نقد و بررسی
نقد روز مادر (Mother's Day) | 2016
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
میانپردهای شلوغ در آستانه روز مادر «Mother's Day» ساختهٔ گری مارشال، کمدیـدرامی گروهی است که ماجراهای چند خانواده را در روزهای منتهی به روز مادر کنار هم میگذارد. فیلم از همان ابتدا وعده میدهد که برخوردها و دلخوریهای خانوادگی، در نهایت به فرصتی برای نزدیکشدن دوباره بدل شوند؛ وعدهای آشنا که میتواند زمینهٔ یک سرگرمی گرم و دلپذیر باشد، اما به همان اندازه خطر کلیشهگویی و سهلانگاری در پرداخت را نیز در خود دارد.
جمع بازیگران سرشناس، از جنیفر انیستون، کیت هادسن و جولیا رابرتس تا جیسون سودیکیس، به فیلم جلوهای پرزرقوبرق میبخشد، ولی شهرت بازیگران بهتنهایی نمیتواند پراکندگی روایی آن را پنهان کند. مارشال، که پیشتر نیز سراغ کمدیهای چندشخصیتی و مناسبتی رفته بود، اینبار خانواده را موضوع مرکزی میگیرد؛ موضوعی گسترده که فیلم بیش از آنکه در آن ژرف شود، میکوشد از شاخهای به شاخهٔ دیگر بپرد.
چند خانواده، چند مسئله در مرکز فیلم چند مسیر داستانی قرار دارد: مادرانی که با تغییر شکل زندگی خانوادگی روبهرو هستند، فرزندانی که از والدین خود چیزی پنهان کردهاند، و کسانی که هنوز دربارهٔ معنای تعهد و تشکیل خانواده به نتیجه نرسیدهاند. از جمله، سندی با پیامدهای ازدواج دوبارهٔ همسر سابقش کنار میآید؛ جسی رابطهای پیچیده با خانوادهٔ خود دارد؛ و کریستین میان مادری، رابطهٔ عاطفیاش و پرسشهایی دربارهٔ گذشتهٔ خویش گرفتار است.
در سوی دیگر، بردلی پدری تنهاست که میکوشد مسئولیت خانواده را بهتنهایی پیش ببرد. این شخصیتها در آغاز، هر یک میتوانند حامل فیلمی مستقل باشند؛ مسئله از آنجا پدید میآید که فیلم فرصت کافی برای بسط بسیاری از این ظرفیتها فراهم نمیکند. پیوند میان روایتها بیشتر بر مناسبت مشترک و برخوردهای برنامهریزیشده استوار است تا بر رابطهای که بهتدریج و از دل شخصیتها شکل بگیرد.
« در سوی دیگر، بردلی پدری تنهاست که میکوشد مسئولیت خانواده را بهتنهایی پیش ببرد. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
تماشاگر بارها از یک بحران عاطفی به بحران دیگر منتقل میشود، بیآنکه همیشه فرصت کند در پیامدهای هیچیک مکث کند. در نتیجه، فیلم گاهی شبیه مجموعهای از طرحهای کوتاه به نظر میرسد که رشتهٔ اتصالشان از آنچه در ظاهر وعده داده شده، سستتر است. این پراکندگی فقط مسئلهٔ شمار شخصیتها نیست؛ مشکل اصلی آن است که قصهها پس از معرفی، بعضاً پیش از آنکه به پیچیدگی یا معنای ویژهای برسند، به سمت حلوفصل سریع میروند.
لحنی دلنشین، اما کمریسک فیلم بهوضوح قصد ندارد تجربهای تلخ یا دشوار از روابط خانوادگی بسازد. فضای آن روشن، نرم و آشتیجویانه است و موقعیتهایش طوری چیده شدهاند که حتی اختلافها نیز در افق آشتی و تفاهم دیده شوند. این انتخاب برای تماشاگرانی که سرگرمی سبک و بیدردسر میخواهند، امتیازی واقعی است: فیلم سنگین نمیشود و بهندرت از چارچوب کمدی خانوادگیِ مناسبتی بیرون میرود.
