نقد و بررسی
نقد Mulholland Falls | 1996
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
نئونوآر در آستانهٔ عصر اتم «Mulholland Falls» از دل تصوری آشنا از لسآنجلس سر برمیآورد: شهری آفتابی و پرزرقوبرق که زیر نمای پرنورش، مناسبات قدرت، فساد و خشونت جریان دارد. لی تاماهوری داستان را به اوایل دههٔ ۱۹۵۰ میبرد؛ دورهای که سایهٔ جنگ سرد و آزمایشهای اتمی بر زندگی آمریکایی افتاده است.
انتخاب این پسزمینه به فیلم امکان میدهد پلیسیـجناییِ متعارف را به روایتی دربارهٔ اقتدار، رازداری و ترس از قدرتهای پنهان بدل کند. فیلم از آغاز، حالوهوای نئونوآر خود را آشکار میکند؛ اما آن را صرفاً با باران، خیابانهای تاریک و سایههای تیز نمیسازد. اینجا روشنایی روز هم میتواند تهدیدآمیز باشد.
آفتاب کالیفرنیا نه نشانهٔ آسودگی، که گاه پردهای است برای پنهان کردن چیزی که همه ترجیح میدهند نبینند. این تضاد، یکی از انتخابهای بصری مؤثر فیلم است: شهر بهظاهر گشوده و پرنور، در باطن بسته و خفقانآور میماند. شهری که قانون در آن مرز روشنی ندارد در مرکز داستان، گروهی ویژه از کارآگاهان ادارهٔ پلیس لسآنجلس قرار دارند که با شیوههایی خشن و خودسرانه با مجرمان برخورد میکنند.
فیلم از این گروه تصویری ساده و قهرمانانه نمیسازد. آنان نه مأمورانی بیچونوچرا پایبند به قانوناند و نه ضدقهرمانانی که خشونتشان بهآسانی توجیه شود. قدرتشان در شهر، هم از مجوز رسمی میآید و هم از چشمپوشی کسانی که از نتیجهٔ کارشان سود میبرند. همین تناقض، بستر اخلاقی فیلم را شکل میدهد: اگر نهادهای مجری قانون خود به خشونت متوسل شوند، مرز میان اجرای عدالت و اعمال قدرت کجا قرار میگیرد؟
« اینجا روشنایی روز هم میتواند تهدیدآمیز باشد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
«Mulholland Falls» این پرسش را مطرح میکند، اما همیشه آن را با دقت و پیگیری لازم نمیکاود. گاه بهجای آنکه پیچیدگی اخلاقی رفتار کارآگاهان را بسط دهد، به نمایش خشونت و صلابت آنان بسنده میکند. بااینحال، فضای داستان بهاندازهای تیره هست که موفقیتهای گروه را نیز با طعمی از تهدید و فساد همراه سازد.
معما و پیوندهای شخصی تحقیق دربارهٔ قتل زنی جوان، پروندهای ظاهراً محدود را به شبکهای از روابط پنهان و نفوذ سیاسی پیوند میدهد. نکتهٔ مهم آن است که سرپرست گروه، مکس هوور، با قربانی گذشتهای شخصی دارد؛ بنابراین پرونده برای او صرفاً مجموعهای از سرنخها نیست. این پیوند، تنش را از سطح تعقیب یک مجرم فراتر میبرد و زندگی خصوصی کارآگاه را وارد میدان میکند.
ساختار معما جذابیت بالقوهٔ زیادی دارد: هر پاسخ، پرسش تازهای پیش میکشد و مسیر تحقیق از جهان زیرزمینی شهر به قلمرو مقامهای بانفوذ و امنیت ملی گسترش مییابد. فیلم در بهترین لحظههایش از همین تغییر مقیاس بهره میگیرد؛ چیزی که ابتدا جنایتی محلی به نظر میرسد، کمکم با سازوکارهای بزرگتر قدرت گره میخورد.
بااینحال، پیشروی داستان همیشه یکدست نیست. پیوندهای متعدد گاهی بهجای آنکه بر ابهام سازنده بیفزایند، تصویری پراکنده میسازند و بخشهایی از روایت را دشوارتر از آنچه لازم است دنبالکردنی میکنند. تصویر و طراحی جهان فیلم فضاسازی، از محکمترین دستاوردهای اثر است. لباسها، خودروها، فضاهای اداری و محیطهای شهری، حس دوره را بهخوبی القا میکنند؛ بیآنکه فیلم صرفاً به بازسازی تزئینی گذشته بسنده کند.
« Mulholland Falls» این پرسش را مطرح میکند، اما همیشه آن را با دقت و پیگیری لازم نمیکاود. »
شخصیتها و اجرا
تصویرپردازی هاسکل وکسلر نیز به این جهان کیفیتی سخت و صیقلی میدهد: قابها اغلب دقیق و کنترلشدهاند و اشیا و مکانها حضوری ملموس دارند. لسآنجلس در این فیلم فقط پسزمینهٔ رویدادها نیست؛ شهری است که جغرافیایش، از جادههای خلوت تا محلههای پررفتوآمد، با رفتار شخصیتها پیوند میخورد.
بااینهمه، زیبایی بصری گاهی از تنش روایی پیشی میگیرد. فیلم به دوره و لحن خود علاقهمند است و در نمایش جزئیات آن مکث میکند، اما این مکثها همیشه به عمق شخصیت یا پیشرفت معما کمک نمیکنند. نتیجه، اثری است که میتوان جهانش را تحسین کرد، حتی هنگامی که روایت در رساندن مخاطب از یک نقطه به نقطهٔ دیگر شتاب و انسجام کافی ندارد.
