نقد و بررسی
نقد Murdercise | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میان هالترهای نئونی و تیغههای براق «Murdercise» با عنوانی که آمیزهای از تمرین ورزشی و قتل را وعده میدهد، از همان ابتدا تکلیف خود را روشن میکند: این فیلم نه قرار است ترسی واقعگرایانه و سنگین بسازد و نه هجوی ظریف و بیاعتنا به اغراق. اثر، ساختهٔ مشترک Angelica De Alba و Paul Ragsdale، پا به قلمرو کمدی سیاه و اسلشر مستقل میگذارد؛ جایی که لباسهای ورزشی رنگارنگ، جاهطلبیهای نمایشی و خشونت ناگهانی در یک قاب جمع میشوند.
حاصل، تجربهای عامدانه ارزاننما و پرزرقوبرق است که جذابیتش را بیش از آنکه از انسجام بینقص بگیرد، از جسارت و سرزندگی ایدهاش میسازد. شهرت بهمثابه مسابقهای بیرحم داستان حول Phoebe میچرخد؛ زنی شیفتهٔ تناسب اندام که برای ورود به دنیای بازیگری، در تولید یک ویدئوی ورزشی مبتذل فرصتی به دست میآورد.
فضای کار، برخلاف تصویری که او از موفقیت در ذهن دارد، عرصهٔ تحقیر، رقابت و خودنمایی است. همکارانی که باید شریک یک پروژه باشند، او را دستکم میگیرند و تفاوت نگاهش با دیگران به انزوا و تنش دامن میزند. آشنایی با Isabella، دختری سرکش و وابسته به خانوادهای مافیایی، مسیر روایت را به سوی طنزی تیرهتر میبرد: Isabella به Phoebe راههایی برای خلاصشدن از موانع میآموزد، و فیلم از این نقطه به بعد، خیال شهرت را با منطق اسلشر درهم میآمیزد.
این موقعیت داستانی ظرفیت خوبی برای هجو دارد، زیرا جهان فیلم از آغاز بر تناقضی آشکار بنا شده است. ویدئوی ورزشی قرار است بدن را به نمادی از نظم، سلامت و خودمهاری بدل کند، اما پشت صحنهٔ آن پر از میل به دیدهشدن، بهرهکشی و رقابت برای جلب توجه است. فیلم این دوگانگی را به موتور کمدی خود تبدیل میکند و میپرسد در فرهنگی که موفقیت را با ظاهر و شهرت میسنجد، مرز جاهطلبی و بیرحمی کجاست.
« فضای کار، برخلاف تصویری که او از موفقیت در ذهن دارد، عرصهٔ تحقیر، رقابت و خودنمایی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
Phoebe؛ جاهطلبی در برابر تحقیر مهمترین دارایی فیلم، شخصیت Phoebe است. او نه قهرمانی آرمانی است و نه نمونهای پیچیده از روانشناسی سینمایی؛ اما همین سادگی، در بستری پر از شخصیتهای اغراقشده، به او حضوری متمایز میدهد. آرزوی موفقیتش جدی است، حتی وقتی شیوهٔ بیان و باورهایش لحنی مضحک پیدا میکند.
فیلم از فاصلهٔ میان تصویری که Phoebe از خودش دارد و نگاه تحقیرآمیز اطرافیانش، لحظات طنزآمیز میسازد؛ در عین حال، به تماشاگر نشان میدهد که این تمسخرها چگونه میتوانند جاهطلبی او را به مسیری خطرناکتر سوق دهند. بااینحال، فیلم در پرداختن به درون این شخصیت محتاط میماند. تحقیر و ناکامی بهخوبی در جایگاه محرکهای بیرونی قرار میگیرند، اما ترسها، آسیبپذیریها و انگیزههای عمیقتر Phoebe کمتر مجال بروز پیدا میکنند.
