نقد و بررسی
نقد Mother's Day | 2023
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
بازگشتِ مادر به میدان خطر «Mother’s Day» ساختهٔ Mateusz Rakowicz، تریلری لهستانی است که در دل روایتی آشنا میکوشد دو چهره از مادری را به هم پیوند بزند: مادر بهمثابه پناه عاطفی و مادر بهمثابه نیرویی خشن و مهارنشدنی. نینا، مأمور پیشین عملیات ویژهٔ ناتو، سالهاست در سایه و دور از زندگی پسرش مکس روزگار میگذراند.
ربودهشدن مکس، او را از انزوای خودخواسته بیرون میکشد و به جهان خشونتی بازمیگرداند که گمان میرفت پشت سر گذاشته است. فیلم از همان ابتدا تکلیف خود را با مخاطب روشن میکند: اینجا قرار نیست آرامآرام وارد بحران شویم؛ تهدید ناگهان از راه میرسد و قهرمان باید بیدرنگ دست به کار شود.
این شروع پرشتاب، امتیاز مهم فیلم است. ربایش مکس بهانهای میشود برای حرکت مداوم روایت، تعقیب، رویارویی و آشکارشدن تدریجی گذشتهٔ نینا. بااینحال، «روز مادر» بیش از آنکه در پی بازآفرینی قالب تریلر اکشن باشد، میخواهد به آن رنگوبوی رابطهای خانوادگی بدهد: نینا برای نجات پسری میجنگد که او را میشناسد، اما از او دور مانده است.
همین فاصله، بالقوه میتوانست سرچشمهٔ نیروی عاطفی فیلم باشد؛ نیرویی که در عمل، تنها بخشی از ظرفیتش مجال بروز پیدا میکند. قهرمانی میان مهارت و زخم نینا، با بازی Agnieszka Grochowska، شخصیتی است که از خلال رفتار و واکنشهایش بیش از گفتوگوهای توضیحی شناخته میشود. او کمحرف، گرفته و ظاهراً بیاعتناست؛ اما به محض آنکه خطری متوجه مکس میشود، تواناییهای پنهانش آشکار میشوند.
« نینا، مأمور پیشین عملیات ویژهٔ ناتو، سالهاست در سایه و دور از زندگی پسرش مکس روزگار میگذراند. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تضاد میان زندگی خاموش و گذشتهٔ خشونتبار او، زمینهای مناسب برای ساختن قهرمانی پیچیده فراهم میآورد. فیلم از این تقابل بهره میگیرد تا نشان دهد مهارتهای رزمی نینا فقط مجموعهای از فنون نیستند؛ آنها صورت بیرونی زندگیایاند که او برای حفظ خود و پسرش ناچار به ترک آن شده است. حضور Grochowska، بهویژه در لحظههایی که شخصیت از خشونت به فرسودگی و از کنترل به آسیبپذیری میلغزد، ستون اصلی فیلم است.
نینا ابرقهرمانی بینقص نیست: ضربه میخورد، گرفتار میشود و بهای جسمانی درگیریها را میپردازد. همین آسیبپذیری، به صحنههای مبارزه وزن میدهد و از تبدیل او به نیرویی کاملاً فراواقعی جلوگیری میکند. بااینهمه، فیلم کمتر از آنچه باید، به ریشههای روانی انزوای او میپردازد. گذشتهٔ نینا بیشتر به شکل اطلاعاتی پراکنده و ابزار پیشبرد قصه ظاهر میشود تا زخمی زنده که انتخابهای امروز او را شکل داده باشد.
اکشن؛ موتور محرک روایت مهمترین سرمایهٔ «روز مادر» صحنههای اکشن آن است. فیلم از حرکت نمیایستد و جستوجوی مکس را به رشتهای از برخوردها و خطرهای پیدرپی بدل میکند. طراحی درگیریها روان و خواناست؛ ضربهها و جاخالیها بهگونهای اجرا میشوند که مخاطب بتواند مسیر کنش را دنبال کند، نه آنکه زیر انبوهی از برشهای گیجکننده گم شود.
