نقد و بررسی
نقد Mr. Nice Guy | 1997
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
فیلمی که بر نیروی اجرا تکیه میکند «مستر نایس گای» بیش از آنکه بخواهد داستانی پیچیده و چندلایه روایت کند، از همان آغاز بر انرژی جسمانی و حضور ستارهای جکی چان حساب باز میکند. فیلم به کارگردانی سامو هونگ، قهرمان خود را از جهان آشنای آشپزی تلویزیونی بیرون میکشد و به دل تعقیبوگریزی میاندازد که ریشه در ضبط ناخواستهی شواهد یک معاملهی مواد مخدر دارد.
جکی، آشپزی خوشنام و آرام، پس از برخورد با خبرنگاری به نام دایانا گرفتار ماجرایی میشود که از کنترلش خارج است؛ گروههای تبهکار در پی نوار ویدئوییاند و او ناچار میشود با خطرهایی روبهرو شود که هیچ تناسبی با زندگی روزمرهاش ندارند. این طرح ساده، در اصل سکویی برای نمایش حرکت است: دویدن، گریختن، افتادن، برخاستن و تبدیل اشیای معمولی به ابزارهای دفاع و بدلکاری.
فیلم از مخاطب نمیخواهد درگیر معمایی دشوار شود؛ میخواهد او را در مسیری پرشتاب با خود ببرد. موفقیتش نیز تا اندازهی زیادی به این وابسته است که تماشاگر از پیش بداند جکی چان را برای چه میبیند: نه فقط برای پیروزی قهرمان، بلکه برای تماشای شیوهای که بدن او خطر را به نمایش بدل میکند.
جکی چان؛ قهرمانی با بدنِ روایتگر جذابیت اصلی فیلم در تفاوت میان ظاهر عادی جکی و توانایی جسمانی اوست. شخصیتش نه مأمور آموزشدیده است و نه مبارزی حرفهای که از ابتدا برای رویارویی آماده باشد؛ او آشپزی است که ناگهان در موقعیتی بحرانی قرار میگیرد. همین فاصله میان زندگی معمولی و خطر، به صحنههای اکشن نوعی طراوت میبخشد.
« فیلم از مخاطب نمیخواهد درگیر معمایی دشوار شود؛ میخواهد او را در مسیری پرشتاب با خود ببرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قهرمان در لحظهی خطر همواره کاملاً مسلط نیست؛ واکنشهایش گاه شتابزده و دستوپاشکستهاند و همین، مبارزه را از نمایش قدرت صرف دور میکند. جکی چان با استفاده از انعطاف، زمانبندی دقیق و ظرفیت کمدیِ حرکت، صحنهها را زنده میکند. او در این فیلم فقط ضربه نمیزند؛ با محیط درگیر میشود.
موانع، ابزارها و فضای اطراف، بخشی از طراحی حرکتاند و بدن بازیگر در نسبت با آنها معنا پیدا میکند. این ویژگی باعث میشود حتی وقتی روایت از نظر علتومعلولی لغزش دارد، صحنهی اکشن بتواند توجه را دوباره به خود جلب کند. حضور او بهتنهایی تضمین نمیکند که فیلم بینقص باشد، اما به اثر نیرویی میدهد که از چارچوب داستانش فراتر میرود.
سامو هونگ و طراحی صحنههای اکشن ردپای سامو هونگ را بیش از هر جا در شیوهی چیدمان درگیریها میتوان دید. اکشن فیلم بر برخوردهای کوتاه و پرتحرک بنا شده و از ایستایی فاصله میگیرد؛ دوربین اغلب اجازه میدهد حرکت بازیگر و مسیر خطر خوانا بماند. نتیجه، صحنههایی است که بیش از اتکا به تدوین تند، از مهارت فیزیکی و هماهنگی اجرا نیرو میگیرند.
در بهترین لحظهها، تماشاگر میتواند مسیر یک حرکت را دنبال کند و از دیدن مهارت آن لذت ببرد. درگیریهای مربوط به ساختمان و بخش ساختوساز، نمونههای برجستهی این رویکردند. محیط صنعتی و ناتمام، با سازهها و موانعش، به صحنهای برای بازی با ارتفاع، تعادل و خطر تبدیل میشود. فضا صرفاً پسزمینه نیست؛ خودِ فضا در شکلگیری کنش دخالت دارد.