در نتیجه، ایدهٔ دگرگونی او از نظر مفهومی جذاب است، اما پیوند عاطفی لازم برای باورپذیری کامل آن همیشه شکل نمیگیرد. اگر فیلم لحظههای بیشتری را به تردید، شرم یا کشمکش درونی او اختصاص میداد، دگرگونیاش میتوانست هم تکاندهندهتر باشد و هم از نظر روایی طبیعیتر جلوه کند. همراهی Isabella و موتور آشوب رابطهٔ Phoebe و Isabella نیروی محرک بخش مهمی از روایت است.
یکی به نظم و تمرین و تصور خاص خود از موفقیت دل بسته است؛ دیگری با روحیهای آشوبگر و جسارتی بیپروا، قواعد محیط را به بازی میگیرد. این تقابل، فضایی برای شوخی و تنش میسازد و فیلم از کنار هم قرار گرفتن دو شخصیت با جهانبینیهای متفاوت بهره میبرد. Isabella صرفاً راهنمایی برای عبور داستان به سوی خشونت نیست؛ حضورش نوعی دعوت به رهاکردن ملاحظهها و آزمودن مرزهای اخلاقی است.
« Phoebe؛ جاهطلبی در برابر تحقیر مهمترین دارایی فیلم، شخصیت Phoebe است. »
شخصیتها و اجرا
اما رابطهٔ میان این دو گاه سریعتر از آنچه باید پیش میرود. پیوندی که قرار است تغییر مسیر Phoebe را معنادار کند، نیازمند زمینهچینی بیشتری است: تماشاگر باید احساس کند این دو نفر چگونه به یکدیگر اعتماد میکنند و چه چیزی در این همراهی برایشان جذاب است. فیلم بهجای آنکه همیشه این مراحل را بهتدریج بسازد، گاهی از یک نقطهٔ عطف به نقطهٔ بعد میجهد.
این شتاب، انرژی روایت را حفظ میکند، اما به بهای کاستن از عمق رابطه و باورپذیری تغییر شخصیت. رنگ، میزانسن و لذتِ مصنوعیبودن زبان بصری فیلم با جهان داستانیاش هماهنگی دلپذیری دارد. لباسهای روشن، رنگهای اشباعشده و فضای تمرین، تصویری پرتحرک و حتی شاد میسازند؛ خشونت در دل همین محیط رنگی، غریبتر و گاه مضحکتر به نظر میرسد.
تضاد میان نظم نمایشی تمرینها و آشفتگی قتلها، به فیلم هویتی مشخص میدهد. بهجای آنکه ظاهر ارزان و اغراقشدهٔ تولید پنهان شود، اثر آن را به بخشی از لحن خود بدل میکند؛ گویی دکور و لباسها هم در همان مسابقهٔ خودنمایی شخصیتها شرکت دارند. این انتخاب بصری تنها آرایش سطحی نیست. محیط محدود تولید ویدئو، حس محصوربودن را تقویت میکند و در عین حال اجازه میدهد توجه از گستردگی مکان به برخورد شخصیتها و تنشهای پشت صحنه منتقل شود.
موسیقی پرانرژی و حالوهوای نوستالژیک نیز به این فضای ساختگی و آگاهانه نمایشی کمک میکنند. فیلم در بهترین لحظاتش چنان به لحن کارتونوار خود وفادار است که خشونت، به جای آنکه صرفاً هولناک باشد، به بخشی از شوخی تلخ و تصویرپردازی اثر تبدیل میشود. اسلشر در لباس کمدی سیاه «Murdercise» از قواعد اسلشر استفاده میکند، اما خود را به بازسازی مستقیم آنها محدود نمیسازد.
« اما رابطهٔ میان این دو گاه سریعتر از آنچه باید پیش میرود. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
تعلیق و خشونت در کنار شوخیهای مربوط به شهرت، بدن و صنعت سرگرمی قرار میگیرند. فیلم از این همنشینی بهره میبرد تا فضای تولید ویدئوی ورزشی را نه مکانی بیخطر و سطحی، بلکه صحنهای برای رقابتهای بیرحمانه نشان دهد. در نتیجه، قتلها با لحن اثر پیوند دارند: آنها صرفاً نقاطی برای بالا بردن شمار قربانیان نیستند، بلکه امتداد اغراق و بیمنطقی جهانیاند که شخصیتها در آن زندگی میکنند.
