نقد و بررسی
نقد خانم آمریکا (Mrs. America) | 2020
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
درام سیاسی در پوشش تاریخ «Mrs. America» در ظاهر روایت رقابتی سیاسی بر سر تصویب متمم حقوق برابر در ایالات متحده است؛ اما نیروی اصلی آن از پرسشی پیچیدهتر میآید: چرا گروهی از زنان، با تجربهها و آرمانهای متفاوت، ممکن است در برابر یکدیگر بایستند؟ مجموعه در فضای پرتنش دههٔ هفتاد میلادی شکل میگیرد و دو سوی مناقشه را از خلال چهرههایی چون فیلیس شلفلی، گلوریا استاینم، بتی فریدن، شرلی چیشلم، بلا آبزوگ و جیل راکلشاس دنبال میکند.
در نتیجه، موضوع آن نه صرفاً سرنوشت یک اصلاحیه، بلکه سازوکار شکلگیری جنبشها، ائتلافها و شکافهای سیاسی است. هوشمندی مجموعه در این است که مناقشه را به جدالی ساده میان قهرمانان و مخالفان فرو نمیکاهد. هرچند پیامدهای سیاسی مواضع شخصیتها یکسان نیست، سریال میکوشد انگیزهها و جهانبینیهای آنان را قابلفهم کند.
همین رویکرد، تماشاگر را به جای دریافت پاسخهای آماده، با پرسشهایی دربارهٔ قدرت، نمایندگی و معنای برابری روبهرو میسازد. فیلیس شلفلی؛ مرکز جاذبهٔ روایت فیلیس شلفلی، با بازی کیت بلانشت، محور مغناطیسی مجموعه است؛ نه فقط بهسبب نقش تعیینکنندهاش در مخالفت با متمم، بلکه بهدلیل تناقضهایی که شخصیتش را میسازند.
« در نتیجه، موضوع آن نه صرفاً سرنوشت یک اصلاحیه، بلکه سازوکار شکلگیری جنبشها، ائتلافها و شکافهای سیاسی است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
او زنی باهوش، سازمانگر و بلندپرواز است که مهارت سیاسی خود را در دفاع از ارزشهایی به کار میگیرد که بسیاری از مدافعان حقوق زنان آنها را محدودکننده میدانند. سریال این ناسازگاری را پنهان نمیکند و از آن برای ساختن درامی اخلاقی بهره میبرد: آیا میتوان در ساختارهای قدرت اثر گذاشت، بیآنکه آن ساختارها را دگرگون کرد؟
بلانشت شلفلی را نه به هیولایی تکبعدی بدل میکند و نه به چهرهای بیگناه و صرفاً بدفهمیدهشده. اجرای او بر خویشتنداری، تسلط اجتماعی و محاسبهگری استوار است؛ در عین حال، لحظههایی از آسیبپذیری و نیاز به دیدهشدن در شخصیت جاری میکند. این توازن مهم است، زیرا سریال از مخاطب نمیخواهد شلفلی را دوست بدارد؛ میخواهد بفهمد چگونه زنی با چنین تواناییهایی میتواند به نماد جنبشی مخالف برابری حقوقی بدل شود.
چندصدایی و شخصیتهای زن ساختار مجموعه بهجای آنکه تاریخ را تنها از مسیر یک قهرمان روایت کند، میدان را میان چندین زن تقسیم میکند. گلوریا استاینم، بتی فریدن، شرلی چیشلم، بلا آبزوگ و جیل راکلشاس هر یک نمایندهٔ نوعی تجربه و شیوهٔ کنش سیاسیاند. سریال از این تنوع برای نشاندادن این نکته استفاده میکند که جنبشهای اجتماعی نه صداهایی یکپارچه، بلکه مجموعههایی از ائتلافهای شکننده و اختلافهای واقعیاند.
« بلانشت شلفلی را نه به هیولایی تکبعدی بدل میکند و نه به چهرهای بیگناه و صرفاً بدفهمیدهشده. »
شخصیتها و اجرا
بازیگران مکمل به این چندصدایی جان میبخشند. رز بیرن در نقش استاینم، یوزو آدوبا در نقش چیشلم، تریسی اولمن در نقش فریدن و مارگو مارتیندیل در نقش آبزوگ، هر یک حضوری متمایز دارند؛ شخصیتها به برچسبهایی چون «فمینیست» یا «محافظهکار» محدود نمیشوند. حتی چهرههای کممرکزتر، از جمله آلیس مککری با بازی سارا پالسن، امکان مییابند فاصلهٔ میان باورهای اعلامشده و انتخابهای شخصی را آشکار کنند.
مجموعه در بهترین لحظههایش، اختلاف میان این زنان را نه تزئینی، بلکه بخشی از خود تاریخ سیاسی میداند. سیاست بهمثابه نمایش و سازماندهی یکی از دستاوردهای «Mrs. America» نمایش سیاست در مقام کنشی روزمره و جمعی است. مبارزه فقط در سخنرانیهای رسمی یا اتاقهای تصمیمگیری رخ نمیدهد؛ تماس با رأیدهندگان، سازماندهی محلی، حضور در رسانهها و ساختن تصویری عمومی نیز در شکلدادن به قدرت نقشی اساسی دارند.