نینا در این صحنهها با جسارت و چابکی عمل میکند و تماشای بازگشتش به مهارتهای گذشته، کشش بصری قابلتوجهی ایجاد میکند. با این حال، سرعت بهتنهایی ضامن تعلیق نیست. برخی گرهها پیش از آنکه فرصت کافی برای گسترش پیدا کنند باز میشوند و بعضی خطرها، بهجای آنکه تعلیقی پایدار بسازند، تنها ایستگاههایی در مسیر بعدی به نظر میرسند.
« تضاد میان زندگی خاموش و گذشتهٔ خشونتبار او، زمینهای مناسب برای ساختن قهرمانی پیچیده فراهم میآورد. »
شخصیتها و اجرا
فیلم گاه چنان مشتاق رسیدن به درگیری بعدی است که نمیگذارد پیامدهای صحنهٔ پیشین در ذهن شخصیتها یا تماشاگر تهنشین شود. نتیجه، تجربهای پرتحرک اما نه همیشه پرتنش است: حرکت مداوم وجود دارد، ولی هر حرکت الزاماً به معنای افزایش اضطراب یا پیچیدگی نیست. مادری؛ عاطفهای که زیر سایه میماند ایدهٔ مرکزی فیلم ظرفیت احساسی روشنی دارد.
نینا زمانی از زندگی مکس کنار کشیده و اکنون باید برای بازپسگرفتن او بجنگد؛ اما نجات جسمانی با بازسازی رابطه یکی نیست. همین شکاف میتوانست فیلم را از تریلرهای نجات گروگان متمایز کند. مکس تنها کسی نیست که باید از چنگ آدمربایان بیرون بیاید؛ او باید با حقیقت وجود مادری روبهرو شود که برایش غریبه است، و نینا نیز باید دریابد که پیوند خونی بهتنهایی اعتماد و نزدیکی نمیآفریند.
فیلم این امکان را لمس میکند، اما بهندرت درنگی طولانی بر آن میکند. صحنههای عاطفی اغلب میان دو موقعیت اکشن قرار میگیرند و در نتیجه، گفتوگوهای مادر و پسر מתקצרند یا به انتقال اطلاعات و واکنشهای فوری محدود میشوند. فاصلهٔ سالیان دراز میان آن دو بیش از آنکه بهصورت کشمکشی آرام و پیچیده تجربه شود، گاه همچون مانعی روایی جلوه میکند که باید از آن عبور کرد.
ازاینرو، انگیزهٔ نینا برای نجات مکس روشن است، اما عمق رابطهای که فیلم وعده میدهد کمتر از حد انتظار شکل میگیرد. احساس در فیلم حضور دارد، ولی اکشن غالباً فرصت نمیدهد آن احساس به تجربهای ماندگار بدل شود. لحن و جهان داستان یکی از دشواریهای فیلم، یافتن تعادلی پایدار میان تلخی درام و اغراقهای ژانری است.
« مادری؛ عاطفهای که زیر سایه میماند ایدهٔ مرکزی فیلم ظرفیت احساسی روشنی دارد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
فضای تعقیب و تهدید، جهانی خشن و بیاعتماد میسازد؛ در مقابل، برخی موقعیتها و شخصیتهای پیرامونی با چاشنی اغراق و نمایشگری پرداخته شدهاند. این تفاوت میتوانست به فیلم هویتی خاص ببخشد، اگر لحن واحدی آن را هدایت میکرد. اما گذار از اندوه و تنهایی نینا به خشونتهای نمایشی گاه ناهموار است؛ انگار فیلم میان جدیت یک درام خانوادگی و بازیگوشی یک اکشن اغراقآمیز مردد مانده باشد.
