نقد و بررسی
نقد آقای حسادت (Mr. Jealousy) | 1998
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازشناسی حسادت بهمثابه عادت در «Mr. Jealousy»، حسادت صرفاً مانعی عاشقانه یا بهانهای برای سوءتفاهمهای کمدی نیست؛ عادتی ذهنی است که لستر گریم را وامیدارد پیش از آنکه به رابطه اعتماد کند، در آن نشانههای خطر بجوید. ریشهٔ این عادت به تجربهای تلخ در نوجوانی بازمیگردد؛ خاطرهای که از اندازهٔ خود بزرگتر شده و به الگویی برای تفسیر روابط بعدی بدل گشته است.
لستر هر بار که با گذشتهٔ عاطفی شریکش روبهرو میشود، آن را نه بخشی طبیعی از زندگی او، بلکه تهدیدی حاضر و فعال میبیند. نقطهٔ آغاز روایت، آشنایی لستر با رامونا ری و آگاهی از رابطهٔ پیشین او با دشیل فرانک، نویسندهای موفق، است. اما فیلم از این موقعیت آشنا برای ساختن یک معمای عاشقانه استفاده نمیکند؛ مسئلهٔ اصلی آن چیزی است که لستر با اطلاعات اندک خود میسازد.
او برای نزدیکشدن به گذشتهٔ رامونا، به جلسات گروهدرمانی دشیل راه مییابد و بهتدریج مرز میان کنجکاوی، فریب و دخالت را از میان میبرد. این تصمیم، موتور طنز فیلم است و در عین حال، تصویری نگرانکننده از ذهنی ارائه میدهد که برای آرامکردن خود، بهجای گفتوگوی صادقانه، به نظارت پناه میبرد.
کمدیِ گفتوگو و ریتم شخصیتها مهمترین دارایی فیلم، گوش تیز آن برای گفتوگوست. شخصیتها با جملههای کوتاه، پاسخهای طعنهآمیز و کلکلهایی که گاه از موضوع اصلی منحرف میشوند، هویت خود را میسازند. طنز نه تنها از شوخیهای آشکار، بلکه از فاصلهٔ میان آنچه شخصیتها میگویند و آنچه واقعاً میخواهند پنهان کنند پدید میآید.
« نقطهٔ آغاز روایت، آشنایی لستر با رامونا ری و آگاهی از رابطهٔ پیشین او با دشیل فرانک، نویسندهای موفق، است. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
گفتگوهای لستر و دشیل بهویژه از همین جنساند: دو مردی که ظاهراً دربارهٔ نوشتن، رابطه یا روانشناسی حرف میزنند، اما در لایهای دیگر در حال سنجیدن یکدیگرند. این شوخطبعی به فیلم نیرویی سبک و اجتماعی میبخشد؛ جهان آن پر از آدمهایی است که برای تحلیل احساساتشان واژگان فراوان دارند، اما در عمل چندان از آن احساسات سر درنمیآورند.
گاهی همین میل به توضیحدادن، خودش موضوع خنده میشود. از این نظر، «Mr. Jealousy» کمدیای است که به جای تکیه بر موقعیتهای پرتحرک، از اصطکاک میان شخصیتها نیرو میگیرد. هرچه این اصطکاک زندهتر باشد، فیلم نیز روانتر و سرگرمکنندهتر میشود. بازیها و شیمی جمعی اریک استولتس در نقش لستر، ترکیبی از هوش آرام و اضطراب مهارشده را به نمایش میگذارد.
او شخصیت را به هیولایی آشکار یا عاشقی صرفاً مضحک تبدیل نمیکند؛ لستر در نگاه نخست آدمی معمولی و حتی دوستداشتنی به نظر میرسد، اما بهتدریج روشن میشود که چگونه ترسهایش رفتارهای او را هدایت میکنند. همین فاصله میان ظاهر معقول و ذهن بدگمان، اجرای استولتس را مؤثر میسازد. کریس آیگمن نیز در نقش دشیل، خودپسندی و جذابیتی را در کنار هم نگه میدارد.