چند لحظهٔ بامزه نیز دارد که میتواند خندهای کوتاه بر لب بیاورد. اما همین نرمی، وقتی به حذف اصطکاک و پیچیدگی بینجامد، به نقطهضعف بدل میشود. شخصیتها اغلب با مسئلههایی روبهرو هستند که از نظر عاطفی ظرفیت مهمی دارند، ولی فیلم تمایل دارد آنها را با گفتوگویی صریح یا برخوردی ناگهانی جمع کند.
بدینترتیب، احساسات به جای آنکه از رفتار و انتخابهای شخصیتها برآیند، گاهی همچون پیامهایی از پیش آماده بر صحنه ظاهر میشوند. فیلم میخواهد مهربان باشد، اما مهربانیاش همیشه به صداقت دراماتیک تبدیل نمیشود. بازیگران زیر سایهٔ فیلمنامه بازیگران شناختهشده، با تجربهٔ فراوان در کمدی و درام، به فیلم نیرویی فوری میدهند.
« تماشاگر بارها از یک بحران عاطفی به بحران دیگر منتقل میشود، بیآنکه همیشه فرصت کند در پیامدهای هیچیک مکث کند. »
شخصیتها و اجرا
جنیفر انیستون در نقش سندی با آسودگی همیشگیاش میان دلخوری و شوخی رفتوآمد میکند؛ کیت هادسن انرژی پرجنبوجوشی به جسی میبخشد؛ و جولیا رابرتس حضوری آراسته و کنترلشده دارد. بااینحال، گاه به نظر میرسد فیلم بیش از آنکه به شخصیتها زندگی مستقل بدهد، از جذابیت آشنای ستارهها بهره میگیرد.
بازی خوب میتواند صحنه را سرپا نگه دارد، ولی جای پرداخت دقیق را نمیگیرد. در میان بازیگران، جیسون سودیکیس بهویژه در لحظههای کمدی کارآمد است. او میتواند از واکنشهای ساده و مکثهای کوتاه، طنزی ملایم بسازد و در بخشهایی از فیلم طراوت ایجاد کند. حضورش نشان میدهد که اجرای بازیگر چه اندازه میتواند به شوخیهای معمولی جان بدهد؛ بااینحال، سهم این لحظهها در قیاس با کل فیلم محدود میماند.
وقتی شوخی بر موقعیتی تکراری یا ضربهای قابلپیشبینی تکیه دارد، حتی اجرای خوشریتم نیز نمیتواند همیشه آن را به خندهای ماندگار تبدیل کند. دیالوگها و کمدیِ قابلپیشبینی بخش مهمی از ضعف فیلم در گفتوگوهای آن آشکار میشود. شخصیتها بارها احساس یا مسئلهٔ خود را مستقیم توضیح میدهند و دیالوگها گاه بهجای آنکه صدای منحصربهفرد هر فرد را بسازند، صرفاً اطلاعات لازم برای پیشبردن صحنه را منتقل میکنند.
بعضی جملهها چنان به الگوهای آشنای کمدی رمانتیک و خانوادگی نزدیکاند که مسیر بعدی گفتوگو را میتوان پیش از شنیدن آن حدس زد. این امر فقط تازگی را کم نمیکند؛ فاصلهٔ تماشاگر با شخصیتها را نیز افزایش میدهد، زیرا کمتر فرصتی برای کشف ناگهانی، سکوت معنادار یا تناقضی باورپذیر باقی میماند.
