نقد و بررسی
نقد مورینا (Murina) | 2022
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان زیبایی و تهدید «Murina» ساختهٔ Antoneta Alamat Kusijanović، در ظاهر درامی دربارهٔ نوجوانی در جزیرهای آفتابی در کرانهٔ آدریاتیک است؛ اما زیر این منظرهٔ آرام، مناسباتی از سلطه، میل، حسادت و خفقان خانوادگی جریان دارد. ژولیا با پدر سختگیرش، آنته، و مادرش، نلا، زندگی میکند؛ ورود خاویر، دوست ثروتمند و قدیمی آنته، تعادل شکنندهٔ خانه را بههم میزند.
فیلم بیش از آنکه بر حادثهپردازی متکی باشد، تنش را از مکثها، نگاهها و جابهجایی تدریجی قدرت میان شخصیتها میسازد. عنوان فیلم به نوعی مارماهی دریایی اشاره دارد؛ جانوری پنهانزی که در شکافها کمین میکند و برای رهایی از تله، به نیروی غریزیاش متوسل میشود. این تصویر نه کلیدِ رمزگشایی قطعی از فیلم، بلکه استعارهای مناسب برای جهانی است که ژولیا در آن گرفتار شده: محیطی زیبا که آزادی در آن محدود است و هر حرکت میتواند پیامد داشته باشد.
فیلم این تضاد را بهجای توضیح دادن، در بافت تصویری و رفتار شخصیتها مینشاند. تعلیق در دل یک آخرهفته «Murina» تریلری پرحادثه نیست؛ تعلیقش از انباشته شدن لحظههای کوچک پدید میآید. سفر آخرهفته، رفتوآمدها، آمادهسازی برای پذیرایی و فعالیتهای روزمره، ظاهراً سادهاند، اما هرکدام فرصتی میشوند برای آشکار شدن شکافهای میان اعضای خانواده.
آنته میخواهد مناسبات را زیر اختیار خود نگه دارد، نلا میان سازش و نارضایتی حرکت میکند و ژولیا در پی یافتن راهی برای تغییر وضع موجود است. خاویر در این ساختار صرفاً مهمانی تازهوارد نیست. حضورش امیدی مبهم به امکان خروج از بنبست میآورد، اما خود نیز از شبکهٔ پیچیدهٔ میل، خاطره و منفعت بیرون نمیماند.
« فیلم این تضاد را بهجای توضیح دادن، در بافت تصویری و رفتار شخصیتها مینشاند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
فیلم بهخوبی از این ابهام بهره میبرد: تماشاگر نمیتواند بهسادگی تعیین کند که کدام شخصیت واقعاً راه گشایش است و کدامیک فقط شکل دیگری از قدرت را عرضه میکند. تنش آرامآرام بالا میرود و همین خویشتنداری، لحظههای رویارویی را مؤثرتر میسازد. ژولیا؛ میل به کنش و محدودیت آن مرکز عاطفی فیلم ژولیاست؛ نوجوانی که میخواهد از جایگاه فرمانبردار بیرون بیاید، اما هنوز ابزار و تجربهٔ کافی برای ساختن استقلالی کامل ندارد.
کنش او صرفاً سرکشی نیست. ژولیا موقعیت را میسنجد، واکنش دیگران را میخواند و گاه با جسارتی حسابشده میکوشد مناسبات را به نفع خود تغییر دهد. بااینحال، کوششهایش همیشه به نتیجهای روشن نمیرسند؛ فیلم بهجای آنکه او را قهرمانی بینقص بسازد، آسیبپذیری و تناقضهایش را نیز حفظ میکند.
بازی Gracija Filipović در انتقال این دوگانگی نقش مهمی دارد. او احساسات ژولیا را غالباً با تغییرهای کوچک در نگاه و حالت چهره بیان میکند؛ بیاعتنایی ظاهری میتواند پوششی برای ترس باشد و سکوت، گاهی نشانهٔ سنجیدن راه بعدی. این اجرا از نمایش پرحرارت فاصله میگیرد و به فیلم اجازه میدهد هیجان درونی شخصیت را بدون توضیحهای فراوان آشکار کند.