« جکی چان با استفاده از انعطاف، زمانبندی دقیق و ظرفیت کمدیِ حرکت، صحنهها را زنده میکند. »
شخصیتها و اجرا
همین استفادهی خلاقانه از محیط است که به آن بخشها ماندگاری میبخشد. با این همه، تعداد و تنوع صحنههای مبارزه ممکن است برای مخاطبی که از فیلمهای شاخص جکی چان انتظار رشتهای طولانی از رویاروییهای خلاقانه دارد، کمتر از حد انتظار باشد. فیلم گاه میان تعقیبوگریز و اکشن مستقیم جابهجا میشود، بیآنکه همهی این بخشها به یک اندازه بسط پیدا کنند.
روایت؛ طرحی کارآمد با پیوندهای سست نوار ویدئوییِ جابهجاشده و تعقیب همزمان خبرنگار و آشپز، موتور روایی مناسبی برای ساختن سوءتفاهم و خطر فراهم میکند. چنین طرحی اجازه میدهد قهرمان بیآنکه خود خواسته باشد در مرکز بحران قرار گیرد و بهتدریج از تماشاگرِ ماجرا به کنشگر آن تبدیل شود.
فیلم در آغاز از این موقعیت بهره میبرد و با سرعت، شخصیت اصلی را وارد زنجیرهای از دردسرها میکند. اما همین شتاب گاهی به بهای انسجام تمام میشود. برخی رخدادها بیشتر بهانهای برای انتقال قصه به صحنهی بعدی به نظر میرسند تا نتیجهی طبیعی تصمیمها و موقعیتها. ورود بعضی شخصیتها ناگهانی است و رابطهی میان چند خط فرعی به اندازهای روشن نمیشود که همهی اجزای داستان در یک کلیت محکم جای بگیرند.
بنابراین، فیلم در لحظههای منفرد میتواند سرگرمکننده باشد، اما در پیوند دادن این لحظهها به یک روایت منسجمتر همیشه موفق نیست. این ضعف، تماشای اثر را دشوار نمیکند؛ تنها باعث میشود داستان کمتر از اکشن در ذهن بماند. کمدی و لحن؛ شوخی در حاشیهی خطر «مستر نایس گای» عنوانی دارد که وعدهی نوعی بازی طنزآمیز با تصویر مرد خوشقلب را میدهد؛ قهرمانی که ترجیح میدهد از دردسر دور بماند، اما پیوسته به دل آن کشیده میشود.
« همین استفادهی خلاقانه از محیط است که به آن بخشها ماندگاری میبخشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینحال، کمدی فیلم همیشه به اندازهی اکشن آن پررنگ نیست. شوخیها اغلب از موقعیت، واکنشهای جسمانی و تضاد میان چهرهی آرام جکی و آشوب پیرامونش سرچشمه میگیرند، نه از دیالوگهای درخشان یا شخصیتپردازی طنزآمیز پیچیده. این انتخاب با سبک جکی چان سازگار است، اما در این فیلم همیشه به خندهی مؤثر نمیانجامد.
لحظههایی هست که موقعیت ظرفیت شوخی دارد، ولی اجرا یا ریتم آن را به اوج نمیرساند. در نتیجه، اثر میان اکشن و کمدی حرکت میکند، اما توازن این دو بخش همواره برابر نیست: خطر و تعقیبوگریز معمولاً پیشبرندهتر از شوخیاند. تماشاگر ممکن است از سرزندگی فیلم لذت ببرد، بیآنکه آن را کمدیای واقعاً خندهآور بداند.
بازیگران و شخصیتهای پیرامونی جکی چان مرکز ثقل فیلم است و دیگر شخصیتها عمدتاً در نسبت با بحران و مسیر او تعریف میشوند. دایانا، خبرنگاری که ضبط تصاویر او ماجرا را به حرکت درمیآورد، نقش مهمی در شکلگیری تعقیبوگریز دارد؛ بااینحال، فیلم فرصت محدودی برای گسترش جهان درونی او فراهم میکند.
شخصیتهای پیرامونی نیز بیشتر برای پیشبرد موقعیتها و افزودن مانع یا کمک به قهرمان حضور دارند تا آنکه به خطوط شخصیتی مستقل و کامل تبدیل شوند. این رویکرد با ساختار سریع فیلم هماهنگ است، ولی ضعفهای روایی را تشدید میکند. وقتی شخصیتی بیمقدمه وارد صحنه میشود یا کارکردی آشکارا داستانی پیدا میکند، حضورش کمتر باورپذیر به نظر میرسد.