بازیها نیز در شکلگیری این لحن سهم دارند. اجراها پرانرژی و آشکارا متمایل به اغراقاند؛ سبکی که با جهان اثر تناسب دارد و از جدیگرفتن بیش از اندازهٔ موقعیتها جلوگیری میکند. در چنین فیلمی، بازی واقعگرایانه لزوماً به سود اثر نبود، زیرا فاصلهٔ میان هجو و وحشت را محو میکرد. بااینحال، اتکای مکرر به شوخیهای کشدار و موقعیتهای تکرارشونده باعث میشود بعضی بخشها نیروی اولیهشان را از دست بدهند.
نیمهٔ میانی، بیش از آنکه تنش را پلهپله افزایش دهد، گاهی در همان ضرباهنگ و شوخیهای آشنای خود مکث میکند. جسارت مستقل و محدودیتهای روایت ارزش «Murdercise» تا حد زیادی در اعتمادش به ایدهٔ مرکزی و سرسختیاش در حفظ لحن نهفته است. فیلم میداند چه نوع تجربهای میخواهد ارائه کند و از آمیختن زیباییشناسی تمرینهای هوازی با خشونت اسلشر ابایی ندارد.
این انتخاب به آن اجازه میدهد از تقلید صرف فاصله بگیرد و دستکم در سطح فضا و طنین تصویری، شخصیتی مستقل پیدا کند. موضوعاتی چون شهرت، بهرهکشی از بدن و رقابت برای دیدهشدن نیز به هجو فیلم زمینهای فراتر از شوخیهای موقعیتی میدهند. در سوی دیگر، آشفتگی روایی گاهی مانع از آن میشود که ایدهها به نتیجهای همسنگ ظرفیتشان برسند.
« تعلیق و خشونت در کنار شوخیهای مربوط به شهرت، بدن و صنعت سرگرمی قرار میگیرند. »
قوتها و کاستیها
بعضی شوخیها بیش از اندازه امتداد مییابند؛ ترسها و خواستههای درونی Phoebe نیمهکاره میمانند؛ و تغییر او در چند مقطع به گذارهایی ناگهانی شبیه میشود. این کاستیها بهویژه زمانی محسوساند که فیلم از کمدی موقعیت به خشونت روی میآورد و انتظار میرود دگرگونی شخصیت، پیوند احساسی محکمی میان این دو فضا برقرار کند.
با وجود این، اثر بهسبب انرژی اجرایی و جهان رنگارنگش از هم نمیپاشد؛ هرچند یکدستی لحن و ریتم، دستاوردی نیست که همیشه به آن دست یابد. جمعبندی «Murdercise» اسلشری مستقل و هجوآمیز است که تناسب اندام، جاهطلبی هنری و شهوت شهرت را در قالبی رنگارنگ و عامدانه اغراقشده کنار هم مینشاند.
نقطهٔ قوتش، ایدهٔ متمایز، شخصیت تماشایی Phoebe، رابطهٔ پرتنش او با Isabella و تضاد بصری میان فضای ورزشی پرنور و خشونت ناگهانی است. نقطهٔ ضعفش نیز در همان جاهایی آشکار میشود که روایت به جای پرداختن بیشتر به انگیزههای شخصیتها، به شوخیهای تکراری یا تغییرهای شتابزده تکیه میکند.
این فیلم بیش از آنکه اثری صیقلخورده و یکدست باشد، تجربهای پرشور با سلیقهای خاص است؛ فیلمی که از زشتیِ عامدانه، رنگهای تند و طنز تلخ خود خجالت نمیکشد. تماشاگرانی که با اسلشرهای مستقل و کمدی سیاه ارتباط میگیرند، احتمالاً از این ترکیب نامتعارف لذت خواهند برد؛ بهشرط آنکه از آن انتظار تعلیقی سنجیده و پرداخت روانشناختی عمیق نداشته باشند.



ثبت دیدگاه