نقد و بررسی
نقد Mortadelo & Filemon: Mission Implausible | 2014
وعده ژانری؛ آنچه اثر وعده میدهد
آشوب بهمثابه موتور کمدی «Mortadelo & Filemon: Mission Implausible» فیلمی پویانمایی از خاویر فسر است که دو مأمور دستوپاچلفتی و محبوب را در دل بحرانی تازه قرار میدهد: تبهکاری با پخش مادهای مرموز، مردم را به خندهای مهارنشدنی گرفتار میکند و مورتادلو و فیلمون باید پیش از گسترش هرجومرج جلوی او را بگیرند.
فیلم از همان آغاز روشن میکند که قرار نیست با جاسوسی جدی یا ماجرایی پرتعلیق روبهرو باشیم؛ مأموریت فقط بهانهای است برای زنجیرهای از بدبیاریها، تعقیبوگریزها و شوخیهایی که با سرعتی بالا از راه میرسند. این انتخاب، هم نقطه قوت اثر است و هم محدودیت آن. روایت بهجای ساختن جهانی پرجزئیات از راز و توطئه، انرژی خود را صرف موقعیتهای کمیک میکند.
هر مانع تازه، فرصتی برای بههمریختن نقشهها و تشدید آشفتگی است. در نتیجه، فیلم بیشتر به یک رشته ماجرای طنزآمیز شباهت دارد تا داستانی که بخواهد لایههای پیچیدهای از شخصیت و مضمون بسازد. ریتم و معماری روایت ساختار فیلم بر حرکت پیوسته استوار است. قهرمانان از دردسری به دردسر دیگر پرتاب میشوند و تماشاگر مجال چندانی برای ماندن در یک موقعیت پیدا نمیکند.
« این انتخاب، هم نقطه قوت اثر است و هم محدودیت آن. »
روایت و ریتم؛ جریان داستان
چنین ریتمی با جهان کارتونی اثر سازگار است؛ جایی که منطق روزمره دائماً عقب مینشیند تا اغراق، تصادف و بداقبالی میداندار شوند. روایت بهندرت میکوشد پیچیدگی روانشناختی بسازد و در عوض میخواهد تماشاگر را در جریان آشوب نگه دارد. اما همین شتاب گاهی به پراکندگی میانجامد. بعضی رخدادها بیش از آنکه حاصل پیشروی طبیعی داستان باشند، همچون پلهایی برای رسیدن به شوخی بعدی عمل میکنند.
بنابراین، انسجام کلی داستان در مقایسه با نیروی صحنههای کمدی اهمیت کمتری مییابد. اگر تماشاگر انتظار قصهای پرمایه با تحول شخصیتی چشمگیر داشته باشد، احتمالاً فیلم او را کاملاً راضی نخواهد کرد؛ ولی برای مخاطبی که به کمدی موقعیت و بازیهای اغراقآمیز علاقه دارد، این شتاب بخشی از لذت تماشا است.
مورتادلو و فیلمون؛ زوجی بر پایه تضاد مرکز ثقل فیلم، رابطه دو شخصیت اصلی است. مورتادلو و فیلمون نه بهدلیل مهارت خارقالعاده، بلکه بهسبب ناتوانیهای تکمیلکنندهشان کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند. یکی اغلب با بداههکاری و رفتارهای پیشبینیناپذیر اوضاع را پیچیدهتر میکند و دیگری، با وجود تمایل به کنترل مأموریت، در گرداب همان آشوب گرفتار میشود.
« روایت بهندرت میکوشد پیچیدگی روانشناختی بسازد و در عوض میخواهد تماشاگر را در جریان آشوب نگه دارد. »
شخصیتها و اجرا
تضاد میان قصد و نتیجه، اساس کمدی این زوج است. فیلم برای معرفی دوباره این شخصیتها تلاش زیادی نمیکند؛ انگار فرض را بر آشنایی مخاطب با سنت کمیک آنها گذاشته است. این رویکرد به اثر سرعت میدهد، اما ممکن است برای بینندهای که پیشینه مجموعه را نمیشناسد، بخشی از شوخیهای مبتنی بر رابطه و سابقه شخصیتها را کماثر کند.
بااینحال، بازیهای صوتی و طراحی حرکات، شخصیتها را حتی در لحظات شلوغ از هم متمایز نگه میدارند. فیلمون معمولاً حامل اضطراب و کلافگی است و مورتادلو با بیپروایی خود تعادل او را برهم میزند؛ ترکیبی آشنا که فیلم آن را با انرژی فراوان به کار میگیرد. طنز؛ از شلوغکاری تا تکرار کمدی اثر عمدتاً بر شوخیهای دیداری، سقوط و برخورد، بدفهمی، تغییر مسیر ناگهانی و اغراق جسمانی تکیه دارد.
ایده خنده مسری نیز امکان مناسبی برای گسترش این جنس طنز فراهم میکند: بحرانی عمومی که در آن واکنشهای مردم، به خودی خود به بخشی از آشوب بدل میشوند. فیلم در بهترین لحظاتش از تضاد میان جدیت مأموریت و بیکفایتی مجریان آن بهره میبرد؛ قهرمانان میخواهند اوضاع را نجات دهند، اما شیوه حضورشان غالباً بحران را مضحکتر میکند.