بازیها و وزن گروهی نیک نولتی با چهرهٔ خسته و حضور سنگینش، برای مکس هوور ترکیبی از اقتدار، فرسودگی و آسیبپذیری میسازد. او شخصیتی را بازی میکند که به خشونت عادت کرده، اما پروندهٔ تازه شکافی در اطمینان و تسلطش پدید میآورد. قدرت بازی نولتی بیش از آنکه در توضیح دادن احساسات باشد، در مکثها و واکنشهای کمگفتارش دیده میشود؛ گویی گذشتهای که دربارهاش سخن نمیگوید، همچنان در لحظهٔ اکنون حضور دارد.
بازیگران مکمل نیز به فیلم وزن میدهند. چاز پالمینتری، مایکل مدسن و کریس پن هر یک به گروه کارآگاهان رنگی جداگانه میبخشند، گرچه فیلم فرصت کافی برای پرداخت برابر آنان فراهم نمیکند. ملانی گریفیت در نقش همسر هوور، وجهی خصوصیتر از بحران او را نمایندگی میکند و جنیفر کانلی نیز، با حضوری محدود اما اثرگذار، در مرکز راز داستان باقی میماند.
« بااینهمه، زیبایی بصری گاهی از تنش روایی پیشی میگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
جان مالکوویچ و تریت ویلیامز به قلمرو قدرت رسمی و نظامی، کیفیتی سرد و حسابشده میافزایند؛ بااینحال، برخی شخصیتها بیشتر کارکردی روایی دارند تا زندگی درونیِ پرورده. ریتم، دیالوگ و کاستیهای فیلمنامه ریتم فیلم آرام است و گاهی درنگهای آن با فضای نوآر سازگار به نظر میرسد؛ اما آرامش روایی وقتی مؤثر است که هر مکث به شخصیتپردازی، تعلیق یا معنا بیفزاید.
در «Mulholland Falls» بعضی گفتوگوها بیش از اندازه طول میکشند، بیآنکه رابطهای تازه را آشکار کنند یا مسیر تحقیق را بهطور محسوسی تغییر دهند. در نتیجه، حس سنگینی که قرار است به جهان فیلم عمق بدهد، گاه به کندی و ایستایی بدل میشود. مشکل دیگر، نابرابری میان دامنهٔ بلندپروازانهٔ داستان و میزان پرداخت اجزای آن است.
فیلم میخواهد هم معمای قتلی شخصی را پیش ببرد، هم فساد پلیسی را بررسی کند و هم به توطئهای در سطح دولت و امنیت ملی برسد. این گستردگی جذاب است، اما فیلمنامه برای پیوند دادن این سطوح همیشه ظرافت کافی ندارد. برخی انگیزهها روشن و متقاعدکننده شکل نمیگیرند و بعضی شخصیتها بیش از آنکه بر پایهٔ انتخابها و تناقضهای درونیشان شناخته شوند، در خدمت حرکت داستان قرار میگیرند.
قدرت، مردانگی و غیاب زنان زیر لایهٔ معمای جنایی، فیلم تصویری از فرهنگ مردانهای ارائه میدهد که قدرت را با خشونت، سلطه و کنترل تعریف میکند. کارآگاهان، مقامهای نظامی و چهرههای سیاسی، هر یک در قلمرو خود میکوشند حدود نفوذشان را تحمیل کنند. این مضمون با فضای جنگ سرد و نگرانی از قدرت دولتی تناسب دارد؛ جهانی که در آن اطلاعات میتواند ابزار نظارت و باجگیری باشد و حقیقت، بهآسانی در سلسلهمراتب نفوذ گم شود.
« در نتیجه، حس سنگینی که قرار است به جهان فیلم عمق بدهد، گاه به کندی و ایستایی بدل میشود. »
قوتها و کاستیها
در مقابل، زنان فیلم اغلب در جایگاهی کمقدرتتر و رازآمیز قرار میگیرند. این انتخاب از یک سو با سنت نوآر، که زنان را در مرکز میل، سوءظن و راز مینشاند، ارتباط دارد؛ از سوی دیگر، محدودیت فیلم را نیز آشکار میکند. شخصیتهای زن کمتر از آنکه با خواستهها و تصمیمهای مستقلشان شناخته شوند، از دریچهٔ بحران و خاطرهٔ مردان دیده میشوند.
این امر بخشی از تلخی جهان داستان را تقویت میکند، اما گاهی به قیمت کمعمق ماندن همان شخصیتهایی تمام میشود که قرار است نیروی محرک روایت باشند. جمعبندی «Mulholland Falls» فیلمی دیدنی و خوشساخت از نظر فضاسازی است که از لسآنجلس دههٔ ۱۹۵۰، جهانی آفتابی اما اخلاقاً تاریک میسازد. حضور نیک نولتی و گروه بازیگران، معمایی با دامنهای سیاسی و پیوندی شخصی را به حرکت درمیآورد و تصویرپردازی فیلم، حس دوره را با قدرت منتقل میکند.
در سوی دیگر، روایت پراکنده، شخصیتپردازی نابرابر و ریتم کند مانع میشوند که این ظرفیتها به اثری کاملاً منسجم بدل شوند. ارزش فیلم بیش از آنکه در حل بینقص معمایش باشد، در حالوهوای نوآر، نگاه بدبینانهاش به قدرت و تصویر جهان مردسالارانهای نهفته است که در آن قانون و خشونت گاه بهسختی از هم بازشناخته میشوند.
اثری که ممکن است در بخشهایی سنگین و کمرمق جلوه کند، اما بهسبب فضای ماندگار و بازی مرکزی نولتی، همچنان برای علاقهمندان به جناییهای نوآرِ بازنگرانه تماشایی است.
« در مقابل، زنان فیلم اغلب در جایگاهی کمقدرتتر و رازآمیز قرار میگیرند. »



ثبت دیدگاه