نقد و بررسی
نقد خواهر من آیلین (My Sister Eileen) | 1955
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
قصهای دربارهٔ دو خواهر ومدعای نیویورک فیلم موزیکال و کمدی «My Sister Eileen» محصول ۱۹۵۵، به کارگردانی ریچارد کواین، سرگذشت دو خواهر جوان را دنبال میکند که از کلمبوس به گرینویچویلیج نیویورک میآیند تا در شهر بزرگ برای خود آیندهای بسازند: روث، نویسندهای مشتاق و بذلهگو، و ایلین، بازیگری امیدوار که زیباییاش زودتر از توانایی هنری او دیده میشود.
آپارتمان زیرزمینی و محقرشان، با رفتوآمد همسایهها و رفتوآمدهای بیپایان شهر، به صحنهٔ برخورد رؤیاهای کوچک با واقعیتهای بزرگ تبدیل میشود. فیلم بر پایهٔ نمایشنامهای از جوزف فیلدز و جروم چودورو ساخته شده که خود از نوشتههای روث مککنی الهام گرفته است. هستهٔ جذاب روایت نه صرفاً تلاش برای شهرت، بلکه تفاوت میان دو خواهر است: یکی در پی آن است که دیده شود، دیگری میخواهد آنچه میبیند به داستان بدل کند.
روث و ایلین در ظاهر نمایندهٔ دو مسیر جداگانهاند، اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که هر یک برای پیشرفت به دیگری وابسته است. این پیوند خانوادگی، در میان سوءتفاهمها و ناکامیهای روزمره، به اثر گرمایی میدهد که از شوخیهایش فراتر میرود. نیویورک؛ شهرِ وعده و اصطکاک فیلم از نیویورک نه بهعنوان پسزمینهای خنثی، بلکه همچون نیرویی فعال استفاده میکند.
گرینویچویلیجِ تصویرشده، پناهگاه خیالپردازان و درعینحال میدان آزمون آنان است: آپارتمان کوچک بهسرعت از آرامش میافتد، فرصتهای کاری به بنبست میرسند و هر برخورد تازه میتواند راهی به موفقیت یا دردسری تازه باز کند. این شهر سینمایی، پرجنبوجوش و کمی اغراقآمیز است؛ درست همانقدر که برای یک کمدی موزیکال مناسب است، از واقعگرایی فاصله دارد.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در همین فاصله، فیلم نیروی طنزش را پیدا میکند. گرفتاریهای مالی و حرفهای دو خواهر جدیاند، اما روایت آنها را به زنجیرهای از موقعیتهای سبک و پرتحرک تبدیل میکند. تضاد میان فرودستی آپارتمان و بزرگی آرزوهایشان، به کمدی شکل میدهد؛ بااینحال فیلم کمتر میکوشد دشواریهای زندگی شهری را به مسئلهای تلخ یا اجتماعی تبدیل کند.
نیویورک بیشتر ماشینِ تولید ماجراست تا موضوعی برای تأمل عمیق. روث و ایلین؛ دو چهره از یک آرزو بتty گرت در نقش روث، مرکز عاطفی و کمدی فیلم است. او شخصیتی را میسازد که تیزهوشیاش بهراحتی به خودباوری بدل نمیشود. روث توانایی مشاهده و روایت دارد، اما در مقایسه با خواهر زیبایش احساس میکند کمتر به چشم میآید.
بازی گرت این ناامنی را با انرژی و شوخطبعی درمیآمیزد: روث هم موضوع خنده است و هم سرچشمهٔ آن، بیآنکه به caricature یا تیپ صرف فروکاسته شود. جنت لی در نقش ایلین، جذابیت ستارهوار و سبکی دلنشین دارد. فیلم از زیبایی او آگاه است، اما شخصیت را به آن محدود نمیکند؛ ایلین در برابر موقعیتهای نامطمئن، واکنش و ارادهٔ خاص خود را نشان میدهد.
رابطهٔ دو خواهر از همین ناهمسانی نیرو میگیرد: روث با کلمه و نگاهش جهان را تفسیر میکند، ایلین با حضور و حرکت در آن وارد میشود. در بهترین لحظهها، فیلم نه یکی را برتر میداند و نه دیگری را، بلکه نشان میدهد هرکدام چیزی را در دیگری میبیند که خودش ندارد. هویت، قصهگویی و کمدیِ سوءتفاهم یکی از محورهای روایی فیلم، داستانی است که روث دربارهٔ ایلین برای باب بیکر، ناشر خوشگذران، میفرستد.
« در همین فاصله، فیلم نیروی طنزش را پیدا میکند. »
شخصیتها و اجرا
وقتی این نوشته توجه او را جلب میکند، روث میکوشد علاقهٔ باب را حفظ کند و در این راه به بازی با هویت و تصویر خود روی میآورد. این ایده ظرفیت طنزآمیزی دارد: نویسندهای که برای دیدهشدن، خود را پشت چهرهٔ خواهرش پنهان میکند، در عمل با همان پرسشی روبهروست که هنر او مطرح میکند—آیا میتوان تجربهٔ دیگری را روایت کرد و در عین حال خود را در آن آشکار ساخت؟
بااینهمه، این خط داستانی به استحکام ایدهاش نمیرسد. جابهجایی هویت و سوءتفاهمها گاهی بهجای آنکه از شخصیتها و خواستههایشان برآید، بهصورت سازوکارهایی برای پیشبرد صحنهها ظاهر میشوند. ازاینرو برخی موقعیتهای کمیک تصنعی به نظر میرسند و فیلم فرصت کافی برای کاوش در پیامدهای عاطفیِ فریب یا خودکمبینی روث پیدا نمیکند.
