نقد و بررسی
نقد تالاپ تالاپ قلبم (My Heart Twinkle Twinkle) | 2015
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
درامی خانوادگی بر سر میز رقابت «My Heart Twinkle Twinkle» درام خانوادگی و عاشقانهای است که از فضایی آشنا آغاز میشود: خانوادهای که پس از فقدان مادر، میکوشد هم پیوندهای درونی خود را حفظ کند و هم کسبوکار کوچکشان را از ورشکستگی نجات دهد. رستوران مرغ سوخاری جینشیم فقط محل کار خانواده نیست؛ نمادی از خاطره، معیشت و مسئولیتی است که بر دوش دختر بزرگتر افتاده.
در سوی دیگر، رستوران وونتاک و مدیر سختگیرش، چون نیرویی بیرونی، این آرامش شکننده را تهدید میکنند. سریال در کنار این رقابت اقتصادی، سه خواهر را در مسیرهای عاطفی و شخصی متفاوت قرار میدهد؛ از دلشکستگی و آرزوهای هنری تا کشاکش میان دو دلبستگی. این مجموعه در سال ۲۰۱۵ از شبکهٔ اسبیاس پخش شد و در قالب ۲۶ قسمت به پایان رسید.
خواهر بزرگتر؛ ستون خانه و شخصیت محوری لی سونجین، دختر بزرگ خانواده، مهمترین لنگر عاطفی سریال است. او پس از مرگ مادر، نهفقط ادارهٔ رستوران را بر عهده گرفته، بلکه مراقبت از پدر و دو خواهرش را نیز وظیفهٔ خود میداند. این بار مسئولیت به شخصیت او استحکام میبخشد، اما همزمان خطر آن را دارد که سونجین را به چهرهای بیشازحد فداکار و یکسویه بدل کند؛ کسی که گویی فرصت اندکی برای خواستههای شخصی خود دارد.
سریال هنگامی بهتر عمل میکند که این فداکاری را بهجای ستایش بیچونوچرای آن، بهعنوان نوعی فرسودگی نشان میدهد. سونجین قدرت دارد، اما قدرتش از بینیازی نمیآید؛ از آنجا سرچشمه میگیرد که دیگران به او تکیه کردهاند و او مجال چندانی برای فروپاشی ندارد. همین تضاد، رابطههای خانوادگی را ملموستر میکند.
« در سوی دیگر، رستوران وونتاک و مدیر سختگیرش، چون نیرویی بیرونی، این آرامش شکننده را تهدید میکنند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در برابر سونجین، خواهرانش نه صرفاً مسئولیتهایی بر دوش او، بلکه آدمهایی با خواستهها و تصمیمهای خود هستند؛ تصمیمهایی که گاهی به همدلی و گاهی به اصطکاک میانجامند. سه خواهر، سه صورت از آسیبپذیری سونسو، خواهر میانی، با پیانو و آرزوی هنریاش به جهان درونیتری تعلق دارد. شکست عاطفی او در پی جدایی از دوستپسرش، فقط زخمی عاشقانه نیست؛ تنگدستی خانواده و نگاه طبقاتی نیز در آن نقش دارند.
در نتیجه، داستان او امکان مییابد تا نشان دهد عشق در خلأ رخ نمیدهد و موقعیت اقتصادی میتواند بر اعتمادبهنفس و انتخابهای عاطفی سایه بیندازد. پیوند میان موسیقی و احساسات او ظرفیت دراماتیک دارد، هرچند گاهی این ظرفیت زیر فشار شلوغی روایت کمرنگ میشود. سونجونگ، کوچکترین خواهر، درگیر مثلثی عاشقانه میان جانگ سونچول و چا دوهون است.
این مسیر، از نظر ساختاری برای افزودن کشش و سوءتفاهم به داستان کارکرد دارد، اما واکنشهای او همیشه به یک اندازه باورپذیر یا دوستداشتنی نیست. گاه رفتارهایش چنان عجولانه یا خودمحورانه به نظر میرسند که بهجای برانگیختن همدلی، فاصله ایجاد میکنند. این نوسان، ضعف مهمی است: سریال میخواهد او را جوان و در حال تجربهکردن نشان دهد، اما در برخی لحظهها برای تصمیمهایش زمینهٔ روانشناختی کافی فراهم نمیکند.
در نتیجه، بخشی از مخاطبان ممکن است بیش از آنکه نگران سرنوشتش باشند، از رفتارهایش خسته شوند. عاشقانهای که زمان میخواهد یکی از امتیازهای مجموعه، شتابنکردن نسبی در شکلگیری بعضی رابطههای عاشقانه است. رابطهای که در آغاز ممکن است با رفتارهایی وسواسآمیز یا ناآرامکننده دیده شود، بهتدریج امکان پیدا میکند لایههای دیگری از وابستگی و آسیبپذیری را آشکار کند.
« سه خواهر، سه صورت از آسیبپذیری سونسو، خواهر میانی، با پیانو و آرزوی هنریاش به جهان درونیتری تعلق دارد. »
شخصیتها و اجرا
این دگرگونی برای همهٔ مخاطبان به یک اندازه موفق نخواهد بود: اگر رفتار اولیهٔ یک شخصیت بیش از حد آزاردهنده باشد، تحول بعدی شاید نتواند بهآسانی اعتماد ازدسترفته را بازگرداند. بااینحال، سریال در بهترین لحظههایش از عاشقانهپردازی فوری و بیمقدمه فاصله میگیرد و میکوشد احساس را در گذر زمان بسازد.
