نقد و بررسی
نقد Murder Mystery | 2019
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با تعادلی نامطمئن «راز جنایت» از ترکیبی آشنا بهره میگیرد: زوجی که میکوشند به سفر رؤیایی خود بروند، ناگهان در جمعی اشرافی و پرزرقوبرق با قتلی روبهرو میشوند و از مسافرانی عادی به مظنونانی گرفتار تبدیل میشوند. نیک، پلیس نیویورکی، و آدری، همسر آرایشگرش و شیفتهٔ داستانهای جنایی، در فضای بستهٔ قایقی مجلل با مجموعهای از چهرههای ثروتمند و رازآلود مواجهاند.
همین تضاد میان زندگی معمولی زوج و جهان نمایشی اطرافیان، موتور اصلی فیلم را به حرکت درمیآورد. فیلم از همان ابتدا روشن میکند که قصد ندارد جنایت را با تلخی و سنگینی یک تریلر جدی روایت کند. قتل، بیش از آنکه زخمی بر فضای داستان باشد، محرکی برای سوءتفاهمها، تعقیبوگریزها و شوخیهای زوج اصلی است.
این انتخاب برای اثری که سرگرمی سبک را در اولویت میگذارد، منطقی است؛ اما همزمان محدودهٔ جاهطلبی آن را نیز مشخص میکند. «راز جنایت» معمای کلاسیک را بهانهای برای کمدی میسازد، نه بستری برای کاوش جدی در ماهیت جنایت یا روانشناسی مظنونان. زوجی که فیلم بر دوش آنهاست نیک و آدری مهمترین دارایی فیلماند.
آدام سندلر و جنیفر آنیستون رابطهای روان و بیتکلف میسازند؛ رابطهای که به نظر میرسد پیش از آغاز ماجرا نیز تاریخچهای داشته است. شوخیها و مشاجرههایشان اغلب از همین حس آشنایی نیرو میگیرند: گویی این دو سالهاست یکدیگر را میشناسند، از عادتهای هم خبر دارند و میدانند کدام جمله دیگری را کلافه یا خندان میکند.
« همین تضاد میان زندگی معمولی زوج و جهان نمایشی اطرافیان، موتور اصلی فیلم را به حرکت درمیآورد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
در بهترین لحظهها، انرژی فیلم نه از خود معما، بلکه از واکنشهای کوچک و روزمرهٔ آنها به بحران میآید. آنیستون در نقش آدری، شور و کنجکاوی کسی را دارد که سالها داستانهای جنایی خوانده و حالا ناگهان خود را در دل یکی از آنها میبیند. سندلر نیز نیک را با نوعی دستپاچگی و اعتمادبهنفس ناپایدار بازی میکند؛ مردی که میخواهد در موقعیت خطرناک مسلط به نظر برسد، اما اغلب با تصمیمها و حرفهایش اوضاع را پیچیدهتر میکند.
همراهی این دو باعث میشود بخشهایی از فیلم که از نظر روایی چندان تازه نیستند، همچنان تماشایی بمانند. بااینحال، صمیمیت بازیگران جای شخصیتپردازی را بهطور کامل نمیگیرد. زوج در آغاز، چند اختلاف و عادت آشنا دارند، اما فیلم کمتر به آنها فرصت میدهد از این تصویر اولیه فراتر بروند. ماجرا میتوانست آزمونی برای اعتماد، صداقت یا فاصلهٔ عاطفی میانشان باشد؛ اما این مضامین بیشتر در حد اشاره باقی میمانند و بهسرعت جای خود را به شوخی بعدی میدهند.
حاصل، زوجی دوستداشتنی است که حضورشان دلپذیر است، اما دگرگونی درونی چندانی ندارد. معمایی برای پیشبردن کمدی «راز جنایت» از عناصر آشنای داستانهای «چه کسی مرتکب قتل شد؟» استفاده میکند: جمعی محدود از مظنونان، انگیزههای پنهان، روابط خانوادگی پیچیده و فضایی که هر شخصیت میتواند چیزی برای مخفیکردن داشته باشد.