« تضاد میان قصد و نتیجه، اساس کمدی این زوج است. »
فضا و فرم؛ لحن بصری
بااینهمه، شوخیها همیشه به یک اندازه مؤثر نیستند. برخی به سرعت به نتیجه میرسند و ضرباهنگ خوبی دارند؛ برخی دیگر سادهاند یا چند بار با شکلهایی نزدیک به هم بازمیگردند. طنز فیلم گاه بیش از آنکه بر ظرافت کلامی یا مشاهدهای دقیق بنا شود، به شدت حرکت و غافلگیری متکی است. چنین سبکی میتواند برای دوستداران کمدی پرتحرک سرگرمکننده باشد، اما مخاطبی که طنز زیرکانهتر و چندلایهتر میپسندد، ممکن است بخشهایی از آن را سطحی یا تکراری بیابد.
تصویر و جهان پویانمایی هویت بصری فیلم از مهمترین امتیازهای آن است. پویانمایی رایانهای، چهرهها و بدنها را با اغراقی حسابشده طراحی میکند تا هر حرکت و واکنش به ظرفیت کمیک خود برسد. شخصیتها حالوهوای نقاشی متحرک دارند، اما محیطها و جزئیات صحنه به فیلم حجمی سینمایی میبخشند. این ترکیب، جهانی میسازد که در آن چهرههای کاریکاتوری میتوانند در فضای نسبتاً ملموس و پرجزئیات حرکت کنند، بیآنکه تضاد میان این دو کاملاً از بین برود.
طراحی بصری فقط آرایهای تزئینی نیست؛ ریتم شوخیها نیز تا حد زیادی به آن وابسته است. تغییر ناگهانی حالت چهره، حرکتهای بدنی بزرگنماییشده و انباشتهشدن اشیا یا شخصیتها در قاب، بخش مهمی از کمدی را شکل میدهند. فیلم از این نظر زبان ویژهای دارد و صرفاً داستانی معمولی را با تصاویر متحرک روایت نمیکند.
« بااینهمه، شوخیها همیشه به یک اندازه مؤثر نیستند. »
قوتها و کاستیها
بااینحال، شلوغی بصری گاه به شلوغی روایی اضافه میشود؛ در بعضی لحظات، توجه به جزئیات و اتفاقهای همزمان از تمرکز بر خود داستان میکاهد. جنسیت، مخاطب و میراث کمیک یکی از جنبههای قابل بحث فیلم، نوع بازنمایی زنان و برخی شوخیهای آن است. بخشی از طنز اثر بر نگاه جنسیتزده یا کلیشههای آشنا تکیه میکند؛ چیزی که ممکن است برای بخشی از تماشاگران آزاردهنده باشد و فاصلهای میان فیلم و حساسیتهای معاصر ایجاد کند.
این مسئله را نمیتوان صرفاً زیر عنوان «شوخی کارتونی» نادیده گرفت، زیرا انتخابهای طنزآمیز نیز حامل نوعی نگاه به شخصیتها و روابط اجتماعیاند. در عین حال، فیلم را باید در پیوند با سنت کمیک اغراقآمیزی دید که از شخصیتهای مورتادلو و فیلمون میآید. اقتباس سینمایی میکوشد روح آشوب و شیطنت آن جهان را حفظ کند، اما وفاداری به یک سنت قدیمی لزوماً همه عناصرش را از نقد معاف نمیکند.
حاصل، اثری است که ممکن است برای گروهی از مخاطبان صرفاً سرگرمی سبک باشد و برای گروهی دیگر نمونهای از طنزی تاریخمند با محدودیتهای روشن. این دو دریافت میتوانند همزمان درست باشند. جمعبندی «Mortadelo & Filemon: Mission Implausible» بیش از هر چیز بر انرژی، حرکت و کمدی دیداری تکیه دارد.
« جنسیت، مخاطب و میراث کمیک یکی از جنبههای قابل بحث فیلم، نوع بازنمایی زنان و برخی شوخیهای آن است. »
جمعبندی
پویانمایی پرجزئیات، هویت بصری متمایز و زوج مرکزی پرجنبوجوش، فیلم را به تجربهای سرگرمکننده برای دوستداران شوخیهای پرتحرک تبدیل میکنند. بحران خندهسرا نیز بستری مناسب برای موقعیتهای اغراقآمیز و پیدرپی فراهم میآورد، بیآنکه فیلم ناچار باشد خود را به منطق واقعگرایانه محدود کند.
در سوی دیگر، داستان عمق چندانی نمییابد و پیوستگی آن گاه زیر فشار شوخیهای پیاپی قرار میگیرد. برخی لطیفهها ساده یا تکراریاند و بخشهایی از نگاه جنسیتزده اثر نیز ممکن است برای تماشاگر امروز ناخوشایند باشد. با وجود این کاستیها، فیلم در هدف اصلی خود—ساختن ماجرایی کارتونی، پرجنبوجوش و سبک—موفق است.
بهترین شیوه مواجهه با آن، انتظار نداشتن از یک روایت پیچیده و پذیرفتن جهانی است که در آن هر مأموریت جدی، دیر یا زود به آشفتگی خندهدار بدل میشود.
« در سوی دیگر، داستان عمق چندانی نمییابد و پیوستگی آن گاه زیر فشار شوخیهای پیاپی قرار میگیرد. »
ثبت دیدگاه