« بااینحال، کمدی فیلم همیشه به اندازهی اکشن آن پررنگ نیست. »
قوتها و کاستیها
از سوی دیگر، بازی جکی با سادگی و صمیمیتی که برای نقش لازم است، به فیلم پیوندی عاطفی میدهد: او قهرمانی دستنیافتنی نیست، بلکه آدمی عادی است که در شرایطی غیرعادی ناچار به واکنش میشود. همین وجه انسانی، مکمل مناسبی برای بدلکاریهای پرخطر اوست. ریتم و تجربهی تماشا فیلم با تکیه بر حرکت پیوسته، از افت طولانی ریتم پرهیز میکند.
تعقیبها و درگیریها مرتباً داستان را به مرحلهی بعد میبرند و حضور جکی مانع از آن میشود که ضعفهای طرح برای مدت زیادی در مرکز توجه قرار گیرند. این شتاب برای اثری سرگرمکننده امتیاز مهمی است؛ مخاطب معمولاً فرصت نمییابد از ماجرا جدا شود یا در انتظار طولانیِ صحنهی بعدی بماند. بااینحال، پرجنبوجوش بودن با خوشساخت بودن یکی نیست.
سرعت گاهی جای پرداخت دقیقتر را میگیرد و بعضی گذارها چنان ناگهانیاند که فیلم بیشتر به رشتهای از موقعیتهای پرتحرک شباهت پیدا میکند تا روایتی که اجزایش کاملاً به هم جوش خورده باشند. ازاینرو، تجربهی تماشا بیش از آنکه بر تعلیق داستانی یا تحول شخصیتها استوار باشد، بر لذت تماشای اجرا و توانایی بازیگر در تبدیل آشوب به نمایش بنا شده است.
جایگاه فیلم در کارنامهی جکی چان «مستر نایس گای» را میتوان نمونهای سرگرمکننده از سینمای اکشن جکی چان دانست، اما نه اثری که همهی تواناییهای او را در بهترین توازن به کار گیرد. بدلکاریهای چشمگیر و استفادهی خلاقانه از محیط، وجه ماندگار فیلماند؛ در مقابل، داستان کمانسجامتر، طنز کماثرتر و کمبود نسبی صحنههای مبارزهی متنوع، آن را از برخی آثار برجستهتر این بازیگر جدا میکند.
« همین وجه انسانی، مکمل مناسبی برای بدلکاریهای پرخطر اوست. »
جمعبندی
ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی داستان باشد، در کیفیت لحظههایی است که چان با بدن و مهارت اجرایی خود میسازد. تماشای آن برای دوستداران اکشن فیزیکی و سینمای جکی چان همچنان جذاب است؛ بهویژه برای کسانی که از دیدن بدلکاریهایی با حس خطر واقعی و صحنهپردازی مبتنی بر محیط لذت میبرند.
اما اگر انتظار کمدیای پیوسته خندهآور، روایتی دقیق و شخصیتهایی با پرداخت کامل وجود داشته باشد، فیلم احتمالاً همهی این خواستهها را برآورده نمیکند. جمعبندی «مستر نایس گای» فیلمی پرتحرک و خوشتماشا است که قوت اصلی خود را از حضور جکی چان و بدلکاریهای پرخطر او میگیرد. صحنههای ساختمان و ساختوساز، استفادهی خلاقانه از محیط و ریتم سریع، لحظههای درخشانی میسازند؛ در برابر، داستان گاه از انسجام میافتد، بعضی شخصیتها ناگهانی ظاهر میشوند و کمدی فیلم به اندازهی اکشن آن اثرگذار نیست.
حاصل، اثری است که شاید در شمار بهترین نمونههای کارنامهی چان قرار نگیرد، اما بهواسطهی انرژی اجرا و جذابیت حرکت، یک تجربهی سرگرمکننده و ارزشمند برای تماشای یکباره باقی میماند.
« ارزش فیلم بیش از آنکه در تازگی داستان باشد، در کیفیت لحظههایی است که چان با بدن و مهارت اجرایی خود میسازد. »
ثبت دیدگاه