نقد و بررسی
نقد My Apologies | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فانوس دریایی؛ تصویر تنهایی و بنبست «My Apologies» با شخصیتی آغاز میشود که هم از جهان جدا افتاده است و هم از زندگی خودش: ارکین، نگهبان فانوس دریایی، میان دریا و بدهیهای انباشتهاش روزگار میگذراند. این موقعیت فقط زمینهای چشمنواز برای قصه نیست؛ فانوس، با انزوای جغرافیایی و کار تکراریاش، شکل بیرونیِ انزوای عاطفی ارکین را نیز به نمایش میگذارد.
او مراقب روشنماندن چراغی برای دیگران است، اما در ساماندادن به زندگی خود درمانده به نظر میرسد. بدهیها نیز در داستان کارکردی فراتر از یک مانع روایی دارند. فشار مالی ارکین را از بیعملی بیرون میکشد و او را وادار میکند با گذشتهای روبهرو شود که ترجیح داده نادیدهاش بگیرد. در نتیجه، سفر او از ابتدا دو مقصد دارد: رهایی از تنگنای اقتصادی و مواجهه با پیامدهای عاطفی رفتارهایش.
طرحی ساده با ظرفیت عاطفی درخواست پدربزرگ از ارکین، هستهٔ داستانی فیلم را شکل میدهد: او باید از برادرش کورای و نامزد سابقش مروه عذرخواهی کند. این شرط، در عین آنکه ماجرا را به حرکت درمیآورد، پرسشی اخلاقی نیز پیش میکشد: آیا عذرخواهی میتواند صرفاً وسیلهای برای حل مشکلی شخصی باشد، یا تنها زمانی معنا پیدا میکند که عذرخواهنده آمادهٔ پذیرفتن رنجی باشد که به دیگران وارد کرده است؟
« او مراقب روشنماندن چراغی برای دیگران است، اما در ساماندادن به زندگی خود درمانده به نظر میرسد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم از این پرسش برای پیوند دادن کمدی و احساس بهره میگیرد. ارکین در آغاز بیشتر به نتیجهٔ عملیِ خواستهٔ پدربزرگ فکر میکند؛ اما مواجهه با کسانی که سالها پیش آزرده، ناگزیر او را از حسابوکتاب منفعت شخصی فراتر میبرد. ظرفیت اصلی ایده در همین جابهجایی نهفته است: عذرخواهی، اگر از تشریفاتی برای گشودن گره مالی به فرصتی برای شناخت خود بدل شود، میتواند معنایی عمیقتر پیدا کند.
ارکین؛ قهرمانی که باید تغییر کند ارکین قهرمانی بینقص یا از همان ابتدا دوستداشتنی نیست. خودمحوری و بیمسئولیتی او بخشی از نیروی محرک قصهاند؛ زیرا مسیر اصلاح زمانی اهمیت پیدا میکند که شخصیت واقعاً چیزی برای اصلاحکردن داشته باشد. این نقصها همچنین مانع میشوند عذرخواهیهایش از آغاز به ژستی پاک و بیابهام تبدیل شوند.
تماشاگر میبیند که او همزمان با گذشتهٔ دیگران، با انگیزههای خودش نیز درگیر است. با این حال، فیلم گاه در ترسیم این تحول شتاب دارد. تغییر درونی ارکین باید از خلال مکثها، واکنشها و دشواریِ شنیدنِ حرف طرف مقابل شکل بگیرد؛ اما بعضی موقعیتها زودتر از آنکه فرصت کنند بر شخصیت اثر بگذارند، به مرحلهٔ بعدی ماجرا میرسند.
« فیلم از این پرسش برای پیوند دادن کمدی و احساس بهره میگیرد. »
شخصیتها و اجرا
از همین رو، تحول او در بخشهایی بیشتر به مسیر کلی داستان وابسته است تا به انباشت تدریجی تجربههای ملموس. برادر و نامزد سابق؛ گذشتهای که مجال بیشتری میخواهد رابطهٔ ارکین با کورای و مروه دو وجه متفاوت از گذشتهٔ او را نمایندگی میکند: پیوند خانوادگی و شکست عاطفی. کنار هم قرارگرفتن این دو رابطه به فیلم امکان میدهد نشان دهد که خطاهای گذشته در همهٔ مناسبات شکل یکسانی ندارند.
عذرخواهی از برادر، با تاریخ مشترک و نزدیکی خانوادگی گره میخورد؛ درحالیکه روبهروشدن با مروه به زخمی قدیمیتر و شخصیتر مربوط است. با وجود این ظرفیت، شخصیتهای مقابل ارکین گاهی بیش از آنکه زندگی مستقل و پیچیدهای داشته باشند، به ایستگاههایی در سفر او بدل میشوند. بهویژه دربارهٔ مروه، فضای بیشتری برای شنیدن تجربهٔ او و فهمیدن اثر آن دلشکستگی میتوانست به قصه عمق ببخشد.
اگر رنج طرف مقابل فقط زمینهای برای رشد قهرمان باشد، عذرخواهی نیز ممکن است ناخواسته از معنای رابطهمحورش فاصله بگیرد. فیلم به این مسئله نزدیک میشود، اما همیشه فرصت کافی برای پرداخت آن فراهم نمیکند. کمدی جادهای و ضرباهنگ روایت «My Apologies» میان کمدی جادهای و درام خانوادگی رفتوآمد میکند.
