نقد و بررسی
نقد خانم پرسروصدا (Mrs. Noisy) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
جدالی بر سر تشک، نزاعی بر سر روایت «خانم پرسروصدا» از موقعیتی کوچک و آشنا آغاز میشود: مشاجرهای میان دو همسایه بر سر تشکی که در بالکن تکانده میشود. ماکی یوشیوکا، رماننویس و مادری که مدتی است گرفتار گرفتگی قلم شده، رفتار همسایهاش میواکو واکاتا را مزاحمتی روزافزون میبیند. واکنش ماکی، در ابتدا، قابلدرک به نظر میرسد؛ اما وقتی اختلاف بالا میگیرد و او تصمیم میگیرد همسایهاش را به مادهٔ خام رمان تازهاش بدل کند، پرسش مهمتری پیش میآید: چه کسی حق دارد دیگری را تعریف کند، و چه چیزهایی از چشم راوی پنهان میماند؟
فیلم چی히یرو آمانو با تکیه بر همین پرسش، از کمدیِ همسایگی فراتر میرود. قصه بهتدریج از یک برخورد روزمره به مسئلهای دربارهٔ برداشت، همدلی و قدرت روایت تبدیل میشود؛ آن هم بیآنکه در آغاز آشکار کند قرار است دامنهٔ ماجرا تا کجا گسترده شود. بنابراین بهتر است تماشاگر بداند با کمدی سادهای دربارهٔ دو همسایهٔ ناسازگار روبهرو نیست، اما ورود به جزئیات بیشتر، تجربهٔ کشف فیلم را کماثر میکند.
روایت از دریچهای محدود یکی از تصمیمهای اساسی فیلم، محدود کردن نگاه تماشاگر به تجربهٔ ماکی در بخشهایی از داستان است. ما ابتدا جهان را چنان میبینیم که او میبیند: همسایهای مزاحم، سروصدایی آزاردهنده و کشمکشی که ظاهراً بهسادگی میتوان برایش مقصر تعیین کرد. این زاویهدید، مخاطب را به داوری سریع دعوت میکند، اما فیلم به همان داوری بسنده نمیکند.
با تغییر مسیر روایت، آنچه پیشتر قطعی میپنداشتیم، دوباره در معرض پرسش قرار میگیرد. این جابهجایی، صرفاً شگردی برای غافلگیری نیست؛ به مضمون مرکزی اثر خدمت میکند. هر شخصیت در محدودهٔ تجربه و دانستههای خود زندگی میکند و از همین رو، رفتار دیگری را بر اساس اطلاعات ناقص تفسیر میکند.
« فیلم چی히یرو آمانو با تکیه بر همین پرسش، از کمدیِ همسایگی فراتر میرود. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
«خانم پرسروصدا» از تماشاگر میخواهد فاصلهٔ میان آنچه دیده میشود و آنچه واقعاً در جریان است را جدی بگیرد. البته این شیوه گاهی به پیچیدگی بیش از اندازه میانجامد: بازچینیِ نگاهها و انگیزهها در بخشهایی ریتم را کند میکند و ممکن است تمرکز بر کشمکش اصلی را کاهش دهد. دو شخصیت، دو جهان ناتمام ماکی و میواکو نه قهرمانی بینقصاند و نه ضدقهرمانیهایی که بتوان بهسادگی محکومشان کرد.
ماکی درگیر فشارهای زندگی خانوادگی و حرفهای است و ناکامی در نوشتن، حساسیت او را نسبت به پیرامونش افزایش داده است. او میخواهد دوباره نویسندهای موفق باشد، اما میل به بازگشت خلاقیت، مرز میان مشاهدهٔ زندگی و تصاحب آن را برایش مبهم میکند. همسایهاش در نگاه نخست منشأ آشفتگی است؛ بااینحال، فیلم اجازه نمیدهد همان برداشت نخست به تصویری کامل و نهایی بدل شود.