دشیل نویسندهای شناختهشده است، اما فیلم او را به کلیشهٔ نابغهٔ مغرور فرو نمیکاهد؛ او میتواند همزمان خندهدار، خودمحور و بهطرزی غیرمنتظره صمیمی باشد. آنابلا اسکیورا نیز به رامونا استقلال و وقار میدهد؛ او صرفاً موضوع رقابت دو مرد نیست، بلکه زنی با زندگی و معیارهای خودش است. بازیگران مکمل، از جمله کارلوس جاکوت و ماریان ژان-باتیست، به فضای جمعی فیلم جان میبخشند و گروهدرمانی را از پسزمینهای صرف به میدانی برای برخورد شخصیتها بدل میکنند.
« گاهی همین میل به توضیحدادن، خودش موضوع خنده میشود. »
شخصیتها و اجرا
حسادت، مالکیت و مسئولیت فیلم حسادت را با نگاهی دوگانه میکاود: از یک سو، آن را سرچشمهٔ موقعیتهای خندهآور میگیرد؛ از سوی دیگر، پیامدهای آن را در اعتماد و صمیمیت نشان میدهد. لستر خیال میکند با دانستن جزئیات گذشتهٔ رامونا میتواند جایگاه خود را در رابطه تثبیت کند، اما این تلاش در واقع برعکس عمل میکند.
هرچه بیشتر جستوجو میکند، کمتر قادر است در اکنون رابطه حضور داشته باشد. او گذشته را به پروندهای تبدیل میکند که باید از آن اعتراف گرفت، و همین نگاه، رامونا را از شریک عاطفی به موضوع تحقیق بدل میسازد. در اینجا فیلم به نکتهای مهم میرسد: بدگمانی همیشه از شواهد بیرونی تغذیه نمیکند؛ گاه از نیاز فرد به کنترلکردن چیزی برمیخیزد که ذاتاً کنترلناپذیر است.
لستر نمیتواند گذشته را تغییر دهد، اما میکوشد آن را به روایتی قابلمدیریت تبدیل کند. طنز فیلم زمانی تلختر میشود که میبینیم قهرمان برای فرار از آسیبپذیری، رفتاری را انتخاب میکند که احتمال آسیبزدن به رابطه را افزایش میدهد. فضا، رنگ و حالوهوای دههٔ نود «Mr. Jealousy» حالوهوایی گرم و صمیمی دارد که با کمدیهای مستقل دههٔ نود پیوند میخورد.
فیلم به جای آنکه جهان خود را پرزرقوبرق یا بیش از حد نمایشی کند، بر فضاهای روزمره و معاشرتهای معمولی تکیه دارد. همین سادگی، به گفتوگوها مجال میدهد و رنگولعاب بصری فیلم را دلپذیر میکند. تماشاگر در این جهان با آدمهایی روبهروست که زندگیشان نه در اوج بحران، بلکه در رفتوآمد میان قرارها، جمعهای دوستانه و جلسات درمانی شکل میگیرد.
« هرچه بیشتر جستوجو میکند، کمتر قادر است در اکنون رابطه حضور داشته باشد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
کارگردانی نوآ بامباک در این فیلم هنوز در مرحلهٔ جستوجوست، اما علاقهاش به ثبت شیوهٔ حرفزدن و رفتارکردن آدمها از همینجا آشکار است. فیلم گاه به کمدیهای گفتوگومحور و روشنفکرانهٔ زمان خود نزدیک میشود؛ تأثیرهایی که به فضای آن هویت میدهند، اما بعضیجاها نیز مانع شکلگیری صدایی کاملاً مستقل میشوند.
با این همه، گرمای بصری و لحن کمادعای فیلم، آن را از اثری صرفاً تندوتیز یا بدبینانه دور میکند. ضعف در ریتم و حرکت روایت مشکل اصلی فیلم آن است که ایدهٔ مرکزیاش گاهی بیش از ظرفیت خود کش میآید. پیگیری گذشتهٔ رامونا و حضور پنهانی لستر در جلسات درمانی، ابتدا موقعیتی جذاب و پربار میسازد؛ اما با تکرار برخوردها، روایت در بخشهایی احساس میکند که دور خودش میچرخد.