بااینهمه، پرداخت ژولیا در همهٔ بخشها یکدست نیست. انگیزههای او گاه بیشتر در خدمت پیشبرد تنش خانوادگی قرار میگیرند تا در قالب شخصیتی کاملاً بسطیافته، با گذشته و جهان ذهنی مستقل. فیلم بیش از آنکه به جزئیات زندگی درونی او بپردازد، او را در میدان کشمکش میان پدر، مادر و خاویر قرار میدهد.
« تنش آرامآرام بالا میرود و همین خویشتنداری، لحظههای رویارویی را مؤثرتر میسازد. »
شخصیتها و اجرا
این انتخاب به انسجام موقعیت دراماتیک کمک میکند، اما ممکن است برای تماشاگرانی که انتظار پرترهای عمیقتر از بلوغ نوجوانانه دارند، محدودکننده باشد. خانواده، قدرت و سکوت یکی از مهمترین دستاوردهای فیلم، تصویر کردن سلطه نه فقط بهصورت فرمان و خشونت آشکار، بلکه به شکل نظمی روزمره است.
آنته میکوشد رفتار و تصمیمهای خانواده را مدیریت کند و واکنشهایش به نافرمانی، فضای خانه را به میدان مراقبت و تهدید بدل میسازد. فیلم در این زمینه بهویژه از سکوت نلا بهره میبرد: سکوت او را نمیتوان بهسادگی با رضایت یا بیتفاوتی یکی گرفت. گاهی به نظر میرسد سکوت، سازوکاری برای دوام آوردن است؛ گاهی نیز نشانهٔ ناتوانی از شکستن چرخهای قدیمی.
در عین حال، اثر دربارهٔ خشونت و کنترل پدر به همهٔ پرسشهایی که مطرح میکند پاسخ نمیدهد. آنته حضوری تهدیدآمیز و مؤثر دارد، اما ریشههای رفتارش و سازوکارهایی که سلطهٔ او را ممکن کردهاند، کمتر از آنچه ظرفیت موضوع اقتضا میکند بررسی میشوند. در نتیجه، فیلم در ثبت پیامدهای آزار و هراس موفقتر است تا در واکاوی کامل منشأ آنها.
این کاستی بهخصوص در جاهایی به چشم میآید که تنش، پیش از آنکه به تأملی عمیقتر تبدیل شود، به مرحلهٔ بعدی کشمکش میرسد. خاویر و مسئلهٔ رهایی ورود خاویر امیدی مشروط را وارد داستان میکند. ثروت و نفوذ او، در کنار پیوند گذشتهاش با نلا، باعث میشود ژولیا احتمال تغییری بیرونی را جدی بگیرد.
« گاهی به نظر میرسد سکوت، سازوکاری برای دوام آوردن است؛ گاهی نیز نشانهٔ ناتوانی از شکستن چرخهای قدیمی. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
اما فیلم هوشمندانه این امید را پاک و بیخطر نشان نمیدهد. خاویر جذابیت و اعتمادبهنفس دارد، ولی حضورش همچنین توازن قدرت را به شکلی تازه تنظیم میکند؛ او میتواند در نگاه ژولیا راه خروج باشد، بیآنکه لزوماً راهی مطمئن یا رهاییبخش به شمار آید. این ابهام، یکی از لایههای قابلتوجه فیلم است.
ژولیا برای مقابله با سلطهٔ پدر، به شخصی چشم میدوزد که از نظر ثروت و موقعیت در موضعی ممتاز ایستاده است. بنابراین پرسش فقط این نیست که آیا خانواده از وضعیت فعلی خارج میشود؛ بلکه این نیز هست که آیا رهاییای که از وابستگی به قدرت دیگری حاصل شود، واقعاً استقلال به همراه دارد. فیلم این پرسش را بیشتر در رفتار و فاصلههای میان شخصیتها میپرورد تا در گفتوگوهای توضیحی.