شخصیتهای فرعی نیز همیشه از این نوسان سود نمیبرند. بعضی از آنها با نشانههایی پررنگ معرفی میشوند، اما مجال کافی برای تبدیلشدن به آدمهایی با انگیزههای روشن و چندلایه نمییابند. در نتیجه، تهدید پیرامون نینا بیشتر از آنکه از برخورد شخصیتها و منافع پیچیدهشان برآید، بر پایهٔ نیازهای فوری قصه شکل میگیرد.
این کاستی، انسجام جهان فیلم را کاهش میدهد و گاهی باعث میشود رویدادها بیشتر به هم متصل باشند تا از دل یک منطق دراماتیک واحد رشد کنند. ریتم، روایت و بهرهگیری از ظرفیتها ریتم تند فیلم برای حفظ توجه مخاطب کارآمد است. جستوجوی نینا مرحلهبهمرحله پیش میرود و هر سرنخ، مسیر تازهای پیش روی او میگذارد.
زمان نسبتاً فشردهٔ روایت نیز اجازه نمیدهد داستان بیش از اندازه در توضیح مقدمات درجا بزند. بااینحال، همین فشردگی گاه به بهای پرداخت شخصیتها تمام میشود. اطلاعاتی دربارهٔ گذشته و انگیزهها عرضه میشود، اما تماشاگر کمتر فرصت مییابد میان آن اطلاعات و دگرگونیهای درونی شخصیتها پیوند برقرار کند.
« این تفاوت میتوانست به فیلم هویتی خاص ببخشد، اگر لحن واحدی آن را هدایت میکرد. »
قوتها و کاستیها
فیلم بیش از آنکه از سکوت، مکث و پیامدهای روانی خشونت بهره بگیرد، به پیشروی خطی و رخدادهای بیرونی تکیه میکند. این انتخاب برای یک اکشن عامهپسند قابلفهم است، اما با وعدهٔ احساسی قصه کاملاً سازگار نیست. اگر فیلم میان صحنههای درگیری فضای بیشتری برای شناخت مکس و نینا میگذاشت، نجات مکس میتوانست بهجای هدفی صرفاً روایی، به آزمونی برای اعتماد، بخشایش و بازسازی پیوند بدل شود.
در شکل کنونی، آن ظرفیت بیشتر دیده میشود تا آنکه بهتمامی تحقق یابد. جمعبندی «Mother’s Day» فیلمی پرتحرک با قهرمانی مرکزی جذاب است که از توان جسمانی و حضور جدی Agnieszka Grochowska بهره میبرد. صحنههای اکشن روان، آغاز بیدرنگ و فضای پیوستهٔ تعقیب، آن را به تریلری سرگرمکننده بدل میکنند؛ اما شتاب روایت، پرداخت عاطفی رابطهٔ مادر و پسر را محدود میسازد و برخی گرههای داستانی پیش از آنکه تعلیق کافی بسازند، از میان میروند.
مهمتر از همه، پیوند میان اندوه شخصیت اصلی و خشونت پرزرقوبرق فیلم همیشه طبیعی و هموار نیست. ارزش اثر در وعدهای نهفته است که گاه به آن نزدیک میشود: مادری که برای نجات فرزندش به گذشتهٔ خطرناک خود بازمیگردد، اما باید در کنار نجات او با فاصلهای عاطفی نیز روبهرو شود. فیلم در بخش نخست این وعده ــ اکشن و کشمکش بیرونی ــ موفقتر است؛ در بخش دوم، یعنی ترمیم رابطه و کاوش در معنای مادری، محتاط و کمعمق باقی میماند.
حاصل، اثری خوشریتم و دیدنی برای علاقهمندان به اکشن است که بیش از آنکه در ذهن بماند، با ظرفیت عاطفیِ کاملاً شکوفانشدهاش به یاد میآید.
« فیلم بیش از آنکه از سکوت، مکث و پیامدهای روانی خشونت بهره بگیرد، به پیشروی خطی و رخدادهای بیرونی تکیه میکند. »



ثبت دیدگاه