« بازی خوب میتواند صحنه را سرپا نگه دارد، ولی جای پرداخت دقیق را نمیگیرد. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
شوخیها نیز کیفیت یکدستی ندارند. برخی از دل موقعیت و شخصیت بیرون میآیند و بنابراین طبیعیتر مینشینند؛ برخی دیگر چنان آشکارا برای ایجاد خنده طراحی شدهاند که بیشتر توجه را به کوشش فیلم جلب میکنند تا به خود شوخی. حاصل، تجربهای نوسانی است: لحظاتی سبک و خوشتماشا در کنار صحنههایی که کش میآیند یا از اثرگذاری بازمیمانند.
همین نوسان توضیح میدهد که چرا ممکن است بخشی از مخاطبان از فیلم لذت ببرند و بخشی دیگر آن را ملالآور بدانند. کارگردانی و مسئلهٔ انسجام ساختار گروهی فیلم به کارگردانیای نیاز دارد که نهفقط شخصیتها را به یک مناسبت مشترک متصل کند، بلکه برای هر خط روایی وزن و زمان مناسب پیدا کند. در «Mother's Day»، جابهجایی میان داستانها ریتم کلی را گاه ناپایدار میکند.
فیلم اطلاعات و موقعیتهای تازهای میافزاید، اما همیشه نمیداند کدام رابطه را باید در مرکز توجه نگه دارد. از این رو، چند داستان در ذهن میمانند نه به دلیل تحول پرقدرتشان، بلکه به سبب بازیگر یا موقعیتِ برجستهای که در آنها حضور دارد. باوجوداین، طراحی کلی فیلم کاملاً بیثمر نیست. مناسبت روز مادر امکان میدهد که روایتها در فضایی واحد به هم نزدیک شوند و موضوعهایی چون مراقبت، جدایی، آشتی و شکلهای گوناگون خانواده در کنار هم قرار گیرند.
مسئله آن است که این ظرفیت بیشتر در سطح ایده باقی میماند. فیلم به جای آنکه تفاوت تجربههای خانوادگی را با کنجکاوی دنبال کند، اغلب آنها را به نتیجهای عاطفی و هموار سوق میدهد. بنابراین، مناسبت مرکزی هم عامل انسجام است و هم محدودیتی که همهچیز را به سوی پیام از پیش معلوم میکشاند.
« حاصل، تجربهای نوسانی است: لحظاتی سبک و خوشتماشا در کنار صحنههایی که کش میآیند یا از اثرگذاری بازمیمانند. »
قوتها و کاستیها
جمعبندی «Mother's Day» فیلمی است که بیش از هر چیز به حالوهوای تماشای خود وابسته است. اگر انتظار اثری سبک، پرستاره و خوشنیت وجود داشته باشد، فیلم میتواند چند لحظهٔ سرگرمکننده و چند شوخی موفق فراهم کند؛ بهخصوص جیسون سودیکیس در بخشهایی از آن حضور خوشایندی دارد. اما اگر از یک روایت گروهی انتظار پیوندی محکم میان داستانها، شخصیتپردازی دقیق و گفتوگوهایی تازه برود، فیلم کمتر از وعدهٔ خود برمیآید.
گرمی فیلم واقعی است، اما گاهی جای عمق را میگیرد؛ جمع بازیگران چشمگیر است، اما همیشه به شخصیتهایی بهیادماندنی نمیانجامد؛ و ایدهٔ کنار هم آوردن چند خانواده جذاب است، اما پراکندگی و شتاب در پرداخت مانع تحقق کامل آن میشود. حاصل، کمدی خانوادگیِ مناسبی برای شبی سبک است، نه اثری که پیچیدگی روابط مادران و فرزندان را با نگاهی ماندگار واکاوی کند.
فیلم میخواهد یادآوری کند که خانواده میتواند دوباره به هم نزدیک شود، اما راه رسیدن به این نتیجه را چنان هموار میکند که بخش مهمی از کشمکش و باورپذیری مسیر از میان میرود.
« جمعبندی «Mother's Day» فیلمی است که بیش از هر چیز به حالوهوای تماشای خود وابسته است. »



ثبت دیدگاه