نقد و بررسی
نقد پسر من (My Son) | 2017
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشت پدری که غایب بوده است «My Son» ساختهٔ Christian Carion، تریلری فرانسوی است که بحران خانوادگی را به نقطهٔ آغاز تعلیق بدل میکند. Julien، پدری که سالها کار و سفر را بر حضور در زندگی خانوادهاش مقدم دانسته، با ناپدیدشدن پسر هفتسالهاش ناگهان به جهانی بازمیگردد که دیگر آن را بهخوبی نمیشناسد.
همسر سابقش، خاطرهٔ ازدواجی شکستخورده و کودکی که از او فاصله گرفته، همه به بخشی از جستوجویی بدل میشوند که در آن هر سرنخ بیرونی، پرسشی درونی را نیز پیش میکشد: پدری که مدتها غایب بوده، در لحظهٔ بحران تا چه اندازه میتواند مدعی شناخت فرزندش باشد؟ فیلم از همان ابتدا بهسراغ مسئلهٔ اصلی میرود و در مقدمهچینی طولانی درنگ نمیکند.
این انتخاب، ضرباهنگی فوری به روایت میدهد، اما اهمیتش فقط در سرعت نیست. ماجرای گمشدن پسر، گذشتهٔ Julien را نیز به میدان میآورد: غیبتهای او دیگر شرحی حاشیهای دربارهٔ شخصیتش نیستند، بلکه بر نگاه ما به تصمیمها و واکنشهایش سایه میاندازند. «My Son» از این طریق میان دو تعلیق پیوند برقرار میکند؛ تعلیقِ پیدا کردن کودک و تعلیقِ فهمیدن اینکه پدر تا چه اندازه واقعاً او را میشناسد.
تعلیق بهمثابه تجربهٔ اضطراب فیلم بیش از آنکه بر معمایی پیچیده و چندلایه تکیه کند، نیروی خود را از فشار موقعیت میگیرد. ناپدیدشدن کودک، زمان را سنگین و شکننده میکند؛ هر تأخیر میتواند هراسانگیز باشد و هر نشانه، امید یا بدگمانی تازهای پدید آورد. تماشاگر همراه با Julien از اطلاعات محدود و پراکنده پیش میرود و همین محدودیت، حس بیقراری را تشدید میکند.
« فیلم از همان ابتدا بهسراغ مسئلهٔ اصلی میرود و در مقدمهچینی طولانی درنگ نمیکند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این جهت درگیرکننده است: نمیخواهد ما صرفاً از بیرون شاهد ماجرا باشیم، بلکه میکوشد ما را در همان وضعیتِ ندانستن و شتابزدگی قرار دهد. بااینحال، این شیوه همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. تعلیق هنگامی نیرو میگیرد که جستوجو بهتدریج اطلاعات و معنا تولید کند؛ اما در بخشهایی از فیلم، حرکت روایت کند میشود و انتظار جای کشف را میگیرد.
بعضی صحنهها بیش از آنکه لایهای تازه به معما یا شخصیت بیفزایند، صرفاً تنش موجود را تکرار میکنند. در نتیجه، تجربهٔ تماشای فیلم میان لحظات پرکشش و مکثهایی نامتوازن نوسان دارد؛ مکثهایی که میتوانستند به تعمق بینجامند، اما همیشه از پسِ این کار برنمیآیند. Guillaume Canet و بدنِ درگیرِ پدر محور اصلی فیلم، بازی Guillaume Canet در نقش Julien است.
او اضطراب پدر را نه با توضیحهای مفصل، بلکه با رفتار و حضور جسمانیاش به نمایش میگذارد: آشفتگی، خشم، بیقراری و تصمیمهایی که از دل هراس سر برمیآورند. این بازی به شخصیت حالتی خام و ناآرام میدهد؛ گویی Julien فرصت نمییابد احساساتش را مرتب کند و پیش از آنکه آنها را بفهمد، بهواسطهٔ آنها دست به عمل میزند.
حاصل، تصویری باورپذیر از انسانی است که ترس از دستدادن فرزند، او را از کنترل خویش دور میکند. نکتهٔ مهم این است که فیلم Julien را قهرمانی بینقص یا پدری از پیش آماده برای فداکاری تصویر نمیکند. او پیش از بحران مرتکب غیبتهایی شده که آثارشان هنوز در روابطش حاضرند؛ بنابراین، اضطراب امروزش با احساس گناه درهم میآمیزد.
« بااینحال، این شیوه همیشه به یک اندازه مؤثر نیست. »
شخصیتها و اجرا
Canet این دو حالت را در بازی خود به هم پیوند میدهد، بیآنکه شخصیت را به صرفاً قربانی یا مقصر تقلیل دهد. در مقابل، پرداخت محدودتر شخصیتهای پیرامونی باعث میشود بخشی از ظرفیت درام هدر برود. بازی Mélanie Laurent در نقش Marie حساسیت و استواری لازم را دارد، اما فیلم زمان کافی برای گسترش سویههای پیچیدهٔ رابطهٔ او با Julien فراهم نمیکند.
جغرافیای سرد و فضای تصویری فضای برفی و کوهستانی فیلم تنها پسزمینهای زیبا برای رخدادها نیست؛ این جغرافیای سرد و دورافتاده با احساس تنهایی و ناامنی داستان همآوا میشود. چشماندازهای باز، بهجای آنکه الزاماً حس رهایی ایجاد کنند، گاه بر بیپناهی شخصیتها تأکید دارند: در وسعت طبیعت، پدر با اضطرابی شخصی و محدود دستوپنجه نرم میکند.
