نقد و بررسی
نقد آقای معجزه (Mr. Miracle) | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
ایدهای آشنا با دریچهای متفاوت «Mr. Miracle» محصول ۲۰۱۴، از مصالح شناختهشدهٔ فیلمهای کریسمسی بهره میگیرد: فقدان، تنهایی، فرصت دوباره و عشقی که در آستانهٔ تعطیلات پدیدار میشود. تفاوت اصلی در حضور هری میلز است؛ فرشتهای تازهکار که مأموریت دارد به زنی جوان کمک کند پس از مرگ پدرش زندگیاش را از نو سامان دهد.
در خلاصهٔ رسمی داستان، هری در هیئت آموزگار زبان انگلیسی وارد جهان زمینی میشود و باید پیش از کریسمس به زنی دانشجو یاری رساند تا هدف و مسیر زندگیاش را پیدا کند. این ایده ظرفیت آن را دارد که قصهای لطیف و حتی تأملبرانگیز دربارهٔ سوگ و معنای کمککردن بسازد؛ بااینحال، ظرفیت ایده بهتنهایی تضمین نمیکند که شخصیتها و روایت نیز به همان اندازه باورپذیر از کار درآیند.
میان سوگ و شروع دوباره هستهٔ عاطفی فیلم، مواجهه با فقدان پدر است؛ تجربهای که زندگی زن جوان را از مسیر معمولش خارج کرده و او را در برابر آیندهای مبهم قرار داده است. چنین موضوعی بهسادگی میتواند به ملودرامی سطحی بدل شود، اما در بهترین حالت، قصهٔ کریسمسی مجال میدهد که اندوه نه بهعنوان مانعی برای پایان خوش، بلکه بهمثابه بخشی از فرایند رشد دیده شود.
روایت و ریتم؛ جریان داستان
قهرمان داستان قرار نیست صرفاً با پیدا کردن عشق، گذشته را فراموش کند؛ مسئله این است که آیا میتواند فقدان را بپذیرد و در عین حال برای آینده جا باز کند. فیلم این مضمون را با ضربالاجل روز کریسمس پیوند میزند. زمان محدود، در ظاهر به روایت حرکت و فوریت میبخشد، اما همزمان آن را در چهارچوبی آشنا قرار میدهد: قهرمان باید پیش از فرا رسیدن تعطیلات به بینشی تازه برسد و روابط پیرامونش را بازنگری کند.
در نتیجه، مضمون امید و التیام از یک سو برای تماشاگران علاقهمند به درام خانوادگی جذاب است و از سوی دیگر، گاه بیش از اندازه تابع قراردادهای ژانر به نظر میرسد. فرشتهای که باید زمین را بشناسد هری، که بازی راب مورو نقش او را برعهده دارد، قرار است عنصر فانتزی و طنزآمیز فیلم باشد. فرشتهٔ تازهکاری که باید در میان آدمها زندگی کند، میتواند راهی برای نگریستن به عادات روزمره از زاویهای ناآشنا فراهم آورد.
ناآشنایی او با قواعد انسانی نیز بالقوه منبعی طبیعی برای شوخی است: تضاد میان نیت خیرخواهانهٔ یک موجود آسمانی و پیچیدگیهای زندگی زمینی. به همین دلیل، موفقیت شخصیت هری اهمیت ویژهای دارد؛ اگر حضور او جذاب و سنجیده باشد، میتواند به روایت نیرویی متمایز ببخشد. اما واکنشهای انتقادی موجود نشان میدهند که اجرای مورو برای بسیاری از تماشاگران بهجای دلنشینی، اغراقشده و آزاردهنده جلوه کرده است.
« فیلم این مضمون را با ضربالاجل روز کریسمس پیوند میزند. »
شخصیتها و اجرا
آنچه قرار است معصومیت و شگفتی کودکانهٔ یک فرشته را انتقال دهد، در برخی لحظات به رفتارهای تصنعی و حرکاتی ناموزون نزدیک میشود. این مسئله فقط به سلیقهٔ بازیگر محدود نمیماند؛ کارگردانی و فیلمنامه نیز در تعیین مرز میان شیرینی و افراط سهم دارند. وقتی فیلم بهاندازهٔ کافی نشانه نمیگذارد که این رفتارهای نامتعارف بخشی از شخصیتپردازی سنجیدهاند، تماشاگر ممکن است بهجای همدلی با هری، از او فاصله بگیرد.
کمدیای که جرقه نمیزند کمدی فیلم به همان اندازه به برداشت از شخصیت هری وابسته است. شوخیهای مبتنی بر ناآشنایی او با دنیای انسانی زمانی کار میکنند که موقعیت، واکنش و نتیجه با ریتمی دقیق به هم پیوند بخورند. اگر بازیگر بیش از حد بر رفتارهای عجیب تکیه کند، اما متن شوخی را کامل نکند، حاصل بهجای طنزی گرم و روان، مجموعهای از لحظات نامأنوس خواهد بود.
در این فیلم، بنا بر نقدهای در دسترس، تلاش هری برای بانمکبودن برای بخشی از مخاطبان جواب نمیدهد و همین ناکامی، خصلت فانتزی اثر را نیز کمرنگ میکند. این ضعف از آن رو مهم است که «Mr. Miracle» به کمدی صرف متکی نیست، اما برای ایجاد تعادل به آن نیاز دارد. درام دربارهٔ سوگ و تغییر مسیر زندگی میتواند سنگین شود؛ طنز باید فضایی برای تنفس بسازد و شخصیت فرشته را به پلی میان جهان خیال و زندگی روزمره تبدیل کند.