این ناتمامیِ شخصیتها از نقاط قوت اثر است. رفتار هر دو زن میتواند آزاردهنده، عجولانه یا خودمحورانه باشد، اما فیلم میکوشد نشان دهد چنین رفتارهایی در خلأ شکل نمیگیرند. در عین حال، چندوجهی بودن به معنای تبرئهٔ کامل نیست: همدلی با یک شخصیت الزاماً تصمیمهایش را درست نمیکند. همین تمایز، اخلاقیترین بخش فیلم را میسازد؛ تماشاگر باید همزمان توان فهمیدن و توان نقد کردن را حفظ کند.
بازیها و ظرافت واکنشها اجرای یوکیکو شینوهارا در نقش ماکی، بهویژه در لحظاتی که فرسودگی و خودباوری در او به هم میرسند، انرژی قابلتوجهی دارد. شخصیت او بهسادگی میتوانست به تصویری از نویسندهای خودشیفته یا مادری خسته تقلیل یابد، اما بازی شینوهارا میان این وجهها رفتوآمد میکند و تناقضهایش را زنده نگه میدارد.
« خانم پرسروصدا» از تماشاگر میخواهد فاصلهٔ میان آنچه دیده میشود و آنچه واقعاً در جریان است را جدی بگیرد. »
شخصیتها و اجرا
یُوکو اوتاکا نیز در نقش میواکو، با حضوری پررنگ، تصویری میسازد که در ابتدا ممکن است اغراقآمیز به نظر برسد، ولی بهتدریج لایههای دیگری از آن آشکار میشود. قدرت بازیها فقط در لحظات جدی نیست. بخشهایی از طنز فیلم به واکنشهای ناگهانی، مکثها و برخوردهای روزمره وابسته است؛ بازیگران این موقعیتها را با چنان جدیتی اجرا میکنند که خنده از دل همان تنش بیرون میآید.
این جدیت، کمدی را از شوخیهای سطحی جدا میکند و به آن کیفیتی انسانی میبخشد. در مقابل، برخی نقشهای پیرامونی بیش از آنکه شخصیتهایی مستقل باشند، کارکردی در پیشبرد ماجرا دارند و مجال کمتری برای شکلگیری پیدا میکنند. کمدی، درام و تغییر دمای روایت فیلم در آغاز با لحنی نسبتاً سبک و موقعیتمحور پیش میرود.
ناسازگاری همسایگان، رنجشهای کوچک و تشدید تدریجی سوءتفاهمها زمینهای برای طنز فراهم میآورد. با این حال، اثر در میانهٔ راه دمای عاطفی خود را تغییر میدهد و بخشهایی از تجربه را از دریچهای جدیتر بازمیسازد. این دگرگونی، تماشاگر را وادار میکند به برداشت اولیهاش بازگردد؛ اما همین انتخاب ممکن است برای بعضی مخاطبان ناگهانی یا ناهماهنگ جلوه کند.
ترکیب کمدی و احساسات، در بهترین لحظات، به فیلم گرمایی دلنشین میدهد. خنده در اینجا انکار رنج نیست، بلکه راهی برای نزدیک شدن به تناقضهای موقعیت است. بااینحال، پیوند دو لحن همیشه یکدست نیست. گاهی گذار از شوخی به تأثر چنان سریع رخ میدهد که فرصت کافی برای جاافتادن تغییر فراهم نمیشود.
« این جدیت، کمدی را از شوخیهای سطحی جدا میکند و به آن کیفیتی انسانی میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فیلم بهجای ساختن پلی نرم میان دو حالت، بعضی اوقات تماشاگر را ناگهان از یک سوی عاطفی به سوی دیگر میبرد؛ انتخابی که هم میتواند اثرگذار باشد و هم احساس گسست ایجاد کند. شهرت ناگهانی و داوری عمومی وقتی اختلافی خصوصی به موضوعی عمومی بدل میشود، فیلم دامنهٔ پرسشهایش را گسترش میدهد.