تضاد میان زیبایی محیط و خشونتِ وضعیت نیز به تصویرها کیفیتی دوگانه میبخشد؛ مناظر آراماند، اما آرامششان تضمینی برای امنیت نیست. فیلمبرداری و تدوین، در مجموع، در خدمت ساختن این فضای پرتنشاند و از جلوهگری غیرضروری فاصله میگیرند. این خویشتنداری به فیلم کمک میکند تا بیش از آنکه با تصاویر نمایشی خودنمایی کند، بر موقعیت و بازی بازیگر تکیه کند.
بااینهمه، تصویرهای چشمنواز بهتنهایی جای پرداخت دراماتیک را نمیگیرند. هرگاه شخصیتها یا روابطشان به اندازهٔ کافی بسط نمییابند، کیفیت بصری نیز نمیتواند خلأ روایی را کاملاً پر کند. رابطهٔ خانوادگی و مسئلهٔ غیبت هستهٔ عاطفی «My Son» بیش از آنکه صرفاً دربارهٔ نجات یک کودک باشد، دربارهٔ پیامدهای دوری است.
« Canet این دو حالت را در بازی خود به هم پیوند میدهد، بیآنکه شخصیت را به صرفاً قربانی یا مقصر تقلیل دهد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
Julien بهسبب کار و سفر، از زندگی فرزندش کنار مانده و بحران اکنون او را ناچار میکند با فاصلهای روبهرو شود که خودش در شکلگیری آن سهم داشته است. همین پیوند میان غیبت گذشته و اضطراب حال، به قصه بُعدی اخلاقی میدهد: عشق پدرانه در فیلم حاضر است، اما عشق بهتنهایی گذشته را پاک نمیکند و شناخت ازدسترفته را بازنمیگرداند.
با وجود این، رابطهٔ پدر و مادر و نیز تصویری که فیلم از زندگی کودک ارائه میدهد، گاهی بیش از حد تابع حرکت تریلر باقی میمانند. ما میتوانیم اهمیت عاطفی این روابط را درک کنیم، اما همیشه فرصت نمییابیم جزئیات و تناقضهای آنها را لمس کنیم. اگر کشمکش میان Julien و Marie، و نیز جایگاه پسر در این خانوادهٔ ازهمگسیخته، با حوصلهٔ بیشتری پرداخت میشد، جستوجوی بیرونی وزن عاطفی عمیقتری پیدا میکرد.
فیلم ایدهٔ قدرتمندی در اختیار دارد، اما همهٔ ظرفیت آن را به رشد شخصیتها تبدیل نمیکند. لغزشهای روایی و محدودیتهای فیلم بزرگترین مانع فیلم، فاصلهٔ گاهبهگاه میان شدت موقعیت و منطق واکنشهاست. Julien تحت فشار شدیدی قرار دارد و بخشی از رفتارهای شتابزدهاش از همین وضعیت سرچشمه میگیرد؛ بااینحال، توضیح اضطراب لزوماً هر تصمیمی را باورپذیر نمیکند.
برخی اتفاقها و کنشها چنان به نظر میرسند که روایت برای پیشبردن بحران به آنها نیاز داشته، نه اینکه بهطور طبیعی از شخصیتها و شرایط برآمده باشند. این لغزشها ممکن است مخاطب را از همراهی احساسی بیرون بکشند و او را به ارزیابی سازوکار داستان وادار کنند. همچنین، فیلم در بهرهگیری از الگوی آشنای «پدر در جستوجوی فرزند» خطر قابلپیشبینیشدن را میپذیرد.
« ما میتوانیم اهمیت عاطفی این روابط را درک کنیم، اما همیشه فرصت نمییابیم جزئیات و تناقضهای آنها را لمس کنیم. »
قوتها و کاستیها
تازگی اصلی آن نه در بازآفرینی کامل این الگو، بلکه در لحن زمختتر و در تمرکزش بر پدری است که خشم و گناهش را همزمان با ترس تجربه میکند. وقتی داستان به نشانههای آشنا نزدیک میشود، ممکن است از پیچیدگی روانی وعدهدادهشده فاصله بگیرد. از سوی دیگر، کندشدن بخشهایی از روایت، در کنار شتاب برخی تصمیمها، نوعی ناهماهنگی ایجاد میکند: فیلم گاهی برای توقف و تأمل زمان میگذارد، اما در لحظاتی که نیازمند زمینهچینی بیشتر است، شتاب میگیرد.
جمعبندی «My Son» تریلری جمعوجور و پراضطراب است که نیروی اصلیاش را از بازی پرتنش Guillaume Canet و از پیوند میان جستوجوی بیرونی و احساس گناه پدرانه میگیرد. فیلم با شروعی بیدرنگ، فضای سرد و تعلیقی مداوم، تماشاگر را بهخوبی درگیر میکند؛ اما در پرداخت رابطههای خانوادگی، منطق برخی رخدادها و حفظ تعادل میان مکث و شتاب، یکدست نیست.
نتیجه اثری است که تأثیرش بیش از آنکه از پیچیدگی معما یا ظرافت کامل شخصیتپردازی برخیزد، از اضطراب ملموسِ پدری سرچشمه میگیرد که ناگهان درمییابد بازگشت به زندگی فرزندش آسانتر از ترککردن آن نبوده است. فیلم در بهترین لحظاتش این ترس را به تجربهای انسانی و نزدیک بدل میکند؛ در لحظات ضعیفتر، به الگوهای آشنای تریلر تکیه میکند و از عمقی که وعده میدهد فاصله میگیرد.
« وقتی داستان به نشانههای آشنا نزدیک میشود، ممکن است از پیچیدگی روانی وعدهدادهشده فاصله بگیرد. »
ثبت دیدگاه