مضمون جذاب است، اما پرداخت آن بیشتر تابع ریتم نمایش و سرگرمی باقی میماند. بازیگران و توازنِ نقشها بازی گروهی، یکی از مهمترین عوامل سرزندگی فیلم است. گرت با واکنشهای سریع و حضور صحنهای نیرومند، مرکز ثقل روایت را به سوی روث میکشاند؛ لی نیز با وقار و شادابی، ایلین را از تصویر سادهٔ «زیباروی جوان» فراتر میبرد.
باب فاسی در نقش فرانک لیپینکات، انرژی موزیکال و صمیمیتی مناسب به فیلم میافزاید، و دیک یورک نیز در نقش تد، لحظههایی از سبکی و تحرک را به فضای همسایگی میآورد. در مقابل، نقش جک لمون بهعنوان باب بیکر به اندازهٔ بازیگرش ظرفیت دراماتیک پیدا نمیکند. باب قرار است برای روث هم مخاطب حرفهای باشد و هم کانون توجه عاطفی، اما شخصیتپردازی او آنقدر بسط نمییابد که این دو کارکرد بهخوبی در یک شخصیت جمع شوند.
« بااینهمه، این خط داستانی به استحکام ایدهاش نمیرسد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
لمون حضوری کنترلشده و کماغراق دارد، ولی خود نقش کمجان است و بیش از آنکه فردی مستقل باشد، به ابزار اتصال روث به دنیای نشر و موقعیت عاشقانه تبدیل میشود. ترانهها و طراحی رقص موزیکالهای کلاسیک اغلب با ترانههایی در خاطر میمانند که پس از پایان داستان نیز همراه تماشاگر میمانند.
در این فیلم، ترانهها عموماً کارکردی روایی و اجرایی دارند، اما چندان در ذهن رسوب نمیکنند. ورود موسیقی گاه ریتم داستان را سبک میکند، گاه آن را از مسیر کمدی دور میسازد؛ از همین رو کیفیت و ضرورت هر شمارهٔ موسیقایی یکسان نیست. موسیقی متن نیز بهاندازهٔ فضای پرنشاط فیلم، شخصیت مستقل و ماندگاری ندارد.
اما طراحی رقص، بهویژه با حضور باب فاسی، وجهی نیرومندتر از تجربهٔ موزیکال فیلم است. حرکتها به صحنهها انرژی بصری میدهند و گاهی بیش از خود ترانه در حافظه میمانند. بدنها در این فیلم وسیلهٔ دیگری برای گفتوگو و اغراقاند: رقص میتواند آشفتگی را به نظم موقت بدل کند یا شور جمعی را به اوج برساند.
همین کیفیت، بخشی از نشاط فیلم را حفظ میکند، حتی وقتی ترانهها بهتنهایی چندان گیرا نیستند. سبک بصری و محدودیتهای جهان فیلم فیلم با قالب عریض و رنگیِ سینمای دههٔ پنجاه، جهان خود را به شکلی پرزرقوبرق و خوشقاب عرضه میکند؛ اما بخش مهمی از داستان در فضاهای داخلی و دکورهای استودیویی میگذرد.
« در این فیلم، ترانهها عموماً کارکردی روایی و اجرایی دارند، اما چندان در ذهن رسوب نمیکنند. »
قوتها و کاستیها
این محدودیت، گاهی تضادی آشکار میان ادعای شهری روایت و بستهبودن صحنهها پدید میآورد. بااینحال، طراحی آپارتمان زیرزمینی و استفاده از آن برای شوخیهای فیزیکی، به محیط هویت میدهد. خانهٔ خواهران فقط محل اقامت نیست؛ صحنهای است که دشواریهایشان را در قالبی ملموس و کمدی بازتاب میدهد.
ریچارد کواین میان گفتوگو، حرکت گروهی و شمارههای موسیقایی تعادلی قابلقبول برقرار میکند، اما فیلم همیشه از نظر لحن یکپارچه نیست. بخشهایی از آن بر کمدی موقعیت تکیه دارند و بخشهایی دیگر به سوی رمانس یا نمایش موزیکال میروند. نتیجه، اثری سرزنده اما نه کاملاً منسجم است: شور و حرکت، گاه جای پیوند دقیق میان اجزای روایت را میگیرد.
جمعبندی «My Sister Eileen» فیلمی خوشروح و سرگرمکننده دربارهٔ دو خواهر است که با آرزوهای بزرگ به شهری بیاعتنا قدم میگذارند. ارزش اصلی آن در شیمی میان روث و ایلین، بازی پرانرژی بتty گرت و جنت لی، و لحظههایی است که کمدی و رقص، دشواری زندگی را به بازی بدل میکنند. فیلم در پرداخت جابهجایی هویت، شخصیت باب و ماندگاری موسیقی کاستی دارد؛ بااینحال، سرزندگی اجرایی و مهربانیاش نسبت به دو شخصیت مرکزی، آن را از یک کمدی معمولی فراتر میبرد.
حاصل، اثری سبک و گاه نابرابر است که بیش از آنکه به انسجام کامل برسد، به نیروی بازیگران و لذتِ ماجراجویی خواهرانه تکیه میکند.
« این محدودیت، گاهی تضادی آشکار میان ادعای شهری روایت و بستهبودن صحنهها پدید میآورد. »



ثبت دیدگاه