« از همین رو، تحول او در بخشهایی بیشتر به مسیر کلی داستان وابسته است تا به انباشت تدریجی تجربههای ملموس. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
سفر ارکین به خودی خود امکان برخورد با موقعیتهای نامنتظر و شخصیتهای متفاوت را فراهم میآورد، و همین ساختار به روایت جنبوجوش میدهد. در بهترین لحظهها، طنز از تضاد میان ادعای ارکین و رفتار واقعی او برمیخیزد؛ از مردی که برای عذرخواهی راه افتاده، اما هنوز عادت دارد ماجرا را از دریچهٔ نیازهای خودش ببیند.
این بازیگوشی همیشه به یک اندازه ظریف نیست. بخشی از شوخیها به الگوهای آشنای کمدی تکیه میکنند و برخی برخوردها چنان آسان حل میشوند که وزن عاطفیِ پیشزمینهٔ آنها کاهش مییابد. شتاب قصه نیز به این مسئله دامن میزند: فیلم میخواهد در زمانی محدود از یک موقعیت کمیک به موقعیت بعدی برسد، اما همهٔ رابطهها و تعارضها به یک اندازه مجال تنفس پیدا نمیکنند.
نتیجه اثری است که غالباً سرگرمکننده میماند، هرچند گاهی میان پیشبردن ماجرا و پروراندن احساس، اولی را برمیگزیند. فضای بصری؛ دریا در برابر خشکیِ روابط فضای ساحلی و فانوس دریایی به فیلم هویتی متمایز میبخشد. دریا در اینجا فقط پسزمینهای زیبا نیست؛ گستردگی آن با محدودیت زندگی ارکین تضاد دارد.
« این بازیگوشی همیشه به یک اندازه ظریف نیست. »
قوتها و کاستیها
افق باز است، اما شخصیت در حصار بدهیها، عادتهای شخصی و رابطههای آسیبدیده گرفتار مانده. این تضاد، بهخصوص در آغاز داستان، حالوهوایی میسازد که با مضمون تنهایی سازگار است. در ادامه، با حرکت ارکین به دل ماجرا، این کیفیت فضایی تا حدی جای خود را به ریتم متنوعتر و پرتحرکتر سفر میدهد.
فیلم از فضای آغازین خود برای ساختن لحن بهره میبرد، اما پیوند میان آن خلوت ساحلی و جهان اجتماعیِ مقصدهای بعدی میتوانست پیوستهتر باشد. فانوس دریایی تصویری بهیادماندنی از انزوای ارکین عرضه میکند؛ بااینحال، اثرگذاری کامل این تصویر زمانی حاصل میشود که سکوت و خلوت آن در ادامه نیز پژواکی در روابط شخصیتها پیدا کند.
عذرخواهی و بخشش؛ تفاوت میان گفتن و جبرانکردن در مرکز فیلم، عذرخواهی نه یک واژهٔ مؤدبانه، بلکه عملی دشوار قرار دارد. گفتن «متأسفم» ممکن است آسان باشد؛ پذیرفتن اینکه طرف مقابل حق دارد نبخشد، دشوارتر است. فیلم از همین فاصله ظرفیت دراماتیک خود را میگیرد، هرچند گاهی راهحلهای سریع و برخوردهای کمتنش، پیچیدگی اخلاقی موضوع را کاهش میدهند.
« افق باز است، اما شخصیت در حصار بدهیها، عادتهای شخصی و رابطههای آسیبدیده گرفتار مانده. »
جمعبندی
بخشش در زندگی واقعی معمولاً تابع زمان و اختیار کسی است که رنج دیده؛ روایت در چند نقطه این فرایند را نرمتر و سادهتر از آنچه انتظار میرود پیش میبرد. بااینهمه، نگاه کلی فیلم به جبران گذشته امیدبخش است. این امید نه از انکار خطا، بلکه از امکان روبهروشدن با آن سرچشمه میگیرد. ارکین ناچار است به آدمهایی برگردد که دلشان را شکسته و با این واقعیت مواجه شود که گذشته را نمیتوان پاک کرد؛ تنها میتوان مسئولیتش را پذیرفت و از آن به بعد جور دیگری رفتار کرد.
جمعبندی «My Apologies» فیلمی ترکی است که ایدهای ساده و مؤثر را با فضای ساحلی، کمدی جادهای و مضمون جبران گذشته پیوند میدهد. فانوس دریایی و تنهایی ارکین به آغاز قصه شخصیت میبخشند و درخواست نامتعارف پدربزرگ موتور مناسبی برای سفر او فراهم میکند. بازیگوشی روایت و حضور لحظههای عاطفی، اثر را تماشایی و در مجموع امیدوارکننده نگه میدارد.
محدودیت اصلی فیلم در شتاب آن است: بعضی اتفاقها قابلپیشبینیاند، رابطهها فرصت کافی برای عمقیافتن نمییابند و چند تعارض آسانتر از حد انتظار حل میشوند. بااینحال، فیلم در طرح پرسشی دربارهٔ مسئولیت، پشیمانی و بخشش موفق است. حاصل، کمدیای گرم و سبکبال است که بیش از آنکه در پیچیدگی داستانی بدرخشد، از ایدهٔ مرکزی و فضای خاص خود نیرو میگیرد.
« بااینهمه، نگاه کلی فیلم به جبران گذشته امیدبخش است. »
ثبت دیدگاه