شبانا باشند، یادآور پیوند این فیلم با اثر پیشیناند. در نتیجه، شخصیت او در بعضی مقاطع مانند چهرهای آشنا وارد قاب میشود، بیآنکه نقشش در پیشبرد درام به همان اندازه روشن و ضروری باشد.
این حضور، بهجای آنکه همواره جهان فیلم را گسترش دهد، گاه تمرکز را از قهرمان اصلی منحرف میکند. فیلمنامه، ریتم و لحن ضعف محوری «نام شبانا» را باید در فیلمنامه و سازماندهی ریتم جستوجو کرد. طرح کلی، مادهٔ اولیهٔ مناسبی برای یک تریلر دارد، اما پرداخت آن گاهی بیش از اندازه به قراردادهای آشنای ژانر متکی است.
« برای آنکه حس مأموریتی بینالمللی شکل بگیرد، جزئیات عملیاتی و پیوند میان مراحل تعقیب باید قانعکننده باشند. »
قوتها و کاستیها
شخصیتها در برخی لحظات برای رساندن اطلاعات یا آمادهکردن مرحلهٔ بعدی داستان سخن میگویند، نه برای آشکارکردن لایهای تازه از خود. همچنین، پیوند میان رنج شخصی شبانا و مأموریت حرفهایاش میتوانست پیچیدهتر و تدریجیتر ساخته شود. از سوی دیگر، طولانیشدن برخی بخشها بر حس کشش لطمه میزند.
فیلم در نیمههایی از روایت مکثهایی دارد که نه به تعمیق شخصیت منجر میشوند و نه تنش را افزایش میدهند. در مقابل، بعضی موقعیتهای مهم با سرعتی گذرا پشت سر گذاشته میشوند. این عدم توازن، تماشاگر را از جریان طبیعی داستان بیرون میآورد؛ گویی فیلم هنوز تصمیم نگرفته است که کدام بخشها باید کانون توجه باشند: گذشتهٔ شبانا، آموزش او، روابط شخصیاش یا عملیات جاسوسی.
جمعبندی «نام شبانا» فیلمی است با هستهای جذاب و قهرمانی که شایستگی یک روایت مستقل را دارد، اما در تبدیل این امکان به درامی منسجم و بهیادماندنی موفقیت کامل به دست نمیآورد. تاپسی پانو با بازی پرانرژی خود بخش مهمی از بار فیلم را بر دوش میکشد و صحنههای اکشن نیز در لحظاتی سرگرمکننده و پرتحرکاند.
بااینهمه، فیلمنامهٔ کمکشش، نوسان ریتم، تعلیق گاه تصنعی و استفادهٔ نابرابر از بازیگران مکمل، مانع از آن میشوند که فیلم از حد یک تریلر جاسوسی قابلقبول فراتر رود. ارزش فیلم بیش از همه در تلاشش برای قراردادن زنی در مرکز یک داستان جاسوسی نهفته است؛ تلاشی که نتیجهاش در همهٔ ابعاد قانعکننده نیست، اما به شبانا مجال میدهد از شخصیت فرعی به قهرمان اصلی بدل شود.
« همچنین، پیوند میان رنج شخصی شبانا و مأموریت حرفهایاش میتوانست پیچیدهتر و تدریجیتر ساخته شود. »
جمعبندی
تماشاگرانی که از جهان «بیبی» و اکشنهای جاسوسی هندی لذت میبرند، احتمالاً از بعضی لحظات آن بهره خواهند برد؛ اما کسانی که انتظار شخصیتپردازی دقیق، تعلیق پیوسته و روایتی کاملاً سنجیده دارند، با اثری روبهرو میشوند که ایدههایش از اجرای نهاییاش قویتر است.



ثبت دیدگاه