قایق مجلل، از این نظر انتخابی کارآمد است. مسافران را در محیطی محصور گرد هم میآورد و همزمان تضاد طبقاتی میان زوج آمریکایی و مهمانان ثروتمند را برجسته میکند. هر ورود تازه یا افشای کوچک، امکان طرح سوءظن تازهای را فراهم میآورد. مشکل آن است که سرنخها کمتر به یک بافت منسجم و اندیشیدهشده تبدیل میشوند.
« در بهترین لحظهها، انرژی فیلم نه از خود معما، بلکه از واکنشهای کوچک و روزمرهٔ آنها به بحران میآید. »
شخصیتها و اجرا
معما بهاندازهای که باید، مخاطب را به مشاهده و استنتاج دعوت نمیکند؛ بیشتر اطلاعات لازم را در مسیر روایت عرضه میکند تا وقایع بعدی را به هم وصل کند. بنابراین، تماشاگر کمتر احساس میکند خودش در حال حل پرونده است و بیشتر در جایگاه بینندهای قرار میگیرد که منتظر شوخی یا حادثهٔ بعدی است.
برای علاقهمندان به معماهای دقیق و چندلایه، این رویکرد میتواند ناامیدکننده باشد. فیلم همچنین از گسترش انگیزههای مظنونان بهرهٔ کامل نمیبرد. شخصیتهای پیرامونی عمدتاً با نشانههایی مشخص و فوری معرفی میشوند؛ ظاهر، جایگاه یا رفتارشان بهسرعت آنها را در ذهن مخاطب به تیپی قابلشناسایی بدل میکند.
چنین روشی برای کمدی سبک، راهی سریع برای ساختن موقعیت است، اما از پیچیدگی راز میکاهد. مظنونان بیشتر اجزای چیدماناند تا انسانهایی با کشمکشهای متناقض و انگیزههایی که بهتدریج آشکار شوند. شوخی، ضرباهنگ و موقعیت کمدی فیلم بیش از آنکه بر لطافت مشاهده یا طنز موقعیتهای اجتماعی تکیه کند، از برخورد زوج با شرایطی نامتناسب نیرو میگیرد.
آنها در جهانی قرار میگیرند که قواعدش را نمیشناسند: مهمانیهای مجلل، گفتوگوهای رسمی و آدمهایی که هرکدام ظاهری مطمئن و رازآلود دارند. نیک و آدری در این محیط با همان زبان و واکنشهای روزمرهٔ خود پاسخ میدهند؛ فاصلهٔ میان تشخص میزبانان و بیپروایی زوج، یکی از منابع اصلی خنده است.
« برای علاقهمندان به معماهای دقیق و چندلایه، این رویکرد میتواند ناامیدکننده باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیهای کلامی و دستپاچگی نیک، در کنار کنجکاوی آدری، ضرباهنگی نسبتاً سرزنده ایجاد میکنند. وقتی خطر جدی به نظر میرسد، واکنشهای نامتناسب آنها تنش را به کمدی بدل میکند. این الگو همیشه تازه نیست، اما حضور بازیگران اصلی اغلب به آن جان میبخشد. فیلم بهویژه در لحظاتی موفقتر است که شوخی از شخصیت و رابطهٔ زوج برمیخیزد، نه از یک شوخی تصادفی یا تکیه بر اغراق صرف.
در برابر این لحظههای موفق، بعضی شوخیها آشنا و کماثرند و گاهی فیلم برای حفظ سرعت، از تکرار همان الگوی رفتاری استفاده میکند. نیک اشتباه میکند، آدری او را اصلاح میکند، موقعیت خطرناکتر میشود و هر دو با واکنشی شتابزده از آن عبور میکنند. تکرار این چرخه، اگرچه مانع کندشدن روایت میشود، بهتدریج از غافلگیری کمدی میکاهد.
فیلم ترجیح میدهد پیوسته در حرکت بماند، حتی اگر بعضی ایستگاههای طنز و معما فرصت کافی برای اثرگذاری پیدا نکنند. فضای مجلل و کارکرد آن سفر اروپایی و قایق تفریحی، به فیلم ظاهری چشمنواز و فضایی متمایز از کمدیهای روزمره میدهد. محیط باشکوه، لباسها و مهمانیها، جهانی را تصویر میکنند که برای نیک و آدری هم جذاب است و هم ناآشنا.