از این منظر، شلفلی و مخالفانش در نبردی بر سر زبان و روایت هم شرکت میکنند: هر طرف میکوشد منافع خود را به زبانی عرضه کند که برای مخاطبان گستردهتر پذیرفتنی باشد. مجموعه همچنین پیوند میان کنش سیاسی و زندگی خانوادگی را برجسته میکند. زمان، اعتبار و مسئولیتهایی که شخصیتها در خانه و عرصهٔ عمومی بر عهده دارند، از هم جداشدنی نیستند.
« بازیگران مکمل به این چندصدایی جان میبخشند. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
این توجه به مناسبات خصوصی، گاه تصویر سیاست را ملموستر میکند و نشان میدهد که باورهای بزرگ چگونه در تقسیم کار، روابط زناشویی و توقعات اجتماعی ریشه میدوانند. البته همین گستردگی گاهی از تمرکز درام میکاهد؛ اما در مجموع، به جهان مجموعه عمق میدهد. تاریخ در قاب تصویر فضاسازی تاریخی از نقاط قوت روشن اثر است.
لباسها، آرایش، طراحی صحنه و رنگبندی، بدون آنکه صرفاً به نمایش اشیای قدیمی بسنده کنند، حس دورهای مشخص را میسازند. ظاهر آراسته و منظم شلفلی، در کنار فضای عمومی پرتحرک جنبشها و گردهماییها، به تمایز جهانهای اجتماعی شخصیتها کمک میکند. موسیقی و انتخابهای شنیداری نیز حالوهوای زمانه را به روایت پیوند میزنند و به آن انرژی میبخشند.
دقت بصری، بااینحال، نباید با جامعیت تاریخی یکی گرفته شود. «Mrs. America» یک درام تلویزیونی است، نه پژوهشی کامل دربارهٔ متمم حقوق برابر و همهٔ نیروهایی که بر سرنوشت آن اثر گذاشتند. تمرکز بر شخصیتهای شناختهشده و کشمکشهای دراماتیک ناگزیر بخشی از پیچیدگیهای نهادی، اقتصادی و اجتماعی را به حاشیه میراند.
« البته همین گستردگی گاهی از تمرکز درام میکاهد؛ اما در مجموع، به جهان مجموعه عمق میدهد. »
قوتها و کاستیها
بنابراین، ارزش تاریخی مجموعه بیشتر در طرح پرسش و جانبخشیدن به منازعه است تا عرضهٔ روایتی نهایی و بیطرف از همهٔ علل و پیامدها. محدودیتهای روایت چندشخصیتی همان ساختاری که امکان چندصدایی را فراهم میکند، گاه به پراکندگی میانجامد. روایت میان گروهی بزرگ از شخصیتها رفتوآمد میکند و در بعضی قسمتها، گذار از یک چهره به چهرهٔ دیگر باعث میشود رشتهٔ عاطفی داستان سست شود.
برخی شخصیتها به اندازهٔ ظرفیت تاریخی و نمایشی خود مجال تحول نمییابند؛ گویی مجموعه گاهی بیش از آنکه فرصت مکث بر پیامدهای یک انتخاب را بدهد، ناچار است به ایستگاه بعدی تاریخ برسد. ریتم نیز یکنواخت نیست. بخشهایی از سریال با گفتوگوهای دقیق و تنش سیاسی پیش میروند، اما در برخی لحظات، تکرار مباحث یا مکث طولانی بر جابهجاییهای قدرت از شدت اثر میکاهد.
این کندی برای مخاطبی که به درامهای شخصیتمحور و گفتوگومحور علاقه دارد، میتواند بخشی از جذابیت باشد؛ برای کسی که انتظار پیشروی پیوستهٔ پیرنگ را دارد، احتمالاً خستهکنندهتر خواهد بود. فشردهترکردن بعضی مسیرها میتوانست انسجام کلی را افزایش دهد. جمعبندی «Mrs. America» اثری بلندپروازانه دربارهٔ نبردی سیاسی است که پیچیدگی آن را به تعارضی میان شخصیتهای نیک و بد تقلیل نمیدهد.
« محدودیتهای روایت چندشخصیتی همان ساختاری که امکان چندصدایی را فراهم میکند، گاه به پراکندگی میانجامد. »
جمعبندی
بازی درخشان کیت بلانشت، گروه بازیگران نیرومند، طراحی بصری سنجیده و توجه به شکافهای درونی جنبشها، مجموعه را به درامی غنی و بحثبرانگیز بدل میکنند. در مقابل، تعدد شخصیتها گاهی تمرکز را میپراکند و فشردگی تاریخی روایت نیز مانع از آن میشود که همهٔ ابعاد مناقشه با یکسانی و عمق بررسی شوند.
با وجود این محدودیتها، سریال در کاری مهم کامیاب است: نشان میدهد که تاریخ سیاسی نه حاصل تصمیمهای چند چهرهٔ بزرگ، بلکه برآمده از کشاکش میان آرمانها، هویتها و راهبردهای متفاوت است. «Mrs. America» بیش از آنکه پاسخی نهایی عرضه کند، مخاطب را به تأمل دربارهٔ معنای برابری و دشواری ساختن ائتلافی پایدار فرامیخواند؛ و همین ویژگی، آن را از یک بازسازی تاریخی خوشساخت به اثری قابلبحث تبدیل میکند.



ثبت دیدگاه