ماکی با نوشتن دربارهٔ میواکو، ناخواسته یا آگاهانه، مرز میان تجربهٔ شخصی و بازنمایی دیگری را مخدوش میکند؛ سپس توجه رسانهای و واکنش عمومی، نزاع را از کنترل دو همسایه خارج میسازد. فیلم در این بخش به سرعت داوری در فضای اجتماعی و آسانیِ تبدیل یک روایت محدود به حکم قطعی میپردازد. موضوع، همچنان معاصر و قابلتأمل است: مخاطبان بیرونی معمولاً تنها قطعههایی از ماجرا را میبینند، اما ممکن است با اطمینانی کامل دربارهٔ شخصیتها قضاوت کنند.
اثر نشان میدهد روایتِ پرکشش و قابلانتشار، لزوماً روایتِ منصفانه نیست. بااینهمه، نقد شبکههای اجتماعی و داوری جمعی گاه بیش از حد صریح میشود. فیلم در بعضی لحظات بهجای آنکه معنا را از دل موقعیت بیرون بکشد، پیام خود را آشکارا بیان میکند و از ظرافتی که در طراحی زاویهدید دارد فاصله میگیرد.
فرم و ریتم آمانو ساختار فیلم را طوری میچیند که اطلاعات بهتدریج بازتوزیع شوند. این انتخاب با مضمون اثر تناسب دارد: همانگونه که شخصیتها تصویر کاملی از یکدیگر ندارند، تماشاگر نیز ناچار است شناختش را اصلاح کند. فیلم از سازوکار تعلیق استفاده میکند، اما هدفش تنها پنهان کردن اطلاعات نیست؛ میخواهد نشان دهد اطلاعات تازه چگونه معنای گذشته را تغییر میدهند.
« فیلم در این بخش به سرعت داوری در فضای اجتماعی و آسانیِ تبدیل یک روایت محدود به حکم قطعی میپردازد. »
قوتها و کاستیها
با وجود این، ساختار چندوجهی گاهی بیش از نیاز داستان گسترش مییابد. بازگشت به رخدادها و افزودن لایههای تازه، در جاهایی به جای ژرفتر کردن کشمکش، آن را طولانی میکند. این کندی بهخصوص هنگامی محسوس است که تماشاگر پیام اصلی را دریافته و منتظر پیشروی درام است. در سوی مقابل، فیلم در لحظات پرتنش و در برخوردهای مستقیم دو زن، دوباره انرژی خود را بازیابی میکند؛ زیرا در آنجا شخصیتپردازی، طنز و مضمون اجتماعی در یک موقعیت واحد به هم میرسند.
جمعبندی «خانم پرسروصدا» فیلمی است دربارهٔ خطرِ اطمینان بیش از اندازه به نخستین برداشتها. ماجرای تشکی که بهانهٔ نزاع میشود، به تأملی دربارهٔ زندگی همسایگی، فرسودگی روزمره، نویسندگی و قدرت قضاوت عمومی بدل میگردد. بازیهای پرتحرک، تغییر هوشمندانهٔ زاویهدید و آمیزش طنز با عاطفه، آن را به اثری سرگرمکننده و در عین حال قابلبحث تبدیل میکنند.
ناهماهنگی گاهبهگاه میان کمدی و درام، صراحت بعضی نقدهای اجتماعی و پیچیدگیهایی که ریتم را کاهش میدهند، از کاستیهایش هستند. بااینحال، فیلم در هدف اصلی خود موفق است: واداشتن تماشاگر به مکث پیش از داوری. نه ماکی را میتوان تنها قربانی دانست و نه میواکو را به تصویری ساده از همسایهای آزاردهنده فروکاست.
اثر پس از پایان، پرسشی روشن و ماندگار بر جای میگذارد: اگر هر روایت تنها بخشی از حقیقت را نشان دهد، با چه حقی آن را تمام حقیقت میپنداریم؟
« با وجود این، ساختار چندوجهی گاهی بیش از نیاز داستان گسترش مییابد. »
ثبت دیدگاه