از این تضاد، موقعیتهای کمیک فراوانی پدید میآید: زوجی با برنامهای ساده برای تعطیلات، ناگهان در میان افراد بانفوذ و مناسبات خانوادگی پیچیده قرار میگیرند. جابهجایی میان گردشگری، معاشرت اشرافی و تعقیبوگریز، حس ماجراجویی فیلم را تقویت میکند. بااینحال، زیبایی بصری محیط بهندرت به معنای عمق بیشتر جهان داستانی است.
« شوخیهای کلامی و دستپاچگی نیک، در کنار کنجکاوی آدری، ضرباهنگی نسبتاً سرزنده ایجاد میکنند. »
قوتها و کاستیها
قایق و جمع مهمانان، بیش از آنکه فضایی با قواعد اجتماعی دقیق و روابط پرجزئیات باشند، صحنهای برای چرخش مظنونان و تعویض موقعیتها فراهم میکنند. فیلم از شکوه محیط برای افزایش جذابیت تماشایی بهره میبرد، اما کمتر میکوشد آن را به مضمون تبدیل کند؛ برای مثال، تفاوت طبقاتی یا قدرت و ثروت میتوانست در شکلگیری تعارضها نقش برجستهتری داشته باشد.
در نتیجه، پسزمینه چشمنواز است، اما گاه تزئینی میماند. روایت شتابزده و تعلیق کمجان روایت با شتاب از یک مظنون به مظنون دیگر میرود و پیوسته حادثهای تازه پیش میکشد. این سرعت برای حفظ حالوهوای تفریحی مفید است و مانع میشود فیلم بیش از اندازه در توضیحدادن یا مکث بر جزئیات گرفتار شود.
اما همان شتاب، فرصت پرورش انگیزهها و ساختن تعلیق را محدود میکند. اطلاعاتی که باید در طول زمان لایهلایه معنا پیدا کنند، گاه چنان سریع عرضه میشوند که پیش از آنکه ذهن مخاطب با آنها درگیر شود، داستان به مرحلهٔ بعد میرسد. در نتیجه، پایانبندی نیز بیش از آنکه نتیجهٔ زنجیرهای از استنتاجهای دقیق و رضایتبخش به نظر برسد، جمعبندی سریع ماجرایی است که اولویت اصلیاش سرگرمی بوده است.
بدون ورود به جزئیات داستان، میتوان گفت فیلم برای غافلگیری و بازنگری در سرنخها کمتر از آنچه ژانر معمایی وعده میدهد سرمایهگذاری میکند. تماشاگر ممکن است از مسیر پرحادثه لذت ببرد، اما بعید است پس از پایان، بخواهد بار دیگر صحنههای پیشین را مرور کند تا رابطهٔ دقیق میان نشانهها را کشف کند.
« در نتیجه، پسزمینه چشمنواز است، اما گاه تزئینی میماند. »
جمعبندی
جمعبندی «راز جنایت» اثری است که بیش از هر چیز بهعنوان کمدی زوجمحور کار میکند. شیمی آدام سندلر و جنیفر آنیستون، تضاد میان زوج معمولی و جهان مجلل اطرافشان، و فضای سفر اروپایی، تجربهای سبک و خوشتماشا میسازند. فیلم در لحظههایی که بر مشاجرهها و واکنشهای طبیعی این دو تکیه دارد، از نیروی بازیگرانش بهره میبرد و برای مخاطبی که سرگرمی بیدردسر میخواهد، انتخابی مناسب است.
اما وجه معمایی اثر به اندازهٔ وجه کمدیاش پرورده نشده است. سرنخها عمق محدودی دارند، شخصیتهای فرعی بیشتر به تیپهای داستانی نزدیکاند و سرعت روایت مجال نمیدهد انگیزهها و تعلیق بهخوبی جا بیفتند. بنابراین، فیلم نه در شمار معماهای هوشمندانه قرار میگیرد و نه کمدیای که با جسارت و تازگی خود در خاطر بماند.
ارزش اصلی آن در همراهی خوشانرژی زوج مرکزی و فضای تفریحی ماجراست؛ سرگرمیای گذرا که قرار نیست بیش از چند خنده و خاطرهٔ کوتاه از سفر پرحادثهاش بر جای بگذارد.
« جمعبندی «راز جنایت» اثری است که بیش از هر چیز بهعنوان کمدی زوجمحور کار میکند. »
ثبت دیدگاه