قاببندی دریا و جزیره تصویربرداری Hélène Louvart یکی از ستونهای اصلی اثر است. آب، صخره و نور در اینجا پسزمینهٔ تزیینی نیستند؛ منظرهٔ آدریاتیک همزمان پناهگاه و حصار است. دریا به ژولیا امکان حرکت و خلوت میدهد، اما جزیره نیز حس دورافتادگی و محدود بودن گزینهها را تقویت میکند. قابها بارها زیبایی محیط را در کنار اضطراب شخصیتها قرار میدهند و اجازه میدهند طبیعت، بیآنکه به نمادی تکمعنا فروکاسته شود، بخشی از نیروی دراماتیک فیلم باقی بماند.
صحنههای زیر آب و حضور مکرر شخصیتها در آب، ریتمی جسمانی به روایت میبخشند. بدنها در آن فضا میتوانند آزادتر به نظر برسند، اما آزادی همیشه موقتی است؛ بیرون از آب، قواعد خانوادگی دوباره برمیگردند. استفاده از نور طبیعی و نماهای نسبتاً ممتد نیز این کیفیت را تقویت میکند: زمان گاهی کش میآید، و تماشاگر ناچار میشود در همان فضای گرم و سنگینی بماند که شخصیتها در آن گرفتارند.
« اما فیلم هوشمندانه این امید را پاک و بیخطر نشان نمیدهد. »
قوتها و کاستیها
ریتم، تکرار و محدودیتها ریتم کند پردهٔ نخست برای ساختن فضای خفقان و معرفی رابطهها کارکرد دارد، اما همیشه به یک اندازه ثمربخش نیست. بعضی موقعیتها پیش از آنکه معنای تازهای پیدا کنند، امتداد مییابند و تکرار تنشها میتواند حس درجا زدن ایجاد کند. فیلم در میانه، با افزایش پیچیدگی روابط، کشش بیشتری پیدا میکند؛ بااینحال، مسیر ژولیا در برخی بخشها چنان به چرخهٔ تحریک، واکنش و عقبنشینی وابسته میشود که پیشروی داستان کمتر از انتظار روشن به نظر میرسد.
این تکرار را میتوان بازتاب زندگیای دانست که شخصیتها در آن راه خروج آسانی ندارند، اما چنین خوانشی همهٔ مسئله را برطرف نمیکند. برخی مضمونها، از جمله رابطهٔ مادر و دختر و سازوکارهای تداوم سلطهٔ پدر، مجال بسط بیشتری میطلبند. فیلم گاهی نشانهای نیرومند از یک مسئله ارائه میکند، اما پیش از آنکه آن را به عمق کامل برساند، دوباره به تنش بعدی روی میآورد.
جمعبندی «Murina» درامی روانشناختی و کمگفتار است که نیروی خود را از فضای محصور، بازیهای سنجیده و تضاد میان طبیعت آزاد و مناسبات خانوادگی محدودکننده میگیرد. Gracija Filipović حضوری دقیق و تأثیرگذار دارد و فیلمبرداری دریا و جزیره را به بخش فعالی از تجربهٔ تماشاگر بدل میکند. اثر در ساختن تعلیق و نشان دادن پیچیدگی میل به رهایی موفق است، هرچند ریتم آغازین، تکرار برخی موقعیتها و پرداخت نهچندان گستردهٔ بعضی شخصیتها از اثرگذاری کامل آن میکاهد.
فیلم در نهایت بیش از آنکه پاسخهای قطعی عرضه کند، تماشاگر را با پرسشی دشوار تنها میگذارد: وقتی فردی در محیطی سلطهگر برای آزادی به دیگری تکیه میکند، آیا واقعاً راهی تازه یافته است؟ همین ابهام، همراه با فضای تصویری نافذ و بازیهای ظریف، «Murina» را به اثری قابلتأمل دربارهٔ بلوغ، قدرت و دشواری گسستن از نظمی آشنا تبدیل میکند.
« برخی مضمونها، از جمله رابطهٔ مادر و دختر و سازوکارهای تداوم سلطهٔ پدر، مجال بسط بیشتری میطلبند. »
ثبت دیدگاه