« کمدیای که جرقه نمیزند کمدی فیلم به همان اندازه به برداشت از شخصیت هری وابسته است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
وقتی شوخیها به جای نرمکردن فضای عاطفی، موجب مکث یا دلزدگی میشوند، فیلم بخشی از امکان خود را برای برقراری ارتباط از دست میدهد. شخصیتها و فیلمنامه؛ نیت خوب، پرداخت نابرابر قهرمان زن داستان با مسئلهای روشن روبهروست: پس از مرگ پدرش، اعتماد و جهتیابی خود را از دست داده و باید بتواند آینده را دوباره تصور کند.
این نقطهٔ آغاز، امکان ساخت شخصیتی چندوجهی را فراهم میآورد؛ کسی که میتواند هم اندوهگین باشد، هم مردد، و هم در برابر تغییر مقاومت کند. درام زمانی تأثیرگذار میشود که این دگرگونی از دل انتخابها و تجربههای شخصیت برآید، نه آنکه صرفاً با ورود فرشتهای راهنما شتاب بگیرد. بعضی از نقدهای موجود به این نکته اشاره کردهاند که کشمکشها بهآسانی حل میشوند و نقش هری در پیشبرد داستان چندان مؤثر نیست؛ یعنی میتوان تصور کرد بخشهایی از اتفاقات حتی بدون مداخلهٔ او نیز رخ دهند.
این ایراد، تناقضی در ساختار پدید میآورد: فیلم از فرشته بهعنوان محور تبلیغی و فانتزی خود استفاده میکند، اما اگر حضورش نتواند تغییر معناداری در مسیر قهرمان ایجاد کند، عنصر متمایزکنندهٔ قصه به حاشیه میرود. در چنین وضعی، پیام امیدبخش فیلم بهجای آنکه از دل کنش دراماتیک بجوشد، ممکن است بیشتر شبیه نتیجهای ازپیشتعیینشده به نظر برسد.
قوتها و کاستیها
فضای کریسمسی و گرمایی محدود کریسمس در این فیلم فقط پسزمینهای تزئینی نیست؛ مهلتی برای مأموریت هری و نشانهای از امکان آشتی با آینده است. چراغها، مناسبات خانوادگی و انتظار تعطیلات، به قصه لحنی گرم میبخشند و آن را در سنت فیلمهای مناسبتی قرار میدهند. برای مخاطبی که از روایتهای آرام، امیدبخش و خانوادگی استقبال میکند، همین فضا میتواند جذاب باشد؛ بهخصوص آنکه داستان میکوشد عشق غیرمنتظره و شروعی تازه را در کنار سوگواری قرار دهد، نه در تقابل کامل با آن.
بااینحال، گرمای بصری و عاطفی بهتنهایی برای جبران ضعف در بازی یا فیلمنامه کافی نیست. فیلمهای کریسمسی معمولاً بر حس آشنایی و آرامش تکیه میکنند، اما همین آشنایی ممکن است به فرمولزدگی بینجامد. اگر شخصیتها فرصت کافی برای رشد نداشته باشند، یا تغییراتشان بیش از حد سریع و آسان رخ دهد، تزئینات فصل و پیام مثبت نمیتوانند عمق ازدسترفته را بازگردانند.
«Mr. Miracle» در همین مرز حرکت میکند: از یک سو میخواهد پناهگاهی دلنشین برای تماشاگر فراهم کند و از سوی دیگر، گاه بیش از اندازه به عناصر آمادهٔ این گونه وابسته میماند. جمعبندی «Mr. Miracle» از ایدهای مناسب برای یک درام کریسمسی برخوردار است: فرشتهای تازهکار، زنی گرفتار اندوه، مهلتی تا روز تعطیلات و امکان پذیرفتن آیندهای تازه.
« بااینحال، گرمای بصری و عاطفی بهتنهایی برای جبران ضعف در بازی یا فیلمنامه کافی نیست. »
جمعبندی
این ترکیب میتوانست قصهای لطیف دربارهٔ سوگ، امید و معنای یاریرساندن بسازد. فضای فانتزی و محور عاطفی فیلم نیز برای دوستداران روایتهای خانوادگی و شروع دوباره، جذابیت بالقوهای دارد. اما اجرای راب مورو در نقش هری برای بسیاری از منتقدان و تماشاگران نقطهضعف اصلی فیلم بوده است؛ شوخیهای متکی بر رفتار او اغلب بهجای آنکه بامزه و سبکبال باشند، تصنعی یا ناخوشایند جلوه میکنند.
فیلمنامه نیز در ساختن کشمکشهای پیچیده و پیوند دادن نقش فرشته با تحول قهرمان، همواره موفق نیست. ازاینرو، اثر بیش از آنکه بهواسطهٔ انسجام روایی یا طنز خود به یاد بماند، با فاصلهٔ میان ایدهٔ خوشنیت و اجرای نابرابرش شناخته میشود. تماشاگرانی که به فیلمهای مناسبتی آرام و آشنا علاقه دارند، ممکن است از حالوهوای آن بهره ببرند؛ اما کسانی که در جستوجوی کمدی ظریف، شخصیتپردازی استوار یا درامی عمیق دربارهٔ سوگاند، احتمالاً با تجربهای ناهمگون روبهرو خواهند شد.
« این ترکیب میتوانست قصهای لطیف دربارهٔ سوگ، امید و معنای یاریرساندن بسازد. »
ثبت دیدگاه