فیلم چند بار به همان بدگمانی بازمیگردد، بیآنکه هر بار لایهای تازه به آن بیفزاید. در نتیجه، آنچه باید تنش تدریجی باشد، گاهی به تعویق و مکثی طولانی بدل میشود. همین مسئله بر ریتم نیز اثر میگذارد. بعضی صحنهها از دیالوگهای بانمک و اجرای خوب بهره میبرند، اما بیش از اندازه ادامه پیدا میکنند؛ بعضی دیگر نیز با جدیتی روبهرو میشوند که از ظرافت کمدی فیلم میکاهد.
ساختار روایت گاه چنان آشکار است که مسیر کلی رویدادها زودتر از آنچه باید قابل حدس میشود. فیلم در بهترین لحظههایش از جزئیات شخصیتها جان میگیرد، اما هرگاه بیش از حد به پیشبرد طرح داستانی وابسته میشود، تازگی و روانی خود را از دست میدهد. این ناهمواری، تجربهٔ تماشا را برای مخاطبی که ریتم کند را نمیپسندد، دشوارتر میکند.
« با این همه، گرمای بصری و لحن کمادعای فیلم، آن را از اثری صرفاً تندوتیز یا بدبینانه دور میکند. »
قوتها و کاستیها
تعادل میان شوخی و جدیت یکی از دشواریهای فیلم یافتن توازن میان کمدی و تحلیل روانشناختی است. «Mr. Jealousy» میخواهد رفتار لستر را هم مضحک نشان دهد و هم قابلفهم کند؛ در بخشهایی این دو وجه بهخوبی درهم میآمیزند، اما در بخشهایی دیگر فیلم چنان بر معنای رفتارها مکث میکند که انرژی کمیکش فروکش میکند.
این جدیت گاه به شخصیتها عمق میبخشد، ولی گاه نیز از آنها میخواهد بیش از اندازه دربارهٔ خودشان حرف بزنند، بیآنکه گفتارشان به بینشی تازه برسد. از همین رو، فیلم در بهترین حالتش اثری خوشصحبت و دقیق دربارهٔ آدمهای ناپختهای است که میخواهند بالغ به نظر برسند؛ و در ضعیفترین حالتش، کمدیای است که ایدهای مناسب را با تأکید بیش از حد تکرار میکند.
جذابیت آن بیش از آنکه در غافلگیریهای روایی باشد، در لحظههای کوچک بازیگری، مکثهای ناشیانه و برخوردهای کلامی نهفته است. جمعبندی «Mr. Jealousy» کمدیای گرم، گفتوگومحور و شخصیتمدار است که حسادت را هم مایهٔ خنده میگیرد و هم نشانهای از ترس و ناامنی. بازیهای هماهنگ، دیالوگهای خوشریتم و فضای دلنشین دههٔ نودی، آن را به اثری سرگرمکننده تبدیل میکنند؛ در مقابل، کندی ریتم، تکرار برخی موقعیتها و قابلپیشبینیشدن مسیر روایت، از انسجام آن میکاهد.
فیلم در همهٔ لحظهها به اندازهٔ ایدهٔ مرکزیاش تیز و بامزه نیست، اما وقتی به جای توضیحدادن، اجازه میدهد شخصیتها با یکدیگر برخورد کنند، جذابیتش بهروشنی پدیدار میشود. حاصل، اثری نه کاملاً صیقلی، اما آکنده از لحظههای زنده و مشاهدههای دقیق دربارهٔ عشق، اعتماد و میل به دانستنِ بیش از اندازه است.
« تعادل میان شوخی و جدیت یکی از دشواریهای فیلم یافتن توازن میان کمدی و تحلیل روانشناختی است. »



ثبت دیدگاه