این رویکرد بهویژه در مقایسه با مثلث عشقی سونجونگ اهمیت دارد. در یک خط داستانی، نزدیکی عاطفی با مکث و تغییر شکل میگیرد؛ در خط دیگر، کشمکش میان چند نفر گاهی بیشتر به ابزاری برای ایجاد تنش بدل میشود. تفاوت کیفیت این دو مسیر باعث میشود ریتم مجموعه یکدست نباشد، اما همین ناهمواری گاهی به آن حالوهوای یک درام خانوادگی پرجمعیت را میدهد؛ جهانی که در آن همهٔ رابطهها به یک اندازه سنجیده و آرام پیش نمیروند.
نیروی منفی و جذابیت اجرا چون وونتاک، رقیب خانوادهٔ جینشیم، نیرویی تهدیدآمیز در داستان است و حضورش به رقابت رستورانها معنایی فراتر از تجارت میدهد. درام از او برای بازنمایی نابرابری قدرت استفاده میکند: یک کسبوکار خانوادگی در برابر رقیبی برخوردار از نفوذ و قاطعیت قرار میگیرد.
بااینهمه، جذابیت چنین شخصیتی وابسته به این است که شرارت او فقط مجموعهای از رفتارهای خشن نباشد و انگیزهها و تناقضهایش نیز دیده شوند. بازی بائه سوبین در این نقش از عناصر برجستهٔ مجموعه است. او حضور پرقدرتی دارد و میتواند همزمان خشمبرانگیز و تماشایی باشد؛ همان دوگانهای که گاه مخاطب را وادار میکند با وجود مخالفت اخلاقیاش، چشم از شخصیت برندارد.
« این رویکرد بهویژه در مقایسه با مثلث عشقی سونجونگ اهمیت دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
نقشآفرینی او به وونتاک وزن میدهد و از تبدیلشدنش به مانعی کاملاً بیچهره جلوگیری میکند. در کنار این جدیت، خواهر بزرگتر خانوادهٔ وونتاک لحظههایی سبکتر و بامزه میآفریند. شوخطبعی او از عناصر فرعی اما مؤثر مجموعه است و گرمایی به فضایی میدهد که در بخشهای دیگر زیر بار تنش و دلخوری سنگین میشود.
ریتم ناپایدار و مسئلهٔ انسجام ضعف اصلی سریال از همان آغاز، پراکندگی در معرفی مسیرهای روایی است. درام همزمان میخواهد دربارهٔ خانواده، رقابت تجاری، عشق، طبقهٔ اجتماعی، آرزوهای شخصی و مناسبات میان دو خانواده سخن بگوید. این گستردگی میتواند به جهان داستان عمق بدهد، اما به شرط آنکه هر خط داستانی بهروشنی جای خود را در کلیت اثر پیدا کند.
در اینجا، پیوند میان بعضی رویدادها از ابتدا بهاندازهٔ کافی روشن نیست؛ گویی سریال هنوز در حال جستوجوی محور اصلی خود است. این آشفتگی در داستانهای فرعی نیز نمود پیدا میکند. برخی از آنها در لحظههایی جذاباند، اما گاه چنان طول میکشند که تمرکز از کشمکش مرکزی خانوادهٔ جینشیم منحرف میشود.
مخاطبی که بیش از هر چیز به رابطهٔ سونجین، خانوادهاش و رقابت رستورانها علاقه دارد، ممکن است در بعضی بخشها احساس کند روایت از موضوع اصلی فاصله گرفته است. کوتاهشدن مجموعه از طرح اولیهٔ پنجاهقسمتی به بیستوشش قسمت، نیز در ارزیابی کلی اهمیت دارد: چنین تغییری میتواند بر فرصت پرداخت و جمعکردن مسیرهای داستانی اثر بگذارد، هرچند نباید هر ناهماهنگی را صرفاً به آن نسبت داد.
« نقشآفرینی او به وونتاک وزن میدهد و از تبدیلشدنش به مانعی کاملاً بیچهره جلوگیری میکند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «My Heart Twinkle Twinkle» اثری نابرابر اما دارای لحظههای صمیمی و شخصیتهایی است که میتوانند در ذهن بمانند. بهترین وجه آن، توجه به مسئولیتهای سنگین سونجین و تلاش خانواده برای حفظ رستورانی است که به هویت و معاش آنان پیوند خورده است. اجرای پرکشش بائه سوبین، شکلگیری تدریجی برخی رابطههای عاشقانه و حضور طنزآمیز خواهر بزرگتر وونتاک، به مجموعه جان میبخشند.
در برابر، شروع نامنسجم، پراکندگی میان خطوط روایی و رفتارهایی که گاه همدلی با شخصیتها را دشوار میکنند، مانع از آن میشوند که اثر به درامی کاملاً یکپارچه بدل شود. این سریال برای مخاطبی مناسبتر است که از درامهای خانوادگی پرشخصیت و ترکیب رنج، رقابت، عشق و لحظههای سبکتر لذت میبرد و میتواند با فرازونشیب ریتم کنار بیاید.
ارزش آن نه در کمال ساختاری، بلکه در لحظههایی است که خانواده، حتی زیر فشار اختلاف و کمبود، هنوز میکوشد کنار هم بماند؛ و در این کوشش، گاهی درخششی کوچک و باورپذیر پدید میآید.
ثبت دیدگاه